
آسیب به ۱۳ منطقه تحت مدیریت محیط زیست در جنگ

رقابت دهکها در کنکور سراسری
جوان آنلاین: یک میلیون و ۷۰ هزار رقیبی که امسال پای کنکور سراسری آمده بودند، حکایت رقابتشان فقط یک رقابت علمی صرف نبود، بلکه حکایت این رقابت، رقابتی اقتصادی میان دهکهای مختلف اقتصادی جامعه هم است و با عنایت به هزینههای نجومی کلاسهای کنکور، مدارس خاص و ویژه، کتابهای کمکدرسی و سایر هزینههای حضور در این رقابت بهظاهر علمی، میتوان به روشنی دریافت چه کسانی شانس بیشتری برای کسب رتبههای بهتر آزمون سراسری دارند. ماجرایی که البته نه فقط در کنکور امسال بلکه طی یکی دو دهه اخیر شکل گرفته و هر سال از سال قبل جدیتر و پررنگتر شده است.
ماحصل این رقابت اقتصادی و الیگارشی آموزشی حذف طبقات ضعیف اقتصادی از تحصیلات عالیه و تکمیلی و شکلگیری چرخهای برای تکرار ثروت و موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی برای برخی گروهها و تکرار جایگاههای پایین اجتماعی و اقتصادی برای گروههای دیگر جامعه است.
در این میان شاید مواردی استثنایی بتوانند مسیر خود را برای عبور از این رقابت نابرابر پیدا کنند و به دانشگاههای خوب و موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب هم برسند، اما جا زدن استثناها به جای قاعدههای مرسوم فقط ما را از واقعبینی و رفع اشکالات باز میدارد، البته مشروط به اینکه عزمی برای رفع روندهای نادرست وجود داشته باشد.
هزینههای چندصد میلیونی کنکور
کافی است به سراغ پشتکنکوریها یا خانوادههای آنها بروید و از آنها سؤال کنید کنکور برایت چند درآمده است؟ پاسخ به این سؤال البته به طبقه اقتصادی- اجتماعی این افراد وابسته است و میزان هزینهای که برای مدارس غیرانتفاعی خاص و کلاسهای کنکور و کتابهای کمکآموزشی شده، میتواند رابطه معناداری با پذیرش در دانشگاهها و نشستن روی صندلیهای پرمتقاضی کنکور داشته باشد. رقمهایی که از ۱۲۰ تا ۳۰ میلیون تا ۳۰۰‑۴۰۰ میلیون تومان متغیر است و البته همه خانوادهها در همه دهکهای درآمدی در تلاشاند هر چه در چنته دارند برای موفقیت فرزندشان وسط بگذارند، اما بدیهی است در این رقابت اقتصادی برای موفقیت در یک رقابت علمی، چه کسانی شانس بیشتری برای موفقیت دارند.
شانس بیشتر برای دهکهای بالاتر
شانس بیشتر دهکهای اقتصادی بالاتر برای موفقیت بیشتر و کسب رتبه بهتر در کنکور یک ادعا نیست! بررسی آمارها و گزارشاتی که هر ساله بعد از اعلام نتایج کنکور سراسری منتشر میشود، این ارتباط معنادار را تأیید میکند. همچنانکه نتایج کنکور تجربی به عنوان پرمتقاضیترین کنکور کشور در سال گذشته نشان داد از میان داوطلبانی که رتبه زیر ۳هزار کسب کردهاند، تنها ۱۳۵ نفر از دهکهای کمدرآمد و دارای وضعیت اقتصادی بهشدت ضعیف هستند. این یعنی سهم محرومترین اقشار از بهترین رتبههای کنکور، فقط ۵/۴ درصد بوده است.
در نقطه مقابل، ۱۵۶۳ نفر از این رتبههای طلایی، یعنی بیش از نیمی از کل رتبههای زیر ۳ هزار، متعلق به ثروتمندترین دهکهای جامعه هستند.
طبق این آمار، نزدیک به ۷۵ درصد رتبههای برتر کنکور تجربی تنها از میان چهار دهک بالای اقتصادی انتخاب شدهاند. این بدان معناست که دهکهای اقتصادی پایین جامعه در عمل شانسی برای پذیرفته شدن در رشتههایی همچون پزشکی ندارند و میتوان اطمینان داشت پزشکان آینده کشور از طبقات مرفه جامعه خواهند بود و طبقات فرودست هیچ نمایندهای در این قشر از جامعه نخواهند داشت.
الیگارشی آموزشی در سایه بیقانونی
با مروری بر متن قانون اساسی، در همان آغاز و در اصل سوم به بحث آموزش رایگان میرسیم. اصل سوم قانون اساسی تأکید میکند: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی، همه امکانات خود را به کار برد. اصل سیام هم میگوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.».
اما ماجرای آموزش رایگان سالهاست به مظلومترین بخش از آموزش و پرورش تبدیل شده است. آموزش دیگر رایگان نیست و دانشآموزانی که در مدارس دولتی بیشتر از آنکه احساس کنند تحت تعلیم و تربیت هستند، احساس بیپناهی میکنند! آنچنان بیپناه که رهبر شهید انقلاب در ۱۱ شهریور سال ۹۹ در دیدار با رؤسا و مدیران وزارت آموزش و پرورش متذکر شدند «یک نکته در باب عدالت آموزشی بحث مدارس دولتی است که مراقب باشیم مدارس دولتی جوری نباشد که دانشآموزی که در مدارس دولتی تحصیل میکند، احساس کند که مثلاً فرض کنید امکان قبولیاش در کنکور کمتر است؛ این طور نباید باشد یعنی باید ما سطح مدارس دولتی را، هم از لحاظ آموزش و هم از لحاظ پرورش، جوری بالا بیاوریم که خود آن دانشآموز احساس اعتماد کند، خانواده او هم که میخواهند این فرزند را بفرستند به مدرسه دولتی، احساس نکنند که دارند او را به یک جایی بیپناه میفرستند و رها میکنند؛ این جوری نباید باشد؛ باید به مدارس دولتی به معنای واقعی کلمه رسیدگی شود.».
اما ماجرا به همین جا ختم نشد و تراژدی حذف دانشآموزان مدارس دولتی و عادی از فهرست رتبههای برتر کنکور، همچنان ادامه دارد و مدارس دولتی هم روزبهروز ضعیفتر میشوند و دانشآموزان و والدینی که نتوانند برای کنکور فرزندانشان خرج کنند، از دور رقابت بهظاهر علمی کنکور کنار گذاشته میشوند.
وقتی نظام آموزشی خودش منشأ نابرابری میشود
نظام آموزشی بهطور معمول یکی از مکانهایی است که به افراد این امکان را میدهد تا جهش کنند و در عرصه اجتماعی، جایگاه صعودی پیدا کرده و در چرخه فقر نیفتند. البته مشروط به اینکه نظامهای آموزشی به صورت عادلانه شکل گرفته باشند. نظام آموزشی عادلانه یکی از کارکردهایش امکان تحرک صعودی در نظام اجتماعی است، اما گاهی خود این محیطهای آموزشی به صورت الیگارشیک شکل گرفته و محفلی برای تحرک و صعود عدهای خاص میشوند. هرچند طی سالهای اخیر با انتشار نتایج کنکور سراسری و سهم ناچیز و گاهی هیچِ مدارس دولتی از برگزیدگان و رتبههای برتر، جریانی انتقادی علیه این الیگارشها شکل گرفته، اما نمیتوان حضور این قشر نازک و مدارس و امکاناتی را که برایشان ایجاد شده است، نادیده گرفت و از آثار و تبعات این مسئله بر تشدید شکافهای طبقاتی، آموزشی و اجتماعی چشم پوشی کرد. شکافهایی که موجب میشود فقط برخی از اقشار و طبقات اجتماعی شانس رشد و تعالی اجتماعی داشته باشند و گروهها و اقشار در طبقات اقتصادی و اجتماعی پایینتر، هرگز نتوانند در مسیر رشد و تعالی اجتماعی قرار بگیرند.
«نه» چین به جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران
جوان آنلاین: رئیسجمهور امریکا که نتوانسته در جنگ نظامی با ایران، دستاورد مدنظر خود را محقق کند، از برنامه برای عملیات اقتصادی بیسابقه علیه ایران خبر داد. در سایه واکنشهای تند مقامات ایرانی و تحلیلهایی درباره بینتیجه بودن چنین رویکردی، چین نیز مخالفت خود را با این اقدام خصمانه امریکا علیه ایران اعلام کرده است.
«خردکنندهترین عملیات اقتصادی تاریخ» تعبیری است که دونالد ترامپ روز چهارشنبه از آن برای توصیف مرحله جدیدی از جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران استفاده کرده است. ترامپ در این پیام که آن را «روز دی اقتصادی» (Economic D- Day) نامیده، نوشته است: «ایران فرصت توافق را از دست داده است و اکنون با جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بیسابقه مواجه خواهد شد.» او تأکید دارد که این اقدام، فلجکنندهترین عملیات اقتصادیای خواهد بود که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است. ترامپ خطاب به کشورهایی که به ایران کمک میکنند هم نوشته است: «هر کشوری که به نهادهای مالی، کسبوکارها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع کمک اقتصادی به ایران ارائه کنند، خود با عواقب اقتصادی عظیمی مواجه خواهد شد» او از متحدان امریکا خواسته است در این کارزار برای «منزوی کردن و شکست دادن تهدید ایران» به واشینگتن بپیوندند. رئیسجمهور امریکا شامگاه چهارشنبه هم به سؤال خبرنگاران در کاخ سفید درباره فشارهای اقتصادی بر ایران اینطور پاسخ داد: «ما چیزهایی داریم که میتوانیم علیه ایران تحریم کنیم. ما تحریمهای بسیار سختگیرانهای داریم و خواهیم دید چه اتفاقی میافتد.» وی ادعای باز بودن تنگه هرمز را تکرار و ادعا کرد: «خطوط لوله زیادی در حال ساخت است. من فکر میکنم تنگه هرمز به اندازه گذشته مهم نخواهد بود.» دونالد ترامپ از گفتوگو با رادیو دبیلیوایبیسی ۷۷ نیز برای تکرار مجموعه لفاظیهای خود علیه ایران استفاده کرد و با اشاره به اینکه نیروی هوایی ایران، بسیاری از رهبران ایران از بین رفتهاند و کسی نمیداند که چه کسی ایران را رهبری میکند، مدعی شد: «چارهای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام میدادم، ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد.» اسکات بسنت، وزیر خزانهداری امریکا، نیز روز پنجشنبه مدعی شد: «اگر ما حداکثر فشار اقتصادی را اعمال کنیم، احتمالاً دیگر شاهد ازسرگیری گسترده عملیات نظامی نخواهیم بود.» بسنت همچنین مدعی شد که به همراه متحدان خود تحریمهای بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد. پس از مصاحبه بسنت با سیانبیسی، قیمت نفت افزایش پیدا کرد.
عراق و ترکیه، پس از چین
سید عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، خط و نشان ترامپ برای «شروع عملیات اقتصادی» علیه ایران را اقدامی در جهت انحراف افکار عمومی امریکا از بحرانهای مالی داخلی دانست و تصریح کرد: «اصرار بر ادامه سیاستهای شکستخورده، تنها شکستهای بیشتری به بار خواهد آورد و دشمنی ایرانیان را در پی خواهد داشت.» او عصر دیروز هم در توئیتی با اشاره به سوابق رؤسای جمهور امریکا که از اصطلاح «تحریمهای فلجکننده»، «فشار حداکثری» و تسلیم بی قید و شرط صحبت کردهاند، نوشت: «این فیلم را قبلاً دیدهایم، همان داستان همیشگی فقط با قلدرهای متفاوت» کاظم غریبآبادی، معاون وی، نیز با اشاره به تلاشهای نظامی ماههای گذشته که نتیجه مطلوب واشینگتن را نداشته است، اعلام کرد: «جنگ نظامی نتیجه نداد، حالا اسم شکست بعدی را «جنگ اقتصادی» گذاشتهاند.»
این رویکرد، واکنشی در سطح جهانی به ویژه از جانب چین را به دنبال داشته است. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور، روز جمعه گفت: «پکن با تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی که فاقد مبنای حقوق بینالملل بوده و از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد مجاز نشدهاند، مخالف است.» وی پنجشنبه هم گفته بود: «اعمال تحریم و فشار به حل مسئله کمکی نمیکند. چین از طرفهای ذیربط میخواهد مسئولانه عمل کنند و مسائل را از طریق ابزارهای دیپلماتیک و سیاسی حلوفصل کنند.» نادر حبیبی، استاد دانشگاه برندایس، در گفتوگو با الجزیره تأکید دارد که چین هدف اصلی تحریمهای تهدیدشده علیه کشورهای کمککننده به ایران خواهد بود و پس از آن عراق و ترکیه قرار خواهند گرفت. تحریم علیه ایران احتمالاً در نتیجه فشار امریکا و پس از گفتوگو میان مقامهای دو کشور «تحمیل» شده است. حبیبی گفت اجرای این تحریمها، بهویژه در مورد چین، با چالش روبهرو خواهد بود زیرا دولت چین به نهادهای خود هشدار داده است که با تحریمهای امریکا همکاری نکنند. همچنین توقف تجارت زمینی با ترکیه و عراق دشوار خواهد بود.
روسیه به ایران فشار نمیآورد
پس از چین، روسیه نیز علیه این رویکرد دولت ترامپ موضع گرفت. میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه نزد سازمانهای بینالمللی در وین، اعلام کرد سیاست اعمال فشار امریکا به این کشور اجازه نخواهد داد اهداف خود در قبال ایران را محقق کند. در «ایکس» نوشت: «ایران چندین دهه است که تحت تحریمهای امریکا قرار دارد. تهران در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نشان داد که توان ایستادگی در برابر سیاست فشار حداکثری را دارد. اگر واشینگتن واقعاً میخواهد به هر یک از اهداف خود دست یابد، راه نادرستی را برگزیده است. نتایج مثبت تنها از طریق دیپلماسی صادقانه قابل دستیابی است. هرچه ایالات متحده زودتر به این واقعیت پی ببرد، بهتر خواهد بود.» واسیلی نبنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد، روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت: «علت این درگیری نه در کارهایی که ایران انجام داده یا نداده است، بلکه در تجاوز بیملاحظه و ناموجهی است که توسط ایالات متحده علیه ایران آغاز شده است.» او با اعلام این که تصور نمیکند ایران از پایبندی به تفاهمات و توافقات موجود سر باز زده باشد، گفت: «روسیه، در اصل، هیچ فشاری بر هیچکس، چه ایران و چه هر کشور دیگری، وارد نمیکند. ایران یک کشور مستقل است و حق دارد تصمیمات خود را بگیرد.» مجله پلیتیکو در گزارشی با استناد به گفتههای مقامهای سابق دولت ترامپ، سفرای امریکا و کارشناسان غرب آسیا، با اشاره به ادعای امریکا درباره اینکه این جنگ اقتصادی با جنگهای قبلی متفاوت خواهد بود، نوشت که در این مورد تردیدهایی وجود دارد. این مجله اشاره کرد که دونالد ترامپ منتظر تسلیمشدن ایران در نتیجه جنگ اقتصادی است ولی به نظر میرسد تهران مایل است بیشتر صبر کند و از خواستههای او برای لغو هزینههای اعمالشده بر کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند یا سایر خواستههایی که ترامپ میخواهد برای پایاندادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد. جیمز جفری، سفیر سابق که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، بر این باور است: «این یک جنگ فرسایشی است و مطمئنم که وزارت خزانهداری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنهها یا گسترش تحریمها است.» او افزود: «باور اینکه پس از بیست سال تحریمهای امریکا و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.»
تردد تنها هفت شناور در تنگه هرمز
بنابر اعلام مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس، تردد کشتیها در تنگه هرمز به ۴درصد سطح پیش از درگیری کاهش یافته است. دادههای کشتیرانی کپلر نشان میدهد که عبور کشتیها از تنگه هرمز در روز پنجشنبه در مقایسه با روز قبل کاهش یافته است و تنها هفت کشتی باری، شامل چهار کشتی ورودی و سه کشتی خروجی، از این گذرگاه راهبردی عبور کردند. گزارشها حاکی است که هیچیک از این شناورها نفتکش یا حامل گاز طبیعی مایع نبودند، هرچند یک کشتی بسیار بزرگ حامل پروپان و بوتان از مسیر ایران از تنگه خارج شد. این در حالی است که آکسیوس به نقل از دو مقام امریکایی مدعی شد: «ارتش امریکا بهطور محرمانه یک کریدور کشتیرانی برای ورود و خروج کشتیها از تنگه هرمز ایجاد کرده تا روزانه میلیونها بشکه نفت از این مسیر عبور کند. نیروی هوایی امریکا نیز جنگندههایی را برای مقابله با موشکها و پهپادهای ایرانی روی این کریدور در اختیار دارد. حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز، تقریباً نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ، از تنگه خارج میشود.» فاکسنیوز نیز مدعی شد: «ایران کمکم متوجه میشود که رئیسجمهور ترامپ و ارتش امریکا در خارج کردن مخفیانه نفت از تنگه هرمز تا سقف ۱۰ میلیون بشکه موفق هستند. بعضی شبها به ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه میرسد.» شرکت ملی نفت عربستان سعودی (آرامکو) حداقل ۴ میلیون بشکه نفت خام را با شرایط تحویل و بارگیری در خارج از تنگه هرمز به خریداران چینی فروخته است. آرامکو برای انتقال نفت به خارج از خلیج فارس، از خط لوله استراتژیک «شرق به غرب» استفاده میکند تا محمولهها را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ برساند. همچنین بهرهگیری از پایانههای ذخیرهسازی منطقه مانند بندر فجیره در امارات در دستور کار قرار دارد.
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!
وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمیشود و گوینده ناگزیر خطبهای بیثمر میخواند و استدلالی به میان نمیآورد. فلذا کل سخن یا بیهوده بهنظر میرسد یا فقط یک مخالفخوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!
خاتمی میگوید: «بعضیها میگویند ما حیاتمان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! میگویند اول پدر امریکا را در اینجا درمیآوریم بعد میرویم در قلب امریکا با او میجنگیم. آخر با کدام واقعیتها».
اکنون هم رئیس تیم مذاکرهکننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام میگویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار میرود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقلقول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما میتوانیم بگوییم «پاسخدادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانهکردن آن نیت دیگری دارد.
پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه میکنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهمنامه نقض نشود. البته از طرف هیچیک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یکطرف آشکارتر و بزرگتر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».
بسیار گفتهاند که اصلاحطلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» میگذارند. میتوان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهمنامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش میدهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرفها را میزند که همین جملهی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفتوگوی تمدنها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقضنکردن تفاهمنامه سفارش کند.
این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی میگویند تمامی بندها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز اینکه امریکاییها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاحطلب که آشکارا میگویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را میخواهد ولی با کلیگویی و احتیاط. او آنقدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که میگوید «مردم میخواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک میکند ولی نتیجه یکی است.
وقتی اصلیترین بخش سخن ضعیفترین استدلال باشد، دیگر باقی بخشها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهمنامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمیتواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم بهکار نمیبرید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیفترین حلقهاش قویتر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشتههای آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از دادههایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطالپذیر باشد. تکیه بر پیشفرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه میبرد. سخن باید شبکهای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعاهای منفرد و آسیبپذیر.
خاتمی میگوید «من هم احساساتم جریحهدار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون میبارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه میکند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی میکند، میتوان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمانتان خونبار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاحطلبان و پیروان شما ارتباط رسانهای دارم. نمیگویم شما دروغ میگویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینهی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعلهور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح میگویید بیتوجه به شهادت رهبری نیستید.
صلح شرافتمندانه دو سوی شریف میخواهد. سی سال است اصلاحطلبان میگویند «دشمن، دشمن»کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح میخواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه میگویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در اینسو شک دارید؟!

معاون وزیر دفاع: دشمن نتوانست حتی یک شهر موشکی ایران را شناسایی کند.

برگزاری نشست هماهنگی ناتو برای امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز

اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!

فوتبال زیر و رو میشود: جام جهانی 96 تیمی و خاص!

پایداری شبکه برق و آب در کنکور ۱۴۰۵ با همراهی مردم محقق شد/ تلاش شبانهروزی کارکنان وزارت نیرو برای استمرار جریان در شبکه

