
چرا نشنال اینترست آمریکا را «بازنده» درگیری میداند؟

جنگ اقتصادی ترامپ و بازتولید فشار مرحلهای
نورنیوز-گروه سیاسی: هویت مقاومت محور اصلی کنش سیاسی ایران در فضای جنگ و صلح هست. در روند تهاجم نظامی امریکا و اسراییل علیه ایران، اگرچه بخش قابلتوجهی از تاسیسات نظامی، اقتصادی و صنعتی جمهوری اسلامی درگیر جنگ و منازعه شد، اما امریکا نتوانست به اهداف تاکتیکی خود برای محدودسازی قدرت ایران نایل شود. نظریهپردازان مسائل ایران از جمله «گراهام فولر» به این موضوع اشاره داشتهاند که فرهنگ سیاسی ایران مبتنی بر نشانههایی از «قیامتگرایی انقلابی» است. آنچه در مفهوم شهادت و آموزه کربلا برای ساخت سیاسی و اجتماعی ایران به ودیعه گذاشته شده را میتوان زیربنای اندیشه مقاومت در برابر تهدیدات قدرتهای بزرگ و بازیگران فرادستی دانست که صرفا از ابزار قدرت برای غلبه، نابودی و محدودسازی بازیگران رقیب بهره میگیرند. ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به این موضوع توجه و اشاره داشته که هیچگونه کنش تعاملی با نظام سلطه و قدرتهای استکباری نخواهد داشت. راهبرد ایران در دوران جنگ با عراق و سالهای پس از دفاع مقدس مبتنی بر بهینهسازی جبهه مقاومت و بازتولید کنش هویتی به عنوان مزیت نسبی ژئوپلیتیکی بوده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران نه تنها منجر به تسلیم نخواهد شد، بلکه انگاره مقاومت و انتقام را در افکار عمومی جامعه ایران بازتولید خواهد کرد. واقعیتهای راهبردی بیانگر آن است که مقاومت ایران زمینه تغییر در الگوی کنش تاکتیکی و راهبردی ایالاتمتحده را به وجود آورده است. امریکا به این موضوع واقف هست که هرگونه کنش تاکتیکی علیه منابع اقتصادی و نظامی ایران با واکنش متقابل و نامتقارن ایران روبهرو میشود.
در چنین شرایطی، نه تنها امریکا نقش نظامی و راهبردی خود برای حفاظت از «امنیت انرژی» در «اقتصاد سیاسی جهانی» را از دست میدهد، بلکه بیاعتمادی کشورهای منطقهای به جایگاه و موقعیت امریکا برای دفاع از آنان را بازتولید میکند.
1. مقاومت ایرانی و ناکامی تاکتیکی امریکا - تغییر در الگوی رفتاری و سیاست امریکا نسبت به ایران، تابعی از موازنه کنش نظامی و عملیاتی کشورهایی است که درگیر جنگ بودهاند. ایران در روند دفاع از حوزه سرزمینی، اجتماعی و ساختاری خود به ناچار از سازوکارهای کنش نامتقارن بهره گرفت. کشورهایی که در فضای موازنه قدرت تاکتیکی قرار ندارند، اما اراده خود را برای کنش متقابل به کار میگیرند، طبیعی است که سازوکارهای مقاومت و جنگ نامتقارن برای منصرفسازی اقدامات دشمن را مورد استفاده قرار میدهند. تجدیدنظر در سیاست نظامی و الگوی کنش راهبردی امریکا از اواسط آگوست 2026 در دستور کار برنامهریزان راهبردی کاخ سفید قرار گرفت. در چنین شرایطی بود که امریکا ادامه جنگ و عملیات نظامی با ایران را به عنوان کنش مطلوب و موثر تلقی نکرده و در نتیجه درصدد برآمد تا شکل جدیدی از سیاست و الگوی کنش راهبردی را در دستور کار قرار دهد. تغییر در الگوی کنش تاکتیکی امریکا انعکاس مقاومت و کنش متقابل نامتقارن ایران در برابر اقدامات تهاجمی ایالاتمتحده بوده است. اهداف جدید امریکا در شرایطی حاصل میشود که روند محدودسازی قدرت ایران از طریق کشورهای منطقهای و حلقه محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی انجام پذیرد. واقعیتهای کنش دیپلماتیک و راهبردی امریکا بیانگر آن است که فشار اقتصادی ایالاتمتحده علیه ایران در حال افزایش است. اگر چنین راهبردی منجر به کاهش درآمدهای نفتی، محدود شدن ذخایر ارزی و افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران شود، در آن شرایط جمهوری اسلامی نیز از سازوکارهای کنش متقابل نامتقارن برای مقابله با کشورهای مرجع فشار و تحریم اقتصادی ایران بهره میگیرد. شورای آتلانتیک در بررسی وضعیت ایران و مساله جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی به این موضوع میپردازد که جنگ نه تنها میزان انسجام داخلی ایران را کاهش داده، بلکه مشروعیت ساختاری جمهوری اسلامی را نیز بازتولید کرده است. در دوران قبل از جنگ، نشانههایی از اعتراض سیاسی و فشار افکار عمومی علیه حکومت وجود داشت. جنگ به عنوان نقطه پایانی برای گذار مسالمتآمیز جامعه و حکومت از شرایط بحرانی محسوب میشود. در چنین شرایطی، طبیعی است که اولا اراده ساخت سیاسی برای کنش نظامی و امنیتی افزایش مییابد. ثانیا گروههای اجتماعی در شرایطی که واقعیتهای کنش تهاجمی بازیگر مهاجم خارجی را لمس میکنند، ترجیح میدهند تا از «سیاست سکوت و امید» برای گذار مرحلهای از دوران بحران استفاده نمایند. در فضای کنش نظامی امریکا، به دلیل بهرهگیری ایران از سازوکارهای مقاومت و اقدام نامتقارن، نه تنها ساخت اجتماعی در فضای مقابله و رویارویی با ساختار سیاسی واقع نشد، بلکه حمایت دوفاکتو و فراگیر خود را برای مقاومت در برابر تهدیدات خارجی منعکس ساخت.
2. الهامپذیری تاکتیکی ترامپ از نگرش نفیو - براساس چنین نشانهها و شاخصهایی است که «ریچارد نفیو» عضو تیم مذاکرهکننده وزارت خزانهداری امریکا با ایران که قبلا کتاب «هنر تحریم» را به نگارش درآورده بود، با انتشار مقالهای در «نشریه فارنافرز» به این موضوع اشاره دارد که ترامپ بدترین راهبرد را در برابر ایران به کار گرفته است. «نفیو» نگرش خود برای محدودسازی قدرت و قابلیت سیاسی و ساختاری ایران را باز تحلیل نموده و بیان میدارد که جنگ منجر به بسیج افکار عمومی و ارتقای روح ناسیونالیسم ایرانی گردیده است. در نگرش ریچارد نفیو، چنین فرآیندی بیشترین مازاد سیاسی و امنیتی را برای جمهوری اسلامی به وجود آورده است. نفیو به دولت ترامپ توصیه میکند که جنگ نظامی و کنش عملیاتی علیه ایران را پایان داده و
در ازای آن، از سازوکارهایی استفاده نماید که منجر به «فشار تدریجی» و «محدودیتهای ژئوپلیتیکی» علیه ایران خواهد شد. اندیشه نفیو تاثیر قابلتوجهی بر سیاست و انگاره کنش تاکتیکی دونالد ترامپ برای بهکارگیری راهبرد جنگ اقتصادی علیه ایران بهجا گذاشته است. نفیو به این موضوع اشاره دارد که وقتی دونالد ترامپ جنگ با ایران را آغاز کرد، در ابتدا از مردم ایران خواست که علیه نظام سیاسی قیام نمایند و دولت خود را پس از پایان جنگ به دست گیرند. ترامپ جنگ علیه ایران را «تنها فرصت موثر برای گروههای نسلی» دانست. مقاومت ایران در برابر حملات نظامی امریکا و اسراییل منجر به تغییر در مواضع سیاسی ترامپ شد. نبردهای نظامی با اهداف سیاسی پیوند درهمتنیدهای داشته و روند جنگ، زمینه تغییر در مواضع کشورها را به وجود میآورد.
3. ضرورتهای راهبردی تجدیدنظر در کنش عملیاتی ترامپ- مقاومت ایران در روند جنگ امریکا و اسراییل منجر به تغییر مواضع امریکا شد. «ونس» و «هگست» در روزهای پس از جنگ به این موضوع اشاره داشتند که هدف امریکا از منازعه علیه ایران، جلوگیری از ساخت سلاح هستهای توسط جمهوری اسلامی بوده است. توضیح آنکه ترامپ پس از آن به این موضوع اشاره داشت که با ترور علی خامنهای و فرماندهان نظامی حکومت، عملا تغییر رژیم رخ داده و رهبران جدید ایران از آموزهها و الگوهای بسیار منطقیتری بهره میگیرند. نفیو اشاره دارد که ارزیابی ترامپ کاملا اشتباه بوده، زیرا رهبران جدید ایران که عمدتا ژنرالهای سپاه پاسداران هستند، دارای رویکرد افراطیتری نسبت به رهبران سیاسی گذشته میباشند. تجربه تاریخی بیانگر آن است که تغییر رژیم از طریق جنگ تاریخی و بمباران کاری بسیار دشوار و اغلب دارای عواقب فاجعهباری مانند آنچه در عراق و لیبی رخ داد را به همراه دارد. وظیفه اصلی هرگونه تغییر حکومت برعهده مردم ایران است. ایرانیها طی پنج سال گذشته بارها با اعتراضات گسترده علیه سرکوب، فساد و سوءمدیریت اقتصادی حاکمیت به خیابانها آمدند و پتانسیل ادامه این اعتراضات را دارند. ترامپ باید در مذاکرات صلح بسیار دقیق و انتخابگر باشد. هرگونه توافق جامع که شامل رفع گسترده تحریمها شود، حتی اگر محدودیتهایی را در برنامه هستهای موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی داشته باشد، منجر به تقویت نظام سیاسی شده و به حکومت موجود جان تازهای میدهد. هرگونه حمایت مالی از ایران، نهادهای نظامی و انتظامی ایران را قدرت میبخشد. در این شرایط نظام سیاسی از بقا و اقتدار بیشتری برخوردار میشود تا قدرت خود را تثبیت نموده، اقتصاد را تحت کنترل قرار گرفته و فشار مردمی را کاهش دهد، بنابراین لازم است تا امریکا از توافقهای بزرگ که منجر به آزادسازی اقتصادی یا افزایش درآمد عمومی دولت میشود، خودداری نماید.
نتیجه - راهبرد جنگ اقتصادی دونالد ترامپ را میتوان ادامه کنش رفتاری دانست که نئولیبرالهای وزارت خزانهداری امریکا در دوران جو بایدن به آن پایبند بودند. گذار از تحریم اقتصادی و انجام عملیات نظامی پردامنه علیه ایران، چالشهای جدیدی را اجتنابناپذیر میساخت. ضرورتهای راهبردی ایجاب میکند که امریکا به جای توافق جامع، از توافق محدود و واقعبینانه استقبال به عمل آورد؛ توافقی که دربرگیرنده آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز، توقف حملات مستقیم و نیابتی ایران علیه امریکا، اسراییل و کشورهای حوزه خلیجفارس باشد. ممکن است این توافق شکننده باشد و مساله هستهای را حل نکند، اما منجر به پیشگیری از اختلال در تجارت جهانی شده و ازسوی دیگر، قدرت اقتصادی حکومت ایران را در حداقل ممکن حفظ مینماید.
روزنامه اعتماد
رهبر دموکراتها: «عملیات شکست حماسی» ترامپ، یک فاجعه برای مردم آمریکا بوده/ دلارهای مالیاتدهندگان آمریکایی نباید صرف ادامه دادن به یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه شود
کد خبر: 787479 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۲۶:۱۰ اعتمادآنلاین |
این نماینده ایالت نیویورک جمعه شب در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «عملیات شکست حماسی» یک فاجعه برای مردم آمریکا بوده است.
به گزارش ایرنا؛ وی افزود: دلارهای مالیاتدهندگان باید صرف مقرون به صرفه کردن زندگی برای مردم آمریکا آسانتر شود، نه برای ادامه دادن به یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه. اخبار مرتبط دستگیری فردی که قصد ترور دو وزیر و رئیس مجلس نمایندگان آمریکا را داشت تصویب یک قطعنامه در مجلس نمایندگان آمریکا برای حمایت از اعتراضات ایران
ترامپ جهت تشدید تحریمها علیه ایران به «روز دی اقتصادی» روی آورده است
با اتمام مهلت تفاهم اولیه ۶۰ روزه میان ایران و ایالات متحده آمریکا، خبری از تجاوز مجدد نظامی به کشور نشد، اما در عوض، ترامپ صحبت از کارزاری موسوم به «روز دی اقتصادی» کرده که هدف آن، تشدید تحریمها علیه ایران است و در اظهارات خود، علاوه بر تهدید متحدان ایران، آن را ضربهای بیسابقه و خردکننده، توصیف کرده است.
به گزارش روز نو اقتصاد ایران اکنون درگیر دو موضوع اساسی است؛ اول تحریمهای آمریکا و موضوع دوم، مافیای بهشدت «کثیفی» که مشخصا بانکهای خصوصی آنها را برای افزایش درآمد خود، مدیریت میکنند و این دو موضوع در کنار هم، ضربه سنگینی به اقتصاد کشور خواهد زد. بخش عمده و وسیعی از تراستیها، وابسته به بانکهای خصوصی هستند و این بانکها نیز از این فضای تحریم برای کسب درآمد بیشتر، استفاده میکنند
امروزه دیگر کمتر کارشناسی است که بر تبعات تحریمها بر اقتصاد ایران واقف نباشد؛ حتی تندترین چهرههای اصولگرا نیز دیگر از «کاغذپاره» خواندن تحریمها، دست برداشتهاند و درباره تبعات آن، هشدار میدهند. البته این نه به معنای تغییر راهبرد، بلکه به معنای اینست که تبعات تحریمها آنقدر شدید شده که کتمان آن، مخالفت با عقل سلیم است!
در نتیجه تشدید تحریمها از سال ۱۳۹۷ تاکنون، اقتصاد ایران شکنندهتر از قبل شده است؛ رشد اقتصادی منفی، تعمیق و گسترش رکود به تمام بازارها و صنایع، سر به فلک کشیدن نرخ تورم و غیره، از پیامدهای تحریم بر اقتصاد ایران بوده است. اما در شرایطی که اقتصاد ایران دچار بحرانی بیسابقه شده است، تبعات اضافه شدن تحریمها برای اقتصاد بحرانزده ایران چیست؟
قطع باقیمانده شریانهای مالی و تجاری ایران
برای بررسی دقیقتر تبعات تحریمهای جدید، باید توجه کرد که آمریکا قصد دارد کدام یک از بخشهای اقتصاد ایران را مورد هدف قرار دهد. یکی از بخشهایی که آمریکا برای آن هدفگذاری کرده است، قطع کردن شریانهای مالی و تجاری ایران است. اقتصاد ۲۴ در گزارشی، درباره این موضوع نوشته است: «هدف اصلی این الگوی جدید که از آن به عنوان خنثیسازی و مسدودسازی ساختاری یاد میشود، فلجکردن کامل شریانها و کانالهای باقیمانده مالی، قطع دسترسی کشور به شبکههای صرافی پشتیبان در مبادلات منطقهای، و ایجاد تراکم فشارهای حقوقی و مقرراتی بر خریداران غیررسمی انرژی ایران در بازارهای جهانی است.»
همچنین در این گزارش آمده است: «هدف غایی و اعلامشده از این ضربات پیاپی اقتصادی، ایجاد اختلال در روند واردات کالاهای اساسی، تعمیق عوارض تورمی، و درنهایت برهم زدن تعادل و آرامش در بازار داخلی ارز و طلا است تا از این طریق، فشار معیشتی به یک متغیر تعیینکننده در محاسبات حاکمیتی تبدیل شود.»
تنها منبع درآمد ارزی کشور در حال حاضر صادرات نفتی است. آمریکا در فاز جدید تحریم و محاصره دریایی، صادرات ایران را هم در حوزه پاییندست و هم در حوزه بالادست، نشانه گرفته است؛ یعنی هم در فروش نفت خام و فرآوردههای نفتی و هم در صادرات پتروشیمی
البته یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی ایران، صادرات نفت است که در این سالیان، هیچگاه به صفر نرسید، زیرا ایران توانست تعامل مناسبی با پالایشگاههای خصوصی چین برقرار کند که البته با توجه به اعطای تخفیفات گسترده به این پالایشگاهها، مورد انتقاد کارشناسان نیز واقع شده است. آمریکا این جریان را نیز هدف قرار داده است. ابزار دیگری که واشنگتن بر آن مانور میدهد، ردیابی ماهوارهای و تحریم تانکرهایی است که در عملیات انتقال نفت خام یا فرآوردههای سوختی مشارکت دارند، چراکه ایجاد مانع در مسیر خدمات پوشش بیمهای برای این تانکرها، یکی از راههای بالابردن ریسک تجاری به شمار میرود.
دعوت آمریکا از چین برای پیوستن به کمپین تحریمی
از آنجایی که مشتری اصلی نفت ایران، چین است، آمریکا این کشور را تهدید کرده، اما در عین حال، از چین برای پیوستن به کمپین جدید تحریمی دعوت کرده است.
نقش چین همواره دارای تناقض بوده است؛ در تجربه این چندسال ثابت شده است که «شریک راهبردی ایران» با وجود اعلام عمومی مخالفت با تحریمهای جدید علیه ایران، در عمل کمک چندانی نکرده است و حتی در برخی موارد، با آمریکا نیز همراهی داشته است. اکنون نیز مقامات چینی در کلام اعلام کردهاند که با تحریمهای جدید ایران مخالف هستند، اما سیاستهای واقعی این کشور، مبهم است.
میثم شرفی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»:. به زودی هم حلقه محاصره دریایی و هم حلقه تحریمها، تنگتر خواهد شد و اتفاق خطرناکی برای ایران پیشروی است. آمریکا در وضع تحریمهای جدید، یک هوش «خبیثانه» دارد که از این هوش خود استفاده کرده است و باید تاکید کنم که این روند، تبعات بسیاری سنگینی برای اقتصاد ایران در ماههای آینده خواهد داشت
لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، روز جمعه در پاسخ به پرسشی درباره تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفت: «تحریم و فشار به حل این مسئله کمکی نخواهد کرد.» او همچنین افزود: «چین از همه طرفهای مرتبط میخواهد با اتخاذ اقدامات مسئولانه، مشکل را از طریق راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک حلوفصل کنند.»
در طرف مقابل، اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا، در پاسخ به این سوال که آیا آمریکا برای پیوستن چین به این کارزار بر پکن فشار خواهد آورد، به شبکه خبری سیانبیسی گفت: «بهتر است که بسیاری از گفتوگوها در خفا انجام شود»، اما در عین حال از پکن خواست که «با این برنامه همراه شود.» سخنگوی وزارت خارجه چین نیز نسبت به اظهارات بسنت واکنش نشان داد و گفت: «چین با تحریمهای یکجانبه غیرقانونی که مبنایی در حقوق بینالملل ندارند و شورای امنیت سازمان ملل مجوز آن را صادر نکرده، مخالف است.»
تنگتر شدن حلقه محاصره
یک تحلیلگر مسائل بینالمللی انرژی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، درباره ارزیابی خود از تهدیدهای جدید آمریکا، اظهار کرد: به نظر من، با توجه به اتفاقاتی که بعد از لغو آتشبس اتفاق افتاد، آمریکا متوجه شده است که هزینه عملیات نظامی سنگین خواهد بود.
میثم شرفی توضیح داد: پس از پاسخ ایران به تجاوز ارتش آمریکا به جنوب ایران و کشته شدن سربازان آمریکایی در اردن، فاز آمریکا به سمت عملیات غیرنظامی و تحریمی، تغییر پیدا کرده است. او هشدار داد: تصور میکنم تحریمهای جدید آمریکا عملیاتی خواهد شد و با توجه به شرایط کنونی کشور، تحریم و محاصره جدید حتما هزینههای سنگینی برای کشور به همراه خواهد داشت. به زودی هم حلقه محاصره دریایی و هم حلقه تحریمها، تنگتر خواهد شد و اتفاقات خطرناکی برای ایران پیشروی است.
هوش خبیثانه و خطرناک آمریکا در طراحی تحریمها
این کارشناس در پاسخ به اینکه «آیا تبعات تحریمهای جدید در شرایط بحران اقتصادی ایران، خطرناکتر از گذشته است؟»، تاکید کرد که قطع به یقین تحریمهای جدید پیامدهای سنگینتری خواهد داشت.
شرفی ادامه داد: تنها منبع درآمد ارزی کشور در حال حاضر صادرات نفتی است. آمریکا در فاز جدید تحریم و محاصره دریایی، صادرات ایران را هم در حوزه پاییندست و هم در حوزه بالادست، نشانه گرفته است؛ یعنی هم در فروش نفت خام و فرآوردههای نفتی و هم در صادرات پتروشیمی.
کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل انرژی: با توجه به اینکه ایران از اهرم تنگه هرمز به درستی استفاده نکرده است، در صورتی که میتوانست از این اهرم در بزنگاههای مختلف، استفاده بهینه داشته باشد، تصورم این است که احتمال همراهی چین با تحریمهای جدید آمریکا بیش از احتمال عدم همراهی این کشور است
او با اشاره به هوشمندانه بودن این نشانهگیری در تحریمهای جدید، ادامه داد: آمریکا در وضع تحریمهای جدید، یک هوش «خبیثانه» دارد که اکنون نیز از این هوش خود استفاده کرده است و باز هم باید تاکید کنم که این روند، تبعات بسیار سنگینی برای اقتصاد ایران در ماههای آینده خواهد داشت.
درگیری اقتصاد ایران با دو جریان!
این تحلیلگر اقتصادی تصریح کرد: تبعات نشانهگیری باقیمانده شریانهای مالی و تجاری ایران توسط تحریمهای آمریکا، دارای دو بخش است؛ اولین بخش مربوط به خود آمریکاست که با توجه به طراحی هوشمندانه تحریمهای جدید، قطعا موثر خواهد بود. دومین موضوع مربوط به شبکه گسترده تراستیهاست که وابسته به قدرتهای داخلی هستند. بخش عمده و وسیعی از این تراستیها، وابسته به بانکهای خصوصی هستند و این بانکها نیز از این فضای تحریم برای کسب درآمد بیشتر، استفاده میکنند.
به اعتقاد شرفی، اقتصاد ایران اکنون درگیر دو موضوع اساسی است؛ اول تحریمهای آمریکا و موضوع دوم، مافیای بهشدت «کثیفی» که مشخصا بانکهای خصوصی آنها را برای افزایش درآمد خود، مدیریت میکنند و این دو موضوع در کنار هم، ضربه سنگینی به اقتصاد کشور خواهد زد.
چین «بهزودی» به کمپین تحریمهای جدید آمریکا میپیوندد!
این کارشناس حوزه انرژی درباره تاثیر تحریمهای جدید بر فروش نفت ایران به چین، مطرح کرد: صادرات نفت ایران کفاف حجم مصرف پالایشگاههای خصوصی چین را میدهد،، اما نکتهای که وجود دارد این است که اقتصاد چین یک اقتصاد باثبات و در مسیر توسعه است و پالایشگاههای خصوصی این کشور میتوانند روابط بهتری با اروپا و آمریکا داشته باشند و همین ابزار، میتواند بهمثابه اهرمی باشد تا چینیها از تحریمهای آمریکا، تبعیت کنند.
شرفی یادآور شد: سیاستهای اعلامی چین با سیاستهایی که اجرا میشوند، متفاوت است؛ مقامات چینی ممکن است در کلام اعلام کنند که با تحریمهای جدید آمریکا همراهی نمیکنند، اما همراهی کردن چین با تحریمهای آمریکا، در عمل، مسبوق به سابقه بوده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل انرژی خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه ایران از اهرم تنگه هرمز به درستی استفاده نکرده است، در صورتی که میتوانست از این اهرم در بزنگاههای مختلف، استفاده بهینه داشته باشد، تصورم این است که احتمال همراهی چین با تحریمهای جدید آمریکا بیش از احتمال عدم همراهی این کشور است.
شرفی در نهایت هشدار داد که چین احتمالا به زودی، به کمپین تحریمها میپیوندد؛ حتی اگر این پیوستن را به صورت عمومی اعلام نکند!

اعتراض محمود صادقی به اثر منفی طرح مقابله با نفوذ مجلس بر فعالیتهای علمی و دانشگاهی / قانون باید راه نفوذ را ببندد، نه راه علم را

قالیباف: ایران در امور داخلی عراق دخالت نمیکند

چگونه چین و روسیه مانع برنامههای ترامپ برای منزوی کردن ایران میشوند

«تأمین حقوق قانونی مردم» شرط اصلی پیروزی بر جنگ روانی دشمن است

امارت به سمت ایران تمایل دارد یا رفیق شفیق آمریکا است؟

