قیمت طلا امروز




 سایت دلگرم / ۱۴۰۵/۰۴/۱۰

قصه کوتاه آموزنده مادر بزرگ طلایی

در ادامه قصه مادربزرگ طلایی با ما همراه باشید. روزی روزگاری توی یه روستای خیلی دور یه کشاورز ثروتمند به نام لوکاس با همسرش مری زندگی میکرد لوکاس مرد خیلی مهربون و بخشنده ای بود اما چون حواسش خیلی به
 قصه کوتاه آموزنده مادر بزرگ طلایی



۴۲ ساعت قبل / سایت دلگرم

مورچه ای که کوهی را جابه جا کرد؛ قصه ای درباره صبر و پشتکار برای کودکان

قصه «مورچه ای که کوهی را جابه جا کرد» برای کودک ۷ ساله

روزی روزگاری، در دامنه ی تپه ای سبز، مورچه ای زندگی می کرد به نام ریزه. ریزه از همه ی مورچه ها کوچک تر بود، اما بازوهایش از همه قوی تر.

یک روز، ریزه دانه ای بزرگ پیدا کرد. دانه از او بزرگ تر بود. او دانه را بر دوش گرفت و به سویِ خانه حرکت کرد. اما در میانه ی راه، سنگی بزرگ ایستاده بود. سنگ برای ریزه مانندِ کوهی بود.

ریزه نزدِ ملخ رفت و گفت: «ای ملخ، این سنگ راهِ مرا بسته است. آیا می توانی آن را جابه جا کنی؟» ملخ خندید و گفت: «من برای پریدن ساخته شده ام، نه برای جابه جا کردنِ سنگ. خودت کاری بکن.»

ریزه نزدِ موش رفت و گفت: «ای موش، این سنگ راهِ مرا بسته است. آیا می توانی آن را جابه جا کنی؟» موش شانه بالا انداخت و گفت: «من برای کندنِ لانه ساخته شده ام، نه برای سنگ. خودت کاری بکن.»

ریزه نزدِ کلاغ رفت و گفت: «ای کلاغ، این سنگ راهِ مرا بسته است. آیا می توانی آن را جابه جا کنی؟» کلاغ سر تکان داد و گفت: «من برای پرواز ساخته شده ام، نه برای سنگ. خودت کاری بکن.»

ریزه ناراحت نشد. کنارِ سنگ نشست و فکر کرد. سپس کاری کرد که هیچ کس باورش نمی شد. او یک دانه خاک از پایِ سنگ برداشت و آن را کنار گذاشت. سپس دانه ی دوم، سپس سوم.

روزها گذشت. باران آمد و رفت. باد وزید و آرام گرفت. ریزه هر روز یک دانه خاک جابه جا کرد.

و یک صبح، وقتی خورشید طلوع کرد، سنگ دیگر آن جا نبود. تنها تلی از خاک در کنارِ راه بود، و دانه ی بزرگ، سالم، در خانه ی ریزه.

ملخ، موش و کلاغ از راه رسیدند و چشم هایشان گرد شد. ریزه لبخندی زد و گفت: «کوه را کس جابه جا نکرد. من هر روز یک دانه از آن برداشتم.»

و از آن روز، هرگاه کسی کارِ بزرگی پیشِ رو داشت، به یادِ مورچه ی کوچک می افتاد. 🐜

همچنین بخوانید: داستان کودکانه کوتاه ستاره ای که از آسمان لغزید آذر شب هنگام ستاره ای افتاده را می بیند و با کمک کرم شب تاب، آن را به آسمان بازمی گرداند.

و قصه به سر رسید، کلاغه به خانه اش نرسید.

نکته ی کوتاه: این قصه پیامِ «صبر و پشتکار» دارد. می توانید بپرسید: «کارِ بزرگی هست که با قدم های کوچک بتوان انجامش داد؟»


۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ / سایت دلگرم

داستان کودکانه کوتاه ستاره ای که از آسمان لغزید

قصه «ستاره ای که از آسمان لغزید» برای کودک ۷ ساله

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربان، هیچ کس نبود.

در خانه ای کوچک، دختری زندگی می کرد به نام آذر. آذر هر شب، پیش از خواب، ستاره ها را می شمرد. یک، دو، سه... تا آن جا که چشم هایش خسته می شد.

یک شب، در میانِ شمارش، دید یک ستاره از آسمان لغزید. ستاره مانند قطره ای از نور، از بالا به پایین آمد و در باغِ پشتِ خانه فرود آمد.

آذر پالتویش را پوشید و به باغ رفت. در میانِ علف ها، ستاره ای کوچک افتاده بود. نورش کم و کم تر می شد. ستاره با صدایی لرزان گفت: «از آسمان افتاده ام. اگر پیش از سپیده دم برنگردم، خاموش می شوم.»

آذر گفت: «نترس. من کمکت می کنم.»

نخست، نزدِ باد رفت و گفت: «ای باد، ستاره ای افتاده است. آیا می توانی او را به آسمان ببری؟» باد پاسخ داد: «من تنها برگ ها را می برم. ستاره برای من سنگین است.»

پس آذر نزدِ جویِ آب رفت و گفت: «ای جوی، ستاره ای افتاده است. آیا می توانی او را به آسمان ببری؟» جوی پاسخ داد: «من تنها به سویِ دریا می روم. راهِ آسمان را نمی دانم.»

پس آذر نزدِ کرمِ شب تاب رفت و گفت: «ای کرمِ مهربان، ستاره ای افتاده است. آیا می توانی او را به آسمان ببری؟» کرمِ شب تاب لبخندی زد و گفت: «من نمی توانم او را ببرم. اما می توانم راه را روشن کنم. تو خودت او را ببر.»

آذر ستاره را در دو کفِ دستش گرفت. از نردبانِ چوبیِ باغ بالا رفت. کرمِ شب تاب دورش پرواز کرد و راه را روشن ساخت. آذر دست هایش را بالا برد، تا آن جا که می توانست، و ستاره را رها کرد.

ستاره بالا رفت، بالا و بالاتر، و دوباره در آسمان نشست. و این بار، روشن تر از پیش درخشید.

آذر به خانه برگشت. در رخت خوابش دراز کشید. و آن شب، ستاره ی درخشان، تنها برای او، یک بار چشمک زد. ✨

همچنین بخوانید: بوی موم، بوی خاطره داستان کودکانه آخرین شمع ساز شهر اوستا بهرام در کوچه سنگ فرش، شمع هایی می سازد که نه فقط روشنایی، بلکه بوی خاطره و صبر دارند؛ حالا دختر کوچکی آمده تا راز این نور گرم را یاد بگیرد.

و قصه به پایان رسید، و شب، آرام، بر شهر نشست.

نکته ی کوتاه: هنگامِ خواندن، شمارشِ ستاره ها («یک، دو، سه») و پاسخِ سه موجود را با کودک تکرار کنید تا ریتم در ذهنش بنشیند.

 




 شریعتی: دولت می.خواهد بلای خصوصی‌سازی ایران‌خودرو را بر سر سایپا هم بیاورد | جهان نیوز
۳ ساعت قبل / سایت جهان نیوز

شریعتی: دولت می.خواهد بلای خصوصی‌سازی ایران‌خودرو را بر سر سایپا هم بیاورد | جهان نیوز

اختصاص سهمیه بنزین به خودرو، یارانه انرژی را ناعادلانه کرده است، زیرا ۴۷ درصد خانوارها خودرو ندارند.

 بالاترین نشان تاب‌آوری و مسئولیت‌پذیری در روزهای جنگ برای پتروشیمی تبریز
۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

بالاترین نشان تاب‌آوری و مسئولیت‌پذیری در روزهای جنگ برای پتروشیمی تبریز

آرمان امروز : پتروشیمی تبریز در ششمین دوره جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی و همایش «شرکت‌های پیشرو در زمینه مسئولیت اجتماعی ارتباط‌محور»، موفق به دریافت «نشان عالی مسئولیت اجتماعی» و عنوان «برند خوب» شد؛ موفقیتی که با توجه به ارزیابی عملکرد سازمان‌ها در شرایط جنگی و بحران، اهمیت ویژه‌ای دارد. ششمین دوره این جشنواره [ ]

 رونمایی از قیمت تازه تمام شده بنزین
۲ ساعت قبل / سایت تابناک

رونمایی از قیمت تازه تمام شده بنزین

مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، با رد محاسبه قیمت‌های بالاتر برای بنزین گفت: «عددهایی مانند 87 هزار تومان بر اساس یک رابطه غلط دلاری به دست آمده است......

 اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان
۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان

آرمان امروز : در شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور شرکت‌های بزرگ فولادی، تولیدی، صنعتی و کارآفرینان برتر، شرکت فولاد هرمزگان دریافت تندیس زرین اجلاس را دریافت کرد. به گزارش ایلنا و به نقل از روابط عمومى شرکت فولاد هرمزگان؛ شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور جمعی از مدیران دولتی و سازمان‌ها، مدیران [ ]

 بدترین ال‌نینوی قرن در راه است
۳ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بدترین ال‌نینوی قرن در راه است

سرویس هواشناسی ملی بریتانیا روز جمعه ۳۰ مرداد پیش‌بینی کرد که الگوی آب‌وهوایی ال‌نینو در سال جاری بدترین مورد در بیش از یک قرن اخیر خواهد بود و دمای سطح دریا را به سطحی «بی‌سابقه» خواهد رساند.

 فرصت ایران برای توسعه زنجیره مس و ایفای نقش در بازار جهانی فولاد سبز
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت ایران برای توسعه زنجیره مس و ایفای نقش در بازار جهانی فولاد سبز

مدیرعامل شرکت مهندسی فکور صنعت تهران (سهامی عام) با تشریح مسیر ۳۳ساله این مجموعه، از تحول فکور صنعت از یک شرکت مهندسی و پیمانکاری به یک بنگاه چندکسب‌وکاره و یک شرکت ارائه‌دهنده راه‌حل جامع (Total Solution Provider) در زنجیره معدن و فولاد کشور خبر داد. محمدوحید شیخ‌زاده با اشاره به جایگاه این شرکت به‌عنوان هفتمین تولیدکننده کنسانتره کشور با ظرفیت حدود 3.5میلیون تن تولید و رتبه ۵۹ در رده‌بندی IMI-100، تاکید کرد که هدف فکور صنعت، حرکت به سمت توسعه پایدار و تبدیل شدن به یک سرمایه صنعتی چندنسلی و ملی است. او در این گفت‌وگو، فرصت‌های پیش روی ایران در حوزه فولاد سبز، آهن اسفنجی و توسعه زنجیره مس را تشریح کرد و دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت‌های معدنی کشور را از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی ایران دانست. شیخ‌زاده همچنین با انتقاد از قیمت‌گذاری دستوری، مداخلات گسترده در اقتصاد و محدودیت‌های پیش روی …