
پزشکیان: مسئولیت باید بر اساس کارآمدی واگذار شود نه ملاحظات جناحی


نظر سید محمد خاتمی در خصوص مذاکرات
سیدمحمد خاتمی به تازگی در سخنانی مطرح مواضع خود نسبت به مسائلی از جمله جنگ و مذاکرات را بیان کرده است که با سخنان او با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد.
به گزارش روز نو برخی مواضع خاتمی را مبتنی بر عقلانیت سیاسی دانستند و برخی نیز دیدگاه او را با در نظر داشتن شرایطی که ایران، آمریکا و منطقه تجربه میکند، غیرواقعبینانه در نظر گرفتند. اما او چه گفت؟
وحدت سیاسی با ابراز احساسات درباره شهادت رهبری
خاتمی در ویدئویی که از او منتشر شده میگوید وقتی رهبر انقلاب به شهادت رسیدند، من هم احساساتم جریحهدار شد، اما برای مصالح کشور نباید احساسی تصمیم بگیریم. او با ذکر این سخن گفت: «از چشمان آدم خون میبارد؛ اما مسئله مدیریت جامعه نباید بر اساس احساسات باشد».
این سخن خاتمی را واکنشهای مثبتی روبهرو شد و برخی گفتند که خاتمی با ابراز این سخن خط خود و بلکه جریان میانهروی اصلاحات را از اپوزیسیون جدا کرد.
خاتمی به نوعی کوشید نقدهایی که مطرح میکند را جدای از اپوزیسیون برانداز مطرح کند و خط روشنی میان اصلاحطلبی و گفتمان انتقادی با عناد با جمهوری اسلامی برقرار کند.
همین رویکرد باعث شد تا بسیاری در فضای مجازی تصاویر مشترک رهبر شهید انقلاب و سید محمد خاتمی را بازنشر کنند و حتی با انتشار سخنان رهبر شهید انقلاب در دوره دولت هشتم درباره ویژگیهای مثبت خاتمی را منتشر کنند.
به هر روی به نظر میرسد ابراز احساسات خاتمی درباره شهادت رهبر انقلاب فضای سیاسی داخلی را منسجمتر نیز کرده است و باعث کمرنگ شدن اختلافات سیاسی داخلی میشود. این وجه مثبت سخنان اخیر خاتمی بود که بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی نیز از آن استقبال کردند.
دفاع تمامقد از تفاهمنامه
او در ادامه از مسعود پزشکیان تقدیر میکند و میگوید که دستش را میبوسم که شجاعانه و فداکارانه تفاهمنامه اسلامآباد را امضا کرد. خاتمی از این رهگذر وارد تحلیل تفاهمنامه دو جانبه ایران و آمریکا میشود و این تفاهمنامه را بینظیر میداند. او در سخنان اخیرش میگوید: «بعد از جنگجهانی دوم هیچ سندی که به امضای رئیس جمهور آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مقابل نداده است».
خاتمی میگوید که ایران در موضعی عزتمندانه این …

دولت نه بیاختیار است و نه مقصر همه بحرانها
به گزارش اصلاحات نیوز؛
دو سال پس از آغاز به کار دولت چهاردهم، این دولت در شرایطی به نیمه مسیر خود رسیده که همزمان با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید، با پیامدهای جنگ، فرسایش سرمایه اجتماعی و اختلافات سیاسی بر سر نحوه مواجهه با مذاکره و سیاست خارجی روبهرو است. در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد دولت نیز میان دو روایت متضاد گرفتار شده است؛ روایتی که دولت را فاقد اختیار کافی برای حل بحرانها میداند و روایتی که تقریباً همه مشکلات موجود را به عملکرد دولت نسبت میدهد.
امید محدث، کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد:
اکنون که دو سال از آغاز به کار دولت چهاردهم میگذرد، شرایط دولت را در وضعیت ابهام جنگی و بحران اقتصادی ـ اجتماعی موجود چطور ارزیابی میکنید؟
به نظرم دولت در شرایط فعلی با یک بحران معمول مدیریتی مواجه نیست؛ ما با تراکم و همزمانی چند بحران روی یکدیگر روبهرو هستیم. ابهام جنگی، فشار اقتصادی، کاهش قدرت خرید، فرسایش سرمایه اجتماعی و در کنار همه اینها، اختلاف بر سر نحوه مواجهه با مسئله مذاکره، مجموعهای از شرایط را ایجاد کرده که اداره کشور را برای هر دولتی بسیار دشوار میکند.
در این شرایط، دو دیگاه کلی وجود دارد؛ عدهای دولت را فاقد اختیارات لازم برای اتخاذ تصمیم میدانند و عدهای دیگر با نگاهی حداکثری دولت را فعال مایشاء میبینند و همه مشکلات در کشور را ماحصل اقدامات دولت میدانند. من شرایط دولت را نه با نگاه «دولت بیاختیار» ارزیابی میکنم و نه با نگاه «همه مشکلات تقصیر دولت است» و هر دو نگاه را سادهسازی مسأله میدانم. به نظرم امروز دیگر نمیتوان همه مشکلات را به «نداشتن اختیار» نسبت داد. دولت در حوزه اقتصاد، مدیریت بازار، سیاستهای اجرایی، انتخاب مدیران، اطلاعرسانی و مدیریت افکار عمومی اختیارات قابلتوجهی دارد و باید بابت نحوه استفاده از این اختیار پاسخگو باشد.
از دولت انتظار داریم تورم را کنترل کند، سرمایهگذاری ایجاد کند، ارز را مدیریت کند، اشتغال ایجاد کند و رضایت اجتماعی را بالا ببرد، اما همزمان بخشی از ابزارهایی که تعیینکننده این متغیرها هستند، خارج از اختیار مستقیم دولت قرار دارند و بازیگران متعددی بر این مولفهها تاثیرگذار هستند. این البته نباید تبدیل به بهانهای …

در نقد «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی؛ مرز نقد اندیشه و پروندهسازی کجاست؟ | سروش دباغ | انصاف نیوز
در پی انتشار یادداشت «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی [لینک]، سروش دباغ با بازخوانی نسبت قوچانی با جریان روشنفکری دینی، به نقد شیوه مواجهه او با عبدالکریم سروش، علی شریعتی و منتقدان سرمایهداری پرداخته است. دباغ معتقد است نقد فکری، هرچند میتواند صریح و رادیکال باشد، نباید به برچسبزنی، پروندهسازی و آمیختن داوریهای معرفتی با منازعات سیاسی و قبیلهای بینجامد.
سروش دباغ: صادقانه بنویسم با عنایت به وضعیت متلاطم و نگران کنندۀ کشور و درمیانۀ آتش بس،جنگ،اعدام، توّرمِ عنان گسیخته، معضل بنزین… ترجیح می دادم به عنوان عضوی از خانوادۀ روشنفکری، بیش از این وارد گرد و غباری که اخیرا در فضا پدیدارگشته نشوم و به همان دو نوشتارِ « یک چمدان دروغ» و «شریعتی، شاندل و مسلمانی» بسنده کنم.اما انتشار نوشتار« لیبرالیسم نقابدار»، مرا سوق داد به نگارش سطور ذیل. باشد که به کار مخاطبان فهیم و افرادی که تحولّات روشنفکری ایران معاصر را رصد می کنند، بیاید. خاطرهای از محمد قوچانی و روزهای پس از انتخابات ۱۳۸۸
چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوریِ بحث برانگیز و پرمناقشۀ خرداد ماه سال ۱۳۸۸، حوالی انتشار شمارۀ اول نشریۀ « مهرنامه» با محوریت مصاحبۀ «ازشریعتی تا سروش» با حضور دوست عزیز احسان شریعتی و اینجانب، درجلسۀ گپ و گفتی با حضور تنی چند از دوستان، از جمله محمد قوچانی مدیر مسئول « مهرنامه» که مدتی را پس از انتخابات در زندان گذرانده بود، دربارۀ اوضاع و احوال سیاسی، فرهنگی و روشنفکری مملکت صحبت می کردیم.
خاطرم هست در آن جلسه، قوچانی گمانه زنی می کرد که درواکنش به افزایش بسامد، صراحت و شدت فعالیت های سیاسی عبدالکریم سروش در دورانِ پس از انتخابات ریاست جمهوری، از نگارش نامۀ سرگشاده به رهبریِ وقت گرفته تا انتشار نامۀ پنج نفره در بحبوحۀ «جنبش سبز»، برجسته کردنِ نقش ایشان در«ستاد انقلاب فرهنگی» و آنچه بر دانشگاه ها در سالهای اول انقلاب رفت، در دستور کار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته است.
هفده سال بعد، در مرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، با خواندن نوشتارقوچانی تحت عنوان «لیبرالیسم نقابدار» در هفته نامۀ « تجارت فردا»، خاطرۀ فوق در ذهن و ضمیرم زنده شد. نیک می دانستم و می دانم که بیش از یک دهه است مشی و مرام روزنامه نگاریِ قوچانی تغییر محسوسی کرده و قویا …

دینِ صحیح یا دینِ خشونت؟| نقدی بر اظهارات محمدباقر خرازی | انصاف نیوز
اکبر منفرد، پژوهشگر دینی و حقوقدان در یادداشتی با عنوان «نقد فقهی، قرآنی و اجتماعی سخنان جناب آقای محمدباقرخرازی(در دعوت به خشونت) و تبیین راه اصلاح جامعه در پرتو سیره نبوی و علوی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
بخش اول:دین صحیح؛ از رحمت آغاز میشود، نه از خشونت
چکیده
انتشار سخنانی که مردم را به قتل گروهی از شهروندان و حتی رویارویی خشونتآمیز با حکومت فرا میخواند، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش روی اندیشمندان اسلامی قرار داده است که معیار تشخیص «اسلام صحیح» از قرائتهای افراطی چیست؟ آیا هر سخنی که با نام دین بیان شود، لزوماً بیانگر اسلام است، یا آنکه باید آن را بر قرآن، سنت قطعی، عقل، اخلاق و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) عرضه کرد؟
این نوشتار بر آن است که دعوت به قتل شهروندان و ترویج خشونت، نه تنها با قرآن کریم و سیره نبوی و علوی سازگار نیست، بلکه با مبانی مسلم فقه امامیه، قواعد عقلانی، اخلاق اسلامی و حتی مصالح حکومت اسلامی نیز تعارض آشکار دارد. همچنین استدلال خواهد شد که بسیاری از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، بدون اصلاح بسترهای فساد، تبعیض و ضعف حکمرانی، قابل درمان نیست و تمرکز صرف بر معلولها، جامعه را از درمان ریشهای بازمیدارد.
۱. «دین صحیح»؛ یک معیار اجتهادی، نه یک شعار
برخی مراجع عظام تقلید از تعبیر پرمعنای «دین صحیح» استفاده میکردند. این تعبیر، دربردارنده یک اصل مهم در معرفت دینی است: هر قرائتی از دین، الزاماً دین صحیح نیست. قرآن کریم نیز مسلمانان را از پیروی بیدلیل برحذر داشته است:
«فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»«بندگان مرا بشارت ده؛ آنان که سخنان مختلف را میشنوند و بهترین آنها را برمیگزینند.»(زمر، ۱۷ـ۱۸)
بنابراین، ملاک حقانیت، شخصیت گوینده نیست؛ بلکه محتوای سخن و میزان انطباق آن با قرآن، سنت معتبر و عقل است.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، انتخاب «احسن» را نشانه عقلانیت دینی و دعوت قرآن به سنجش و ارزیابی آراء میداند، نه تقلید کورکورانه.(علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ذیل آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر).
۲. نخستین اصل قرآن؛ حرمت جان انسان: اگر بخواهیم تنها یک اصل را به عنوان زیربنای …

پیشنهاد محمد قوچانی به سروش دباغ | انصاف نیوز
محمد قوچانی، سردبیر مجلات آگاهی نو، در یادداشتی با عنوان «پسر کو ندارد نشان از پدر … / پیشنهادی به سروش دباغ» در پاسخ به یادداشت او [لینک] نوشت:
فرزند ارشد دکتر عبدالکریم سروش (که نام کوچک او به پیشنهاد غلامعلی حداد عادل به نام مستعار پدر بدل شد) هم وارد مناقشهی روشنفکری دینی و لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی شده و از من انتقاد کرده است که چرا فرقهی سروشیه را مکتب سروش نخواندهام! من از این پیشنهاد استقبال میکنم که سروش استاد مکتبی است برای بازتولید صوفیه در عصر جدید، اما چه کنم که شیوهی شاگردان این مکتب به مریدان شیخ طریقت شبیهتر است تا استاد حکمت. تهمت امنیتی میزنند و از یاد میبرند که اگر هم من به عنوان سردبیر مجلهی مهرنامه در آن نان و نمکی که با هم خوردیم، راوی حساسیت امنیتی بر سر سروش بودم.
چگونه در همان شمارهی اول مهرنامه میان احسان شریعتی و سروش دباغ میزگرد برگزار کردیم؟ و روی جلد شمارهی اول را به دو آقازادهی روشنفکری دینی اختصاص دادیم؟! این از سماحت نیروهای امنیتی بود یا بلاهت ایشان یا حمایتشان از روشنفکری دینی؟ جالب آنکه توقف مهرنامه هم با بولتنسازی همان حضرات در اوج محبوبیت آن مجله مصادف شد با جلد آخر که با تیتر «روشنفکر مسلح» در نقد علی شریعتی با عکس او مزین شده بود! یعنی اول و آخر ما قربانی روشنفکری دینی شدیم…
پرسش مهم اما این است که با چه سند و دلیل و مدرکی میتوان گفت مجلهای که به طرح لیبرالیسم و ناسیونالیسم و نقد بنیادگرایی اهتمام داشته و به متفکرانی چون سید جواد طباطبایی و محمود سریعالقلم و محمد طبیبیان و موسی غنینژاد تریبون میداد، مجلهای امنیتی بود؟ فقط به این اتهام که منتقد روشنفکری دینی بودند؟
براستی کدام جریان است که همانند حاکمان هر جا که در استدلال کم میآورد به برچسبزدن روی میآورد، لیبرالهای ملی یا برخی مدعیان روشنفکران دینی؟
اما درباب بدیهای اقتصاد آزاد و تکنولوژی و اینکه چه شد که سروش دباغ سوسیالدموکرات شد و پدر نیز از لیبرالدموکرات نامیدن خویش پشیمان شد، در شمارهی آیندهی آگاهی نو به تفصیل سخن میگویم که در این کوچههای مجازی با این روشنفکران دورهگرد و رهگذران طعنهزن نمیتوان دهن به دهن شد و برای گفتگویی مستدل و مستند چنان که در مجلهی تجارت فردا نوشتم بهتر …

در دیدار قالیباف و مشاور امنیت ملی عراق؛ تاکید بر همکاریهای امنیتی و تحولات منطقه

اجرای حکم اعدام تبعهخارجی دخیل در جنایت اصفهان

وزیر جنگ صهیونیستی اردوغان را تهدید کرد

به آسیبدیدگان جنگ سهمیه کنکور اختصاص مییابد/شهادت ۴داوطلب کنکور دانشجومعلمان

سخنان تکاندهنده سخنگوی سپاه از تغییر قواعد بازی

عزیزی خطاب به آمریکا: تا دیر نشده به حضور خود در منطقه پایان دهید

عمان: عبور امن از تنگه هرمز، بخشی جداییناپذیر از ثبات و امنیت منطقه است

