
حمله پهپادی به یک نفتکش دیگر در نزدیکی شهر «نووراسییسک» روسیه

درخواست زلنسکی از ایلان ماسک: استارلینک را برای پهپادها فعال کن / برنامه جدید کییف برای هدف قرار دادن لانچرها
به گزارش تجارت نیوز، اوکراین به دلیل کمبود شدید سامانهها و موشکهای پدافند هوایی به دنبال جلب موافقت ایلان ماسک است تا از شبکه اینترنت ماهوارهای استارلینک بر روی پهپادهای تهاجمی خود برای انهدام سکوهای پرتاب موشکهای بالستیک تا عمق ۲۰۰ کیلومتری خاک روسیه استفاده کند.
به نوشته فایننشیال تایمز این اقدام اوکراین نیازمند موافقت مستقیم ایلان ماسک، مالک شرکت اسپیسایکس است؛ فردی که مواضعش در قبال اوکراین و نحوه بهرهبرداری از خدمات اینترنت ماهوارهایاش همواره با نوسان همراه بوده است. از سوی دیگر، برکناری اخیر میخایلو فدوروف، وزیر دفاع سابق اوکراین که کانال ارتباطی اصلی و مستقیم کییف با ماسک محسوب میشد، موانع این مسیر را پیچیدهتر کرده است.
درخواست جدید اوکراین در شرایطی مطرح میشود که این کشور در برابر حملات موشکی و پهپادی روزافزون روسیه با چالشهای جدی مواجه است. موشکهای بالستیک بزرگترین تهدید برای کییف به شمار میروند و ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت، بهعنوان تنها سامانه قابل اطمینان اوکراین برای انهدام این موشکها، رو به اتمام است.
اگرچه ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین در دیدارهای خود از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و دیگر شرکای غربی خواستار تحویل سامانه و موشکهای رهگیر بیشتری شده است، اما مصرف بالای این موشکها در خاورمیانه و همزمان با جنگ آمریکا علیه ایران، بحران کمبود جهانی این موشکهای آمریکایی را تشدید کرده است.
فرانتس استفان گادی، تحلیلگر مسائل نظامی در وین در اینباره تأکید میکند که اوکراین حتی در بهترین حالت نیز موشکهای کافی برای ادامه استراتژی فعلی خود (یعنی صرفاً رهگیری موشکهای شلیکشده) دریافت نخواهد کرد و باید به سمت استراتژی انهدام مبدأ حملات، شامل سکوهای پرتاب، سامانههای فرماندهی و پشتیبانی در داخل خاک روسیه حرکت کند.
پهپادهای مجهز به استارلینک با اتصال به شبکه ماهوارهای اسپیسایکس، ارتباط بسیار قویتر و پایدارتری با اپراتورها در فواصل طولانی حفظ میکنند و در برابر سامانههای جنگ الکترونیک و اختلالافکنهای معمولی بسیار مقاوم هستند.
به گفته منابع آگاه، ولودیمیر زلنسکی در جریان دیدار ماه ژوئیه خود در کاخ سفید، از دونالد ترامپ خواسته بود تا با ایلان ماسک صحبت کند تا مجوز استفاده از استارلینک برای پهپادهای دوربرد اوکراین تا عمق ۲۰۰ کیلومتری خاک روسیه صادر شود. با این حال، حاضران در دفتر بیضی کاخ سفید اعلام کردهاند که ترامپ موضع شفافی اتخاذ نکرده و تمایلی به حمایت از این طرح نشان نداده است.
ماسک پیش از این نیز از اعطای مجوز برای استفاده از استارلینک در عملیاتهای هجومی به خاک روسیه یا شبهجزیره کریمه خودداری کرده و علت آن را ترس از تشدید منازعه و بروز جنگ هستهای عنوان کرده بود.
همزمان با این تلاشها، برکناری میخایلو فدوروف در جریان ترمیم کابینه اوکراین، ضربه سختی به دیپلوماسی فناوری کییف زده است. فدوروف که ماسک را «مهمترین شخصیت فناوری جهان برای اوکراین» خوانده بود، پیشتر موفق شده بود ماسک را متقاعد کند تا دسترسی غیرقانونی نیروهای روسی به استارلینک را مسدود کند؛ اقدامی که تهاجمهای روسیه را در محورهای مختلف متوقف ساخت.
فدوروف اخیراً در یک گفتگوی رسانهای اذعان کرده است که علیرغم حفظ ارتباط با ماسک پس از برکناری، پیشبرد مذاکرات برای کسب مجوز حملات فرامرزی با استارلینک به دستیابی به نتیجه دلخواه بسیار دشوار شده است. ایلان ماسک نیز در پاسخ به تمجیدهای اخیر فدوروف در شبکه اجتماعی ایکس تنها به نوشتن این جمله بسنده کرد: «تلاش میکنیم کاری که درست است را انجام دهیم. امیدوارم بهزودی صلح برقرار شود» و هیچ اشارهای به درخواست جدید اوکراین نکرد.
منبع: خبر آنلاین
محاصره بابالمندب، تردد در بندر ینبع عربستان را بیش از یک سوم کاهش داد/ یک شرکت اطلاعات کشتیرانی انگلیسی: ریاض برای مقابله با این محاصره، مسیرهای صادرات نفت خام خود را تغییر داده که زمان سفر محمولههای عازم آسیا را چند هفته افزایش میدهد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
محاصره بابالمندب توسط انصارالله تردد در بندر ینبع عربستان را کاهش داد.
به گزارش انتخاب، تردد نفتکشها در بندر ینبع عربستان سعودی در دریای سرخ از زمانی که گروه مسلح حوثی در یمن ماه گذشته از محاصره کشتیهای سعودی در سراسر تنگه بابالمندب خبر داد، بیش از یکسوم کاهش یافته است.
شرکت اطلاعات کشتیرانی بریتانیایی Lloyd’s List میگوید عربستان سعودی برای مقابله با این محاصره، صادرات نفت خام خود را با استفاده از نفتکشهای شاتل، خط لوله SUMED مصر و بندر سیدی کریر در سواحل مدیترانهای مصر تغییر مسیر داده است.
این شرکت میافزاید، با این حال، این «سیستم» باعث درگیر شدن تعداد بیشتری از کشتیها شده و زمان سفر محمولههای عازم آسیا را چند هفته افزایش میدهد.
واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحدی خودخواه برای ایران است!
در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان در سایه تهدیدهای نظامی متقابل تهران و واشنگتن مرتبا افزایش پیدا میکند، اظهارت ترامپ و وزیرخزانه داری دولتش درباره اعمال فلجکنندهترین تحریمهای اقتصادی تاریخ علیه ایران بر وخامت ماجرا افزود؛ و در همین حال تلاشهای دیپلماتیک کشورهای منطقه همچنان دنبال میشود.
به گزارش روز نو همزمان، نقش بازیگران منطقهای و قدرتهای بزرگ، از پاکستان و چین گرفته تا روسیه، در معادلات جدید بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ بازیگرانی که هر یک در مواجهه با بحران ایران، بیش از هر چیز منافع و ملاحظات راهبردی خود را دنبال میکنند.
در همین زمینه، در گفتوگو با دکتر نیروانا مهرآیین «تحلیلگر روابط بینالملل» به بررسی چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا، همزمانی دیپلماسی و فشار نظامی واشنگتن، میزان حمایت واقعی چین از تهران و ماهیت روابط ایران و روسیه پرداختم. خانمها و آقایان، به میز «سیاستخارجی توسعه ایرانی» خوش آمدید.
با توجه به ادعای مقامات پاکستان در خصوص برقراری تماس با تهران و واشنگتن برای ازسرگیری مذاکرات طی روزهای گذشته، آیا واقعاً امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد یا مواضع اخیر ترامپ نشان میدهد واشنگتن همچنان به دنبال تحمیل شروط خود به ایران است؟
واقعیت این است که پاکستان کانال ارتباطی واقعی با تهران و واشنگتن دارد و پیشتر هم پیامهایی میان دو طرف منتقل کرده است. پس ادعایش کاملاً بیپایه نیست.
روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران میایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات میدهد، نه تهران را.
اما میان «پیامرسان» بودن و «میانجیِ تعیینکننده» بودن فاصله زیادی وجود دارد. حتی اگر پاکستان بتواند دو طرف را دوباره پای میز مذاکره بکشاند، باز هم تصمیم نهایی دست اسلامآباد نیست. نه تهران زیر بار خواسته پاکستان میرود و نه واشنگتن.
بنابراین، بخش جنجالی ماجرا اینجاست: پاکستان شاید بیشتر از اینکه دنبال حل بحران باشد، دنبال تبدیل بحران به سرمایه سیاسی خودش است. جنگ ایران و آمریکا برای اسلامآباد فرصتی ساخته تا از حاشیه به متن معادلات منطقهای بیاید و نقش خود را بزرگتر از ظرفیت واقعیاش نشان دهد.
پس فعلاً باید با ادعای پاکستان اینطور برخورد کرد: اسلامآباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما اینکه پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفتوگو نشوند، «میانجیگری پاکستان» میتواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلامآباد تبدیل شود.
دیپلماسی در کنار ناوهای آمریکایی
همزمانی تلاشهای دیپلماتیک پاکستان و کشورهای منطقه با افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا واشنگتن نیز همزمان دیپلماسی و فشار نظامی را بهعنوان دو ابزار مکمل دنبال میکند؟ بهویژه اینکه ترامپ از «فشار حداکثری» و وزیر خزانهداری آمریکا از اعمال «بیسابقهترین تحریمهای جهان علیه ایران» سخن گفتهاند؛ این همزمانی چه پیامی برای تهران دارد؟
بله؛ به نظر من واشنگتن دقیقاً دارد دیپلماسی و فشار نظامی را بهعنوان دو لبه یک قیچی به کار میگیرد. از یک طرف، اجازه میدهد پاکستان و دیگر کشورهای منطقه کانال مذاکره را باز نگه دارند؛ از طرف دیگر، ناوهای آمریکایی، تهدید نظامی و تحریمهای سنگین را روی میز نگه داشته است.
اسلامآباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما اینکه پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفتوگو نشوند، «میانجیگری پاکستان» میتواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلامآباد تبدیل شود
وقتی ترامپ از فشار حداکثری صحبت میکند و وزیر خزانهداری آمریکا از بیسابقهترین تحریمها علیه ایران میگوید، باید فهمید که مذاکره از نگاه واشنگتن لزوماً به معنای کاهش فشار نیست؛ بلکه ممکن است مذاکره خودش بخشی از استراتژی فشار باشد.
به بیان صریحتر، آمریکا فعلاً با یک دست پیام مذاکره میفرستد و با دست دیگر ماشه فشار را روی میز نگه میدارد. هدف این است که ایران اگر پای میز مذاکره میآید، این کار را نه از موضع برابر، بلکه زیر فشار اقتصادی و نظامی انجام دهد؛ بنابراین حضور میانجیها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقبنشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجیها همان دری باشند که واشنگتن میخواهد از آن، ایران را به میز مذاکرهای بکشاند که ناوهای آمریکایی پشت درِ آن ایستادهاند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است.
چین؛ مخالف تحریم، اما تا کجا؟
چین میگوید تحریمهای بیشتر علیه ایران مشکلی را حل نمیکند. با توجه به تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا، آیا پکن حاضر است برای حفظ روابط با تهران هزینه جدی بدهد یا موضع چین نیز نهایتاً تابع محاسبات اقتصادی و منافع خودش خواهد بود؟
بله؛ چین صریحاً میگوید تحریم و فشار اقتصادی راهحل بحران ایران نیست و خواستار حلوفصل دیپلماتیک است. اما در اینجا باید میان «حمایت سیاسی از ایران» و «پرداخت هزینه برای ایران» تفاوت گذاشت.
چین حاضر است تحریمها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمامعیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است. واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب میکند
پکن تا جایی کنار تهران میایستد که این حمایت با منافع خودش سازگار باشد. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و همین حالا هم بخش مهمی از صادرات نفت ایران راهی چین میشود؛ بنابراین تحریم کامل ایران برای پکن هم هزینه انرژی و اقتصادی دارد. از سوی دیگر، آمریکا اکنون مستقیماً چین را تحت فشار گذاشته تا خرید نفت ایران را متوقف کند و حتی درباره کشورهایی که به ایران «راه نجات اقتصادی» بدهند، تهدید به مجازات کرده است؛ بنابراین من بعید میدانم چین برای ایران وارد تقابل مستقیم با آمریکا شود. چین حاضر است تحریمها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمامعیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است.
واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب میکند.
به بیان صریحتر: پکن ممکن است تحریمهای آمریکا را برای ایران سوراخ کند، اما بعید است خودش را به خاطر ایران زیر آوار تحریمهای آمریکا ببرد. این همان جایی است که سقف حمایت چین مشخص میشود؛ و اتفاقاً تهدیدهای جدید واشنگتن این سقف را در بوته آزمایش قرار داده است: اگر آمریکا واقعاً اجرای تحریمهای ثانویه علیه خریداران نفت ایران، بهویژه چین، را تشدید کند، آن وقت مشخص میشود «شراکت راهبردی ایران و چین» تا کجا حاضر است هزینه واقعی بدهد.
روسیه شریکِ منافع خود است، نه «شریک راهبردی» ایران
روسیه در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار شدید قرار دارد، همچنان از ادامه ساخت نیروگاههای هستهای در ایران سخن میگوید. برخی معتقدند مردم ایران طی دو دهه اخیر و خصوصا سه جنگ اخیر با اسرائیل وآمریکا، تاوان «شراکت راهبردی» مسکو با تلآویو را میدهند که نمونه بارزش در سقوط بشار اسد و خاموش بودن رادارهای اس ۳۰۰ در شب شروع جنگ ۱۲ روزه، هویداست. در اینکه روسیه خواهان تأمین منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خودش است- بهویژه که جنگ اوکراین کمرش را به لحاظ مالی خم کرده- شکی نیست؛ اما مگر ظرفیت اقتصادی ایران چقدر است که اگر ما هم نخواهیم روسها دستبردار ساخت نیروگاههای هستهای در کشورمان نیستند!
حضور میانجیها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقبنشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجیها همان دری باشند که واشنگتن میخواهد از آن، ایران را به میز مذاکرهای بکشاند که ناوهای آمریکایی پشت درِ آن ایستادهاند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است
آقای مهدیزاده، اگر بخواهم صریح و بدون تعارف بگویم، من روسیه را «شریک راهبردی» ایران به معنای متعارف کلمه نمیدانم؛ روسیه شریکِ منافع خودش است. قرارداد ۲۰ساله تهران و مسکو هم برخلاف تصور رایج، تعهد دفاع متقابل ایجاد نمیکند. یعنی در لحظهای که ایران زیر حمله است، مسکو الزام حقوقی برای ورود به جنگ ندارد. کارنامه روسیه در منطقه هم برای من از هر بیانیهای گویاتر است.
همانطور که اشاره کردید مسکو در سوریه ماند تا زمانی که ماندن برایش صرفه داشت و بعد، وقتی معادلات عوض شد، ایران عملاً یکی از مهمترین متحدان منطقهای خود را از دست داد. در جنگهای اخیر هم روسیه عمدتاً به محکومیت سیاسی و حمایت لفظی بسنده کرده و وارد رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل نشده است.
اما درباره نیروگاه هستهای، اتفاقاً همینجا ماهیت رابطه روشنتر میشود. روسیه از ساخت نیروگاه در ایران دست نمیکشد، چون این پروژه برای مسکو فقط کمک به ایران نیست؛ یک بازار بلندمدت و منبع درآمد، نفوذ فنی و حضور ژئوپلیتیک در ایران است. پروژههای روسی بوشهر همچنان ادامه دارند و همکاری هستهای یکی از ستونهای مهم رابطه دو کشور است؛ بنابراین اگر روسیه برای ایران نیروگاه میسازد، نباید از آن نتیجه گرفت که حاضر است برای ایران بجنگد. ممکن است روسیه حاضر باشد در ایران میلیاردها دلار پروژه بسازد، اما حاضر نباشد برای حفظ همان منافع، یک گلوله به سمت آمریکا یا اسرائیل شلیک کند.
به نظرم این همان واقعیت تلخی است که باید درباره مسکو پذیرفت: روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران میایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات میدهد، نه تهران را.
پس من حتی تعبیر «شراکت راهبردی» را هم با احتیاط بهکار میبرم. شراکت وجود دارد، اما شراکتی کاملاً معاملهمحور و مشروط؛ و تجربه سوریه و جنگهای اخیر نشان داده که نباید روی کرملین بهعنوان بیمهنامه امنیتی ایران حساب کرد.
خلاصه اینکه روسیه برای ایران نیروگاه میسازد؛ اما تضمین نمیکند که برای دفاع از ایران بجنگد. این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.

سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات

طرح مقابله با نفوذ میتواند به ضد خود بدل شود

گاردین: ترامپ پس از ناکامی حملات نظامی، فشار اقتصادی بر ایران و چین را تشدید میکند

«تولید امید» ؛ ضرورت امروز سپهر سیاسی ایران

واکنش صادق خرازی به مواضع حاشیهساز برادرش، باقر خرازی | نفوذ در اندیشههای امنیتی و اطلاعاتی به وفور وجود دارد | نیاز به بازنگری جدی در حکمرانی داریم

