ونس از آغاز جنگ مجدد ایران و امریکا میترسد؟

ماجرای رسوایی جدید درباره حملات ایران چیست؟

انتقال ناو هواپیمابر «یو. اس. اس جورج واشنگتن» از اقیانوس آرام به خاورمیانه، بیش از آنکه صرفاً یک جابهجایی عملیاتی در ساختار نیروی دریایی آمریکا باشد، نشانهای تازه از فشار فزاینده جنگ با ایران بر توان نظامی و راهبردی واشنگتن است؛ فشاری که اکنون حتی آرایش نیروهای آمریکا در برابر چین را نیز تحت تأثیر قرار دادهاست.
در شرایطی که ناو «آبراهام لینکلن» پس از ماهها استقرار در دریا، با مشکلاتی از قبیل درباره کاهش تدارکات، فرسودگی خدمه، مشکلات سلامت روان و طولانی شدن مأموریت مواجه شده، انتقال ناو «جورج واشنگتن» به منطقه برای جایگزینی، نگرانیهایی را به دنبال داشته است.
ازسوی دیگر پنهانکاری درباره مشکلات ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، آنهم به عنوان پیامد حملات ایران به بحرین، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا را با دردسرهای تازهای مواجه کردهاست. نشریه آمریکایی «نیوزویک» روز چهارشنبه در گزارشهایی به بررسی تحولات اخیر دراین زمینه پرداخت که اصلیترین محورهای آن را در ادامه میخوانید: یک تهدید تازه برای آمریکا بهگفته مارک مونتگومری، دریادار بازنشسته و فرمانده سابق ناو جورج واشنگتن، انتقال این ناو هواپیمابر از اقیانوس آرام به خاورمیانه، میتواند به یک «ریسک امنیت ملی» برای آمریکا تبدیل شود. این ناو قرار است جایگزین ناو آبراهام لینکلن شود؛ ناوی که حدود ۵ هزارنفر خدمه آن، بهدلیل ماهها حضور مداوم در دریا، با نگرانیهایی درباره کمبود تدارکات، سلامت روان و شرایط زندگی روبهرو شدهاند. خروج جورج واشنگتن از منطقه آسیا ـ اقیانوس آرام، حضور دریایی آمریکا در این منطقه را برای بیش از یک سال و نیم محدود خواهد کرد. این ناو پس از پایان مأموریت خود در خاورمیانه، باید برای تعمیرات و نگهداری به پایگاه بازگردد و همین مساله مدت غیبت آن را از اقیانوس آرام، افزایش میدهد. این اقدام پیام بازدارندگی ضعیفی به چین ارسال میکند و نمیتواند اطمینان لازم را برای متحدان و شرکای آمریکا در منطقه ایجاد کند. فشار ناشی از جنگ ایران بر نیروی دریایی آمریکا انتقال جورج واشنگتن نشاندهنده آن است که جنگ آمریکا با ایران، نیروی دریایی این کشور را با فشار بیشتری مواجه کردهاست. نگرانی اصلی این است که آمریکا درحالی منابع و تجهیزات دریایی خود را برای خاورمیانه به کار میگیرد که همزمان با تهدید فزاینده چین در اقیانوس آرام روبهروست. منتقدان دموکرات نیز درباره فرسایش بیشازحد توان نیرویدریایی آمریکا در نتیجه ماهها جنگ در خاورمیانه هشدار دادهاند. آنان معتقدند این وضعیت میتواند آمادگی واشنگتن برای رویارویی احتمالی آینده با چین را کاهش دهد. پنهانکاری درباره پایگاه بحرین پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، متهم شده آسیب گسترده واردشده به یکی از اصلیترین مراکز تأمین و پشتیبانی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را پنهان کردهاست. گفته شده هگست واقعیت مربوط به نابودی بخش قابلتوجهی از پایگاه اصلی تأمین تدارکات آمریکا در خلیجفارس توسط حملات ایران را علنی نکردهاست. ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از زمان حملات ایران به مرکز لجستیکی بحرین، با مشکلات مربوط به تأمین تدارکات مواجه شدهاست. مشکل اصلی، عدم تأمین تدارکات مناسب بهدلیل آسیب دیدن پایگاه اصلی آمریکا در خلیجفارس بودهاست. پنهانکاری هگست درباره این موضوع، نمونهای از نحوه مدیریت نادرست جنگ ازسوی دولت آمریکا ارزیابی شدهاست. خسارتها به تأسیسات آمریکا در بحرین در حملات به تأسیسات بحرین، ساختمان ستاد فرماندهی، چند ساختمان دیگر و دو پایانه ارتباطات ماهوارهای آسیب دیدهاست. آسیب به این تأسیسات، سبب تغییر محل تأمین و پشتیبانی نیروهای آمریکایی شدهاست. پس از آسیب دیدن پایگاههای بحرین، پنتاگون به پایگاهی تحت فرماندهی انگلیس در جزیره دیگو گارسیا روی آورد. این انتقال، علاوه بر دوری مسیر، سبب از دست رفتن امکان استراحت خدمه شدهاست. سناتورهای دموکرات به نحوه مدیریت استقرار آبراهام لینکلن ازسوی دولت ترامپ انتقاد کردهاند.
حملات هوایی سنگین روسیه به پایتخت اوکراین + فیلم

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، منابع خبری از ادامه حملات گسترده موشکی و هوایی روسیه به کییف خبر دادهاند؛ حملاتی که در چند موج و با استفاده از موشکهای بالستیک و هایپرسونیک در حال انجام است.
به روایت راشا تودی، در جریان این حملات دستکم ۱۵ تا ۲۰ انفجار طی ۳۰ دقیقه در کییف شنیده شده و از وقوع آتشسوزی در بخشهایی از شهر و قطعی برق در برخی مناطق پایتخت اوکراین خبر داده شده است.
بر اساس این گزارش، در ۲۰ دقیقه نخست حملات امشب به کییف، بیش از ۲۵ موشک بالستیک به این شهر اصابت کردهاند.
در همین ارتباط، هفت فروند بمبافکن راهبردی توپولف-۹۵اماس از پایگاه اولنیا به پرواز درآمدهاند و دو فروند توپولف-۱۶۰ پیشتر به سمت کییف به پرواز درآمدهاند.
گزارشها این حملات را در شرایطی توصیف میکنند که اوکراین با کاهش ذخایر موشکهای رهگیر سامانههای پاتریوت مواجه است و حملات روسیه همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، در پی این حملات، ساکنان کییف برای دومین شب متوالی به ایستگاههای مترو این شهر پناه بردهاند.
ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه روز ۲۱ فوریه سال ۲۰۲۲ (دوم اسفند ۱۴۰۰) با انتقاد از بیتوجهی غرب به نگرانیهای امنیتی مسکو، استقلال جمهوریهای خلق دونتسک و لوهانسک را در منطقه دونباس به رسمیت شناخت.
سه روز پس از آن یعنی پنجشنبه پنجم اسفند سال ۱۴۰۰، پوتین عملیاتی نظامی که آن را «عملیات ویژه» خواند، علیه اوکراین آغاز کرد و به این ترتیب روابط پرتنش مسکو - کییف به رویارویی نظامی تغییر وضعیت داد و این جنگ همچنان ادامه دارد.
همچنین بخوانید حمله تلافیجویانه روسیه به اوکراین موشکباران کریمه توسط اوکراین! روایت جیک سالیوان از میراث شوم ترامپ/ عضلات بایدن از کار افتاده اند؟ نظر همسر زلنسکی درباره نامزدی او در انتخابات
محاصره دریایی را تا یک سقف زمانی تحمل خواهیم کرد

مهدی محمدی، کارشناس مسائل راهبردی، با تشریح تحولات جدید جنگ در منطقه، از تغییر الگوی نبرد و شکلگیری جنگی شبکهمحور خبر داد و تأکید کرد تداوم محاصره دریایی ایران نمیتواند نامحدود باشد. به گفته او، در صورت ادامه محاصره، نقطهای فرا خواهد رسید که ایران برای شکستن آن و هزینهمند کردن این وضعیت برای طرف مقابل، به از سرگیری پیشدستانه عملیات نظامی روی خواهد آورد.
محمدی در فایل صوتی جدید خود درباره بررسی تحولات جنگی اخیر با تشریح وضعیت نظامی در میدانهای مختلف گفت: نقاط شلیک جدیدی در منطقه ایجاد شده و دشمن باید از ایران و دریا تا عراق، یمن، سوریه، لبنان و سرزمینهای اشغالی را در محاسبات خود لحاظ کند. وی این وضعیت را جنگی شبکهمحور دانست که ایران آن را بر توزیع نامتقارن نیروها در منطقه استوار کرده است.
وی گفت: علاوه بر نقاط شلیک جدید، اهداف جدیدی نیز برای دشمن ایجاد شده است؛ از امارات و عربستان تا بابالمندب، دریای سرخ، کانال سوئز و مناطقی در آفریقا. محمدی همچنین از تغییر ابزار، الگو و فناوری شلیک ایران سخن گفت. محمدی ظهور یمن بهعنوان یک قدرت موشکی بالستیک و کروز را تحول مهمی در معادله منطقه دانست و گفت: توانایی انصارالله در حملات ساحل به دریا میتواند معادلات نظامی شاخ آفریقا را تغییر دهد. وی گفت: پهپادهای MQ-۹ که از ابزارهای مهم برتری امریکا بودند، اکنون هدف قرار میگیرند و ذخایر پهپادهای راهبردی امریکا تحت فشار قرار گرفته است.
همچنین محمدی از ظهور «گروههای نوظهور مقاومت» سخن گفت: بهصورت شبکهای، توزیع شده و با آزادی عمل بالا فعالیت میکنند. وی با این حال هشدار داد که اگر وضعیت فعلی ادامه پیدا کند، ایران ممکن است در راهبرد هستهای خود بازنگری کند. محمدی از گزینههایی مانند خروج از NPT، آغاز غنیسازی و اقدامات دیگر در این حوزه نام برد. این کارشناس مسائل راهبردی جنگ کنونی را فراتر از میدان نظامی دانست و گفت: ایران همزمان درگیر جنگ اقتصادی و شناختی با امریکا و رژیم صهیونیستی است. وی گفت: ایران در تاکتیکهای جنگی نوآوری کرده و برخی الگوهای دشمن را بومیسازی و به ابزارهای جدید تبدیل کرده است. ماهیت جنگ تغییر کرده و مفاهیمی مانند جنگ، صلح، آتشبس، آفند و پدافند باید متناسب با شرایط جدید بازتعریف شوند. محمدی تأکید کرد: محاصره دریایی سقف زمانی دارد و ایران در نقطهای به آن پاسخ خواهد داد. این پاسخ لزوماً هدف قرار دادن شناورهای محاصرهکننده نیست و میتوان محاصره را به شیوههای مختلف برای طرف مقابل هزینهمند کرد. محمدی تصریح کرد: «محاصره را تا یک سقف زمانی معقول تحمل خواهیم کرد» و ادامه آن میتواند به ازسرگیری پیشدستانه عملیات برای شکستن محاصره منجر شود. محمدی راهبرد جدید امریکا را ترکیبی از ائتلافسازی، فشار اقتصادی و فشار نظامی- امنیتی دانست و گفت: واشینگتن این مؤلفهها را همزمان دنبال میکند. وی گفت: این راهبرد ناشی از شکست و محدودیتهای دشمن است؛ از جمله طولانی شدن جنگ و افزایش مصرف تسلیحات گرانقیمت.
محمدی اضافه کرد: جمهوری اسلامی ایران توانسته جنگ با خود را به جنگی علیه اقتصاد کشورهای مهاجم تبدیل کند و تنگه هرمز در تبدیل جنگ نظامی به جنگ اقتصادی و ژئوپلیتیکی نقش داشته است. ترامپ به دنبال خلق یک دستاورد برای جبران پیامدهای اقتصادی، انتخاباتی و روانی جنگ است. وی احتمال بازگشت امریکا به درگیری را منتفی ندانست.
محمدی افزود: امریکا دریافته از مذاکرات به دستاورد مورد نظر نمیرسد و ممکن است برای خلق دستاورد به روشهای غیرمذاکراتی روی آورد. وی تحریمهای جدید را ابزاری برای ایجاد فشار روانی و برهم زدن تعادل جامعه دانست و بر ضرورت پرهیز از رفتارهای هیجانی اقتصادی تأکید کرد.
محمدی در ادامه احتمال عملیات نظامی، ترور یا ترکیبی از این اقدامات را مطرح کرد و گفت: پاسخ ایران در صورت ورود به دوره جدید درگیری میتواند متفاوت و صرفاً نظامی نباشد. دشمن میکوشد فشار خارجی را با ایجاد ناآرامی در داخل ایران ترکیب کند و از یک خطای داخلی بهعنوان نقطه آغاز آشوب بهره بگیرد. محمدی حفظ ثبات، امنیت و آرامش داخلی را بخش مهمی از بازدارندگی دانست و گفت: شکست دشمن در ایجاد ناآرامی میتواند محاسبات آن برای جنگ بعدی را تغییر دهد. وی شبکههای اجتماعی را بخشی از میدان جنگ شناختی دانست و نسبت به بازنشر روایتها و اطلاعات دشمن در داخل هشدار داد.
محمدی سپس بر حفظ آرامش، تقویت همبستگی اجتماعی و برخورد محترمانه با مردم تأکید کرد و خواستار جلوگیری از شکلگیری شکاف داخلی شد. وی از مردم خواست تحت تأثیر تحریمها به خرید و انبار کردن کالا روی نیاورند و بر صرفهجویی و کمک به اقشار ضعیفتر تأکید کرد. همچنین مسئولان را به پرهیز از شوک اقتصادی فراخواند. محمدی تصریح کرد: دشمن به دنبال ایجاد شکاف اجتماعی و سیاسی است و در شرایط جنگی باید اختلافات داخلی و مرزبندیهای سیاسی را کنار گذاشت. وی شبکههای اجتماعی را میدان مهم جنگ شناختی دانست و بر تقویت امید، پرهیز از توهین و مقابله با محتوای تفرقهافکن تأکید کرد. محمدی در پایان حفظ اعتماد، امید، ثبات و روحیه سلحشوری را ضروری دانست و تأکید کرد: نباید اجازه داد دشمن حس شکست را به جامعه منتقل کند. وی اعتماد به نیروهای نظامی و حفظ انسجام داخلی را از مؤلفههای مهم راهبرد جنگی ایران دانست.
روز ۱۷۳ جنگ | ترامپ: تنگه هرمز اهمیت خود را از دست خواهد داد

به گزارش آفتاب نیوز،
در ابن گزارش اخبار مربوط به جنگ به روزرسانی می شود...
ترامپ: تنگه هرمز در آینده اهمیت خود را از دست خواهد داد ۰۲:۲۱ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به سوالی درباره وضع تحریمهای جدید علیه ایران، محاصره دریایی تنگه هرمز را «بسیار موثر» خواند و گفت مدتی است که هیچ شناوری از تنگه هرمز به سمت ایران نرفته است.
او درباره مقامهای ایران گفت که: «آنها یک چیز به ما میگویند و چیز دیگری انجام میدهند».
ترامپ گفت که مقامهای ایران پیشبینی میکردند با بسته شدن تنگه هرمز قیمت نفت به بشکهای ۳۵۰ دلار برسد در حالی که امروز قیمت آن بین ۸۴ تا ۸۵ دلار است و آمریکا در حال خروج میزان قابل توجهی نفت از تنگه هرمز است.
او با اشاره به ساخت تعداد بیسابقه خط انتقال نفت در چندین منطقه گفت فکر میکند که تنگه هرمز در آینده اهمیت خود را از دست خواهد داد.
جنگ و آینده ایران

یک پرسش اساسی برای افکار عمومی آن است که آیا با تداوم جنگ، ایران آباد باقی میماند یا آیا تداوم جنگ سبب نابودی ایران نمیشود. در پاسخ به این قبیل سؤالها دو نوع پاسخ مطرح شده است. پاسخی که با کمتوجهی به تبعات و خسارتهای جنگ، خواهان تداوم جنگ به هر قیمتی است و حتی ارائهدهندگان آن، منتقد جدی سیاستهای نظام در پذیرش آتشبس با امریکا و تفاهمنامه اسلامآباد هستند و پاسخ دیگری که با برجسته کردن تبعات و خسارتهای جنگ، خواهان پایان جنگ و توافق به هر نحوی است و ارائهدهندگان آن حتی در مواردی منتقد پاسخهای موشکی ایران بودهاند و گاهی اوقات هم نظام را متهم به جنگطلبی میکنند. فراتر از این دو، راهبردهای نظام در قبال جنگ قرار دارد، بدین ترتیب که جمهوری اسلامی پیش از آغاز جنگ بهصورت جدی تلاش کرد تا مانع جنگ شود، اما در هر دو دور، در اثنای مذاکرات بود که به ایران حمله شد و جالب آنکه برای جلوگیری از گرفتاری کشور در ورطه جنگ، نظام حتی حاضر شد در موضوع هستهای انعطافهایی منطقی نشان دهد. بنابراین، غیرمنصفانه است که کسی نظام را به جنگطلبی یا عدمتلاش برای عدم شکلگیری جنگ متهم کند. با این حال، پس از آغاز جنگ، در هر دو مرحله و بهویژه در مرحله سوم، با عبور دشمن از خطوط قرمز ایران، مواضع دشمن بهصورت مقتدرانه در هم کوبیده شد. در هر مرحله هم که دشمن تقاضای آتشبس کرده، نظام با وقوف به غیرقابلاعتماد بودن دشمن، این تقاضا را پذیرفته است. میتوان گفت که نظام با وقوف به تبعات جنگ، مایل به پایان یافتن آن است، اما هر بار طرف مقابل، با اصرار بر تحقق اهداف غیرقابلدسترس خود در قبال ایران، بیش از آنکه درصدد حل مسئله با ایران باشد، درصدد تسلیم ایران بوده است. بنابراین، مشخص است که نظام هیچ تمایلی برای آغاز جنگ و تداوم آن نداشته و ندارد، اما چیزی که نظام اکنون بر آن اصرار دارد، نقد کردن دستاوردهای میدان و تثبیت معادلات جدیدی است که در سایه اقتدار دفاعی ایران خلق شده است. حال پرسش مطرحشده را بار دیگر یادآوری میکنیم که آیا جنگ تأمینکننده منافع حال و آینده ایرانیان هست یا نه؟ در پاسخ، مبتنی بر آنچه در بالا گفته شد، باید به چند نکته اشاره کرد: ۱. این جنگ ماهیت تحمیلی دارد و هیچ انسان عاقلی اساساً از جنگ و خونریزی و تخریب استقبال نمیکند. ۲. برای جلوگیری از وقوع این جنگ و پایان آن، تلاشهای متعددی صورت گرفته، اما تاکنون موفق به پایان جنگ نشدهایم. در اینجا نیز مقصر نظام نیست، بلکه مقصر دشمنی است که حاضر به پذیرش مطالبات منطقی و بحق ایران در مذاکرات نیست و حتی به تفاهمنامهای که خود آن را امضا کرده، پایبند نیست. ۳. میان تداوم جنگ و منافع مردم و آینده ایران، اگرچه در نگاه ابتدایی تعارض وجود دارد، با دقت در واقعیتهای دو قرن و بلکه پنج قرن اخیر ایران باید گفت که اگرچه جنگ تأمینکننده منافع ایرانیان نیست، اقتدار دفاعی بازدارنده، قطعاً تأمینکننده منافع همه ایرانیان در حال و آینده است. در تمهیدی تاریخی، همانگونه که پیشتر در همینجا اشاره کردهایم، باید گفت که از ابتدای دوره معاصر، آنچه که ابتدا بهساکن سبب انحطاط ایران و زوال قدرت و اقتصاد آن شد، ناتوانی ایران در حوزه دفاعی بود. بدین ترتیب که ایران در ابتدای دوره قاجار با شکست در برابر روسها، با معاهده تحمیلی «ترکمنچای» مواجه شد. افزون بر امتیازاتی که مطابق متن ترکمنچای از ایران گرفته شد، در ضمیمه آن، کاپیتولاسیونی اقتصادی ـ تجاری به ایران تحمیل شد که طبق آن، واردات کالاهای روسی به ایران آزاد و مشمول پرداخت حداکثر پنج درصد عوارض گمرکی میشد. این در حالی بود که از کالاهای داخلی از مبدأ تبریز به مقصد تهران، در شش مقصد عوارض دریافت میشد. معنای این وضعیت، بیپناه شدن کار و سرمایه ایرانی در برابر هجوم کالاهای روسی و انگلیسی بود، زیرا ۱۳ سال پس از ترکمنچای، انگلیسیها نیز شبیه همین امتیاز را از ایران گرفتند. در اثر این وضعیت، بهتدریج تولید داخلی در ایران ورشکسته شد و ایران به کشوری واردکننده کالاهای مصرفی و صادرکننده مواد خام تبدیل شد. ممکن است سؤال شود که چرا این وضعیت به ایران تحمیل شد؟ دلایل متعددی در این زمینه وجود دارد که سرمنشأ همه آنها به همان ضعف توان دفاعی و شکست نظامی در برابر روسها در ۱۲۰۶ برمیگردد، زیرا ایران بهعنوان طرف بازنده در جنگ، باید به طرف پیروز امتیاز میداد. بنابراین، ضعف در دفاع و شکست در جنگ به حوزه نظامی محدود نماند، بلکه اقتصاد ایران را نابود کرد و آن را به وضعیتی درآورد که هنوز هم تبعات آن برای ایران ادامه دارد. سؤال دیگر آن است که چرا تبعات شکست در جنگ بهصورت نابودی تولید در ایران و وابستهسازی آن به واردات کالاهای مصرفی و صادرات مواد خام ظاهر شد؟ ریشه این موضوع به کنگره ۱۸۱۵ وین برمیگردد. در کنگره مذکور، استعمارگران تصمیم گرفتند که بهجای تجارت برده، از نیروی کار آنها در کشورشان بهره ببرند. بنابراین، تلاش کردند تا تولید یک یا چند محصول را در مستعمرات رونق دهند. از این طریق، نظام تکمحصولی به مستعمرات تحمیل شد و جهان به دو قطب صنعتی (که استعمارگر بود) و تولیدکننده مواد خام (که مستعمره بود) تبدیل شد و از این طریق، تقسیمکاری بر اقتصاد بینالملل حاکم گردید. بدشانسی ایران آن بود که پس از کنگره وین در برابر روسها شکست خورد و بنابراین، تلاش آنها و انگلیسیها بر نابودی تولید در ایران متمرکز شد. هدف از ذکر این موارد تاریخی چیست؟ هدف آن بود که نشان دهیم تقسیم کار حاکم بر اقتصاد بینالملل با زور اسلحه شکل گرفته و تثبیت شده است و در شرایطی که اکنون با انقلابی جدید در حوزه فناوری مواجه هستیم که سبب روییدن جوانههای تقسیم کار جدیدی در اقتصاد بینالملل شده است، باز قدرتهای استعماری با زور اسلحه و جنایت درصدد هستند تا ترتیباتی را بر ایران تحمیل کنند که حداقل برای ۲۰۰ سال آینده، امکان پویایی را از اقتصاد ایران سلب کند، غافل از اینکه ایران با گذر از آستانه وابستگی، اکنون به اقتدار دفاعی رسیده که با اتکا به آن، دیگر اجازه تحمیل ترتیبات استعماری به خود را نمیدهد. با توجه به آنچه گفته شد، منازعه امریکا با ایران، زمینهای قوی و معطوف به اقتصاد دارد و شرط آنکه ایران بتواند مانع از تحمیل ترتیبات استعماری نوین به خود شود، داشتن اقتدار دفاعی است. بنابراین، شرط ابتدایی تأمین منافع ایران در حال و آینده، داشتن توان دفاعی است. ازاینرو، شلیک موشک، نهتنها تعارضی با منافع مردم ندارد، بلکه تأمینکننده منافع آنها محسوب میشود.

عراقچی: پزشکیان اصلاح طلب اصول گراست

ماجرای رسوایی جدید درباره حملات ایران چیست؟ | تهدید تازه برای امنیت ملی آمریکا

پزشکیان: مذاکره به معنای تسلیم نیست

ادعای اکسیوس: آمریکا بهطور محرمانه یک کریدور کشتیرانی در تنگه هرمز ایجاد کرده؛ روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از تنگه خارج میشود؛ تقریباً نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ/ ادعای ترامپ: تحریمهای بسیار سختگیرانهای …

رمزگشایی العربی الجدید از دلایل تهدید ترامپ علیه عمان | تهدیدات او ترجمه نظامی میشود؟ | تبلیغات سیاسی در برابر واقعیتهای استراتژیک

سفارت ایران در تونس شهروندان خارجی را برای سفر درمانی به ایران ترغیب کرد

فیلم / رهبر شهید انقلاب: ما آمریکا را از ۲۸ مرداد شناخته بودیم

