پاداش کشتن ترامپ اعلام شد

ترامپ و ونس بر سر ایران به دوراهی میرسند؟ - مجله اینترنتی کولاک

اظهارات متفاوت دونالد ترامپ و جیدی ونس درباره اولویتهای آمریکا در قبال ایران، از شکافی سیاسی پرده برمیدارد که فراتر از اختلاف بر سر قیمت انرژی است و میتواند به آینده حزب جمهوریخواه و جایگاه ونس در آن گره بخورد. همشهری آنلاین – گروه سیاسی: اختلاف علنی میان ترامپ و جیدی ونس بر سر اینکه اولویت آمریکا در قبال ایران باید مهار قیمت انرژی باشد یا جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای، نشانهای از معادله پیچیدهای است که جنگ ایران برای دولت ترامپ و آینده سیاسی جمهوریخواهان ایجاد کرده است.
واشنگتنپست نوشت: این شکاف نشان میدهد که شرایط کنونی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، و حزب جمهوریخواه تا چه اندازه از نظر سیاسی دشوار و حساس است.
به نظر میرسد رئیسجمهور دونالد ترامپ و معاون او، جیدی ونس، درباره ایران همنظر نیستند. ونس هفته گذشته در گفتوگو با فاکس نیوز گفت نخستین اولویت دولت آمریکا در قبال ایران، پایین نگه داشتن قیمت بنزین و گاز برای آمریکاییهاست و پس از آن، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای قرار دارد.
ونس در برنامه «ویل کین شو» گفت: «هدف شماره یک این است که نفت و گاز برای آمریکاییها در سراسر کشور ارزان بماند و بعد، طبیعتا، هدف شماره ۲ این است که مطمئن شویم ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.» اما به نظر میرسد ترامپ با این ترتیب موافق نیست و در شبکه اجتماعی تروث سوشال، به شکلی غیرمستقیم از معاون خود انتقاد کرد.
ترامپ روز دوشنبه نوشت: «هدف شماره یک، و همیشه هم همین خواهد بود، این است که ایران به هیچ شکل، در هیچ شرایطی و تحت هیچ عنوانی نتواند سلاح هستهای داشته باشد.» او در پایان افزود: «از توجه شما به این موضوع متشکرم!» این اختلاف نشان میدهد که شرایط کنونی از نظر سیاسی برای ترامپ، ونس و حزب جمهوریخواه تا چه اندازه پیچیده است.
نظرسنجیها نشان میدهند اقتصاد و قیمتها، از جمله قیمت بنزین، مهمترین مسائل مورد توجه رایدهندگان پیش از انتخابات میاندورهای امسال هستند. قیمت بنزین همچنان بالاست. پاتریک دیهان، رئیس بخش تحلیل نفت در شرکت گسباددی، روز دوشنبه گزارش داد که میانگین قیمت هر گالن بنزین در آمریکا طی هفته گذشته نزدیک به ۸ سنت افزایش یافته و «برای سومین بار در سال جاری از مرز ۴ دلار در هر گالن عبور کرده و به ۴.۰۲ دلار رسیده است». قیمت هر گالن گازوئیل، که نقش مهمی در هزینههای حملونقل دارد، نیز در همین مدت ۱۴.۳ سنت افزایش یافته و به ۵.۴۲ دلار رسیده است.
این وضعیت بر کارزارهای انتخاباتی جمهوریخواهان در سراسر کشور فشار وارد میکند، چرا که رایدهندگان معمولا حزب حاکم را مسئول افزایش قیمتها میدانند. جمهوریخواهانی که طی ماه گذشته با آنها صحبت کردهام، به شکل فزایندهای نگران شدهاند که حزب به نقطه خطرناکی نزدیک شود؛ نقطهای که در آن نگرانی رایدهندگان درباره قیمت بنزین آنقدر در ذهن آنها تثبیت شده باشد که حتی با کاهش قیمتها نیز بعید باشد نظرشان تغییر کند.
از سوی دیگر، نشانه چندانی وجود ندارد که جنگ به پایان خود نزدیک شده باشد. ریچل چیسون روز گذشته گزارش داد که ترامپ «عمان را تهدید به بمباران کرده است؛ کشوری که در حال مذاکره با ایران درباره راهحلی برای بازگشایی تنگه هرمز است.» ونس: این ترامپ است که تصمیم میگیرد
مقامهای کاخ سفید هرگونه اختلاف میان ترامپ و ونس بر سر ایران را رد کردهاند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به پرسشی درباره این ۲ اظهارنظر گفت: «هیچ اختلافی وجود ندارد. رئیسجمهور ترامپ بهصراحت گفته است که ایران هرگز نمیتواند به سلاح هستهای دست پیدا کند و تمام دولت پشت سر او ایستاده است؛ در حالی که او برای از بین بردن این تهدیدی تلاش میکند که سیاستمداران ۴۷ سال درباره آن صحبت کردند، اما هرگز برای مقابله با آن اقدامی انجام ندادند. معاون رئیسجمهور ونس نیز در پیشبرد دستورکار رئیسجمهور برای حفاظت از سرزمین ما در برابر یک رژیم تروریستی، عملکرد بسیار خوبی دارد.»
از کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، نیز هفته گذشته درباره این موضوع پرسیده شد که چرا ونس اهداف دولت در ایران را به ترتیب، نخست پایین نگه داشتن قیمت گاز و دوم خلع سلاح هستهای ایران، عنوان کرده است.
لیویت گفت: «هر ۲ هدف برای رئیسجمهور به یک اندازه مهم هستند.» این اظهارنظر چند روز پیش از آن مطرح شد که رئیسجمهور تنها یک هدف را بهعنوان اولویت خود اعلام کرد. ونس و کاخ سفید طی هفتههای گذشته بارها در برابر پرسشهایی درباره اختلاف رئیسجمهور و معاون او بر سر ایران موضع گرفتهاند.
اوایل ماه جاری [میلادی]، لورا اینگراهام، مجری فاکس نیوز، از ونس پرسید: «آیا در موضوع ایران هیچ اختلاف نظری میان شما و ترامپ وجود دارد؟»
ونس پاسخ داد: «نه. ببینید، رئیسجمهور و من، اول از همه، این اوست که تصمیمها را میگیرد و همه ما تلاش میکنیم این تصمیمها را مطابق خواست رئیسجمهور اجرا کنیم. او دستور میدهد. ما طبیعتا درباره اینکه دقیقا چه کاری باید انجام دهیم، بحث و گفتوگو میکنیم. اما وقتی رئیسجمهور ایالات متحده تصمیمی میگیرد، ما در این دولت برای اجرای آن ماموریت متحد هستیم.» نشانههایی از آغاز اختلافات؟
اما همین پاسخ نشان میدهد که اختلاف اخیر ترامپ و ونس فقط به قیمت گاز و ایران محدود نمیشود. ونس که سالها از درگیر شدن آمریکا در منازعات خارجی انتقاد کرده، سخت تلاش کرده است تا در جبهه مخالف ترامپ قرار نگیرد. بخشی از این رویکرد شاید به این دلیل باشد که تاریخ نشان میدهد یک معاون رئیسجمهور با چه سرعتی میتواند مورد خشم رئیس خود قرار بگیرد. اما موضوع به آینده حزب جمهوریخواه نیز مربوط میشود.
ترامپ رئیسجمهوری است که در دوره دوم و پایانی خود قرار دارد و، جز مسئله میراث سیاسیاش، تا حد زیادی دیگر لازم نیست نگران آینده سیاسی خودش باشد.
اما این مسئله درباره ونس صدق نمیکند. ونس که ۴۲ سال دارد، بهطور گسترده یکی از روشنترین گزینهها برای جانشینی ترامپ در رهبری جریان سیاسی او دانسته میشود.
واشنگتن پست اوایل ماه جاری میلادی گزارشی منتشر کرد درباره اینکه ترامپ در جریان گفتوگویی درباره انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ به حامیان مالی خود گفته است: «باید جیدی را انتخاب کنیم.» مشاوران ترامپ گفتهاند این اظهارنظر به این معنا نیست که ونس گزینه مورد نظر ترامپ است و رئیسجمهور در عین حال رقابت احتمالی میان ونس و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، را برجسته کرده است.
با این حال، این موضوع یادآور آن است که جاهطلبیهای سیاسی آینده ونس در کانون توجه دولتی قرار دارد که بهزودی وارد نیمه دوم دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ خواهد شد. این یعنی ونس باید میان وفاداری و حمایت از ترامپ، و پرهیز از گره زدن بیش از حد خود به سیاستهایی که ممکن است در آینده برای او دردسرساز شوند، تعادل برقرار کند. پیوند کوتاه کپی شد!
عکس معناداری که قالیباف منتشر کرد؛ پیام برای ترامپ - مجله اینترنتی کولاک

رئیس مجلس با انتشار تصویری در اکانت خود به زیادهخواهی آمریکاییها در خلیج فارس واکنش نشان داد. به گزارش همشهریآنلاین، این تصویر که قابی از نقشه خلیجفارس و تنگه هرمز را نشان میدهد، بهنوعی بیانگر تسلط ایرانیها بر تنگۀ هرمز و خلیجفارس است.
پیوند کوتاه کپی شد!
انگلیس تحریمهای جدیدی علیه ایران وضع کرد

رژیم انگلیس در دنبالهروی از دولت تروریست آمریکا، از اعمال تحریمهای خصمانه جدید علیه ایران خبر داد.
۷ دهه بعد از ۲۸ مرداد؛ ترامپ و منطق کودتایی آمریکا بر سر نفت ایران

باشگاه خبرنگاران جوان - هفتاد و سومین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد و برکناری دولت محمد مصدق در عملیات مشترک آمریکا و انگلستان درحالی فرارسیده است که ایران اکنون در یک منازعه دیگر با آمریکا قرار دارد؛ منازعهای که لااقل بخش مهمی از آن همچنان بوی نفت میدهد.
در مقطع ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، نفت ایران بیش از هر چیز به مسئله مالکیت، حاکمیت ملی و استقلال اقتصادی تبدیل شده بود. انگلستان تلاش میکرد نظم نفتی پیشین و منافع خود را حفظ کند، در حالی که آمریکا نگران بود تداوم بحران نفت، موجب از دست دادن منطقه و یک حکومت کاملاً غربگرا شود و به همین خاطر بود که آمریکا سرانجام به عملیات مخفی برای برکناری مصدق پیوست.
پس از کودتا نیز با تشکیل یک کنسرسیوم بینالمللی، صادرات نفت ایران دوباره به بازار جهانی بازگشت و شرکتهای آمریکایی مجموعاً ۴۰ درصد سهم کنسرسیوم را در اختیار گرفتند.
در این گزارش نگاهی به ابعاد علت دخالت آمریکا و کمک به انگلستان در پروژه کودتای آژاکس و سرنگونی دولت دکتر مصدق و مقایسه آن با امروز خواهیم داشت. ایران فقط نفت نیست؛ ژئوپلتیک منطقه است
در مارس ۱۹۵۱ و دوسال پیش از کودتا، شورای امنیت ملی آمریکا نوشت که ایران در موقعیتی قرار دارد که کنترل آن میتواند دسترسی دشمن به مناطق نفتخیز اطراف را تهدید کند و منابع نفت ایران برای اقتصاد بریتانیا و اروپای غربی اهمیت زیادی دارند. همان سند درباره پالایشگاه آبادان هشدار میداد که از دست رفتن آن میتواند به فعالیت هوایی و دریایی غرب در منطقه آسیب بزند.
در حقیقت اگر بخواهیم یک خط تاریخی در نظر بگیریم، نفت ایران از یک دارایی تجاری برای انگلستان، به مسئله ملیشدن رسید و سپس به مسئله امنیتی در جنگ سرد و کودتای ۲۸ مرداد و سرانجام با انقلاب اسلامی، به بخشی از ژئوپلیتیک انرژی و قدرت نظامی در خلیج فارس تبدیل شد.
اهمیت ایران فقط به نفت محدود نمیشد. موقعیت جغرافیایی کشور میان شوروی، خلیج فارس، هند و خاورمیانه، ایران را به یک مسیر راهبردی تبدیل میکرد. در جنگ جهانی دوم، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و نفتش اهمیت ویژهای پیدا کرد. اشغال ایران در ۱۹۴۱ توسط انگلستان و شوروی و استفاده از کریدور ایران برای انتقال تجهیزات به شوروی، جایگاه ایران را در محاسبات متفقین تثبیت کرد.
پس از جنگ، مسئله به شکل جدیدی ادامه یافت: چه کسی بر نفت ایران و در نتیجه بر یکی از مهمترین داراییهای انرژی خاورمیانه نفوذ خواهد داشت؟ این پرسش در فضای جنگ سرد به مسئله امنیت ملی آمریکا تبدیل شد.
ملیشدن صنعت نفت در ۱۳۲۹ نقطه عطفی برای ایرانیان بود؛ در پرونده ملی شدن، مسئله فقط سهم مالی ایران نبود بلکه بخشی از جنبش حاکمیت ملی و مخالفت با نفوذ غرب بود درحالیکه در طرف مقابل و در لندن، مسئله علاوه بر سرمایهگذاری انگلیس و درآمد شرکت نفت ایران و انگلیس، اعتبار استعمار بریتانیا و خطر ایجاد الگوی مشابه در دیگر کشورهای نفتخیز بود.
در اسناد آمریکایی، ارتباط میان بحران نفت و مسئله سیاسی دولت مصدق کاملاً قابل مشاهده است. یک گزارش سیاستی در اواخر ۱۹۵۲ درباره مذاکرات انگلستان و آمریکا نوشته است: بریتانیا تقریباً هیچ چشماندازی برای رسیدن به توافق نفتی با مصدق نمیدید و همین موضوع یکی از دلایل تغییر نگرش لندن به سمت کودتا بود؛ در همان سند آمده بود که بریتانیا معتقد است یک کودتا ممکن است بهترین شانس برای نجات ایران باشد؛ همچنین CIA و وزارت خارجه آمریکا معتقد بودند بقای دولت جدید پس از کودتا به حمایت مالی و سیاسی آمریکا و بریتانیا و توافق سریع نفتی وابسته خواهد بود.
این سند از مهمترین شواهد برای ارتباط مستقیم نفت و بحث کودتاست، اما چند مسئله همزمان مطرح بودند:
بحران درآمد نفت، احتمال قدرتگیری حزب توده، نگرانی از شوروی، موقعیت استراتژیک ایران و شکست مذاکرات نفتی.
در سندی مورخ ۱۴ مارس ۱۹۵۱ سیا آمده است: "ایران در یک موقعیت استراتژیک کلیدی قرار دارد. نفتی ایران برای اقتصاد انگلستان و کشورهای اروپای غربی از اهمیت بالایی برخوردار است. از دست دادن آبادان همچنین غرب را از منبع اصلی بنزین و نفت کوره هوانوردی در نیمکره شرقی محروم خواهد کرد. "
این سند بهوضوح نشان میدهد که برای واشنگتن، ایران علاوه بر نفت عبارت است از موقعیت جغرافیایی و جایگاه کلیدی در جنگ سرد؛ همین جایگاه استراتژیک ایران بود که موجب شد تا آلن دالس رئیس وقت سازمان سیا در جلسه شورای امنیت ملی آمریکا توضیح داد که سقوط ایران به دست کمونیستها نه فقط ایران بلکه نفت خاورمیانه را تهدید میکند و هشدار داد که اگر ایران سقوط کند، مناطق دیگر منطقه که حدود ۶۰ درصد ذخایر نفت جهان را در اختیار داشتند نیز ممکن است در معرض کنترل کمونیستی قرار گیرند.
دالس نفت را بخشی از دارایی استراتژیک جهان غرب میدانست و ایران را در چارچوب کل نظام نفتی خاورمیانه میدید.
شاه و آلن دالس رئیس وقت سازمان سیا؛ دالس نفت را بخشی از دارایی استراتژیک جهان غرب میدانست
با وجود آنکه انگلستان در ماجرای ملی شدن نفت دچار آسیب شده بود، اما آنچه آمریکا را به کودتا در ایران سوق داد، ترس از الگو شدن اقدام ایران و حفظ یک حکومت غربگرا در منطقه بود.
اسناد موجود اجازه یک نتیجه نسبتاً دقیق را میدهند؛ قویترین سند برای این ادعا، گزارش رسمی CIA پس از عملیات است. در ۸ مارس ۱۹۵۴، CIA در گزارشی نوشت:
"هدف عملیات برکناری و سقوط دولت مصدق است" و هدف نهایی، "جایگزینی آن با یک دولت طرفدار غرب تحت رهبری شاه، با نخست وزیری زاهدی. "
البته بعد از کودتا آمریکا هم سهم خود از نفت ایران را برداشت و ۳۰ اکتبر ۱۹۵۴ قرارداد کنسرسیوم نفتی امضا شد و ۵ شرکت آمریکایی جمعاً ۴۰ درصد سود از محل فروش نفت ایران برمی داشتند.
همچنین در سپتامبر ۱۹۵۳ آمریکا ۴۵ میلیون دلار کمک اضطراری به دولت زاهدی اعطا کرد؛ اسناد آمریکا صریحاً میگویند این پول برای تأمین کسری عملیاتی دولت جدید و اصلاحات مالی در نظر گرفته شده بود.
در ارزیابی بعدی آمریکا نیز آمده بود: ایالات متحده اکنون فرصتی برای پیشبرد اهداف ملی خود دارد... " و یکی از اولین پیشنهادات ذکر شده این است: "تسهیل حل و فصل زودهنگام نفتی که منجر به درآمد قابل توجه نفت از ایران میشود. " یعنی تثبیت دولت زاهدی و حل مسئله نفت عملاً بخشی از یک بسته سیاستی واحد شده بود. انقلاب اسلامی و پایان سلطه کامل آمریکا بر منطقه
با وقوع انقلاب اسلامی و قطع دست کنسرسیوم از منابع نفتی ایران، سیاست آمریکا نسبت به ایران بیش از گذشته با سه موضوع گره خورد؛ مسئله خلیج فارس، امنیت بازارهای نفت و جلوگیری از تسلط یک قدرت رقیب بر منابع انرژی منطقه که در مقطعی شوروی بود و در سالهای اخیر چین جایگزین آن شده است.
ایران فقط به دلیل ذخایر نفتی اهمیت ندارد؛ تنگه هرمز میان ایران و عمان که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند، حدود ۲۰ ٪ مصرف جهانی مایعات نفتی و حدود یکچهارم تجارت دریایی جهانی نفت است و یک گلوگاه واقعی انرژی جهان است، نه صرفاً یک نقطه جغرافیایی حساس.
هرچند از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تحریمهای ظالمانه آمریکا علیه ایران شکل گرفت و به مرور افزایش یافت و شامل فروش نفت ایران هم شد، اما با وقوع جنگ تحمیلی سوم و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، اگرچه براندازی حکومت و روی کار آمدن یک رژیم غربگرا عنوان شده بود، اما در باطن بوی نفت میداد و کافی است به اظهارات ترامپ نگاهی بیندازیم.
دونالد ترامپ در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶، مدعی شد: "در مقطعی در آینده نهچندان دور، ما جزیره خارگ و دیگر نقاط زیرساخت نفتی را تصرف خواهیم کرد و کنترل کامل بازارهای نفت و گاز آنها را در دست خواهیم گرفت. "
او در مصاحبهای با Financial Times هم گفته بود: راستش را بخواهید، کار مورد علاقهام این است که نفت ایران را بگیرم؛ و درباره منتقدان این سیاست گفت: بعضی آدمهای احمق در آمریکا میگویند: چرا این کار را میکنی؟! در همان مصاحبه بحث تصرف خارگ نیز مطرح شد.
در حقیقت در این جنگ، زبان سیاست نفتی آمریکا در ۲۰۲۶ از تحریم به تهدید و کنترل فیزیکی زیرساختها رسید. با وجود گذشت بیش از هفت دهه، دستکم سه عنصر اساسی همچنان در محاسبات دشمن درباره ایران پابرجاست. نخست، نفت که در سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ و در سال ۲۰۲۶، نفت همچنان بخشی از طمع دشمنان درباره ایران است.
دوم، جغرافیای ایران که در مجاورت یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان قرار دارد و موقعیت آن در خلیج فارس و در نزدیکی تنگه هرمز، اهمیت ژئوپلیتیکی ما را حفظ کرده است.
سوم، پیوند میان انرژی و امنیت؛ در سال ۱۹۵۱، دولت آمریکا منابع نفت ایران را مستقیماً با امنیت اقتصادی اروپا و توان نظامی غرب در خاورمیانه مرتبط میدانست. در سال ۲۰۲۶ نیز هرگونه بحران در تنگه هرمز و اختلال در صادرات نفت، میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از منطقه داشته باشد.
اکنون، هفتاد و سه سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد، نفت ایران همچنان یک اهرم مهم اقتصادی و ژئوپلیتیکی است، اما شرایط اساساً متفاوت است.
ایران اکنون مالکیت ملی منابع نفتی خود را حفظ کرده، شرکت ملی نفت ایران وجود دارد و آمریکا دیگر با شرکت نفت ایران و انگلیس مواجه نیست، اما همچنان تلاش برای تصاحب نفت ایران و تسلط نفتی بر منطقه در اظهارات و ادعاهای مقامات این کشور موج میزند.
آمریکا و ایران همچنان دو طرف اصلی تقابل هستند، اما در کنار آنها بازیگران و عوامل دیگری نیز حضور دارند؛ چین بهعنوان یکی از خریداران مهم نفت ایران، روسیه بهعنوان یک قدرت انرژی و نظامی، کشورهای عربی خلیج فارس، بازار جهانی نفت و شبکههای حملونقل دریایی و از همه مهمتر توان نظامی بالای ایران و قدرت نیروهای مسلح که مانع از تحقق رویای ۲۸ مردادی آمریکا برای روی کار آوردن یک حکومت غربگرا و غارت ۴۰ درصدی نفت ایران در قالب کنسرسیوم میشود.
منبع: تسنیم

کسی که اولین «سلفی» را از خود ثبت کرد

قتل پدر، مادر و برادر همسر با اسلحه

پیشنهاد اردوغان برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا

قطبنمای رشد اقتصادی

آیا صندوقهای طلا میتوانند وثیقه بانکی باشند؟

هشدار رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به کشورهای عربی

مسئولیت اجتماعی سبز و توسعه پایدار در فولاد خوزستان

