
زن غایب در میان زنان حاضر

حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟
به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ حکم چهار سال حبس برای هیوا سیفیزاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» با انتقادهایی همراه شده است؛ او میگوید تنها چند بیت از اشعار سعدی را به سبک آواز ایرانی اجرا کرده و حالا پرسش اصلی این است که چگونه چنین اجرایی میتواند مصداق این اتهام باشد. در ادامه، برشی از یادداشت جعفر محمدی را میخوانید:
آن طور که "هیوا سیفی زاده" میگوید این خواننده آواز ایرانی به چهار سال حبس محکوم شده است. او در ۹ اسفند ۱۴۰۳ در عمارت "روبهرو" دقایقی آواز خواند و به همین دلیل بازداشت شد، به دادگاه رفت و حالا خبر رسیده که دادگاه بدوی برایش چهار سال زندان در نظر گرفته است! به چه جرمی؟ خودش میگوید به جرم" تشویق به فسا و فحشا"!
در این باره نکات زیر قابل توجه است:
۱ - اساساً خوانندگی زنان، حتی در حضور مردان، در نظر بسیاری از فقها از جمله رهبر شهید - آیت الله سیدعلی خامنهای - اشکال شرعی ندارد و حلال است.
فتوای رهبر شهید در این باره را بخوانید:
اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.
آیت الله سیستانی که از بزرگترین مراجع تاریخ شیعهاند نیز در این باره چنین فتوا دادهاند:
آواز خواندن زن حرام نیست؛ مگر اینکه مشتمل بر ترقیق و تحسین که عادت مهیج شهوت شنونده باشد. در این صورت بر مردان هم حرام است و منظور از آن سخن باطلی است که با آوازی خوانده میشود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد.
آیت الله تبریزى و آیت الله نورى همدانی نیز چنین گفتهاند:
گوش دادن به آواز زن اگر غنا نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده اى بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.
همان طور که میبینید، حرام بودن خوانندگی منوط به غنایی بودن آن و مفسده برانگیز و شهوانی بودنش است و این، البته منحصر به صدای زنان نیست و در مورد خوانندگی مردان هم صادق است و شگفتا که برغم مباح بودن خوانندگی زنان، سال هاست که هم زنان هنرمند و هم جامعه هنر دوست ایرانی از هنر خوانندگی حلال زنان محروم ماندهاند!
درباره پرونده هیوا سیفی زاده هم تا به این جای کار باید گفت که او، کار خلاف شرع مرتکب نشده است چرا که چند بیت از سعدی را به سبک آواز سنتی ایرانی خوانده است که نه محتوا و نه سبک و سیاق اجرا، مفسده برانگیز و شهوانی نبوده است و او میتواند به فتوای فقهای فوق الذکر استناد کند.
به علاوه، خوانندگی او حتی خلاف قانون هم نبوده است، زیرا قانون، ارتکاب خلاف شرع را جرم انگاری کرده است و حالا که اساساً چیزی خلاف دین رخ نداده، جرمی هم شکل نگرفته است.
۲ - طبق اظهارات این خانم خواننده، جرمی که به او نسبت دادهاند این است که با خوانندگی اش، مردم را به فساد و فحشا تشویق کرده است.
اگر واقعاً چنین باشد، صادر کننده حکم یا نمیداند خوانندگی چیست، یا معنای فساد و فحشا را نمیفهمد و یا معنای تشویق را نمیداند و یا همه این ها!
اشعار سعدی مدام در این کشور چاپ و منتشر میشوند و در همین جمهوری اسلامی، اول اردیبهشت هر سال را به "روز سعدی" نام گذاری کردهاند؛ اگر خواندن اشعار او تشویق به فساد باشد، چه چیزی تشویق به فساد و فحشا نیست؟!
انشاء کننده حکمی که ابعادی چنین اجتماعی دارد، باید به جامعه توضیح دهد که شعر سعدی، چه با خوانندگی زنان و چه با صدای مردان، اساساً چطور میتواند مردم را به فساد و فحشا تشویق کند؟ و در پرونده حاضر، قاضی چگونه احراز کرده است که خواننده با خواندن این چند بیت، مشوق فساد و فحشا بوده است؟
در فرهنگهای لغت، فساد به معنای "تباه شدن، متلاشی شدن، از بین رفتن، فتنه، آشوب، لهو و لعب و ... " آمده و در معنای فحشا نیز نوشتهاند: "زنا، لواط، فسق و فجور، روسپیگری، هرزگی و ... "؛ حال این سوال مطرح است که خواندن چند بیت از سعدی توسط یک خانم آن هم در سبک آواز ایرانی، چگونه میتواند انسانها را به فتنه و لهو و لعب و زنا و لواط و روسپیگری و امثال اینها تشویق کند؟!
راستی آن کسانی که بعد از شنیدن صدای این خانم و اشعار سعدی، به کارهای زشت و شنیع فوق تشویق شدهاند کجا هستند؟! نمیشود که چیزی را به جامعه نسبت دهند و بر اساس آن رأی صادر کنند ولی آن چیز مصداق خارجی نداشته باشد.
آیا از نظر قاضی صادر کننده رأی، جامعه ایران به حد سست عنصر و مبتذل است که با خواندن اشعار سعدی توسط یک خانم، ترغیب به فساد و فحشا شود؟ این توهین به مردم نیست؟
در میان حقوقدانها این جمله بسیار معروف است که واژههای حقوقی را باید مانند الماس وزن کرد و با ظرافت به کار برد ولی گاه میبینیم که نه مانند الماس که به مثابه چیزی مانند زغال با آنها رفتار میشود!
بد نیست بدانید اگر این شخص به جای خوانندگی اشعار سعدی، قمارخانه دایر میکرد، با چاقو یا اسلحه قلدری و تهدید به اخاذی میکرد، زن شوهردار را عالماً به عقد کس دیگری در میآورد، جعل سند میکرد، مرتکب سقط جنین زنی دیگر میشد و نظایر این ها، طبق قانون به نصف این چهار سال زندان و حتی کمتر از آن محکوم میشد.
طبق قانون مجازات اسلامی، جرائم زیر بین دو تا پنج سال حبس دارند که چهار سال حبس این خواننده در همین محدوده است: دادن اسلحه به زندانی برای فرار، تبانی دو یا چند نفر برای اقدام ضد امنیت ملی اگر مصداق محاربه نباشد، ضرب و جرح عمدی افراد به طوری که موجب نقص عضو یا از کار افتادن دائمی یکی از اعضای بدن یا بیماری دائمی یا زوال عقل قربانی شود، آتش زدن عمدی هواپیما، کشتی، خانه، جنگل و مزرعه، غارت اموال از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه و جرائم دیگر.
حال انصاف دهید یک کار هنری که حرمت شرعی هم ندارد، شایسته تشویق و حمایت است یا مستوجب مجازاتی سختتر از جرائمی که فقط بخشی از آنها را خواندید.
۳ - آرای قضات باید به حدی مستحکم و مستند باشد که هر کدام از آنها یک واحد درسی حقوقی باشند. مع الاسف، برخی قضات آرایی صادر میکنند که نه تنها از نظر حقوقی قابل خدشهاند که آثار ناگوار اجتماعی و سیاسی هم دارند. همین پرونده هیوا سیفی زاده را بنگرید! اگر قضیه همین باشد که خودش گفته و به صرف خوانندگی متهم شده به تشویق به فساد و فحشا و محکوم شده به چهار سال حبس، آیا قاضی صادر کننده، مردم، کشور و نظام سیاسی را با یک جنجال بیهوده و هزینه زا مواجه نکرده است؟
به راستی، این که در داخل و خارج بگویند دادگاه ایران میخواهد یک زن را به جرم (!) خوانندگی چهار سال به زندان بیندازد، برای جمهوری اسلامی، هزینه زا و حیثیت زدا نیست؟
به نظر میرسد برخی قضات، نه در جامعهای واقعی که در خلأ مطلق و خیالی رأی میدهند و حتی به دستور و توصیه رئیس شان نیز وقعی نمینهند. چندی پیش حجه الاسلام محسنی اژهای درباره این قضات و آرای آنها گفته بود: "بعضاً اقدامات و آرای قضات علاوه بر جنبههای حقوقی و قضائی، جنبههای اجتماعی نیز پیدا میکنند؛ ولو آنکه ما نخواهیم و اراده ما نباشد، اما جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی از این اقدامات و آرای ما، هر کدام بهرهبرداریهای خود را میکنند؛ لذا خطاب به کلیه مراجع قضائی به ویژه دیوان عالی، دیوان عدالت اداری، رؤسای دادگستریها و دادستانها در سراسر کشور تاکید میکنم که نسبت به آن دسته از آراء و تصمیماتی که جنبههایی غیر از ابعاد حقوقی و قضائی پیدا میکنند و حتی در ابعاد حقوقی و قضائی، آثار بیرونی و بینالمللی بر آنها مترتب میشود، نهایت دقت و توجه را داشته باشند و تصمیمات و آرای خود را مُنضَم به پیوست رسانهای کنند و پیش از صدور آنها، هماهنگیهای لازم را با مرکز رسانه قوه قضائیه به عمل آورند. باید توجه کنید که ممکن است پس از صدور یک قرار یا حکم یا ابلاغ، نتوان پیوست رسانهای مناسبی در قبال آنها تدوین کرد؛ لذا در قبال مسائل و موضوعات قابل پیشبینی، قبل از اقدام، با هماهنگی مرکز رسانه، برای جلوگیری از وقوع آسیب و تبعات، پیوست رسانهای مناسب را تدوین کنید. "
واقعیت این است که این گونه آرا، علاوه بر تبعاتی که رئیس قوه به درستی به آنها اشاره کرده، حیثیت دستگاه قضا و اعتبار قضاتی که آرای متقن و عادلانه صادر میکنند را نیز خدشه دار میکند و لازم است دستگاه قضایی، فراتر از تاکید و توصیه رئیس اش، در این باره چاره اندیشی کند و ساز و کار عملیاتی داشته باشد.
۴ - از همه مهمتر این که به نظر میرسد در این پرونده - بر اساس آنچه محکوم گفته و تا کنون تکذیب نشده - رأی عادلانهای صادر نشده است. اگر به جای یک خانم خواننده، یک سیاستمدار به حبس محکوم میشد، الان در همه رسانهها له یا علیه او سخن میگفتند چرا که منافع سیاسی و حزبی چنین ایجاب میکرد.
این خلاف مروت است که رسانه به چهرههای معروف سیاسی بپردازد و از کنار شهروندان عادی که به احتمالاً به آنها ظلم شده، با بی اعتنایی بگذرد. از این رو، چند سطر فوق نوشته شد تا اولاً به بهانه پرونده حاضر، موضوع حقوق هنرمندان زن ایرانی که در عرصه هنر آواز فعالیت میکنند، مطرح شود، ثانیاً لزوم تدوین ساز و کار مناسب در قوه قضائیه برای رسیدگی به پروندههایی با ابعاد اجتماعی و سیاسی یادآور شود و در نهایت و مهمتر از همه، از ظلمی پیشگیری شود که ممکن است به اسم عدالت روا شود.
«هزار و یک شب»؛ جاهطلبی پرزرقوبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستارهها
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، با بازیگرانی چون پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی و دیگران، یکی از پرهزینهترین و پرستارهترین پروژههای نمایش خانگی ایران بود. انتظارات از آن بسیار بالا بود. ترکیبی از عناصر اساطیری هزار و یک شب با روایتی امروزی ،معمایی و فانتزی. اما این سریال نتوانست انتظارات را برآورده کند و به اثری پر از ضعفهای ساختاری، روایی و اجرایی تبدیل شد.
ضعفهای روایی و فیلمنامه: کندی، عدم انسجام و منطق ناپذیر
یکی از انتقادهای پررنگ کندی ریتم و روایت پراکنده است. بسیاری از مخاطبان شبکههای اجتماعی در نظرات مختلفی درباره سریال نوشتهاند، حتی قسمت های اولیه را با سرعت دو برابر تماشا کردند اما همچنان سریال حوصله سربری را تجربه کردهاند.سریال با تعدد شخصیتها و خردهروایتها شروع میشود که در ابتدا گیجکننده است و بعداً به کسالت تبدیل میشود. خردهداستانها اغلب رها میشوند یا بدون تأثیرگذاری پیش میروند، و تعلیق مورد انتظار از یک سریال معمایی-فانتزی شکل نمیگیرد.
یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس درباره این سریال نوشت: «اینهمه بازیگر درجه یک ولی سریال ضعیف... دیگه نمیبینم. همین ۵ قسمت کافیه .» دیگری هم اشاره کرد که «دو قسمت دیدم. چقدر بد بود... صحنه اضافه داشت که هرکدومشون قابل حذف بودن .»
منتقدان رسانهای نیز بر «عدم منطق روایی» تأکید دارند؛ چرا شخصیتهایی مثل سحر دولتشاهی ماجرا را به پلیس گزارش نمیدهند؟ چرا دسترسی آسان به اطلاعات حساس وجود دارد؟ این ایرادهای منطقی، تعلیق را نابود میکنند و مخاطب را از داستان جدا میکنند.
فیلمنامه کیایی تلاش میکند مرز بین واقعیت و افسانه را محو کند، اما این تلاش به «تصنع مکانیکی» منجر شده. روایت نه کاملاً فانتزی جذاب است و نه درام اجتماعی-معمایی منسجم. پایانبندی اپیزودها اغلب بدون قلاب قوی تمام میشود که برای فرمت نمایش خانگی (انتشار هفتگی) فاجعهبار است و باعث ریزش مخاطب میشود. حجم بالای خطوط داستانی بدون پرداخت کافی، سریال را به لوپ تکراری از اتفاقات تبدیل کرده که هیجان اولیه را از بین میبرد.
در مجموع، فیلمنامه فاقد انسجام است. اشارههای مستقیم به قصههای هزار و یک شب اغلب مصنوعی و مجبور به نظر میرسند و به جای غنیسازی، حس تقلید سطحی ایجاد میکنند. مخاطبان انتظار قصهگویی جذاب شهرزادوار داشتند، اما با روایتی پراکنده و فاقد عمق مواجه شدند.
شخصیتپردازی ضعیف و عدم ارتباط عاطفی
بازیگران ستاره جمع شدهاند، اما شخصیتها به درستی پرداخت نشدهاند. کاربران در شبکههای اجتماعی بارها به «شخصیتپردازیهای بد» اشاره کردند. شخصیتها یا بیش از حد ادایی و مصنوعی هستند یا فاقد عمق و انگیزه روشن. فلشبکها وجود دارند اما صرفاً ابزاری برای اپیزود جاریاند و به شناخت بلندمدت کمک نمیکنند.
یکی از نقدهای رایج: عدم توازن در بازیها و سطح شخصیتها. حتی با حضور بازیگران قدرتمندی مثل پرستویی و تهرانی، دیالوگها «مصنوعی و ادایی» هستند و ارتباط عاطفی ایجاد نمیکنند. مخاطب نمیتواند با کاراکترها همذاتپنداری کند چون انگیزهها مبهم یا کلیشهایاند. در نتیجه، سریال بیشتر بر فرم بصری تکیه کرده تا محتوای انسانی.
این ضعف در شبکههای اجتماعی پررنگ بود: «همه چیزش بد بود... شخصیتپردازیها بد بود. » سریال نتوانسته از پتانسیل ستارهها استفاده کند و بسیاری از نقشها سطحی ماندهاند.
مشکلات بصری، جلوههای ویژه و تولید
جلوههای ویژه یکی از ضعفهای برجسته است. سکانسهای گذشته و عناصر فانتزی «مصنوعی» به نظر میرسند. اغلب منتقدان به «تصاویر فراتر از قصه» اشاره دارند اما در عمل، فرم بر محتوا غلبه کرده بدون اینکه کیفیت بالایی داشته باشد.
تدوین و فیلمبرداری نیز مورد انتقاد است. کاتهای سریع و چرخشهای دوربین باعث گیجی میشود. یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دوربین کات میخوره و دور خودش میچرخه... از تدوین و فیلمبرداری بد خیلی ضربه خورده. » فضاسازی اساطیری تلاش شده اما ناپیوسته و ناتعادل است؛ گویی پروژه از ابتدا متعلق به جهان سازندگانش نبوده است و حتی شایعاتی وجود دارد که قرار بوده حسن فتحی این سریال را کارگردانی کند و در نهایت این پروژه نصیب مصطفی کیایی شده است. با در نظر گرفتن تولیدات پیشین کیایی این محتوا هیچ ارتباطی به جهان های داستانی خلق شده توسط او ندارند.
با وجود هزینه ساخت ، تولید مشترک و تلاش برای بینالمللی بودن، نتیجه «مصنوعی» و «پرریسک اما ناموفق» است. اکشنها ضعیف، شمشیرزنیها غیرطبیعی و عناصر فرهنگی مخلوط بدون هارمونیاند.
دیالوگها، موسیقی و جو کلی: ادایی و کسالتآور
دیالوگها بارها به عنوان «ادایی» و غیرطبیعی نقد شدهاند. این مسئله همراه با ریتم کند، جو را سنگین و خوابآور میکند. مخاطبان گزارش دادند که «به زور تا انتهای قسمت یک رو تونستم ببینم» یا «چقدر صحنه اضافه داشت.»
موسیقی و جو هم نتوانسته تعلیق ایجاد کند. سریال در سکون و سکوت سعی در درگیر کردن دارد اما شکست خورده. است و کامنت های مردمی بر «ناتعادلی کلی» تأکید دارند؛ پرستاره اما بدون موج اجتماعی مثبت.
مقایسه با انتظارات و آثار مشابه: جاهطلبی بدون اجرا
انتظار از «هزار و یک شب» اقتباسی خلاقانه یا روایتی مدرن از افسانهها بود، اما نتیجه تکرار فرمولهای ناموفق کیایی با جلوههای ضعیف است. برخلاف آثار موفق نمایش خانگی، تعادل بین فرم و محتوا برقرار نشده. منتقدانی مثل مسعود فراستی و دیگران نیز بر فاصله از انتظارات اولیه تأکید کردند.
این سریال نشاندهنده مشکل ساختاری در نمایش خانگی ایران است: تمرکز روی ستاره و بودجه بدون فیلمنامه قوی.
چرا سریال شکست خورد؟
«هزار و یک شب» جاهطلبی بزرگی داشت اما در اجرا ناکام ماند. ضعفهای عمده شامل روایت پراکنده و کند، شخصیتپردازی سطحی، جلوههای ویژه مصنوعی، دیالوگهای ادایی، مشکلات تدوین و عدم تعادل بین افسانه و واقعیت است. این عناصر باعث ریزش مخاطب و واکنشهای منفی گسترده در شبکههای اجتماعی شدند.
با وجود جسارت کیایی، سریال اسیر فرم شد و از قصه غافل ماند. برای آینده، نیاز به فیلمنامه منسجمتر، شخصیتپردازی عمیقتر و اجرای دقیقتر است. این اثر میتوانست میراثی از هزار و یک شب مدرن باشد، اما به اثری فراموششدنی تبدیل شد که بیش از آنکه قصه بگوید، در سکوت و تصنع غرق شد.
فضای «اعتراف میکنم» را از سریال نتفلیکس کپی کردیم اما قصهها جدید هستند/ تصمیمی برای ساخت فصلهای بعدی سریال نگرفتیم
رضا فتحاللهیپور تهیهکننده سریال «اعتراف میکنم» که این روزها از پلتفرم فیلمنت در حال پخش است، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، اظهار کرد: اولین آیتم جذاب سریال «اعتراف میکنم» برای من این بود که با ۶ کارگردان کار اولی و یک کریتور (طراح) همکاری کنم، همیشه دوست داشتم از کسانی که راهی برای ورود به سینما پیدا نمیکنند اما استعداد دارند حمایت کنم. قطعاً این کار با ریسکهایی همراه است اما من ریسکش را پذیرفتم و خوشبختانه آنچه که مدنظر داشتیم شکل گرفت و سریال «اعتراف میکنم» ساخته شد در حالیکه بسیاری از همکاران به من میگفتند که این کار را انجام نده چون ممکن است تجربه موفقی نباشد و منجر به شکست اثر شود.
فتحاللهیپور درباره الگو گرفتن از تولید سریالهای خارجی در ساخت «اعتراف میکنم» گفت: در ساخت این سریال ما از روند و پروسه ساخت سریالهای خارجی الگو گرفتیم، به هر حال این ریسک وجود دارد که شما با کارگردانهای مختلف یک سریال را بسازید و به لحاظ ساختار اثر انسجام نداشته باشد. در کشورهایی که صنعت سریالسازی با قدرت جریان دارد مطمئناً حمایت کمپانیها و سرمایهگذارها بسیار جدی است اما در کشور ما این شرایط وجود ندارد و من خودم ریسک شکست مالی را پذیرفتم و خوشحالم که این ریسک نتیجه داد و با اثر باکیفیت و جالب توجهی روبرو هستیم و سریال «اعتراف میکنم» ثابت میکند که اگر به جوانان مستعد اعتماد کنید قطعاً نتیجه خواهید گرفت و فقط باید به آنها مهلت دهیم.
وی افزود: البته جدا از کارگردانها که کار اولی بودند دیگر عوامل سریال افراد باتجربه و کارکشته هستند مثل آقای نجفی که مدیر فیلمبرداری اثر است یا نیما حسنی نسب که طراح این مجموعه به حساب میآید و دیگر عوامل همگی حرفهای هستند و حضور این افراد هم به انسجام لازم برای این سریال کمک کرد. برخی مواقع در ساخت یک سریال یا فیلم سینمایی از یک بازیگر باتجربه استفاده میشود و با خیال راحت از بازیگران شناختهنشده در کنار این فرد باتجربه استفاده میکنند چون او میتواند به خوبی دیگر افراد گروه بازیگران را مثل یک کاپیتان مدیریت کند اما اگر همه بازیگران افراد کمتجربه باشند کار بسیار سخت میشود.
این تهیهکننده درباره قصههایی که در سریال «اعتراف میکنم» روایت میشوند، گفت: تقریباً الگوهای اصلی ما سریال «Criminal» است که از نتفلیکس پخش شد. جالب است بگویم که این سریال هم در آرشیو فیلمنت وجود دارد و پس از پخش «اعتراف میکنم» بازدید آن افزایش پیدا کرده چون مخاطبان به سراغ این اثر میروند و این دو را با هم مقایسه میکنند. اگر آن سریال را دیده باشید دکور «اعتراف میکنم» هیچ فرقی با آن ندارد و ما قصد داشتیم که اگر قرار است کپی کنیم حتماً باید به اثر اصلی وفادار باشیم و دقیقاً دکورمان هم شبیه آن باشد. اگر قرار باشد شما فقط یک ایده را از یک مجموعه بگیرید موضوع فرق میکند اما ما کلیت قصه را از آن سریال گرفتیم و آن را ایرانیزه کردیم.
وی افزود: ۵ کشور این سریال را ساختهاند و قصههای آن را بومی منطقه خود کردهاند. برای ما هم جذاب بود که سراغ این اثر برویم و دقیقاً همان را بسازیم و به نظرمان آمد که در مدل ایرانی شده «Criminal» اگر نیروی انتظامی پیگیر پروندهها باشد منطقیتر است و به همین اثر نیروی انتظامی را انتخاب کردیم و خوشبختانه ناجی هنر هم همیشه با ما همکاری داشت و کمترین دخالتی در این سریال صورت نگرفت. در سریال «اعتراف میکنم» فضا و دکورها بازسازی شدهاند ولی قصهها فرق دارند و قصه و شخصیتها را برای بومی کردن اثر در نظر گرفتیم تا سریال بتواند مخاطب را با خود همراه کند.
فتحاللهیپور در ادامه تأکید کرد: در بسیاری از سریالهایی که از شبکههای خارجی پخش میشوند شاهد هستیم که نمرات قسمتهای مختلف این سریالها در سایتهایی مثل IMDB برخی مواقع ۷ یا ۸ است و برخی قسمتها هم نمرهشان به بالای ۹ میرسد که نگاه کارگردان و شکل کارگردانی او تفاوتها را نشان میدهد. در سریال «اعتراف میکنم» ما با کارگردانهای مختلفی کار کردیم که هر کدوم سلیقه، نگاه و ذوق فیلمسازی خودشان را دنبال کردند و این کمک کرد تا اثر از یکنواختی خارج شود. شاید اگر کل سریال با یک کارگردان ساخته میشد تنوع لازم را در «اعتراف میکنم» شاهد نبودیم.
این تهیهکننده درباره ادامه تولید سریال و ساخت فصلهای بعدی آن گفت: هنوز برنامهای برای ساخت فصل بعدی سریال نداریم اما اگر قرار بر ادامه باشد شاید تغییراتی اساسی در سریال ایجاد کنیم و کلاً آن را به شکلی دیگری بسازیم و احتمالاً کاراکترها و لوکیشن تغییر خواهد کرد.
وی در پایان درباره واقعی بودن فضایی که قصه در آن روایت میشود و ما به ازای واقعی آن فضا در واقعیت، گفت: جایی به نام «مرکز پروندههای راکد» وجود ندارد و ما این جا را خودمان خلق کردیم تا در قصه آزادی عمل بیشتری داشته باشیم و هر چه میگوییم به جایی یا کسی بر نخورد و برای سریال حاشیهسازی نشود. انتهای پیام/

فعالان تئاتر در بحران نگرانکنندهای هستند

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

محفل اربعین؛ به یاد قرآنیترین رهبر جهان اسلام

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

