
ادعای جدید سیانان درباره حمله آمریکا به مدرسه میناب


هیچکس در دنیا، ایران را بازنده جنگ نمیداند/ محاسبات دشمنان درباره تضعیف توان موشکی و تسلیحاتی ایران به بنبست رسیده است
به گزارش مشرق ، احسان صالحی، کارشناس مسائل بینالملل، امروز (پنجشنبه، ۲۹ مرداد) در گفتوگوی تلویزیونی با اشاره به اهداف آمریکا از آغاز جنگ علیه ایران گفت: آمریکاییها جنگی را با اهدافی علیه ایران شروع کردند، اما این جنگ به اهدافش نرسید و تصوری که آنها داشتند محقق نشد. ارزیابیای که امروز در دنیا از وضعیت آمریکا وجود دارد این است که این کشور در یک مخمصه قرار گرفته که راه پس و پیش ندارد.
وی افزود: همین که ترامپ روز گذشته اعلام میکند که «ما وارد جنگ اقتصادی جدیدی با ایران میشویم»، نشان میدهد و دلالت بر این دارد که عملیات نظامی و جنگ آنها علیه ایران موفق نبوده است؛ اگر عملیات نظامی موفق بود، نیازی نبود که فاز آن را به مسیر اقتصادی تغییر دهند.
صالحی با تأکید بر اینکه جنگ اقتصادی علیه ایران در دورههای قبل نیز تجربه شده است، اظهار داشت: ما باید این فیلم را کامل ببینیم و از ابتدا ماجرا را بررسی کنیم. در سال ۱۳۹۷، در دور اول ریاستجمهوری ترامپ، اساساً خروج از برجام با همین نگاه انجام شد و به تعبیر آمریکاییها، کمپین فشار حداکثری اقتصادی علیه ایران شروع شد تا ایران از داخل ضعیف شود و این ضعف باعث شود جمهوری اسلامی ایران به خواستههای آمریکا تن بدهد.
شروط ۱۸گانه پمپئو و هدف فشار حداکثری
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: بعد از خروج آمریکا از برجام، پمپئو شروط ۱۸گانه را اعلام کرد که موضوع هستهای، مسائل منطقهای و برنامه موشکی ایران را شامل میشد. برنامه آنها این بود که ایران ضعیف شود، دچار شوک اقتصادی شود و نتواند این شوک را تحمل کند و در نهایت به نقطهای برسد که بگوید «حالا من چه کار بکنم؟» و آمریکا برای او تعیین تکلیف کند.
وی تصریح کرد: این اتفاق نیفتاد. دور اول ترامپ در شرایطی تمام شد که جمهوری اسلامی ایران، بهخصوص از انتهای سال ۹۹ و ماههای آخر دولت ترامپ، وارد یک دوره جدید از فعالیتهای هستهای خود شد.
صالحی افزود: دور دوم ترامپ در شرایطی شروع شد که ایران در موضوع هستهای، از نظر حجم مواد غنیشده، میزان مواد غنیشده، تعداد دستگاههای غنیسازی و سانتریفیوژهای پیشرفته، در مرحله جلوتر و پیشرفتهتری قرار داشت.
وی با اشاره به یکی از انتقادهایی که در فضای داخلی آمریکا متوجه ترامپ …

غریب آبادی: ملت ایران در برابر تحمیل و تهدید، محکم تر می ایستد
کاظم غریب آبادی بامداد امروز (چهارشنبه) ۲۸ مردادماه و همزمان با سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عنوان کرد: کودتای ۲۸ مرداد، مداخله مستقیم آمریکا و انگلیس در اراده ملت ایران و حق تعیین سرنوشت آن بود.
وی افزود: این تاریخ را نه میشود تطهیر کرد، نه فراموش.
معاون وزیر امور خارجه بیان کرد: دخالت خارجی در سرنوشت یک ملت، نامش هر چه باشد، استعمار و تجاوز به حق حاکمیت مردم است.
این دیپلمات ارشد ایرانی در این باره در شبکه ایکس نوشت: نسلها میگذرند، اما یک حقیقت تغییر نمیکند: کشوری که اختیار سرنوشتش را به بیگانه بسپارد، بهای سنگینی خواهد پرداخت.
غریبآبادی یادآور شد: اما ایران امروز، سرنوشتش را خودش تعیین میکند؛ ملت ما در برابر فشار، عقب نمینشیند و در برابر تحمیل و تهدید، محکمتر میایستد.

در نقد «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی؛ مرز نقد اندیشه و پروندهسازی کجاست؟ | سروش دباغ | انصاف نیوز
در پی انتشار یادداشت «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی [لینک]، سروش دباغ با بازخوانی نسبت قوچانی با جریان روشنفکری دینی، به نقد شیوه مواجهه او با عبدالکریم سروش، علی شریعتی و منتقدان سرمایهداری پرداخته است. دباغ معتقد است نقد فکری، هرچند میتواند صریح و رادیکال باشد، نباید به برچسبزنی، پروندهسازی و آمیختن داوریهای معرفتی با منازعات سیاسی و قبیلهای بینجامد.
سروش دباغ: صادقانه بنویسم با عنایت به وضعیت متلاطم و نگران کنندۀ کشور و درمیانۀ آتش بس،جنگ،اعدام، توّرمِ عنان گسیخته، معضل بنزین… ترجیح می دادم به عنوان عضوی از خانوادۀ روشنفکری، بیش از این وارد گرد و غباری که اخیرا در فضا پدیدارگشته نشوم و به همان دو نوشتارِ « یک چمدان دروغ» و «شریعتی، شاندل و مسلمانی» بسنده کنم.اما انتشار نوشتار« لیبرالیسم نقابدار»، مرا سوق داد به نگارش سطور ذیل. باشد که به کار مخاطبان فهیم و افرادی که تحولّات روشنفکری ایران معاصر را رصد می کنند، بیاید. خاطرهای از محمد قوچانی و روزهای پس از انتخابات ۱۳۸۸
چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوریِ بحث برانگیز و پرمناقشۀ خرداد ماه سال ۱۳۸۸، حوالی انتشار شمارۀ اول نشریۀ « مهرنامه» با محوریت مصاحبۀ «ازشریعتی تا سروش» با حضور دوست عزیز احسان شریعتی و اینجانب، درجلسۀ گپ و گفتی با حضور تنی چند از دوستان، از جمله محمد قوچانی مدیر مسئول « مهرنامه» که مدتی را پس از انتخابات در زندان گذرانده بود، دربارۀ اوضاع و احوال سیاسی، فرهنگی و روشنفکری مملکت صحبت می کردیم.
خاطرم هست در آن جلسه، قوچانی گمانه زنی می کرد که درواکنش به افزایش بسامد، صراحت و شدت فعالیت های سیاسی عبدالکریم سروش در دورانِ پس از انتخابات ریاست جمهوری، از نگارش نامۀ سرگشاده به رهبریِ وقت گرفته تا انتشار نامۀ پنج نفره در بحبوحۀ «جنبش سبز»، برجسته کردنِ نقش ایشان در«ستاد انقلاب فرهنگی» و آنچه بر دانشگاه ها در سالهای اول انقلاب رفت، در دستور کار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته است.
هفده سال بعد، در مرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، با خواندن نوشتارقوچانی تحت عنوان «لیبرالیسم نقابدار» در هفته نامۀ « تجارت فردا»، خاطرۀ فوق در ذهن و ضمیرم زنده شد. نیک می دانستم و می دانم که بیش از یک دهه است مشی و مرام روزنامه نگاریِ قوچانی تغییر محسوسی کرده و قویا …

دینِ صحیح یا دینِ خشونت؟| نقدی بر اظهارات محمدباقر خرازی | انصاف نیوز
اکبر منفرد، پژوهشگر دینی و حقوقدان در یادداشتی با عنوان «نقد فقهی، قرآنی و اجتماعی سخنان جناب آقای محمدباقرخرازی(در دعوت به خشونت) و تبیین راه اصلاح جامعه در پرتو سیره نبوی و علوی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
بخش اول:دین صحیح؛ از رحمت آغاز میشود، نه از خشونت
چکیده
انتشار سخنانی که مردم را به قتل گروهی از شهروندان و حتی رویارویی خشونتآمیز با حکومت فرا میخواند، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش روی اندیشمندان اسلامی قرار داده است که معیار تشخیص «اسلام صحیح» از قرائتهای افراطی چیست؟ آیا هر سخنی که با نام دین بیان شود، لزوماً بیانگر اسلام است، یا آنکه باید آن را بر قرآن، سنت قطعی، عقل، اخلاق و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) عرضه کرد؟
این نوشتار بر آن است که دعوت به قتل شهروندان و ترویج خشونت، نه تنها با قرآن کریم و سیره نبوی و علوی سازگار نیست، بلکه با مبانی مسلم فقه امامیه، قواعد عقلانی، اخلاق اسلامی و حتی مصالح حکومت اسلامی نیز تعارض آشکار دارد. همچنین استدلال خواهد شد که بسیاری از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، بدون اصلاح بسترهای فساد، تبعیض و ضعف حکمرانی، قابل درمان نیست و تمرکز صرف بر معلولها، جامعه را از درمان ریشهای بازمیدارد.
۱. «دین صحیح»؛ یک معیار اجتهادی، نه یک شعار
برخی مراجع عظام تقلید از تعبیر پرمعنای «دین صحیح» استفاده میکردند. این تعبیر، دربردارنده یک اصل مهم در معرفت دینی است: هر قرائتی از دین، الزاماً دین صحیح نیست. قرآن کریم نیز مسلمانان را از پیروی بیدلیل برحذر داشته است:
«فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»«بندگان مرا بشارت ده؛ آنان که سخنان مختلف را میشنوند و بهترین آنها را برمیگزینند.»(زمر، ۱۷ـ۱۸)
بنابراین، ملاک حقانیت، شخصیت گوینده نیست؛ بلکه محتوای سخن و میزان انطباق آن با قرآن، سنت معتبر و عقل است.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، انتخاب «احسن» را نشانه عقلانیت دینی و دعوت قرآن به سنجش و ارزیابی آراء میداند، نه تقلید کورکورانه.(علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ذیل آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر).
۲. نخستین اصل قرآن؛ حرمت جان انسان: اگر بخواهیم تنها یک اصل را به عنوان زیربنای …

پیشنهاد محمد قوچانی به سروش دباغ | انصاف نیوز
محمد قوچانی، سردبیر مجلات آگاهی نو، در یادداشتی با عنوان «پسر کو ندارد نشان از پدر … / پیشنهادی به سروش دباغ» در پاسخ به یادداشت او [لینک] نوشت:
فرزند ارشد دکتر عبدالکریم سروش (که نام کوچک او به پیشنهاد غلامعلی حداد عادل به نام مستعار پدر بدل شد) هم وارد مناقشهی روشنفکری دینی و لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی شده و از من انتقاد کرده است که چرا فرقهی سروشیه را مکتب سروش نخواندهام! من از این پیشنهاد استقبال میکنم که سروش استاد مکتبی است برای بازتولید صوفیه در عصر جدید، اما چه کنم که شیوهی شاگردان این مکتب به مریدان شیخ طریقت شبیهتر است تا استاد حکمت. تهمت امنیتی میزنند و از یاد میبرند که اگر هم من به عنوان سردبیر مجلهی مهرنامه در آن نان و نمکی که با هم خوردیم، راوی حساسیت امنیتی بر سر سروش بودم.
چگونه در همان شمارهی اول مهرنامه میان احسان شریعتی و سروش دباغ میزگرد برگزار کردیم؟ و روی جلد شمارهی اول را به دو آقازادهی روشنفکری دینی اختصاص دادیم؟! این از سماحت نیروهای امنیتی بود یا بلاهت ایشان یا حمایتشان از روشنفکری دینی؟ جالب آنکه توقف مهرنامه هم با بولتنسازی همان حضرات در اوج محبوبیت آن مجله مصادف شد با جلد آخر که با تیتر «روشنفکر مسلح» در نقد علی شریعتی با عکس او مزین شده بود! یعنی اول و آخر ما قربانی روشنفکری دینی شدیم…
پرسش مهم اما این است که با چه سند و دلیل و مدرکی میتوان گفت مجلهای که به طرح لیبرالیسم و ناسیونالیسم و نقد بنیادگرایی اهتمام داشته و به متفکرانی چون سید جواد طباطبایی و محمود سریعالقلم و محمد طبیبیان و موسی غنینژاد تریبون میداد، مجلهای امنیتی بود؟ فقط به این اتهام که منتقد روشنفکری دینی بودند؟
براستی کدام جریان است که همانند حاکمان هر جا که در استدلال کم میآورد به برچسبزدن روی میآورد، لیبرالهای ملی یا برخی مدعیان روشنفکران دینی؟
اما درباب بدیهای اقتصاد آزاد و تکنولوژی و اینکه چه شد که سروش دباغ سوسیالدموکرات شد و پدر نیز از لیبرالدموکرات نامیدن خویش پشیمان شد، در شمارهی آیندهی آگاهی نو به تفصیل سخن میگویم که در این کوچههای مجازی با این روشنفکران دورهگرد و رهگذران طعنهزن نمیتوان دهن به دهن شد و برای گفتگویی مستدل و مستند چنان که در مجلهی تجارت فردا نوشتم بهتر …

نشنال کانتکست: انحلال پکک در ترکیه؛ پژاک در مرزهای ایران در حال تقویت مواضع است

روایت متفاوت حدادعادل از نگاه رهبر شهید به چندهمسری+ ویدیو

پاسخ فوری عراقچی به تهدید ترامپ برای شروع عملیات اقتصادی بزرگ علیه ایران

هشدار قاطع سپاه درباره موج جدید حملات

سردار محبی: جنگ شود، تسلیحاتی با کلاهیک و برد جدید به کار میگیریم

اصولگرایی علیه اصول

جنگی در دریای متلاطم

