
فیلم «مایکل» که به زندگی یکی از محبوبترین چهرههای سدۀ اخیر یعنی مایکل جکسون میپردازد، موفق شده با بیش از 1 میلیارد دلار فروش در گیشۀ جهانی، نگاههای بسیاری را به خود جلب کند. جعفر جکسون در اولین نقشآفرینی رسمی خود، نقش عمویش مایکل را ایفا کرده است.بسیار ناموفق نزد منتقدان، بسیار موفق در گیشه!
«مایکل» از مدتها پیش، یکی از مهمترین و موردانتظارترین آثار سال محسوب میشد. حتی پیش از اینکه تریلر و خبر خاصی دربارۀ فیلم منتشر شود، همینکه قرار بود فیلمی دربارۀ یکی از افسانههای موسیقی پاپ روانۀ پردۀ سینما شود، به خودی خود امری به شدت جذاب بود و همگان نسبت به این اثر سینمایی حسابی کنجکاو بودند!
طبق رسم همیشگی، چند روز پیش از آغاز اکران رسمی «مایکل» در سینماهای سرتاسر جهان، نظرات و نمرات منتقدان نسبت به این فیلم منتشر شد. اما نظرات منتقدان بهشدت همه را غافلگیر کرد چرا که تقریباََ همگی «مایکل» را اثری ضعیف، شکستخورده و ناامیدکننده نامیدند! نمرۀ این فیلم در سایتهایی مثل «متاکریتیک» و «راتن تومیتوز» -که مراجع قابل اعتماد برای آگاهی از نظر کلی منتقدان محسوب میشوند- عدد بسیار پایین 39 و 38 درصد است که طبق شاخص کلی این سایتها، به عنوان اثر ضعیف و بد در نظر گرفته میشود!
اما چه شد که چنین نظرات تند و تیزی از سوی تقریبا تمامی منتقدان، نه تنها باعث نشد این فیلم به یک شکست تجاری تبدیل شود، بلکه در نهایت به «پرفروشترین بیوگرافی تاریخ سینما» و «موفقترین فیلم سال 2026 میلادی در گیشه» تا بدینجا تبدیل شد؟ این سوال به ظاهر ساده، یکی از بحثهای مهم و مفصلی است که چندین و چند فاکتور در آن نقش دارند. اما خیلی خلاصه و فشرده در ادامه به چند مورد از آنها اشاره میکنم:یکی از اصلیترین دلایل این تناقض آشکار، از دست رفتن اعتبار ویژۀ «نمرۀ منتقدین» در طی این سالهاست. در سالیان اخیر، چه بسیار فیلمهای درخشانی بودهاند که نه تنها از سوی جریان اصلی منتقدان تحویل گرفته نشدند، بلکه با آنها همچون زبالههای تصویری برخورد شد! اگر بخواهم از دانه به دانۀ این آثار نام ببرم، احتمالا باید لیستی در حد یک کتاب چند صد صفحهای -آن هم فقط برای فیلمهای چند سال اخیر- بنویسم؛ بنابراین از آوردن مثال خودداری میکنم.
یا در طی این سالها کم نبودهاند آثار شعاری، ضعیف و تبلیغاتی …






