
افزایش عجیب قیمت نان!

این بار دشمن را با سلاح جدید ویران میکنیم
جوان آنلاین: رئیس ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در پیامی با ترسیم تصویری از آمادگی همهجانبه، هوشمند و روزآمد نیروهای مسلح برای مواجهه با پیچیدهترین تهدیدات، تأکید کرد: هرگونه خطای محاسباتی و تهدیدات متعارف و نوین دشمنان با پاسخهایی انقلابی، کوبنده، پشیمانکننده و ویرانگر مواجه خواهد شد؛ موضعی که در کنار سخنان سرپرست وزارت دفاع درباره ارتقای توان تکنیکی و تاکتیکی ایران، افزایش شگفتانههای دفاعی در جنگ رمضان و عملکرد متفاوت نیروهای مسلح نسبت به جنگ ۱۲ روزه، از ورود توان دفاعی کشور به مرحلهای تازه حکایت دارد؛ مرحلهای که در آن، تجربه میدانهای اخیر با توسعه فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، سامانههای هوشمند، ظرفیتهای سایبری و فضایی و اتکا به نیروی انسانی متخصص پیوند خورده است تا پاسخ ایران به تغییر شکل تهدیدات دشمن نیز متناسب با مختصات جنگهای امروز و آینده، نوینتر، دقیقتر و بازدارندهتر باشد.
سردار سرلشکر خلبان علی عبداللهی، رئیس ستادکل نیروهای مسلح، در پیامی به سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به مناسبت ۳۱ مرداد، روز صنعت دفاعی، این روز را تجلیگاه شکوه قدرت بومی و بازدارنده ایران مقتدر در برابر تحریمهای ظالمانه و صفبندی استکبار کودککش توصیف کرد.
رئیس ستادکل نیروهای مسلح، صنعت دفاعی را یکی از ارکان بیبدیل «قدرت ملی» توصیف کرد که نقشی محوری در تحکیم امنیت و عزت ایران اسلامی دارد. به گفته وی، آنچه در سالهای اخیر در مجموعه وزارت دفاع شکل گرفته، صرفاً افزایش ظرفیت تولید تجهیزات نظامی نبوده، بلکه باید آن را یک «انقلاب صنعتی دفاعی بازدارنده» دانست. عبداللهی تصریح کرد: این تحول راهبردی، حوزههایی همچون طراحی، مدیریت فناوری، اقتصاد دفاع، زنجیره دانشبنیان و الگوی تولید هوشمند را دربرگرفته و در کنار توسعه تجهیزات و سامانههای دفاعی، زمینه لازم را برای تضمین موفقیت در میدان فراهم کرده است. از این منظر، صنعت دفاعی کشور بهعنوان پاسخی هوشمندانه به پیچیدگیهای جنگهای امروز و آینده، مسیر خود را از یک الگوی صرفاً تجهیزاتی فراتر برده و به عرصهای برای پیوند علم، فناوری، دانشبنیان شدن و نیازهای عملیاتی تبدیل شده است.
خوداتکایی، پایه شکلگیری قدرت دفاعی
رئیس ستادکل نیروهای مسلح، بالندگی کنونی صنعت دفاعی کشور را مرهون شکلگیری باور و اراده خوداتکایی دانست و تأکید کرد: این رویکرد، با اندیشه و تأکید معمار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، شکل گرفت و در ادامه با هدایتهای رهبران انقلاب و تأکید بر خودکفایی علمی و توسعه قدرت بازدارنده، مسیر ظهور ظرفیتهای گسترده دفاعی و تهاجمی کشور را هموار کرد. ثمرات این ظرفیتها امروز تنها به عرصههای داخلی محدود نیست و آثار آن در میدانهای منطقهای و فرامنطقهای و همچنین در تجربه دفاع مقدس دوم و سوم در برابر جنگ تحمیلی امریکایی ـ صهیونیستی آشکار شده است.
عبداللهی با گرامیداشت یاد و نام شهدای حوزه صنعت دفاعی، بهویژه شهیدان والامقام نصیرزاده، فخریزاده و نامجو، بار دیگر بر اهمیت نقش نیروی انسانی، دانش و خودباوری در استمرار مسیر پیشرفت دفاعی کشور تأکید کرد.
آمادگی در همه میدانها.
اما مهمترین بخش پیام رئیس ستادکل نیروهای مسلح، ترسیم گستره آمادگی ایران برای مواجهه با شکلهای مختلف تهدید بود. سرلشکر عبداللهی تأکید کرد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با آمادگی همهجانبه، هوشمند و روزآمد، در تمامی عرصههای زمینی، دریایی، هوایی، پدافندی، فضایی و سایبری آماده مقابله با تهدیدات هستند. وی هشدار داد که هرگونه خطای محاسباتی و تهدیدات متعارف و نوین دشمنان، با پاسخهایی انقلابی، کوبنده، پشیمانکننده و ویرانگر مواجه خواهد شد. این پیام را میتوان تأکیدی بر یک اصل در معادله بازدارندگی ایران دانست؛ اینکه با تغییر شکل تهدیدات، نوع آمادگی و ظرفیت پاسخ نیز ثابت نخواهد ماند. اگر دشمنان به سراغ شیوهها و ابزارهای تازه بروند، توان دفاعی کشور نیز با اتکا به تجربه، فناوری و آمادگی روزآمد، برای پاسخ به تهدیدات جدید سازماندهی شده است. تأکید رئیس ستادکل نیروهای مسلح بر آمادگی در عرصههای سایبری و فضایی، در کنار حوزههای کلاسیک نظامی، نشان میدهد مفهوم تهدید در نگاه نیروهای مسلح محدود به یک جغرافیا یا یک شیوه مشخص از جنگ نیست. تهدیدات نوین میتوانند از عرصههای مختلفی متوجه امنیت و منافع ملی کشور شوند و به همین دلیل، پاسخ به آنها نیز نیازمند مجموعهای از ظرفیتهای متنوع و بههمپیوسته است. از این منظر، آنچه عبداللهی از آن بهعنوان آمادگی «هوشمند و روزآمد» یاد میکند، صرفاً افزایش توان تجهیزاتی نیست، بلکه به معنای انطباق مستمر ظرفیتهای دفاعی با تحولات میدان و پیچیدگیهای جنگهای جدید است. این رویکرد در سخنان سرپرست وزارت دفاع نیز بازتاب یافت؛ جایی که سردار سیدمجید ابنالرضا، با اشاره به تجربه دو جنگ اخیر، از ارتقای توانمندیهای ایران و افزایش شگفتانههای تکنیکی و تاکتیکی سخن گفت.
کوهی که بخش بزرگی از آن دیده نمیشود
سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، در سخنرانی پیش از خطبههای نماز جمعه تهران به مناسبت روز صنعت دفاعی، با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ رمضان، شهدای صنعت دفاعی و فرماندهان شهید کشور در دو جنگ اخیر، صنعت دفاعی ایران را جلوهای از علم و فناوری، خلاقیت، ایمان، استقلال و اراده یک ملت دانست. وی با بیان اینکه توانمندیهای صنعت دفاعی را باید به کوهی تشبیه کرد که بخش بزرگی از آن در زیر سطح قرار دارد، گفت: مجموعهای گسترده از دانشگاهها، آزمایشگاههای علوم و تحقیقات، شرکتهای دانشبنیان، دانشمندان، مهندسان، کارگران، متخصصان و هزاران جوان ایرانی، بهصورت شبانهروزی برای حفظ امنیت و اقتدار کشور تلاش میکنند. ابنالرضا افزود: اگر امنیت وجود نداشته باشد، اقتصاد آسیب میبیند، سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند، علم و فناوری با مشکل مواجه میشود و آرامش عمومی نیز از بین خواهد رفت. از این رو، توان دفاعی و صنعت دفاعی امروز از ارکان مهم امنیت ملی و یکی از مؤلفههای اصلی بازدارندگی به شمار میرود.
قدرت برای جلوگیری از جنگ
سرپرست وزارت دفاع در ادامه تأکید کرد: قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران برای جنگطلبی نیست، بلکه هدف از تقویت این قدرت، جلوگیری از جنگ و تجاوز است. جمهوری اسلامی ایران هیچگاه آغازگر تجاوز به هیچ کشوری نبوده و نخواهد بود و اهل تجاوز نظامی نیست، اما در عین حال اجازه تجاوز نظامی به سرزمین، استقلال و امنیت کشور را نیز نخواهد داد.
ابنالرضا جنگ اخیر را با وجود همه تلخیها، هزینهها و شهادت فرماندهان، دانشمندان، زنان و کودکان، یک میدان بزرگ آزمون برای ملت ایران توصیف کرد و گفت: ملت ایران در کنار همه داغها و خسارتهای این جنگ، یک حقیقت بزرگ را نیز مشاهده کرد و آن قدرت خودباوری ملی بود. به گفته سرپرست وزارت دفاع، این تجربه نشان داد ملت ایران اگر بر توان داخلی خود تکیه کند، به جوانان اعتماد داشته باشد، علم و فناوری را وارد میدان کند و اتحاد و انسجام خود را حفظ کند، میتواند در برابر تهدیدات ایستادگی کند. سرپرست وزارت دفاع همچنین یکی دیگر از درسهای جنگ اخیر را اتحاد و انسجام ملی دانست و گفت: هر زمان ملت و قدرت دفاعی کشور در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، ایران توانسته است همه ظرفیتهای خود را در برابر دشمن به کار گیرد.
شگفتانههای جنگ رمضان
از مهمترین بخشهای سخنان سرپرست وزارت دفاع، مقایسه توان و عملکرد ایران در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان بود. ابنالرضا تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان بهمراتب قویتر از جنگ ۱۲ روزه وارد میدان شد و شگفتانههای ایران در حوزه تکنیک و تاکتیک نیز نسبت به جنگ قبلی ارتقا یافته بود. وی همچنین گفت: میزان نفوذ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در عمق مواضع دشمن، تعداد سقوط بالگردها و هواپیماهای عملیاتی و شناسایی دشمن، تسلط بر اقدامات منطقهای دشمن و ایجاد اقدامات دردآور علیه آن، نسبت به جنگ تحمیلی دوم افزایش یافته بود. سرپرست وزارت دفاع افزود: در جنگ رمضان، پایگاههای دشمن با دقت بیشتری نسبت به جنگ ۱۲ روزه مورد هدف قرار گرفتند و این مسئله، به نمایش قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم در برابر ارتشهای امریکا و رژیم صهیونیستی انجامید؛ قدرتی که به گفته وی، دشمن را از ادامه شرارتهای خود پشیمان کرد. ابنالرضا در ادامه به بخشی از ظرفیتهای نوین صنعت دفاعی کشور اشاره کرد و گفت: امروز ایران در حوزههایی همچون فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، میکروالکترونیک، مواد پیشرفته، مخابرات، نرمافزار، علوم شناختی و سامانههای هوشمند به پیشرفتها و توانمندیهای مهمی دست یافته است. وی تأکید کرد: همه این دستاوردها با اتکا به نیروی انسانی در داخل کشور محقق شده و سرمایه اصلی کشور نیز صرفاً تجهیزات و امکانات نیست، بلکه نیروی انسانی مؤمن، متخصص، خلاق، متعهد و آیندهنگری است که میتواند علم و فناوری را به قدرتی پایدار تبدیل کند. سرپرست وزارت دفاع با اشاره به ترکیب نیروی انسانی وزارت دفاع گفت: امروز بیش از ۹۰ درصد نیروهای این وزارتخانه را افراد متخصص و تحصیلکرده تشکیل میدهند و بدنه این مجموعه نیز یکی از جوانترین بدنههای تخصصی کشور است.
اعتماد به جوان ایرانی
ابنالرضا در ادامه بر ضرورت اعتماد به جوانان ایرانی تأکید کرد و گفت: برای ارتقای ایران در حوزههای اقتصادی، دفاعی، نظامی و دیگر عرصهها باید به جوان ایرانی مسئولیت داد و شرایطی فراهم کرد تا ایدههای او به محصول تبدیل شود و شرایطی فراهم کرد که نخبه ایرانی برای شکوفایی استعداد خود احساس نکند باید حتماً به خارج از کشور برود. سرپرست وزارت دفاع همچنین تأکید کرد: تولید فناوری زمانی ارزشمند است که در کنار ایمان و اخلاق قرار گیرد، چراکه قدرت بدون اخلاق میتواند خطرناک باشد و علم و فناوری بدون تعهد و مسئولیت نیز ممکن است در مسیر نادرستی قرار گیرد.
مجموع سخنان رئیس ستادکل نیروهای مسلح و سرپرست وزارت دفاع در روز صنعت دفاعی، تصویری از پیوند میان تجربه میدان، توسعه فناوری و بازطراحی ظرفیتهای دفاعی کشور ارائه میدهد. از یک سو، سرلشکر عبداللهی بر آمادگی هوشمند و روزآمد در تمامی عرصههای زمینی، دریایی، هوایی، پدافندی، فضایی و سایبری تأکید دارد و هرگونه تهدید متعارف و نوین را مستحق پاسخی کوبنده، پشیمانکننده و ویرانگر میداند؛ و از سوی دیگر، سرپرست وزارت دفاع از تجربه جنگ رمضان، ارتقای تکنیکها و تاکتیکها، افزایش شگفتانههای عملیاتی، دقت بیشتر در هدفگیری و توسعه توانمندیها در حوزه فناوریهای پیشرفته سخن میگوید.
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!
وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمیشود و گوینده ناگزیر خطبهای بیثمر میخواند و استدلالی به میان نمیآورد. فلذا کل سخن یا بیهوده بهنظر میرسد یا فقط یک مخالفخوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!
خاتمی میگوید: «بعضیها میگویند ما حیاتمان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! میگویند اول پدر امریکا را در اینجا درمیآوریم بعد میرویم در قلب امریکا با او میجنگیم. آخر با کدام واقعیتها».
اکنون هم رئیس تیم مذاکرهکننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام میگویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار میرود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقلقول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما میتوانیم بگوییم «پاسخدادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانهکردن آن نیت دیگری دارد.
پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه میکنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهمنامه نقض نشود. البته از طرف هیچیک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یکطرف آشکارتر و بزرگتر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».
بسیار گفتهاند که اصلاحطلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» میگذارند. میتوان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهمنامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش میدهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرفها را میزند که همین جملهی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفتوگوی تمدنها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقضنکردن تفاهمنامه سفارش کند.
این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی میگویند تمامی بندها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز اینکه امریکاییها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاحطلب که آشکارا میگویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را میخواهد ولی با کلیگویی و احتیاط. او آنقدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که میگوید «مردم میخواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک میکند ولی نتیجه یکی است.
وقتی اصلیترین بخش سخن ضعیفترین استدلال باشد، دیگر باقی بخشها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهمنامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمیتواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم بهکار نمیبرید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیفترین حلقهاش قویتر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشتههای آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از دادههایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطالپذیر باشد. تکیه بر پیشفرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه میبرد. سخن باید شبکهای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعاهای منفرد و آسیبپذیر.
خاتمی میگوید «من هم احساساتم جریحهدار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون میبارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه میکند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی میکند، میتوان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمانتان خونبار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاحطلبان و پیروان شما ارتباط رسانهای دارم. نمیگویم شما دروغ میگویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینهی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعلهور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح میگویید بیتوجه به شهادت رهبری نیستید.
صلح شرافتمندانه دو سوی شریف میخواهد. سی سال است اصلاحطلبان میگویند «دشمن، دشمن»کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح میخواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه میگویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در اینسو شک دارید؟!
اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!
جوان آنلاین: اکنون یک استدلال که هم در سخنان رسمی و هم در سخنان افراد غیرمسئول مانند رئیسجمهور اصلاحات تکرار میشود این است که «بیایید حالا که همه به پیروزی ایران اذعان دارند جنگ را پایان دهیم»! پرسش ساده و بشدت نیازمند پاسخ واقعبینانه آن است که اگر اساساً طرف مقابل ما یعنی امریکا دنبال «پایان جنگ» نباشد، چه باید کرد؟!
وقتی مسئولان رسمی با مخاطبقراردادن داخلیها میگویند بهتر است جنگ را پایان دهیم، خدایناخواسته چنین بهنظر میرسد که عدهای در کشور دنبال «جنگ به هر قیمتی» هستند، نه دنبال «صلح شرافتمندانه». تا آنجا که دیده میشود کشور چنین سیاستی ندارد.
مثلاً آقای قالیباف که مسئولیتهای مهمش در شرایط فعلی کشور مشخص است، استدلال میکند که گرانی و کمبودها را میدانیم و دنبال صلح هستیم، ولی نمیتوانیم سادهانگارانه از صلح حرف بزنیم: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم. امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر امنیت را برقرار کنیم و تداومش را با اقتصاد پیش نبریم پایدار نخواهد بود. ما بهعنوان یک رزمنده، بیش از آنانی که حرف از صلح میزنند، قدر صلح را میدانیم». این یعنی سادهانگاری درباره صلح خطای نابخشودنی است.
در مقابل، امریکاییها از خود ترامپ تا معاون و وزیران جنگ و دارایی دولت او مدام میگویند عجلهای برای تعیین تکلیف جنگ با ایران ندارند. ممکن است گفته شود این پروپاگاندایی بیش نیست و امریکا دنبال پایان جنگ است و میماند فقط تصمیم ما! ولی تجربه نشان میدهد که امریکا، چون سرزمین اصلیاش دور از معرکه است، از جمیع جهات سعی در طولانیترکردن وضعیت فعلی یعنی محاصره و نگهداشتن سایه جنگ دارد که با خود جنگ فرقی ندارد و حتی بدتر از آن است؛ و تبعاتی مانند گرانی سوخت یا خستگی نیروهایش را نیز با کمک اعراب خائن و وابسته کم میکند. پس پرسش اصلی این است: اگر شما بخواهید در همین زمان و با این توجیه که زمان خوبی است، چون دنیا اخلاقاً ما را تأیید و تکریم میکند، به جنگ پایان دهید و امریکا نخواهد، چه اتفاقی میافتد؟! پاسخ روشن است: امریکا امتیاز بیشتری طلب میکند و این زیادهخواهی توقف ندارد و شما را هرگز به صلح شرافتمندانه نمیرساند، مگر به غیرشرافتمندانهاش تن بدهید که آن را نیز از شما دریغ خواهند کرد. ترجیح دشمن جنگ غیرشرافتمندانه است که در آن خودش به خوبی میتواند نقش بیشرفی در جنگ را زنده نگه دارد.
کشور در وضعیتی است که مسئولان باید ارزش کلمات و قدرت اثرگذاری آن را بدانند. میتواند بهجای «بهتر است الان صلح کنیم»، گفته شود «ما برای هر سناریو آمادگی داریم، چه جنگ با دلیل و چه صلح با عزت». این به خرد و به وظیفهگرایی و حتی به نتیجهگرایی نزدیکتر است تا سخنانی که مخاطب را به این گمان باطل بیندازد که عدهای در داخل دنبال پایاندادن به جنگ نیستند، آنهم در این شرایط مناسب! و آنعده نیز لابد از افراد مسئول کشور هستند!
هیچچیز به اندازه مبهم و سربسته حرفزدن با مردم مسئلهساز نیست. اگر پیشنهادی دارید که میتوان با آن جنگ را برای همیشه (نه یک دوره کوتاه) پایان داد و آنگاه در این پایان، عزت و اقتدار کشور حفظ شود، منافع کشور پایمال نشود و شواهدی دارید که این میتواند بهترین کار باشد، آن را با جزئیات در میان بگذارید. این بهتر است تا پاسدادن مسئولیت ادامه مشکلات به یکدیگر، در مقابل چشم دشمن لابد بیگناه و بیطرف!

هشدار اخیر پلیس درباره خالیفروشی؛ پشت پرده ریسک پلتفرمهای فروش آنلاین طلا چیست؟

هشدار عراق درباره تنگه هرمز؛ بغداد: اجازه سوءاستفاده به دشمنان را نمیدهیم

ربیعی، دستیار پزشکیان: مسئله بنزین تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست/ هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که پیشبینی و مدیریت آنها دشوار باشد

معاون وزیر دفاع: دشمن نتوانست حتی یک شهر موشکی ایران را شناسایی کند.

ایران و عراق نپذیرفتند پاورقی روایتهای دیگران شوند

