
جمهوری اسلامی: جنگ طلبی و ادامه درگیری نظامی به سود اسرائیل و امریکا و یک جناح داخلی است

1

انتقام اسیدی مرد قهوهچی از همکاران همسرش
تحقیقات اولیه
در بررسیهای ابتدایی مشخص شد دو فرد مجروح یک همکار خانم به نام نگار دارند که نگار از مدتی قبل با شوهر خود اختلافات عمیق داشت. اخیرا شوهر نگار بارها با شرکت تماس گرفته و تقاضای صحبت با نگار را داشت.
به گزارش روز نو او در پیامهای ارسالی همسر خود را تهدید کرده و به او گفته بود: «با همکارانت ارتباطات پنهانی داری.» نگار نیز در مراحل تحقیقات به مأموران اعلام کرد که حدس میزند این اسیدپاشی کار همسرش باشد که مدتی است به روابط او مشکوک شده است
در ادامه، مادر همسر نگار نیز تحت تحقیقات قرار گرفت و اعلام کرد که پسرش، نگار را به اسیدپاشی تهدید کرده است. با بهدست آمدن این دلایل، شوهر نگار بهعنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد.
اما متهم از همان مراحل ابتدایی تحقیقات، دست داشتن در ماجرای اسیدپاشی را نپذیرفت و اعلام کرد روز حادثه در محل دیگری بوده است. در همین حال، تحقیقات پلیسی و جنایی ادامه پیدا کرد و مطابق دلایل و مستنداتی که علیه بهروز در پرونده درج شد، او بهعنوان متهم به دوفقره اسیدپاشی، برای دفاع از خود به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی، وکیل شاکیان به وکالت از آنها اعلام شکایت کرد و در طرح این شکایت توضیح داد: «در تاریخ وقوع حادثه، ساعت حدود هفتونیم تا نزدیک هشت شب، از شرکت محل کار موکلانم چند بار با پلیس تماس گرفته شده و گزارش حادثه اسیدپاشی به ماموران داده شده بود. در ادامه مشخص شد که نگار، که یکی از موکلان بنده است، مدتی قبل اختلافات شدیدی با همسرش داشته و درخواست طلاق داده بود.
نگار مطمئن شده بود که شوهرش خشم شدیدی بابت درخواست طلاق دارد و همچنین از اشتغال او به کار بیرون از خانه ناراحت بود. متهم بارها با شرکت تماس گرفته بود تا با همسرش صحبت کند. حتی بنا بر اظهارات موکلان، نگار به پرسنل شرکت گفته بود: «اگر شوهرم بستهای به اینجا فرستاد، آن را باز نکنید، چون ممکن است آلوده باشد. همسرم زود عصبانی میشود و ممکن است از کوره در برود و عکسالعملهای تندی از خود نشان دهد که عواقب بدی داشته باشد.»
وکیل شاکیان در ادامه افزود: «وکلای من متهم را نمیشناختند. اما یکی از آنها به نام صابر، اغلب روزها همکاران خود را تا مسیری میرساند. روز حادثه نیز یکی از دوستان خود به نام شهرام را سوار ماشینش کرده بود تا به مترو برساند. گاهی اوقات هم پیش آمده بود که نگار را در مسیر خانهاش تا مترو برساند. همین باعث شده بود ظن متهم نسبت به او برانگیخته شود و به همسر خود پیام داده و گفته بود: «با چه کسی در تماس هستی؟ بالاخره یک روزی یک بلایی سرت میآورم.»
این وکیل در ادامه افزود: «در روز حادثه، متهم با یک دوچرخه، در حالی که کلاه کاسکت به سر داشت، به نزدیکی محل کار موکلان رفته و مسیر حرکت او در خیابان به ثبت دوربینهای مداربسته رسیده است. در حالی که موکلانم در خودرو نشسته و منتظر حرکت بودند، متهم با اشاره از آنها خواسته که پنجره را باز کنند و در همان لحظه اسید را روی آنها پاشیده است.
ادلهای در پرونده وجود دارد که نشان میدهد متهم بازداشتشده همان فرد اسیدپاش است. از جمله اینکه حافظه گوگل او نشان میدهد ساعات کار شرکت و ورود و خروج پرسنل را جستوجو کرده است.
در زمان وقوع حادثه، گوشی تلفن همراه متهم همراه او نبود. متهم میدانست که موبایلها قابل ردیابی هستند و آگاهی از این موضوع باعث شد که گوشیاش را همراه خود نبرد.
اما یکی از شاکیان چند متر دنبال او دویده و نیم رخ او را دیده و تشخیص داده است. همچنین کلاه کاسکت او در حوالی محل حادثه کشف شده و دیانای باقیمانده روی کلاه با دیانای متهم مطابقت دارد.»
آقای وکیل در ادامه گفت: «زندگی شاکیان نیز به لحاظ روحی و جسمی آسیب شدیدی دیده و از هم پاشیده شده است، تا جایی که همسر یکی از موکلان من تقاضای طلاق کرده است. با این حال متهم اظهار داشته موکلانم را نمیشناخته و انگیزه انتقامجویی نداشته است.
در حالی که ادلهای وجود دارد که سوءظن شدید متهم به همسرش درباره ارتباطات شغلی او را نشان میدهد.
علاوه بر این، متهم در اعلام محل حضورش در تاریخ و ساعت حادثه تناقضگویی داشته و گفته که در سفرهخانه بوده، اما صاحب سفرهخانه حضور او را در آنجا تأیید نکرده و این موضوع نیز برای شعبه بازپرسی احراز نشده است.
همچنین تصاویر کشفشده از دوربینهای مداربسته موجود در محل، با آناتومی بدن متهم هماهنگی دارد و در بازسازی صحنه نیز شاکیان نوع دویدن او را تأیید کرده و گفتند مطابق همان چیزی است که در صحنه وقوع حادثه، هنگام فرار متهم، به چشم دیدهاند.»
اظهارات طرفین
در این قسمت از دادگاه، یکی از شاکیان گفت: «در ماشین نشسته بودیم تا به سمت مترو برویم. یک نفر که کلاه کاسکت به سر داشت، با انگشت گفت یک لحظه و بعد همکارم که راننده بود، شیشه ماشین را پایین داد. من غرق در گوشی بودم و اصلاً متوجه نشدم که چه شد.
همکارم وقتی دید او در حال پاشیدن محتویات یک ظرف پلاستیکی به سمت ماست، سرش را دزدید و به همین دلیل، بیشتر محتویات روی من ریخت و سوختگی من شدیدتر است.
من میدانستم که مدیر شرکتمان بالاست و به همین دلیل، در حالی که بهشدت میسوختم، به سمت بالا رفتم. اما آنجا دیگر روی زمین افتادم. میخواستم از کسی کمک بگیرم و تنها کسی که در آن لحظه به ذهنم رسید، مدیرمان بود.»
شاکی دیگر نیز گفت: «بعد از اینکه فرد اسیدپاش محتویات ظرف پلاستیکی را روی ما ریخت، من چند قدمی به سوی او دویدم، اما به دلیل احساس سوختگی زمین خوردم و دیدم که او به سمت اتوبان یادگار دوید و با یک دوچرخه متواری شد.»
سپس نوبت به متهم رسید که در برابر اتهام دو فقره اسیدپاشی از خود دفاع کند. او در دفاع گفت: «اتهام خود را قبول ندارم، چون نهتنها جسم من آنجا نبود، بلکه روحم هم از این ماجرا خبر نداشت.
من صاحب قهوهخانه بودم و حدود دو هفته قبل از این ماجرا، قراردادم با مالک تمام شده بود و قرار بود چند هفته بعد قهوهخانه جدیدی بگیرم. به همین دلیل، در این ساعتها همیشه به قهوهخانه دوستانم میرفتم.»
متهم در ادامه گفت: «من هرگز همسرم را تهدید نکرده بودم، اما او در دو سال، سه بار درخواست طلاق داده بود. زمانی که با او ازدواج کردم، یعنی چهار سال قبل، نمیدانستم که او پیش از ازدواج با من، یک بار دیگر هم ازدواج کرده بوده است.
یک سال بعد از ازدواجمان بود که این موضوع را فهمیدم و به او گفتم تو فریب در ازدواج انجام دادی. از همان موقع اختلافات ما با یکدیگر شروع شد. من نمیدانستم او کجا کار میکند، چون با هم زندگی نمیکردیم. اگر در گوگل محل کار او را جستوجو کردم، فقط میخواستم بدانم همسرم کجا کار میکند و قصد دیگری نداشتم.»
متهم درباره تایید دیانای روی کلاه نیز گفت: «در مقابل اداره ژنتیک، من به مأمور فحاشی کردم و او هم با من لجبازی کرد و مجبورم کرد کلاه را سرم بگذارم.»
در اینجا قاضی از او پرسید: «روز حادثه کجا بودی؟»
متهم گفت: «در روز حادثه، من با شخصی که قبلاً با او تصادف کرده بودم، قرار داشتم. یکی دو روز قبل از ماجرا، موتورم با آینه ماشین یک خانم برخورد کرده بود و من با آن خانم قرار گذاشتم تا بتوانم خسارتش را پرداخت کنم. حتی یک دستهگل هم برای عذرخواهی از او گرفتم.»
قاضی گفت: «اما فرد گلفروش و همچنین این زن، اظهارات تو را تأیید نکردهاند.»
متهم گفت: «چون آنها ترسیدهاند.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن اظهارات طرفین پرونده برای صدور رای وارد شور شدند.

چند آمریکایی در جنگ با ایران کشته شدند؟
طبق پایگاه داده تلفات جنگی وزارت دفاع ایالات متحده تعداد سربازان زخمی آمریکا از آغاز جنگ با ایران از ۷۵۰ نفر فراتر رفته است.
این وزارتخانه روز چهارشنبه پایگاه داده را بهروزرسانی و بیش از ۵۰ سرباز زخمی دیگر را به آمار پیشین اضافه کرد. این در حالی است که مذاکرات بین تهران و واشنگتن برای پایاندادن به درگیری همچنان متوقف مانده است.
با ترکیب کل تلفات در سیستم تحلیل تلفات دفاعی برای عملیاتهای خارجی با کل تلفات در عملیات خشم حماسی، تعداد سربازان کشتهشده ۱۸ نفر و تعداد سربازان زخمی ۷۵۷ نفر از زمان آغاز جنگ علیه ایران توسط ایالات متحده در ۲۸ فوریه است.
وزارت جنگ آمریکا ماه گذشته در سیستم تحلیل تلفات نظامی، دستهبندیای برای «عملیاتهای خارجی» ایجاد کرد که شامل تلفات و جراحات ناشی از عملیات نظامی «از هفتم ژوئیه» میشود.
این وزارتخانه هنوز جزئیات بیشتری را ارائه و مشخص نکرده است که تلفات در چه درگیری رخ داده است.
هفتم ژوئیه مصادف با روزی است که دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، کنگره را از آغاز درگیری جدید با ایران تحت قانون اختیارات جنگی مطلع کرد.
سیانان برای توضیحات بیشتر درباره این دستهبندی با پنتاگون تماس گرفت. آمار بهروزشده که روز چهارشنبه منتشر شد، چند هفته پس از آن منتشر شد که پنتاگون پس از کاهش تعداد تلفات در پایگاه داده این وزارتخانه به دلیل ادامه حملات ایران، با بررسی دقیق رسانهها و قانونگذاران مواجه شد. چهار کشته و دهها زخمی از مجموع ماه گذشته حذف شدند و سپس دوباره به حالت عادی بازگشتند.
وزارت جنگ آمریکا در آن زمان در یک پست در رسانهای اجتماعی اعلام کرد که این کاهشها به دلیل «اشکالات موقت دادهها» بودهاند.
منابع خبری پیش از این به سیانان گفته بودند که پنتاگون در انتشار آمار تلفات در طول درگیری با ایران کند عمل کرده است و مقامات نگرانیهای امنیتی را دلیل آن عنوان کردند.

نقشه راه عبور از بحران
اعتماد
روزنامه اعتماد گفتگوئی را با ابوالقاسم دلفی منتشر کرده است:
خروج از بحران کنونی تنها از مسیر احیای تفاهم ۱۴ مادهای اسلامآباد و شکلگیری مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن امکانپذیر است، زیرا مذاکرات غیرمستقیم در مرحله اجرا با ابهام و اختلاف روبهرو میشوند. این درحالی است که امریکا تلاش دارد با استفاده از تحریمها و فشار اقتصادی در میز مذاکره امتیاز بیشتری کسب کند، اما ادامه این روند بدون راهحل سیاسی، هزینههای بیشتری برای همه طرفها چالشهای جدی ایجاد خواهد کرد.
ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و کارشناس مسائل بینالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره مواضع امریکا در برابر توافق احتمالی ایران و عمان بر سر «نقشه جدید تردد» در تنگه هرمز و همچنین شروط تهران برای بازگشایی این شاهراه گفت: توافق ایران و عمان به تنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود، زیرا این توافق تنها بخشی از یکی از بندهای «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» میان ایران و امریکا است، از همین رو اگر قرار باشد عبور و مرور در تنگه هرمز برای همه کشورها به وضعیت عادی بازگردد، امریکا باید به دیگر شروط و مطالبات اعلامی ایران که سهشنبه توسط محمدباقر قالیباف، رییس مجلس کشورمان رسانهای شد نیز پاسخ دهد. بنابراین، مساله اصلی پذیرش یا عدم پذیرش توافق ایران و عمان ازسوی واشنگتن نیست، بلکه باید دید آیا زمینه برای یک «مذاکره جامع و مستقیم» میان ایران و امریکا فراهم خواهد شد یا نه.
احیای تفاهم اسلامآباد تنها راه خروج از بحران است
دلفی با اشاره به محدودیتهای میانجیگران باتوجه به خطوط قرمز ایران گفت: در شرایط فعلی، اگر گفتوگویی میان تهران و واشنگتن جریان داشته باشد، از طریق واسطههاست؛ اما تجربه نشان داده مذاکرات غیرمستقیم، حتی وقتی به توافق میرسد، در مرحله اجرا و تفسیر مفاد با مشکل روبهرو خواهد شد. او به مذاکرات پیشین در عمان و پاکستان اشاره و خاطرنشان کرد: این تجربهها نتوانستند مانع بازگشت بحران و درگیری شوند. این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید داشت: «مذاکرهای میتواند به نتیجه برسد که مذاکره مستقیم است؛ دوطرف باید بر سر میز گفتوگو بنشینند، مواضع خود را بیواسطه مطرح کنند و به جمعبندی مشترک برسند.» دلفی ادامه داد: هر چند در شرایط فعلی از فضای جنگی و تبادل حملات فاصله گرفتهایم، «فشار و محاصره اقتصادی» همچنان میتواند کشور را با مشکلات جدی مواجه کند. ایران ممکن است بتواند بخشی از نیازهای خود را از راههای جایگزین تامین کند، اما هزینه این مسیر درنهایت به مصرفکننده ایرانی تحمیل میشود،از همین رو برای کاهش فشار، باید از موضعی روشن با امریکا و دیگر طرفهای اعمالکننده تحریم مذاکره کرد تا «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» به مرحله اجرا برسد، چراکه این یادداشت بخش قابلتوجهی از مطالبات ایران را دربرمیگیرد و میتواند «فصلالخطاب روابط ایران و امریکا» باشد؛ بالاخص آنکه پس از انقلاب، سندی با این سطح از گستردگی و فراگیری میان دو طرف مورد توافق قرار نگرفته است. دلفی در پایان افزود: امریکا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تاکید دارد و ایران نیز اعلام کرده که به دنبال ساخت چنین سلاحی نیست. از این رو، دوطرف باید این موضوع و دیگر مطالبات متقابل را در مذاکره مستقیم حل و فصل کنند تا اجرای یادداشت تفاهم، به کاهش مشکلات ایران و تنشهای منطقهای کمک کند.
ترامپ با بازی رسانهای به دنبال انحراف افکار عمومی است
دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره انتشار اخبار ضد و نقیض از پیشرفت رایزنیهای ایران و امریکا و ادعاهای ترامپ درباره مذاکره با ایران و سپس عقبنشینی رییسجمهوری این کشور از موضع خود گفت: آنچه میتواند مبنای گفتوگو و رسیدن به نتیجه میان تهران و واشنگتن باشد، «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» است؛ سندی که باید در قالب «مذاکره مستقیم» درباره بندهای مختلف آن بررسی و نهایی شود. از منظر دلفی توافقی پایدار خواهد بود که هیچیک از دوطرف خود را بازنده تلقی نکنند و هر دو بتوانند از آن برداشت پیروزی و تامین منافع داشته باشند. به گفته این دیپلمات پیشین، «بازیهای رسانهای» ترامپ و تلاش او برای جهتدهی روزانه به افکار عمومی، نباید ایران را از پیگیری موضوع اصلی دور کند. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه تاکید کرد: وقتی ایران بر مذاکره مستقیم تاکید ندارد و مسیر گفتوگو از کانال واسطهها دنبال میشود، زمینه برای طرح ادعاهای متفاوت درباره وجود یا نبود مذاکره فراهم میشود. او گفت: «در مذاکرات غیرمستقیم، طرفهای واسطه ازجمله عمان با امریکا در تماس هستند و طبیعی است که واشنگتن بتواند از محتوای گفتوگوها مطلع شود؛ در چنین فضایی، تفکیک کامل مذاکره با واسطه از مذاکره با امریکا دشوار میشود.» دلفی همچنین با اشاره به مواضع غیرقابل پیشبینی ترامپ این راهبرد را نوعی بازی تبلیغاتی قلمداد کرد و افزود: رسانههای اصلی جهان عمدتا دراختیار غرب و امریکا هستند و توان رسانهای ایران برای اثرگذاری متقابل بر این فضا محدودتر است. از این رو، ایران نباید به اندازهای درگیر فضاسازیهای رسانهای شود که از هدف اصلی، یعنی «تامین منافع ملی»، فاصله بگیرد. او در پایان این بخش خاطرنشان کرد: «مذاکره مستقیم راهحل بسیاری از این ابهامها و مشکلات است.» به بیانی دیگر مذاکره مستقیم به معنای عقبنشینی نیست؛ همانگونه که دفاع در میدان نظامی شکل خاص خود را دارد، پیگیری منافع کشور در عرصه سیاسی نیز شکل دیگری از مبارزه است.
ترامپ از تحریمها برای تحتفشار قرار دادن تهران استفاده میکند
ابوالقاسم دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره راهبرد تازه امریکا یعنی تشدید تحریمها، ادعای اعمال «محاصره زمینی و دریایی» و احتمال شکلگیری ائتلاف پهپادی امریکا (ادعایی که توسط برخی رسانهها چون سیانان مطرح شده) علیه کشورمان، گفت: واشنگتن از همه ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی خود استفاده میکند تا جنگ و تنشهای ایجاد شده در خلیجفارس را به شکلی پایان دهد تا بتواند آن را «پیروزی» خود معرفی کند. او افزود: هدف اصلی ترامپ را نباید صرفا در نگرانی از کاهش محبوبیت داخلی یا نتایج انتخابات جستوجو کرد؛ زیرا او در پایان دوره ریاستجمهوری خود قرار دارد و امکان نامزدی مجدد ندارد.از نگاه دلفی، مساله اصلی این است که امریکا با تشدید تحریمها، محدودکردن فروش نفت و کاهش درآمدهای ارزی ایران، میکوشد تهران را در مذاکرات سیاسی تحت فشار بگذارد و امتیاز بگیرد.
منطقه برای عصر پساامریکایی آماده میشود
این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید کرد: «نباید اجازه داد کشور به مرحلهای برسد که راههای صادرات و واردات آن مسدود شود و مذاکره به یک انتخاب اجباری تبدیل شود.» او گفت که ایران باید پیش از رسیدن به چنین شرایطی، در چارچوب منافع ملی، «مذاکره مستقیم» را انتخاب کند تا بتواند با قدرت و امکان انتخاب بیشتر از مطالبات خود دفاع کند. دلفی درباره احتمال همراهی کشورهای منطقه با ائتلافهای ادعایی جدید امریکا نیز گفت: کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که حضور نظامی واشنگتن الزاما برای آنها امنیت ایجاد نکرده، زیرا درگیریهای منطقهای به آنها نیز آسیب رسانده است. آنها همچنین میدانند که اولویت راهبردی امریکا دیگر خاورمیانه نیست و واشنگتن تمرکز اصلی خود را بر «آسیا-پاسیفیک» و مهار قدرت فزاینده چین قرار داده است. در چنین فضایی، کشورهای منطقه در حال برنامهریزی برای دوران پس از کاهش حضور امریکا و شکل دادن به ائتلافهای منطقهای هستند. به گفته دلفی، عربستانسعودی به عنوان بازیگر مهم اقتصادی و انرژی منطقه، در پی تعریف ترتیبات تازهای برای حفاظت از منافع و امنیت خود است.
ایران باید زمینه را برای همگرایی با همسایگان هموار کند
با این حال دلفی هشدار داد: «اگر ایران در ساز و کارهای منطقهای و گفتوگوهای امنیتی حضور نداشته باشد، این ترتیبات میتواند
به تدریج علیه ایران شکل بگیرد.» او تصریح کرد که هیچ ابتکار مهمی در خلیجفارس بدون حضور ایران عملی نخواهد بود، اما تهران باید راهی برای کاهش تنشها و توسعه همکاری با کشورهای منطقه پیدا کند. او در ادامه گفت: روابط همسایگی ایران با عربستانسعودی، اعضای شورای همکاری خلیجفارس، ترکیه، پاکستان و دیگر همسایگان، روابطی دایمی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. بنابراین ایران باید در کنار پیگیری مطالبات خود در برابر امریکا، برای ایجاد «اعتماد»، «دوستی» و «آرامش» با همسایگان تلاش کند تا واشنگتن نتواند با کاهش حضور خود، کشورهای منطقه را در یک اجماع علیه ایران بسیج کند. دلفی در پایان تاکید کرد: ایران باید هرچه سریعتر، در چارچوب منافع ملی و توافقهای موجود با امریکا، مناسبات منطقهای خود را تنظیم کند؛ زیرا مدیریت روابط با همسایگان برای آینده کشور، اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
سفر به عراق با هدف هماهنگی ترتیبات امنیتی انجام شد
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به پرسش پایانی درباره چرایی سفر محمدباقر قالیباف به عراق در این بازه زمانی خاطرنشان کرد: عراق به دلیل پیوندهای سیاسی، فرهنگی و دینی و نیز سابقه همکاریهای امنیتی، جایگاه ویژهای در روابط منطقهای ایران دارد. او افزود: باتوجه به حضور فعلی امریکا در عراق و اعلام برنامه واشنگتن برای خروج از این کشور، ایران باید روابط خود را با بغداد تقویت کند. به گفته دلفی، اگر امریکا از عراق خارج شود، تداوم و توجیه حضور این بازیگر در دیگر کشورهای منطقه نیز دشوارتر خواهد شد؛ بنابراین، سفر قالیباف میتواند در راستای تقویت «روابط گستردهتر و پایدارتر» میان تهران و بغداد و هماهنگی درباره ترتیبات امنیتی منطقه باشد. این دیپلمات پیشین تاکید کرد: ایران نباید در سیاست منطقهای خود تنها بر یک کشور تمرکز کند. در کنار عراق، کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه، لبنان و سوریه نیز هر یک متناسب با ظرفیتها و شرایط خود میتوانند در تنظیم روابط منطقهای ایران نقش داشته باشند. از همین رو «توجه یکسویه به یک کشور یا یک نوع رابطه، همه منافع ایران را تامین نمیکند.»

اهمیت زمان در توافق با آمریکا
آرمان امروز
حمید روشنائی در یادداشتی در روزنامه آرمان امروز نوشت:
بیش از ۶ ماه است که از جنگ ۴۰ روزه و بیش از یکسال است که از جنگ ۱۲ روزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی می گذرد و شرایط همچنان در حالت نه جنگ و نه صلح باقی مانده است. وضعیت کنش دو هماورد در حالی که توافق اسلام آباد همچنان معلق مانده است، نشان می دهد که شرایط به تعادل رسیده و قرار نیست در میدان جنگ و یا مذاکره کار به نتیجه برسد. اما آیا زمان می تواند به نفع یک کدام وارد صحنه شده و نتیجه را تغییر دهد؟
هرکدام از دو طرف جنگ ایران و آمریکا برروی زمان حساب ویژه باز کرده اند. تهران می اندیشد که گذشت زمان می تواند:
1- شکست ترامپ در انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۲۶ را به همراه داشته باشد. بدین معنا که حزب جمهوری خواه حامی ترامپ با به دست نیاوردن تعداد کافی نماینده در کنگره و سنا، اکثریت را از دست داده و مشکلات آتی را برای رئیس جمهور آمریکا ایجاد خواهد کرد.
2- با تاب آوری، کنترل تنگه هرمز در اختیار ایران قرار خواهد گرفت. ادامه جنگ و یا یک توافق به نفع ایران می تواند کنترل همیشگی تنگه هرمز و به تبع آن خلیج فارس را، برای ایران به همراه داشته باشد.
3- افزایش قیمت نفت با بسته بودن تنگه هرمز، اقتصاد جهان را به چالش می کشد و فشار کشورهای مختلف که از این وضعیت ناراضی هستند، ترامپ را مجبور به پذیرش خواسته های ایران می کند.
4- افزایش قیمت بنزین به دنبال افزایش قیمت نفت، موجب فشارهای داخلی و نارضایتی مردم آمریکا گشته و حکومت ترامپ را در تنگنا قرار می دهد.
5- بسته بودن تنگه هرمز و عدم صادرات نفت و گاز و مواد نفتی از این منطقه، کشورهای حاشیه خلیج فارس را وادار به پذیرش مدیریت ایران و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه خواهد کرد.
6- ارتش آمریکا بخصوص سربازان در ناو این کشور با ادامه شرایط کنونی دچار فرسودگی و خستگی شده و در نهایت دولت این کشور مجبور به انجام توافق با ایران و ترک منطقه گردد.
اما واشنگتن به نوعی دیگر به موضوع نگاه می کند و می اندیشد:
1- حفظ محاصره ایران و عدم پایان نه جنگ و نه صلح، تاب آوری ملت و مقامات ایرانی را به اتمام خواهد رساند و ممکن است به بازگشت آشوب های دی ماه ۱۴۰۴ منجر گردد.
2- ادامه شرایط موجود، اقتصاد ایران را با مشکلات بیشتر روبرو نموده و موجب فروپاشی آن خواهد شد و به نوعی ایران به یک کشور ورشکسته ( FAILED STATE ) تبدیل می گردد.
3- ادامه فشارهای اقتصادی علیه ایران، موجودی ارزی ایران را به پایان رسانده و توانایی ایران را برای ادامه جنگ و بازدارندگی از بین خواهد برد و مجبور به تسلیم خواهد نمود.
4- محاصره دریایی، تلاش ایران را برای استفاده از تنگه هرمز به عنوان یک سلاح بی اثر کرده و در نهایت به این نتیجه می رساند که برای ادامه تجارت خود، می بایست خواست آمریکا را گردن نهد.
5- ادامه بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریایی منطقه خلیج فارس و دریای عمان، کشورهای منطقه را به یافتن راهی جهت صدور انرژی مجبور نموده و یکی از این راه ها می تواند سرزمین های اشغالی فلسطین باشد که نتیجه آن صلح با رژیم صهیونیستی و الحاق به پیمان ابراهیم خواهد بود.
در این دو اندیشه، چند موضوع ممکن است مورد غفلت قرار گرفته باشد:
الف- مردم ایران نشان داده اند که در زمان بحران، تاب آوری بیشتری نسبت به شرایط عادی دارند و حاضر به پذیرش مشکلات در شرایط جنگی هستند؛
ب- دولتمردان ایرانی نشان داده اند که همیشه راه هایی را برای فرار از تحریم و محاصره یافته اند و همین راز پایداری انقلاب اسلامی تاکنون بوده است؛
ج- ترامپ در صورت شکست در انتخابات معلوم نیست که ناتوان گردد و شاید انگیزه کنونی خود را برای انجام مذاکره از دست بدهد و مانند یک مار زخم خورده به هر اقدامی دست بزند؛
د- افزایش فشار بر اقتصاد جهان و کشورهای منطقه معلوم نیست چه پیامدهایی را برای ایران و آمریکا به همراه داشته باشد و ممکن است به یک اتفاق جهانی علیه ایران و آمریکا بینجامد و شرایط را سخت تر کند؛
م- اقتصاد ایران هنوز مشخص نیست چه عکس العملی را در قبال افزایش فشارها نشان بدهد. بنابراین آزمون هر دو طرف، ممکن است به نتیجه دلخواه نرسد.
بهر صورت زمان، مملو از فرصت هاییست که می تواند به برنده شدن یا بازنده شدن بینجامد و از دست دادن آن، بدترین پشیمانی ها را به همراه خواهد داشت.
