
ترامپ توی چه ظروفی غذا میخوره؟

روسای جمهور برزیل و آمریکا در مورد ایران و اوکراین گفتوگو کردند
به گزارش برنا به نقل از آناتولی، دفتر ریاست جمهوری برزیل در بیانیهای اعلام کرد که این تماس تلفنی یک ساعت و ۲۰ دقیقه به طول انجامید.
دا سیلوا در این تماس تلفنی تاکید کرد که منطق واشنگتن برای وضع تعرفه بر کالاهای برزیلی را «بیاساس» خواند و گفت که این تعرفهها به دو کشور زیان میرسد.
بر اساس این بیانیه، ترامپ نیز بر لزوم حفظ روابط تجاری قوی دو کشور تاکید کرد و خواستار ملاقات طرفین در اسرع وقت شد.
همچنین دا سیلوا بار دیگر بر علاقه برزیل به همکاری با آمریکا برای مبارزه با جرایم سازمانیافته تاکید کرد اما گفت که باندهای تبهکار فعال در برزیل نباید با سازمانهای تروریستی یکسان تلقی شوند.
بنا بر اعلام دفتر ریاست جمهوری برزیل، ترامپ تمایل خود را برای تقویت همکاریهای دوجانبه ابراز کرد و گفت که مقامهای ارشد آمریکایی را برای پیگیری توافقات حاصل شده در این منطقه مامور خواهد کرد.
طبق این گزارش، سران برزیل و آمریکا همچنین در مورد درگیریهای بزرگ جهانی، به ویژه جنگهای اوکراین و خاورمیانه، تبادل نظر کردند.
به گفته ریاست جمهوری برزیل، دا سیلوا و ترامپ بر ضرورت یافتن یک راه حل مبتنی بر مذاکره برای درگیری روسیه و اوکراین توافق کردند. ترامپ همچنین نظرات خود را در مورد چشماندازهای حل و فصل درگیری با ایران به اشتراک گذاشت.
بنا بر اعلام دولت برزیل، دا سیلوا همچنین پیشنهاد تشکیل جلسه فوقالعاده شورای امنیت سازمان ملل برای یافتن راهحلهای دیپلماتیک برای بحرانهای فعلی را مطرح کرد.
انتهای پیام
ترفند تازه ترامپ برای جنگ با دانشگاه هاروارد
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛
بررسی دادههای دولتی نشان میدهد یکی از مهمترین منابع مالی فدرال هاروارد، یعنی کمکهزینههای موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH)، به شکل محسوسی کاهش یافته است. این کاهش بودجه در حالی ادامه دارد که هاروارد سال گذشته در یک نبرد حقوقی مهم، دولت ترامپ را به دادگاه کشاند و موفق شد حکم قضایی علیه قطع گسترده بودجه دانشگاه بگیرد. دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲.۲ میلیارد دلار از بودجه هاروارد را از چندین نهاد فدرال مسدود کرده بود، اما دادگاه اعلام کرد قطع کامل کمکهزینهها حقوق هاروارد بر اساس متمم اول قانون اساسی آمریکا را نقض کرده است.
با این حال، دولت ظاهرا راه دیگری برای فشار بر دانشگاه پیدا کرده است؛ به جای اعلام رسمی قطع بودجه، درخواستهای مالی پژوهشگران را با تاخیر مواجه میکند، برخی را کاهش میدهد و برخی دیگر را رد میکند. نتیجه این روش، ایجاد فضایی از ابهام و بیاطمینانی در دانشگاه است؛ پژوهشگران و مدیران هاروارد همیشه نمیدانند چه میزان بودجه دریافت خواهند کرد یا سرنوشت پروژههایشان چه خواهد شد.
آمارها نیز کاهش منابع مالی را تایید میکنند. تا ۳۰ ژوئن سال مالی جاری، NIH تنها ۳۰۹ کمکهزینه به ارزش مجموع ۲۰۰ میلیون دلار به هاروارد اختصاص داده است. این رقم در مقایسه با میانگین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴، یعنی حدود ۴۴۰ کمکهزینه به ارزش ۲۴۶ میلیون دلار در همین بازه زمانی، کاهش قابلتوجهی نشان میدهد.
یکی از بخشهایی که بیشترین تاثیر را پذیرفته، دانشکده بهداشت عمومی چان هاروارد است؛ دانشکدهای که وابستگی زیادی به بودجه NIH دارد. این دانشکده امسال تقریبا ۲۵ درصد کمتر از میانگین بودجهای سالهای گذشته دریافت کرده است. کاهش منابع مالی باعث شده دانشگاه علاوه بر کاهش هزینهها، تعداد برخی موقعیتهای شغلی و ظرفیت پذیرش دانشجویان دکترا را نیز پایین بیاورد.
مشکلات مالی تنها به بودجه پژوهشی محدود نشده است. دانشکده هنر و علوم هاروارد، بزرگترین بخش دانشگاه، اعلام کرده که در جریان تعدیل نیرو و بازسازی ساختار سازمانی، ۱۶۵ موقعیت شغلی حذف شده است. هدف اصلی این اقدام، کاهش کسری بودجه عنوان شده است.
پیامدهای این وضعیت ممکن است فراتر از هاروارد باشد. نانسی کریگر، استاد دانشکده بهداشت عمومی، هشدار داده که بیثباتی مالی تنها به معنای از دست رفتن چند پروژه تحقیقاتی نیست؛ بلکه میتواند نسل آینده پژوهشگران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. کاهش ظرفیت برنامههای دکترا به معنای تربیت تعداد کمتری از دانشمندانی است که قرار است آینده تحقیقات علمی را رقم بزنند.
در طرف مقابل، هاروارد همچنان حاضر به عقبنشینی نیست. این دانشگاه تاکنون در چند پرونده قضایی مقابل دولت ترامپ پیروز شده و توانسته از بخش قابلتوجهی از بودجه پژوهشی و همچنین حضور دانشجویان بینالمللی خود محافظت کند.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند ادامه این نبرد میتواند هزینه سنگینی برای هاروارد و حتی کل نظام آموزش عالی آمریکا داشته باشد. کاهش بودجههای پژوهشی ممکن است دانشمندان را به مهاجرت وادار کند و پژوهشگران باقیمانده را نیز به سمت پروژههای کمریسکتر سوق دهد.
قادر باستانی: نظام اسلامی به یک تصمیم و تفاهم بزرگ نیاز دارد
یک استاد ارتباطات اجتماعی گفت: «ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است. »
به گزارش عصر ایران، قادر باستانی تبریزی در یادداشتی با عنوان "جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی" که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد نوشت:
- نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود.
- توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها میتواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطرهای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چارهاندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
- خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبهرو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بیتصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.
- مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی میتوان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمیتوان تصمیمهای سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
- برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحتمحور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بینالمللی، کشور را از امکان مانور محروم میکند. حقوق بینالملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.
متن کامل یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
قادر باستانی تبریزی
روزنامه جمهوری اسلامی جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی
آمریکا دیگر پنهان نمیکند که هدفش از فشار بر ایران، تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست. سخن از جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی به میان آمده است. دشمن رذیلانه برای یک نبرد فرسایشی، عزم خود را جزم کرده و ظاهراً میداند کجا و چگونه باید فشار را بیشتر کند. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز میتواندکشور را آسیبپذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بیتصمیمی در داخل است. ایران به نقشهای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخنگفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینههایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.
امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمیشود. در جنگ هشتساله، مردم میدانستند وقتی آیتالله هاشمی رفسنجانی در خطبههای جمعه سخن میگوید، سخنش نظر یک فرد نیست و جامعه آن را تصمیم نظام و موضع امام تلقی میکرد. مردم امروز تشنه شنیدن هستند. تشنه دانستن اینکه کشور به کجا میرود و چه کسی مسئول عبور از این گردنه سخت است.
صداوسیما در چند هفته اخیر نشانههایی از تغییر مثبت از خود نشان داد، اما مسئله اصلی همچنان در برونداد است که در جامعه دیده میشود. تغییر در ساختار و برنامهها، وقتی به تغییر در ارتباط با مردم منجر نشود، کافی نیست. هنوز بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه ملی برای همان مخاطب محدود و همیشگی ساخته میشود درحالی که جامعه بزرگتری بیرون از این دایره، تشنه شنیدن، گفتوگو و دریافت تصویری روشن از آینده است.
ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است. کشور نمیتواند همزمان زیر فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان در انتظار روشن شدن همه شرایط بماند. اصلاحات اقتصادی، هرچند ضروری، باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود. اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصتها را به امید آیندهای نامعلوم از دست داد و اگر قرار است مقاومت کنیم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه صرفاً پرداختکننده هزینههای آن.
نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها میتواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطرهای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چارهاندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبهرو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بیتصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.
آمریکای جنایتکار، یک جنگ اقتصادی عمیق و هوشمندانه طراحی کرده که به جای ضربههای کوتاهمدت، بر فرسایش تدریجی اقتصاد و توان اجتماعی ایران متمرکز شود. اگر این فشار در یک مدت ششماهه تشدید شود و همزمان مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی کشور محدودتر شود، نمیتوان با تصمیمهای روزمره با آن مقابله کرد. دشمن، فارغ از اینکه نیت و محاسباتش درست یا غلط باشد، برای فشار آوردن برنامه دارد. ما نیز باید برنامه داشته باشیم.
منابع دولت برای مقابله با این فرسایش محدود است. وقتی درآمدهای نفتی محدود شده و امکان جذب سرمایه خارجی به شدت کاهش یافته، انرژی و خدمات عمومی به منابع مهم باقیمانده تبدیل میشوند. اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی ممکن است برای افزایش تابآوری ضروری باشد، اما باید درباره هزینه اجتماعی آن واقعیت رابه مردم گفت. هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، سفره مردم را کوچکتر میکند و میتواند اعتراض و نارضایتی به دنبال داشته باشد. کالابرگ و سیاستهای حمایتی میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد، اما مسئله را حل نمیکند.
بنابراین مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی میتوان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمیتوان تصمیمهای سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحتمحور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بینالمللی، کشور را از امکان مانور محروم میکند. حقوق بینالملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.
مسئله امروز این نیست که آمریکا چه میکند. این است که ما برای آنچه آمریکا میکند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمیتوان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمیتوان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راههای دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر قرار است هزینهای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تقویم روز نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : «تأمین حقوق قانونی مردم» شرط اصلی پیروزی بر جنگ روانی دشمن است بیشتر بخوانید: نقشه ونس برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران؛ محدودیت های امارات گامبهگام خواهد بود ادعای وزیر خزانه داری آمریکا: سختترین تحریمهای تاریخ علیه ایران اعمال خواهد شد محسن رضایی: اگر محاصره دریایی فراتر از بازه زمانی معینی ادامه یابد، حمله خواهیم کرد نبویان: محاصره دریایی ایران یک شوخی است تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران

شریعتی: دولت می.خواهد بلای خصوصیسازی ایرانخودرو را بر سر سایپا هم بیاورد | جهان نیوز

ترامپ و روز «دی» اقتصادی علیه ایران

پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟

اگر قرار است مردم علیه حکومت قیام کنند باید شرایط را کاملا طاقت فرسا کنیم!

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانیها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند

