
کاهش نرخ بیکاری در استان بوشهر به ۶.۶ درصد

تفاهم ایران و عمان فعلا مسکوت مانده است؟/ آمریکا استراتژی حملات نظامی را به خفگی اقتصادی تغییر داده است/ بدون شفافیت و مذاکره مستقیم با آمریکا به نتیجه نمیرسیم
هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل بینالملل درباره ارزیابی اش از تشدید فشارهای اقتصادی و محاصره توسط آمریکا گفت: محاسبات پنتاگون از قبل هم این بود که اگر حملات هوایی مستمری را انجام بدهند، در نهایت ناچارند پشتیبانی زمینی هم داشته باشند. جغرافیای کشور ایران اصلاً اجازه چنین کاری را نمیدهد چون به هر حال سرزمین وسیعی است و اینکه بخواهند این کار را از طریق زمین انجام دهند، یک ریسک بزرگ است، چون با محدوده کوچکی مواجه نیستند. جغرافیای ایران اجازه پشتیبانی زمینی آمریکا را نمیدهد
وی ادامه داد: به خاطر همین ریسک، من فکر میکنم آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که استراتژی اولیهشان مبنی بر حملات مکرر نظامی را به فشار اقتصادی گسترده تغییر بدهند و چیزی که خودشان اذعان میکنند، یعنی یک نوع خفگی اقتصادی است. فکر می کنم این استراتژیای که انتخاب کردهاند، خیلی کارآمدتر خواهد بود، چون در حال حاضر هم اظهارنظرهایی که ما از دولت دریافت میکنیم، این است که فروش نفت کاهش پیدا کرده و ما در عرصه واردات و صادرات دچار مشکل شدهایم، چراکه به نوعی در محاصره هستیم. آن بحثی که تحت عنوان تحریم گسترده مطرح میکنند، به واقع یک نوع محاصره تمامقد اقتصادی در همه حوزههاست تا بتوانند جمهوری اسلامی را به تسلیم وادار کنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل درباره گسترش محاصره اقتصادی از طریق مرزهای زمینی گفت: فکر میکنم که میتوانند کشورهای پیرامونی را متقاعد کنند تا این کار را انجام دهند، چون ما عملاً در پیرامون خودمان کشورهایی داریم که با آمریکاییها روابط حسنهای دارند. بنابراین این کار را میتوانند انجام دهند، البته چند کشور هم هستند که ما میتوانیم با آنها مراوده داشته باشیم. از سوی دیگر موضع چینیها هم وضعیت نامشخصی دارد. از یک طرف مدعیاند که زیر بار دستورات آمریکاییها مبنی بر تحریم نیستند، اما از طرف دیگر، به لحاظ روابط اقتصادی وسیعی که با آمریکاییها دارند، ممکن است در نهان این کار را انجام دهند.
اعلمی فریمان تصریح کرد: فکر میکنم استراتژیای که بیشتر انتخاب کردهاند، این است که یک تحریم همهجانبه اقتصادی را اعمال کنند و روی نقاطی دست بگذارند که خیلی حساسیتبرانگیز است. مثلاً بعضی نقاط واقعاً مشکلساز خواهد بود، مانند بحث بنزین. ما درحال حاضر در بحث بنزین، مقداری تولید داخلی داریم، اما واردات عملاً صفر شده است همچنین از منظر زمینی هم ثابت کردند که میتوانند تجارت را تا حدودی محدود کنند، چون تحرکاتی را در دریای خزر داشتند و آن نقاط ریلی را قبلاً آزمودند و زدند. بنابراین یک خفگی استراتژیک از منظر اقتصادی را در دستور کار دارند. هدف آمریکا تشکیل ائتلافی گسترده علیه ایران است
وی درباره حملات بازدارنده برای مقابله با فشارهای اقتصادی گفت: آمریکاییها هدفشان این است که یک ائتلاف گسترده از کشورها را علیه جمهوری اسلامی تشکیل دهند. تا حدودی هم موفق بودهاند، چون ما به هر حال کشورهایی را داریم که پشت صحنه عملاً با آنها همکاری میکنند و جمهوری اسلامی که قادر نیست منافع آمریکاییها را به طور مستقیم مورد حمله قرار دهد، حالا پایگاههای آمریکا در کشورهای ثالث که از خاک آنها به ایران تحرکاتی شود را میزنیم، با این عنوان که پایگاهها آنجا قرار دارند. منتها معلوم نیست این موضوع تا چه حد بتواند به آمریکا آسیب بزند، چون یک محاسبه کاملاً نابرابر است. به محض اینکه موشکی از جایی شلیک میشود، تجربه قبلی نشان داد که چند برابر به آن مناطق حمله میشود و یک آتش فراگیر به وجود میآید.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: بنابراین، حمله پیشدستانه بحثهای نظامی است که کارشناسان نظامی باید درباره آن اظهارنظر کنند اما قاعدتاً اگر هر جایی را هم بخواهین هدف قرار دهیم، مثلاً مستقیم بالگردها یا ناو هواپیمابر آنها را بزنیم، با یک تهاجم بسیار شدید از طرف آنها مواجه میشویم چون به نظر میرسد جغرافیای منطقه یک معادله کاملاً نابرابر را ایجاد کرده است.
آمریکاییها هدفشان این است که یک ائتلاف گسترده از کشورها را علیه جمهوری اسلامی تشکیل دهند به نظر میرسد تفاهم ایران و عمان فعلاً مسکوت مانده است
اعلمی فریمان همچنین درباره مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز گفت: اطلاعات مشخص و متقنی در دست نیست که واقعاً در این زمینه به نتیجه رسیده باشیم، چون رسانهها یا حتی اظهارنظرهایی که مقامات میکنند، متفاوت است. بخشی میگویند مذاکرات عمان هم هفته پیش شکست خورده و بخشی میگویند ممکن است مذاکرات دیپلماتیک پشت پرده به نتایجی رسیده باشد. ولی در مجموع، دولت و آقای پزشکیان هم اخیراً اظهار کردهاند که ما دنبال مذاکره جدی هستیم و گامبهگام پیش میرویم اما چون اطلااعاتی نداریم نمیتوانیم در این باره اظهارنظر کنیم.
وی گفت: مضاف بر اینکه من فکر میکنم ظاهراً تا اینجا به نتیجه نرسیده، چراکه ترامپ تهدید درباره بمباران عمان را مطرح کرد که عمانیها هم مطرح کردند ترامپ دنبال قربانی میگردد. بنابراین مجموعه قرائن نشان میدهد که این بحث فعلا به نتیجه نرسیده و مسکوت مانده است، چون اگر به نتیجه میرسید، لااقل باید اعلام میشد و سایر بحثها هم پیش گرفته میشد. بحثهای شکستن محاصره یا اجرای تفاهمنامه، همه منوط به این بود که آن تفاهمنامه با عمان امضا شود. منتها تا این لحظه، من فکر میکنم به نتیجه نرسیده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: مقداری از این بحثها به اراده جمهوری اسلامی بستگی دارد، چون ما الان متن تفاهمنامه بسیار مطلوبی را در اختیار داریم که امضا شده و بایستی از طرف جمهوری اسلامی ایران و تا حدودی از طرف آمریکاییها، این موضوع پیش برود و دو طرف بتوانند آن را عملیاتی کنند.
اعلمی فریمان تاکید کرد: حالا لااقل در داخل، اینگونه که از اظهارنظرها برمیآید، در مورد اجرای آن اختلاف نظر وجود دارد. ما بخشی از طیفهایی را داریم، چه از اصلاحطلبان و چه از اصولگراها که مدعی هستند باید با قدرت این موضوع را پیش ببریم. خود دولت هم شدیداً دنبال این است که تفاهمنامه را پیش ببرد، منتها بخشهایی مخالفت دارند. فکر میکنم تا زمانی که یک وحدت رویهای در داخل راجع به تفاهمنامه ایجاد نشود، کار به نتیجه نخواهد رسید. بدون شفافیت و مذاکره مستقیم با آمریکا به نتیجه نمیرسیم
وی ادامه داد: چون نقلقولهایی که از رئیسجمهور داریم، مبنی بر این است که اگر ما قرار است مقاومت کنیم، باید نتیجه آن را هم بپذیریم. نتیجه آن هم چیزی است که در تورم، گرانی و این موضوعات خود را نشان میدهد. بنابراین، این دیگر بستگی دارد به اراده داخلی که در واقع به اجماع نظری برسیم و این موضوع را پیش ببریم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: مضاف بر اینکه اساساً من از قبل هم همیشه معتقد بودم که پیشبرد مذاکرات تنها یک راه دارد و آن هم این است که دو کشور به صورت شفاف و مستقیم کنار هم بنشینند، روبهروی هم و مسائل و مشکلاتشان را مطرح کنند. در این بحثهای دیپلماتیک، بالاخره امتیازاتی داده میشود و امتیازاتی گرفته میشود. تا زمانی که ما با شفافیت پیش نرویم و این بحثها را مستقیم با آمریکاییها حلوفصل نکنیم، یا لااقل اراده این را نداشته باشیم که روابط را به شکلی عادی و نرمال کنیم، من بعید میدانم که به نتیجه برسد.
علی شعث؛ مرد جدید غزه کیست؟/ پروژهای که ممکن است به کرانه باختری برسد
اقتصاد۲۴- علی عبدالحمید شعث، مدیر جدید غزه در چارچوب طرح ۲۰ مادهای صلح دولت ترامپ برای منطقه، قصد دارد آوارهای پراکنده در سراسر غزه را به داخل دریای مدیترانه منتقل کند. به این ترتیب، فضای بیشتری برای ساکنان غزه ایجاد خواهد شد؛ مردمی که حتی پیش از آغاز جنگ نیز در نوار باریکی از زمین، در شرایطی فشرده زندگی میکردند.
فارن پالیسی در گزارشی نوشت: شعث پیشتر درباره این ایده گفته بود: «اگر بولدوزرها را بیاورم و آوارها را به داخل دریا بریزم، هم میتوانم زمین جدیدی برای غزه به دست بیاورم و هم آوارها را پاک کنم. این کار بیشتر از سه سال طول نمیکشد.»
بنا بر ادعای نویسنده، در بسیاری از جهات، شعث گزینهای مناسب برای ریاست کمیته ملی اداره غزه (NCAG) است؛ نهادی که با حمایت آمریکا برای اداره موقت این منطقه تشکیل شده است. علی شعث کیست؟
شعث در سال ۱۹۵۸ در خانیونس غزه به دنیا آمده است. او مهندس عمران است و تحصیلات مهندسی خود را در قاهره و بلفاست گذرانده و بعدها در دولت تشکیلات خودگردان فلسطین، سمت معاون وزیر برنامهریزی و سپس وزیر حملونقل و ارتباطات را بر عهده داشته است.
او با ساختار اداری فلسطین و شبکه کمککنندگان بینالمللی آن آشنایی دارد و تجربه خود را بهعنوان یک مدیر اجرایی و شهری به دست آورده است.
شعث همچنین با سازوکارهای تأمین مالی بینالمللی آشناست. در وبسایت کمیته ملی اداره غزه از او بهعنوان فردی یاد شده که توانایی مدیریت بودجههای پیچیده چندمیلیوندلاری و ایجاد شراکتهای سطح بالا با دولتها، بانکهای توسعهای و سرمایهگذاران خصوصی را دارد.
او تاکنون با نماینده بزرگترین جامعه کمککنندگان بینالمللی، یعنی اتحادیه اروپا، نیز دیدار کرده است.
یک مقام سابق امنیتی اسرائیل که با فارن پالیسی گفتوگو کرده، گفته است نام شعث پیش از معرفی رسمی او بهعنوان رئیس کمیته ملی اداره غزه، از سوی طرف اسرائیلی بررسی و تایید شده بود.
شعث در ماه ژانویه، درباره تیمی متشکل از حدود ۱۲ عضو کمیته که مأمور اداره موقت غزه شدهاند، گفت: ما ذهنهای فلسطینی هستیم، نه سلاح.
کسانی که او را فردی مناسب میدانند میگویند: شعث میتواند زمینهساز بازسازی زیرساختها و توسعه اقتصادی غزه به نفع فلسطینیها باشد؛ اما در عین حال برای اسرائیل هم چهرهای قابل قبول است و بهعنوان مدیری کارآمد در حوزه اقتصاد، با چشمانداز دونالد ترامپ برای برقراری صلح اقتصادی در منطقه همخوانی دارد.
بیشتر بخوانید:فیلم / نتانیاهو طرح ترامپ را رد کرد
ترامپ رفاه اقتصادی را مسیری برای آشتی میان اسرائیلیها و فلسطینیها میداند؛ هرچند طرح موسوم به ریویرای غزه او به دلیل بیتوجهی به حساسیتهای فلسطینیها با انتقادهای گستردهای روبهرو شد. آیا بازسازی غزه به قیمت آرمان فلسطین تمام میشود؟
فلسطینیها بهشدت خواهان بازسازی غزه هستند. حتی حماس اعلام کرده که آماده است اداره این منطقه را به یک تکنوکرات واگذار کند.
با این حال، در میان فلسطینیها این نگرانی وجود دارد که پشت سر شعث و کمیته ملی اداره غزه، راهبردی بزرگتر در جریان باشد؛ راهبردی که هدفش ایجاد رفاه اقتصادی است، اما در نهایت میتواند مبارزه ملی فلسطینیها را به حاشیه براند و شکافهای داخلی میان آنها را عمیقتر کند.
محمد شهاده، پژوهشگر شورای روابط خارجی اروپا، میگوید: شعث اکنون وظایفی را انجام خواهد داد که پیشتر تشکیلات خودگردان فلسطین در غزه انجام میداد؛ از مدیریت گذرگاه رفح گرفته تا تامین کتابهای درسی دانشآموزان و موارد دیگر.
به گفته او، این وضعیت میتواند هماهنگی موجود میان غزه و کرانه باختری را از بین ببرد.
شعث باید با احتیاط حرکت کند تا برچسب «دستنشانده» به او زده نشود و اعتبارش نزد فلسطینیها را از دست ندهد.
اگر کمیته ملی اداره غزه به بخشی دائمی از ساختار حکمرانی این منطقه تبدیل شود، ممکن است شکاف جغرافیایی میان کرانه باختری و غزه عمیقتر شود و به جنبش ملی فلسطین آسیب بزند.
اران لِرمن، سرهنگ بازنشسته اطلاعاتی و معاون سابق مشاور امنیت ملی اسرائیل که اکنون معاون رئیس مؤسسه راهبرد و امنیت اورشلیم است، میگوید: هیچ جدول زمانی برای پایان کار کمیته ملی اداره غزه در این منطقه وجود ندارد. وظیفه کمیته ملی اداره غزه چیست؟
بر اساس متن طرح ۲۰ مادهای صلح ترامپ، مأموریت اصلی کمیته ملی اداره غزه این است که خدمات عمومی روزمره را تا زمانی ارائه کند که تشکیلات خودگردان فلسطین برنامه اصلاحات خود را تکمیل کرده و برای بهدست گرفتن اداره غزه آماده شود.
در ظاهر، این طرح ساده به نظر میرسد، اما مملو از موانع و چالشهای سیاسی است. شعث تنها با مشکلات ناشی از سیاست اسرائیل روبهرو نیست؛ بلکه باید با یک مسئله اساسیتر در درون جنبش فلسطینی نیز دستوپنجه نرم کند. اولین مشکل شعث: آغاز کار
نخستین چالش شعث این است که اساسا بتواند کار خود را آغاز کند.
بیش از هفت ماه از انتصاب او بهعنوان رئیس کمیته ملی اداره غزه گذشته، اما شعث و اعضای تیمش همچنان در هتلی در قاهره منتظر ماندهاند. بازسازی غزه حتی آغاز نشده است.
حماس با کنار گذاشتن سلاحهای خود موافقت کرده، اما اسرائیل این اقدام را معادل خلع سلاح نمیداند و در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل در ماه اکتبر نیز حاضر نشده است متعهد شود که توافق موجود را اجرا و حفظ خواهد کرد.
اسرائیل گمان میکند حماس هرگز کنترل خود بر غزه را بهطور کامل کنار نخواهد گذاشت و خلع سلاح نخواهد شد. از سوی دیگر، اسرائیل نمیخواهد اهرم فشاری را که با اشغال مجدد غزه به دست آورده، از دست بدهد.
فلسطینیها تردید دارند که اسرائیل اساسا از ابتدا قصد خروج از غزه را داشته باشد. آیا مدل غزه قرار است در کرانه باختری اجرا شود؟
برخی نگراناند که اسرائیل قصد داشته باشد از شعث و کمیته ملی اداره غزه بهعنوان الگویی برای حکمرانی استفاده کند که در نهایت بتوان آن را در کرانه باختری نیز اجرا کرد؛ مدلی که در آن رفاه اقتصادی به جای آزادی و استقلال ملی فلسطین در مرکز توجه قرار میگیرد.
محمد شهاده میگوید: بر اساس طرح ۲۰ مادهای صلح ترامپ، کمیته ملی اداره غزه قرار است پس از انجام اصلاحات ضروری، هرچند هنوز مشخص نشده دقیقاً چه اصلاحاتی، غزه را به تشکیلات خودگردان تحویل دهد.
اما به گفته او، این نگرانی وجود دارد که چنین اتفاقی هرگز رخ ندهد. شهاده اضافه میکند: این احتمال وجود دارد که کمیته ملی اداره غزه در نهایت اداره کرانه باختری را نیز در دست بگیرد.
لرمن میگوید اسرائیل درباره گسترش نقش تشکیلات خودگردان به غزه ملاحظاتی دارد. او میگوید: هنوز مشخص نیست که تشکیلات خودگردان در نهایت در غزه نقشی ایفا کند.
به گفته او، کمیته ملی اداره غزه میتواند در آینده به الگویی برای کرانه باختری تبدیل شود؛ هرچند فعلاً برنامهای برای جایگزینکردن تشکیلات خودگردان وجود ندارد.
لرمن درباره این موضوع میگوید: کمیته ملی اداره غزه میتواند نشان دهد که حکمرانی بهتر در دوره پس از محمود عباس چگونه میتواند باشد.
او به محمود عباس، رئیس ۹۰ ساله تشکیلات خودگردان فلسطین اشاره دارد که حدود دو دهه است این نهاد را رهبری میکند.
لرمن اضافه میکند: موضوع لزوما سرنگونی تشکیلات خودگردان و آوردن کمیته ملی اداره غزه نیست؛ بلکه قطعا میتواند ایجاد قواعد و هنجارهایی باشد که شیوه اداره امور در رامالله را نیز تغییر دهد. منبع: اقتصاد نیوز
جنگ اقتصادی آمریکا، اعلان جنگ به همۀ دولتهاست
به گزارش جام جم آنلاین از خبرگزاری صدا و سیما، اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریمهای جدید اقتصادی علیه ایران در پیامی در شبکه ایکس نوشت"
" جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، نقض حاکمیت ملی همه کشورها و اعلان جنگ به همه دولتها است.
اعلام تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، بسیار فراتر از ادامهٔ «جنگ اقتصادی» غیرقانونی علیه یک کشور واحد است. این اقدام، به منزلۀ تلاش برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولتهای مستقل عضو سازمان ملل متحد به شمار میرود.
هیچ دولتی حق ندارد بانکها، بنگاهها یا فرودگاههای خارجی را که هر یک تحت صلاحیت انحصاری حاکمیت خود هستند وادار کند از تجارت مشروع با کشوری ثالث خودداری کنند
چنین تحریمهای ثانویهای هیچ مبنایی در حقوق بینالملل ندارد. این تحریمها اصل بنیادین برابری حاکمیتها را که در بند ۱ مادهٔ ۲ منشور ملل متحد تثبیت شده، نقض میکنند و ممنوعیت عرفی مداخله در امور داخلی دولتها را که دیوان بینالمللی دادگستری در پروندهٔ نیکاراگوئه تأیید کرده، زیر پا میگذارند.
ارعاب اقتصادی که هدف آن واداشتن یک دولت مستقل به تغییر گزینههای سیاستی مشروع خود باشد، یک جرم و عمل متخلفانهٔ بینالمللی است.
وقتی این تحریمها با محاصرهٔ دریایی که خود مصداق عمل تجاوزکارانه است همراه میشود، حاکمیت و سیادت سایر دولتها را به امری موقتی و مشروط به اراده و هوس قدرتی دیگر فرو میکاهد.
تمکین نسبت به چنین ارعاب آشکاری موجب مصونیت هیچ دولتی نخواهد شد بلکه صرفا به منزله اولویتبخشی به حاکمیت بیگانه و اذعان به سیطره یک طرف خارحی بر فعالیتهای قانونی بانکها، بنگاههای اقتصادی و فرودگاههای کشورهای دیگر خواهد بود.
نتیجهٔ نهایی این وضعیت، فرسایش کامل حاکمیت ملی بهعنوان اصل بنیادین نظام روابط بین الدولی مبتنی بر منشور ملل متحد خواهد بود و مقدمه بازگشت فاجعهبار به استعمار عریان و تمامعیار. "

قیمت سکه پارسیان امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / سکه ۱۰۰ سوت چند؟

هشدار برای فرونشست متروی پرند

نرخهای جدید حواله ارز در مرکز مبادله ایران

امارت به سمت ایران تمایل دارد یا رفیق شفیق آمریکا است؟

تهدید آزادیهای شهروندی بهجای حل مشکلات معیشتی

