قیمت طلا امروز




 سایت صفحه اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۴/۲۷

کدام فیلم پرمخاطب‌ترین این هفته شد؟

جزئیات فروش ۳۱ میلیارد تومانی سینماها در هفته‌ای که گذشت و پرمخاطب‌ترین فیلم اعلام شد.
 کدام فیلم پرمخاطب‌ترین این هفته شد؟



۵ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

«لباس شخصی» و بازخوانی یک پرونده خاموش

جوان آنلاین: سینمای سیاسی ایران همواره در مواجهه با تاریخ معاصر، مسیری دشوار و پرچالش را پیموده است، مسیری میان روایت هنری، مسئولیت تاریخی و حساسیت‌های سیاسی. «لباس شخصی» نخستین ساخته امیرعباس ربیعی، از جمله آثاری است که با ورود به یکی از پرونده‌های مهم سیاسی دهه شصت، می‌کوشد بخشی از حافظه تاریخی کشور را در قالب یک درام سینمایی بازخوانی کند. فیلمی که پس از هفت سال انتظار به پرده رسید و ثابت کرد برخی روایت‌ها، حتی اگر دیر دیده شوند، همچنان قدرت تأثیرگذاری دارند. 

نزدیک شدن به دوره‌های حساس تاریخ معاصر 

سینمای ایران برای زنده نگه داشتن حافظه تاریخی خود، بیش از هر چیز به فیلم‌هایی نیاز دارد که جرئت نزدیک شدن به نقاط حساس تاریخ معاصر را داشته باشند. «لباس شخصی» از همین منظر فیلم مهمی است. اثری که به یکی از مقاطع پرالتهاب سال ۱۳۶۱ و ماجرای برخورد با حزب توده می‌پردازد و تلاش می‌کند بخشی از پیچیدگی‌های سیاسی و امنیتی آن دوران را در قالب یک روایت سینمایی بازآفرینی کند. 

جایگاه سینمای سیاسی در ایران را باید فراتر از یک گونه محدود سینمایی دید؛ این سینما بخشی از حافظه تاریخی جامعه است و می‌تواند به سراغ بزنگاه‌هایی برود که شناخت آنها برای فهم امروز ضروری است. سینمای سیاسی زمانی ماندگار می‌شود که از سطح شعار عبور کند و به جای ارائه پاسخ‌های آماده، مخاطب را با موقعیت‌های پیچیده، انتخاب‌های دشوار و تضاد‌های انسانی روبه‌رو سازد. تجربه نشان داده است هرگاه این نوع سینما به زبان هنر وفادار مانده، توانسته آثاری اثرگذار خلق کند و هرگاه به بیانیه‌ای تصویری تقلیل یافته، بخش مهمی از قدرت هنری و اقناعی خود را از دست داده است. 

اگر بخواهیم «لباس شخصی» را در منظومه سینمای سیاسی ایران ارزیابی کنیم، باید آن را فراتر از بسیاری از آثاری دانست که در سال‌های اخیر با عنوان «سینمای استراتژیک» معرفی شده‌اند. استراتژیک بودن یک فیلم، فقط به انتخاب یک موضوع امنیتی یا تاریخی محدود نمی‌شود، بلکه در کیفیت روایت، قدرت اقناع، خلق موقعیت‌های پیچیده و توانایی تبدیل یک پرونده سیاسی به یک درام سینمایی معنا پیدا می‌کند. «لباس شخصی» دقیقاً در همین نقطه از بسیاری از آثار مشابه پیشی می‌گیرد. فیلم نه در دام شعار می‌افتد و نه مخاطب را با انبوهی از اطلاعات تاریخی تنها می‌گذارد، بلکه با اتکا به فیلمنامه‌ای منسجم، فضاسازی دقیق و کارگردانی حساب‌شده، روایتی خلق می‌کند که هم جذابیت دراماتیک دارد و هم مخاطب را به تأمل درباره یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران دعوت می‌کند. 

انتخاب سوژه‌ای جذاب 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «لباس شخصی»، انتخاب موضوع آن است. سینمای سیاسی در ایران معمولاً با دشواری‌های فراوانی همراه بوده است، زیرا فیلمساز باید هم به حساسیت موضوع توجه کند و هم استقلال سینمایی اثر را حفظ کند. ربیعی در این فیلم نشان می‌دهد که می‌توان به سراغ یک موضوع سیاسی رفت، اما از دام شعارزدگی فاصله گرفت. فیلم به جای آنکه فقط موضع اعلام کند، موقعیت می‌سازد و مخاطب را وارد فضایی می‌کند که در آن کشف حقیقت، محور اصلی روایت است. 

امیرعباس ربیعی نشان می‌دهد که شناخت دقیقی از زبان سینما و مختصات درام سیاسی دارد. او به‌خوبی می‌داند که در چنین آثاری، تعلیق بیش از آنکه محصول تعقیب و گریز یا حادثه‌پردازی باشد، از دل اطلاعات، روابط و تصمیم‌های شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. ربیعی با پرهیز از هیجان‌های کاذب و اغراق‌های فرمی، روایت را آرام، اما پیوسته پیش می‌برد و اجازه می‌دهد مخاطب به تدریج وارد لایه‌های پنهان داستان شود. این میزان از تسلط بر ریتم، برای فیلمسازی که نخستین فیلم بلند خود را ساخته، اتفاقی معمولی نیست و از آینده‌ای امیدوارکننده در سینمای ایران خبر می‌دهد. 

از مهم‌ترین سرمایه‌های «لباس شخصی»، کیفیت بالای وجوه فنی آن است. طراحی صحنه، طراحی لباس و گریم، سهمی تعیین‌کننده در باورپذیری جهان فیلم دارند. بازسازی فضای سال‌های ابتدایی دهه شصت، از ساختمان‌ها و دکور‌ها گرفته تا پوشش شخصیت‌ها، خودرو‌ها و جزئیات صحنه، با دقت و وسواسی مثال‌زدنی انجام شده است. این عناصر برای نوستالژی یا بازسازی ظاهری تاریخ به کار نرفته‌اند و در خدمت روایت قرار گرفته‌اند و به مخاطب کمک می‌کنند بدون احساس تصنع، وارد جهان فیلم شود. 

فیلمبرداری و قاب‌بندی‌های «لباس شخصی» نیز هماهنگ با فضای امنیتی و پرتنش فیلم طراحی شده‌اند. دوربین کمتر به خودنمایی تمایل دارد و بیشتر در خدمت روایت است. رنگ‌بندی کنترل‌شده، نورپردازی حساب‌شده و پرهیز از جلوه‌گری‌های بی‌دلیل، سبب شده است تا مخاطب به جای آنکه مجذوب تکنیک شود، درگیر داستان و شخصیت‌ها باقی بماند. این همان ویژگی‌ای است که فیلم را از بسیاری آثار متأخر این حوزه متمایز می‌کند؛ آثاری که گاه تکنیک را جایگزین روایت کرده‌اند. 

فاصله گرفتن از کلیشه‌ها 

بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط قوت فیلم هستند. بازی‌ها عموماً کنترل‌شده، درونی و متناسب با جهان اثر است. شخصیت‌های «لباس شخصی» کمتر احساسات خود را آشکار می‌کنند و بخش مهمی از تنش درام، از رفتار‌های ظریف آنان شکل می‌گیرد. این انتخاب هوشمندانه، با فضای امنیتی داستان تناسب دارد و باعث شده شخصیت‌ها از تیپ‌های کلیشه‌ای فاصله بگیرند و به انسان‌هایی باورپذیر تبدیل شوند. 

البته «لباس شخصی» نیز مانند هر اثر سینمایی، خالی از کاستی نیست. برخی شخصیت‌های فرعی می‌توانستند پرداخت عمیق‌تری داشته باشند و در چند مقطع، ریتم فیلم ظرفیت فشرده‌تر شدن را دارد. با این حال، این نقد‌ها در برابر انسجام کلی اثر، تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر کیفیت نهایی فیلم نمی‌گذارند. مهم آن است که ربیعی در نخستین تجربه خود، موفق شده اثری صاحب‌هویت و قابل دفاع خلق کند. فیلمی که هم استاندارد‌های فنی قابل قبولی دارد و هم از منظر روایت، جهان‌بینی و انتخاب سوژه، حرفی تازه برای گفتن دارد. 

در دورانی که بسیاری از فیلم‌های موسوم به سیاسی، یا در سطح بازسازی وقایع تاریخی متوقف می‌شوند یا به دام شعار و قضاوت‌های شتاب‌زده می‌افتند، «لباس شخصی» مسیری متفاوت را انتخاب کرده است. می‌توان این فیلم را یکی از مهم‌ترین تجربه‌های سینمای سیاسی در یک دهه گذشته نیز دانست. اثری که نشان می‌دهد پرداختن به تاریخ معاصر، اگر با پژوهش، شناخت سینما و جسارت در روایت همراه باشد، می‌تواند به خلق فیلمی بینجامد که هم ارزش هنری داشته باشد، هم حافظه تاریخی یک ملت را تقویت کند و هم افق تازه‌ای پیش روی سینمای سیاسی ایران بگشاید.


۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

شروع رویایی شهاب زاهدی در مالزی

به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو؛ فصل جدید فوتبال مالزی با قهرمانی جوهور دارالتعظیم در سوپرجام آغاز شد؛ تیمی که عصر امروز با درخشش و گلزنی شهاب زاهدی در دیدار مقابل کوچینگ سیتی با نتیجه ۳ بر صفر به برتری رسید و نخستین جام فصل را از آن خود کرد.

در این مسابقه، جوهور از همان ابتدا کنترل بازی را در اختیار داشت و در دقیقه ۱۱ با گل مارکوس گیلرمه پیش افتاد. برتری یک‌گله این تیم تا پایان نیمه نخست حفظ شد و در نیمه دوم نیز فشار شاگردان جوهور ادامه پیدا کرد. آریبا اوز در دقیقه ۵۵ گل دوم را به ثمر رساند تا تیم میزبان با حاشیه امنیت بیشتری به کار ادامه دهد که ورود شهاب زاهدی به زمین و نمایش فوق‌العاده او برتری‌شان را قطعی کرد.

شهاب زاهدی که در نخستین بازی رسمی خود برای جوهور دارالتعظیم از روی نیمکت کار را آغاز کرده بود، در ادامه مسابقه فرصت حضور در زمین را به دست آورد و در دقایق پایانی، نقش مهمی در تکمیل برد تیمش ایفا کرد.

ستاره ایرانی در دقیقه ۸۶ روی یک فرار سریع از میانه زمین صاحب موقعیت شد و در شرایط تک‌به‌تک با دروازه‌بان کوچینگ سیتی قرار گرفت که ضربه نخست زاهدی با واکنش تماشایی گلر حریف دفع شد، اما شهاب در ادامه صحنه به‌خوبی خودش را به توپ برگشتی رساند و با یک ضربه پای چپ دقیق و قدرتمند، گل سوم جوهور را به ثمر رساند.

این گل، نخستین گل رسمی شهاب زاهدی با پیراهن جوهور دارالتعظیم بود؛ گلی که در اولین حضور رسمی او برای این تیم و در مسیر کسب نخستین جامش در فوتبال مالزی به ثمر رسید.


۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

استقلال؛ دو برد، دو چهره و یک سؤال بزرگ

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را بهتر از چیزی شروع کرده که حتی خوش‌بین‌ترین هوادارش انتظار داشت: دو بازی، دو برد، پنج گل زده و بدون گل خورده. اما اگر فقط به جدول نگاه کنیم، بخشی از داستان را از دست داده‌ایم. این استقلال در دو هفته نخست، دو نسخه کاملاً متفاوت از خودش نشان داده است؛ نسخه‌ای که در بازی اول پرانرژی و تهاجمی بود و نسخه‌ای که در بازی دوم بیشتر به کنترل، صبر و مدیریت لحظه‌ها تکیه کرد.

شاید مهم‌تر از هر دو پیروزی این باشد که استقلال هنوز در حال پیدا کردن پاسخ یک سؤال است: آیا این تیم قرار است با فوتبال مالکانه و تهاجمی‌اش حریفان را بشکند، یا با کنترل بازی و استفاده از کیفیت بازیکنانش؟

در بازی اول مقابل مس شهر بابک، پاسخ تقریباً روشن بود. استقلال با سیستم ۳-۴-۳ وارد زمین شد و از همان ابتدا تلاش کرد بازی را در زمین حریف نگه دارد. آمار هم این برتری را تأیید می‌کند: ۱۴ شوت مقابل ۶ شوت مس و ۲.۷۱ امید گل در برابر ۰.۳۹. مالکیت ۵۲.۱ درصدی هم نشان می‌دهد استقلال برای برتری به شکل افراطی توپ را در اختیار نگرفت؛ بلکه در لحظات مهم، بهتر از حریف از آن استفاده کرد.

با این حال، یک نکته در این بازی وجود داشت که نباید زیر جشنواره چهارگله گم شود: استقلال برای شکستن دفاع مس، تا اواخر نیمه اول صبر کرد. دو گل نخست سحرخیزان هم در شرایطی به دست آمد که اشتباهات خط دفاع و دروازه‌بان مس نقش مهمی داشتند. بنابراین عدد ۴-۰ الزاماً به معنای یک نمایش کاملاً بی‌نقص هجومی نبود اما نمی شود تنوع تاکتیکی تیم بختیاری زاده را انکار کرد.

قلی‌زاده از همان بازی اول نشان داد قرار نیست صرفاً یک بازیکن کناری باشد. او روی گل نخست پاس گل داد و خودش هم در ادامه گل زد. رزاقی‌نیا نیز در میانه زمین فعال بود و آسانی در سمت دیگر زمین دائماً برای ایجاد برتری عددی و حمل توپ تلاش می‌کرد. استقلال برای باز کردن بازی فقط به یک مهاجم یا یک جناح وابسته نبود.

حتی گل‌های پایانی نیز یک پیام داشتند: استقلال روی نیمکت بازیکنانی داشت که می‌توانستند شدت بازی را حفظ کنند. اسلامی  در دقایق پایانی گل زد و این یعنی فاصله ترکیب اصلی با نیمکت، دست‌کم در این مسابقه، آن‌قدر زیاد نبود.

اما هفته دوم همه‌چیز را سخت‌تر کرد.

نساجی در قائمشهر قرار نبود همان فضای مس شهر بابک را در اختیار استقلال بگذارد. بازی فشرده‌تر شد و استقلال مجبور شد مدت بیشتری برای پیدا کردن شکاف در دفاع حریف صبر کند. نیمه اول بدون گل تمام شد و حتی در نیمه دوم هم موقعیت‌ها به اندازه‌ای نبودند که استقلال بتواند با خیال راحت از حریف فاصله بگیرد.

اینجاست که شاید مهم‌ترین ویژگی استقلال فعلی خودش را نشان می‌دهد: این تیم برای بردن فقط به یک شکل بازی نمی‌کند.

استقلال مقابل نساجی ۶۱.۹ درصد مالکیت داشت، ۵۴۲ پاس با دقت ۸۵.۱ درصد ثبت کرد و ۱۹ بار به سمت دروازه شوت زد که هشت مورد در چارچوب بود. نساجی تنها ۷ شوت داشت. 

بنابراین اگر کسی بازی را فقط از روی نتیجه ۱-۰ قضاوت کند، ممکن است تصور کند استقلال به سختی جان سالم به در برده است. آمار اما تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. استقلال تیم برتر زمین بود، فقط نتوانست این برتری را زودتر به گل تبدیل کند.

گل محمدرضا آزادی در دقیقه ۸۲ از همین جنس بود؛ استقلال بالاخره توانست فشار و مالکیتش را به یک موقعیت تعیین‌کننده تبدیل کند و مهاجمی که تنها حدود دو دقیقه از ورودش به زمین گذشته بود، قفل بازی را شکست. این دقیقاً همان چیزی است که یک تیم مدعی به آن احتیاج دارد: بازیکنی که از روی نیمکت وارد شود و نتیجه بازی را تغییر دهد.

حتی انتخاب‌های بختیاری‌زاده در این بازی قابل توجه بود. او در نیمه دوم کوشکی را بیرون کشید و اسلامی را وارد زمین کرد و سپس آزادی را برای سحرخیزان فرستاد. این تعویض آخر در نهایت نتیجه داد. استقلال شاید بهترین فوتبالش را بازی نکرد، اما توانست مسابقه را مدیریت کند و در نهایت برنده شود.

در برابر مس، استقلال بیشتر شبیه تیمی بود که می‌خواست بازی را ببرد؛ برابر نساجی، شبیه تیمی بود که می‌دانست چگونه بازی را نبازد تا فرصت بردن برسد.

این تفاوت برای یک تیم مدعی مهم است. در طول فصل قرار نیست استقلال همیشه بتواند در نیمه اول دو گل بزند. قرار نیست همه حریفان فضا بدهند. قرار نیست هر مسابقه به بازی باز تبدیل شود. تیمی که قرار است تا پایان فصل برای قهرمانی بجنگد، باید بلد باشد هم بازی پرگل انجام دهد و هم در یک عصر سخت شمال، با یک گل سه امتیاز بگیرد.

استقلال در هر دو مسابقه از ساختار سه دفاعه استفاده کرده و در فاز مالکیت تلاش کرده با حضور بازیکنان کناری عرض زمین را حفظ کند. این ساختار مقابل تیم‌هایی که عقب می‌نشینند می‌تواند به ایجاد فشار کمک کند، اما در بازی‌های بزرگ‌تر، فضای پشت وینگ‌بک‌ها و کیفیت انتقال دفاع به حمله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. هنوز نمی‌دانیم این تیم مقابل حریفی که خودش پرس می‌کند و اجازه نمی‌دهد استقلال به‌آرامی توپ را از عقب زمین خارج کند، چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرف دیگر، دو کلین‌شیت پیاپی اتفاق کم‌اهمیتی نیست. استقلال با فرعباسی درون دروازه و خط سه‌نفره فلاح، آقاسی و آشورماتوف، فعلاً ساختار دفاعی قابل اعتمادی ساخته است. حتی وقتی نساجی در نیمه دوم تلاش کرد از کناره‌ها به محوطه استقلال برسد، آبی‌ها اجازه ندادند موقعیت‌های باکیفیت زیادی شکل بگیرد. شاید بهترین توصیف از استقلال بعد از دو هفته این نباشد که «تیم فوق‌العاده‌ای است» یا «هنوز محک نخورده».

یک مهاجم جوان که گل می‌زند، یک وینگر جوان که هم پاس گل می‌دهد و هم گل می‌زند، هافبکی مثل رزاقی‌نیا که در ساختار تیم نقش دارد، بازیکنانی روی نیمکت که می‌توانند نتیجه را عوض کنند و مهم‌تر از همه، تیمی که حتی وقتی بازی مطابق برنامه پیش نمی‌رود، امتیاز از دست نمی‌دهد.

دو هفته اول البته هیچ جامی نمی‌دهند. مس شهر بابک و نساجی هنوز آزمون‌هایی در اندازه رقابت قهرمانی نبوده‌اند. اما این دو بازی یک چیز را روشن کرده‌اند: استقلال این فصل قرار نیست فقط با کیفیت فردی بازیکنانش زنده بماند. این تیم فعلاً ساختار دارد، صبر دارد و راه‌های مختلفی برای بردن پیدا می‌کند.

حالا سؤال اصلی برای هفته‌های بعدی این است که وقتی استقلال با اولین رقیب بزرگش روبه‌رو شود، آیا همین کنترل و انعطاف را حفظ خواهد کرد یا نه. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد
۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های د...

 سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

k: خروج | ورود | حقیقی | سردمداران

 محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس

آرمان امروز : هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است. هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم [ ]

 انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم
۲ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم

گزارش‌ها از لیبی از وقوع انفجارهای شدید در یک انبار مهمات خبرمی دهند.

 مصداق شکست بازار
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.

 افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران گفت: راه‌حل پایدار چالش ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست، بلکه باید از مسیر اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره‌وری، سرمایه‌گذاری در بخش تقاضا و مشارکت همه ذی‌نفعان در تصمیم‌سازی محقق شود.