
غریب آبادی: انتظار از اروپا این است که پیشران دیپلماسی باشد، نه دنبالهرو نیروی متجاوز

اکونومیست: از آنجا که آمریکا از قدرت تجاری خود برای ضربه زدن به دیگر کشورها استفاده میکند، متحدان آن نگران هستند که این کشور دسترسی آنها به فناوریهای حیاتی را قطع کند/ دولتهای خارجی تلاشهای مختلفی برای کاهش وابستگی به تأمینکنندگان آمریکایی این فناوریها و پرورش جایگزینهای داخلی انجام میدهند/ اروپا به طور ویژه به کانون این تلاشها تبدیل شده
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اکونومیست نوشت: «من هیچ چیز را از دست نمیدهم.» این را دیرک شرودر، وزیر دیجیتالیسازی ایالت شلسویگ-هولشتاین آلمان، میگوید. او در جریان یک تماس ویدئویی از طریق گفتگوی آزاد ، جایگزین آلمانی مایکروسافت تیمز، توضیح میدهد که طی دو سال گذشته حدود ۳۰ هزار نفر از کارکنان دولت این ایالت را از ابزارهای همکاری و بهرهوری شرکت آمریکایی مایکروسافت به سمت گزینههای متنباز منتقل کرده است. او اکنون روند انتقال کارکنان از ویندوز به لینوکس، یک سیستمعامل متنباز، را نیز آغاز کرده است.
این اقدام توجه مقامهای دولتی در دیگر مناطق را نیز به خود جلب کرده؛ مقامهایی که آنها هم مشتاق کاهش وابستگی به غولهای فناوری آمریکا هستند. شرودر میگوید: «هر هفته از ایالتها و شهرهای دیگر و همچنین دولتهایی در داخل و خارج از اروپا درباره این موضوع سؤال دریافت میکنیم.»
افزایش علاقه به نرمافزارهای متنباز نشاندهنده واقعیتی ژئوپلیتیکی جدید است. آمریکا مدتهاست از قدرت تجاری خود برای ضربه زدن به دشمنانش استفاده میکند؛ برای مثال با اعمال تحریم علیه ایران و روسیه. اما اکنون حتی متحدان آمریکا نیز نگراناند که این کشور بتواند دسترسی آنها به فناوریهای حیاتی را قطع کند—یا دستکم در جریان مذاکرات تجاری آنها را به چنین اقدامی تهدید کند.
دولتهای خارجی در حال بررسی این موضوع هستند که تا چه اندازه توانایی فعالیت آنها به تأمینکنندگان آمریکایی وابسته است. این نگرانیها در ماه مه گذشته تشدید شد؛ زمانی که کریم خان، دادستان وقت دیوان کیفری بینالمللی، پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در واکنش به صدور حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، علیه این دادگاه تحریمهایی اعمال کرد، دسترسی خود به حساب ایمیل مایکروسافت را از دست داد. مایکروسافت میگوید این شرکت خدمات خود را قطع نکرده بود.
ضربه دیگری نیز در ژوئن وارد شد؛ زمانی که ترامپ شرکت آنتروپیک، یک آزمایشگاه هوش مصنوعی، را وادار کرد بهطور موقت دسترسی کشورهای خارجی به جدیدترین مدلهای خود را قطع کند. متحدان آمریکا همچنین زمانی متوجه این ریسک شدند که ایالات متحده سال گذشته در دو نوبت ارسال تسلیحات به اوکراین را متوقف کرد.
شرکتهای آمریکایی سهم کوچکی از قراردادهایی را که دولتهای خارجی به مناقصه میگذارند، به دست میآورند. اما محصولات و خدمات آنها اغلب زیربنای عملکردهای حیاتی دولتها را تشکیل میدهد. بنابراین تلاشهای مختلفی برای کاهش وابستگی به تأمینکنندگان آمریکایی و پرورش جایگزینهای داخلی در جریان است. با این حال، در بسیاری از موارد انجام این کار بسیار دشوار خواهد بود.
اروپا بهویژه به کانون تلاشها برای بیرون راندن شرکتهای آمریکایی از زنجیرههای تأمین دولتی تبدیل شده است. دولت فرانسه قصد دارد استفاده از تیمز را کنار بگذارد و میخواهد برخی رایانهها را به لینوکس منتقل کند. دولتهای محلی، از جمله شهر رئوس در اسپانیا و آرهوس در دانمارک، به ارائهدهندگان خدمات ابری اروپایی مانند نکستکلاد و هتزنر، هر دو از آلمان، روی آوردهاند.
در ماه ژوئن، کمیسیون اروپا طرحی را برای تقویت «حاکمیت فناوری» این قاره ارائه کرد که از جمله اهداف آن، انتقال پردازش دادههای حساس دولتی به چنین ارائهدهندگانی است. سال گذشته اسپانیا سفارش جنگندههای F-35 را که توسط شرکت آمریکایی لاکهید مارتین تأمین میشوند، لغو کرد. سیاستمداران بریتانیایی نیز از نخستوزیر این کشور خواستهاند بندی برای خروج از قرارداد میان پالانتیر، شرکت آمریکایی فعال در حوزه تحلیل داده، و خدمات ملی سلامت بریتانیا فعال کند.
برآوردهای ما نشان میدهد که در مجموع، شرکتهای آمریکایی سهم نسبتاً محدودی از هزینههای عمومی دولتهای خارجی را به خود اختصاص میدهند. ما محاسبه کردهایم که از مجموع ۲۵ تریلیون دلار فروش شرکتهای بورسی آمریکایی در سال گذشته، شاید حدود ۵۰۰ میلیارد دلار، معادل ۲ درصد، از دولتهای خارجی حاصل شده باشد. این رقم معادل تقریباً ۷ درصد از خریدهای دولتی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بهجز آمریکا است؛ کشورهایی که بخش عمده هزینههای دولتی جهان را تشکیل میدهند.
برخی کشورها بیش از دیگران وابستهاند. بر اساس تعداد قراردادهای دولتی که شرکتهای آمریکایی در سال گذشته به دست آوردهاند، استرالیا با ۶ درصد قراردادها و بریتانیا با ۴ درصد وابستگی بیشتری دارند؛ در حالی که این رقم برای فرانسه ۲ درصد و برای آلمان ۱ درصد است. این آمار را شرکت ارائهدهنده داده تندرآلفا منتشر کرده است.
با این حال، نقش شرکتهای آمریکایی در حوزههای حیاتی دولت بسیار فراتر از سهم کلی آنهاست. برآورد ما نشان میدهد حدود دوپنجم کسبوکارهایی که شرکتهای آمریکایی از دولتهای خارجی به دست میآورند، مربوط به فناوری اطلاعات و حوزه دفاعی است. دارو و تجهیزات پزشکی که توسط نظامهای بهداشت عمومی در سراسر جهان خریداری میشوند، بخش بزرگی دیگر را تشکیل میدهند.
اغلب دلیل این وابستگی آن است که جایگزینهای مناسبی وجود ندارد. طبق دادههای شرکت تحقیقاتی سینرژی ریسرچ ، شرکتهای آلفابت، آمازون و مایکروسافت دو سوم بازار جهانی رایانش ابری را در اختیار دارند. گروه تحقیقاتی فارستر نیز برآورد میکند که شرکتهای آمریکایی در بیشتر بخشهای نرمافزارهای سازمانی، بین ۷ تا ۹ مورد از ۱۰ ارائهدهنده بزرگ را تشکیل میدهند.
جایگزینهایی هم که وجود دارند، اغلب ضعیفترند. گاهی این تفاوت ناچیز است: برای مثال، کاربران «گفتوگوی آزاد» نمیتوانند ایموجیها را به شکل متحرک روی صفحه به پرواز درآورند. اما گاهی کاستیها جدیتر هستند. LibreOffice، مجموعه نرمافزارهای بهرهوری متنبازی که بسیاری از دولتها به آن روی آوردهاند، فاقد قابلیتهای هوش مصنوعی ارائهشده توسط مایکروسافت است؛ ضعفی که با پیشرفت فناوری احتمالاً بیشتر خواهد شد.
OVHcloud، ارائهدهنده خدمات رایانش ابری فرانسوی و بزرگترین شرکت اروپایی در این حوزه، تقریباً یکصدم آمازون وبسرویسز درآمد دارد؛ موضوعی که رقابت قیمتی و همگامی با نوآوریهای آمازون را برای آن دشوار میکند.
به همین ترتیب، دولتهایی که خواهان پیشرفتهترین سامانه دفاع هوایی هستند، ناچارند به لاکهید و RTX، یک شرکت تسلیحاتی آمریکایی دیگر، روی بیاورند؛ دو شرکتی که سامانه پاتریوت را تولید میکنند.
هزینههای تغییر نیز میتواند بسیار سنگین باشد. لاکهید جنگندههای F-35 را به دولتهایی از نروژ تا بلژیک میفروشد. این کشورها میتوانند بهجای آن یک جنگنده اروپایی مانند رافال یا تایفون را انتخاب کنند، حتی اگر این جنگندهها از نظر فناوری ضعیفتر باشند. اما چنین اقدامی مستلزم یک بازسازی عظیم عملیاتی خواهد بود؛ از جمله آموزش مجدد خلبانان و نیروهای پشتیبانی و جایگزین کردن ذخایر تسلیحاتی. این تصمیم زمانی که مبالغ هنگفتی پیشتر برای جنگندههای لاکهید هزینه شده، بهسختی قابل توجیه است.
یا سیستمهای ثبت سوابق بیماران در بیمارستانها را در نظر بگیرید. هزینه سنگین تغییر ارائهدهنده یکی از دلایلی است که پارلمان نروژ در ماه ژوئن رأی داد به استفاده از خدمات شرکت آمریکایی Epic، ارائهدهنده سامانههای پایگاه داده مراقبتهای بهداشتی، ادامه دهد؛ این در حالی است که پزشکان از محصول این شرکت ناراضی هستند.
وابستگی شرکتهای داخلی به تأمینکنندگان آمریکایی نیز شرایط را پیچیدهتر میکند. روی ایلسلی از شرکت تحقیقاتی اُ مدیا اشاره میکند که بخش قابلتوجهی از نرمافزارهایی که OVHcloud بر پایه آنها فعالیت میکند، از VMware تأمین میشود؛ شرکتی که مالک آن Broadcom، یک شرکت آمریکایی، است.
دولتهایی که از تأمینکنندگان آمریکایی دوری میکنند، ممکن است خطر ناراحت کردن رئیسجمهور پرتنش و غیرقابلپیشبینی آمریکا را به جان بخرند؛ اقدامی که میتواند آمریکا را به متحدی حتی غیرقابلاعتمادتر تبدیل کند.
پیتر ویزمن از مؤسسه پژوهشهای صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI) اشاره میکند که دانمارک در ماه ژوئیه هواپیماهای گشت دریایی ساخت بوئینگ، غول هوافضای آمریکایی، را به جای گزینههای اروپایی انتخاب کرد. از نظر او، این تصمیم نشانهای است از اینکه دانمارک نمیخواهد علیرغم اختلافاتش با آمریکا بر سر گرینلند، واشنگتن را از خود برنجاند.
با این حال، متحدان آمریکا برای دلگرمی میتوانند به یاد داشته باشند که وابستگیها در جهت معکوس نیز کم نیستند. بخش بزرگی از دولت فدرال آمریکا با نرمافزارهای شرکت آلمانی SAP فعالیت میکند.
همچنین شرکتهای آمریکایی که به دولتهای خارجی خدمات میفروشند، اغلب خود به زنجیرههای تأمین جهانی وابستهاند. بخش عقبی بدنه هر فروند F-35 توسط BAE Systems، شرکت تسلیحاتی بریتانیایی، در لانکاشر ساخته میشود. پیشرفتهترین تراشههای مورد استفاده در رایانش ابری نیز در تأسیسات شرکت تایوانی TSMC تولید میشوند و این شرکت از تجهیزات ساخت ASML، شرکت هلندی، استفاده میکند.
متحدان آمریکا شاید بهتر باشد به جای صرفاً کاهش وابستگی خود به آمریکا، بر این تمرکز کنند که خودشان را حتی برای آمریکا ضروریتر کنند.
کشورهای اروپایی خواستار توقف فوری پروژه شهرکسازی E1 اسرائیل شدند
به گزارش شهرآرانیوز، کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا و انگلیس در بیانیهای مشترک طرح اسرائیل برای گسترش شهرکسازی در کرانه باختری را محکوم کردند.
در این بیانیه آمده است که طرح اسرائیل برای اجرای یک پروژه جدید شهرکسازی در کرانه باختری غیرقابل قبول است.
سران این کشورها گفتهاند که از اسرائیل میخواهند که به سرعت پروژههای شهرکسازی E۱ را متوقف کنند.
رژیم صهیونیستی روز سهشنبه با انتشار فراخوان ساخت ۱ ٬ ۲۳۴ واحد مسکونی، طرحهای مربوط به پروژه جنجالی شهرکسازی E۱ در کرانه باختری را پیش برد. این پروژه بخشی از طرح گستردهتر ساخت ۳ ٬ ۴۰۱ واحد مسکونی در منطقه E۱، واقع در شرق اورشلیم، است.
این پروژه که در زمینی موسوم به «E۱» در شرق بیتالمقدس واقع شده، بیش از دو دهه است محل بحث و جدل بوده است. جامعه جهانی بهطور گسترده شهرکسازیهای اسرائیل در کرانه باختری را غیرقانونی اعلام کرده، اما از انجام اقدامات بازدارنده برای جلوگیری از آن خودداری کرده است.
منبع: تسنیم
در ادامه حتما بخوانید ادامه حملات اسرائیل به کرانه باختری | یک جوان فلسطینی توسط اشغالگران دستگیر شد (۱۱ دی ۱۴۰۴)
پیمان مکه، بازتعریف روابطی فراتر از مناسبات منطقهای - دیپلماسی ایرانی
نویسنده: ریچل برانسون (Rachel Bronson)، مشاور ارشد بولتن دانشمندان اتمی است. او پیش از این رئیس و مدیرعامل، بر برنامهریزی، ارتباطات و ساعت نمادین روز قیامت نظارت داشته است. برانسون همچنین معاون رئیس مطالعات و عضو ارشد و مدیر مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی بوده است.
دیپلماسی ایرانی: زمانی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه دفاع مشترک مکه را در ۷ اوت امضا کردند، واکنش واشنگتن با تعجب خاموش بود. در اینجا یک توافقنامه به سبک ناتو وجود دارد که تصریح می کند که حمله به یک امضاکننده، حمله به همه است، شامل یک متحد ناتو، و خارج از چارچوب ناتو امضا شده است. با توجه به پاسخ محتاطانه اش، به نظر می رسد که واشینگتن معمار اصلی این ترتیب جدید نبوده است.
پیمان دفاعی متقابل تاریخی سه کشور سنگین وزن منطقه را متحد می کند: عربستان سعودی، بزرگترین تولید کننده نفت جهانی و دارنده ذخایر مالی. ترکیه که دارای دومین ارتش بزرگ در اتحاد ناتو و صنعت تسلیحاتی در حال رشد است. و پاکستان که به عنوان تنها کشور مسلمان مجهز به سلاح هسته ای است و یکی از بزرگترین ارتش های فعال جهان را در اختیار دارد. در تئوری، صنعت تسلیحات ترکیه اکنون مسیری در سطح معاهده برای خرید عربستان سعودی و همچنین یک تولیدکننده مشترک احتمالی در پاکستان خواهد داشت. در همین حال، پرسنل آموزش دیده پاکستان یک شریک خلیج فارس با سرمایه برای افزایش آنها به دست خواهند آورد، و ثروت سعودی به جای قراردادهای موقت، تحت یک چارچوب رسمی به تولیدات دفاعی ترکیه و پاکستان سرازیر می شود. این در ظاهر، یک پیشرفت نفس گیر است.
قابل درک است که تحلیلگران به سرعت در تلاش هستند تا انگیزه محرک پشت این اعلامیه را ارزیابی کنند. آیا این یک واکنش منطقه ای به ایران است؟ پاسخی هدفمند به روابط رو به وخامت ترکیه و اسرائیل؟ یا اینکه این توافق بهتر است به عنوان پیامی به ایالات متحده در مورد شکست این کشور در تضمین امنیت و امنیت متحدان منطقه ای خود درک شود؟ در حالی که همه این انگیزهها نقش مهمی ایفا میکنند، امضای مکه منعکسکننده چیزی است که حتی بیشتر از آن تأثیرگذار است – مجموعهای از تجدیدنظرهای سیاسی که مورد توجه قرار نگرفته و به سرعت در حال حرکت است که در پهنه وسیعی از قلمرو برای مقابله با تهدیدات منطقهای و ایجاد اقتصادهای قدرتمند مورد نیاز برای بقا و شکوفایی در قرن بیست و یکم اتفاق میافتد.
دو نظریه قدرت
در طول سال گذشته، شبه جزیره عربستان و منطقه اطراف آن به دو ائتلاف سست اما متمایز به رهبری امارات متحده عربی از یک طرف و عربستان سعودی از سوی دیگر تقسیم شده اند. هر بلوک منطقه ای ایده های بسیار متفاوتی در مورد چگونگی واکنش به ایران به ویژه و همچنین تفسیرهایی از روندهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آینده دارد. روابط پرتنش فزاینده آنها فراتر از شبه جزیره عربستان تابیده شده و بر رقابت های موجود در جنوب آسیا، شاخ آفریقا و حتی مدیترانه شرقی ترسیم شده است. با اخطارها و احتیاط ها، طرفین شامل اسرائیل، امارات، یونان و هند از یک طرف و عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان از سوی دیگر هستند و مصر و قطر به طور آزمایشی به دومی نزدیک می شوند. در حالی که دو طرف از نظر درک تهدید، استراتژی نظامی یا چشم انداز اقتصادی از لحاظ داخلی منسجم نیستند، منافع آنها به طور فزاینده ای در این حوزه ها همپوشانی دارند و الگوی همسویی ژئوپلیتیک آنها به طور فزاینده ای غیرقابل انکار است.
امارات متحده عربی، اسرائیل، یونان و هند شرط میبندند که این قرن به چابکی پاداش خواهد داد: کشورهای کوچک و شبکهای که به جای قلمرو یا جمعیت بر سر فناوری، مجاری انرژی، زیرساختهای داده و سرمایه رقابت میکنند. ایان برمر و فیراس مکساد این طرف را ائتلاف ابراهیمی می نامند که در توافقنامه ابراهیم ۲۰۲۰ لنگر انداخته است. ملیندا هرینگ و دانیل کیماژ، که به طور گستردهتر درباره تغییر ماهیت قدرت دولتی مینویسند، اسرائیل و بهطور مبهمتر، امارات متحده عربی را بهعنوان «اسپارتهای جدید» توصیف میکنند، کشورهایی که اندازه را با «حیله و نیرنگ» جبران میکنند.
برای امارات، اسرائیل و شرکای آنها، ایران چیزی بیش از یک تهدید نظامی است. ایران با هدف قرار دادن زیرساخت های منطقه، مدل اقتصادی مبتنی بر انرژی، فناوری و گردشگری را به خطر می اندازد. هر کاری که این طرف انجام می دهد از این باور ناشی می شود، از استقرار باتری های گنبد آهنین اسرائیل به امارات متحده عربی و سرمایه گذاری امارات متحده عربی در برنامه هسته ای غیرنظامی هند تا سرعت بخشیدن به ساخت زیرساخت های فناوری، داده ها و انرژی که این کشورها را به یکدیگر متصل می کند.
در همین حال، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روی نظریه قدیمیتری شرطبندی میکنند: اینکه جرم و عمق هنوز مهم است و قلمرو، جمعیت، ارتشهای پایدار، ذخایر انرژی و مشروعیت مذهبی هنوز نام بازی هستند – حتی در شرایطی که این دولتها در کنار رقبای کوچکتر خود مدرن میشوند. ایران خطرناک است، اما تهدید نیست. برمر و مکساد این بلوک را ائتلاف اسلامی می نامند.
برای گروه تحت رهبری عربستان سعودی یا گروه انبوه و عمیق، رویارویی مستقیم نظامی گستاخانه راه پیش رو نیست. عملیات «خشم حماسی» ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، بسته شدن تنگه هرمز و تهدیدات مجدد علیه کشتیرانی دریای سرخ تأیید کرده است که این عملیات کارساز نیست. بنابراین، ریاض کانال مستقیم خود را با تهران راه اندازی کرده است، حتی در حالی که تهاجم ایران را محکوم می کند، زیرا ایران را به عنوان یک دشمن قابل کنترل تر می بیند. این استراتژی حفاظتی، امارات متحده عربی را خشمگین کرده، اماراتی که بار عمده حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایران را متحمل شده است. اما برای ریاض، اسلام آباد و آنکارا، یک ایران شکست خورده تنها خلاء خطرناکی را برای دشمنان ایجاد می کند تا آن را پر کنند، همانطور که برای عراق شکست خورده پس از مداخله آمریکا، رخ داد.
«ایرانِ دست و پا شکسته» همچنین میتواند به عنوان وزنه تعادلی در برابر آنچه ریاض در حال حاضر به عنوان یک نیروی به همان اندازه بیثباتکننده میبیند، عمل کند: اهداف حداکثری اسرائیل، که در سپتامبر ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل به یک تیم مذاکرهکننده حماس در داخل قطر حمله کرد، به نمایش گذاشته شد. ظرف چند روز پس از آن حمله – اولین حمله اسرائیل به یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس – عربستان سعودی یک توافقنامه دفاعی متقابل استراتژیک با پاکستان امضا کرد. این اقدام، یک رابطه امنیتی دوجانبه را که برای دههها به طور غیررسمی وجود داشت، رسمیت بخشید. الحاق اخیر ترکیه در مکه را میتوان به عنوان یک بلوک سازنده بعدی در یک توافق امنیتی رو به گسترش در نظر گرفت.
آنچه در منطقه در حال شکلگیری است، به اندازهای جدید است که حتی ناظران نزدیک نیز در مورد نام آن به توافق نرسیدهاند. اما اگر برچسبها را کنار بگذارید پویایی باقی میماند: یک طرف شرط میبندد که اگرچه کوچک است ولی به سرعت میتواند طرف بزرگ با عملیات و منطق سنجیده را شکست دهد. طرف دیگر شرط میبندد که اندازه و سرعت، اگر مدرنیزه شود، همچنان برنده خواهد شد. خلیج فارس به عرصهای تبدیل شده است که این بحث در آن حل و فصل خواهد شد، نه در یک اتاق سمینار، بلکه در خطوط ریلی، پیمانهای دفاعی و زیرساختهای پشتیبانی که انرژی و تجارت منطقه را برای یک نسل حمل خواهند کرد.
الگویی برای سراسر منطقه
در حالی که این ادعا که خلیج فارس و منطقه وسیعتر در حال تقسیم شدن به دو ائتلاف رقیب است، به هیچ وجه مورد اجماع نیست، اما شواهد این را تأیید میکند. در سودان، عربستان سعودی از نیروهای مسلح سودان و امارات متحده عربی از نیروهای پشتیبانی سریع در چیزی که ناظران به طور فزایندهای آن را جنگ نیابتی خلیج فارس نامیدهاند، حمایت کردهاند. در سومالی، عربستان سعودی به دهها کشور مسلمان و عربی پیوسته است که به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل را محکوم کردهاند. امارات متحده عربی در این مورد آشکارا سکوت کرده است، که با جاهطلبیهای خود ابوظبی برای ایجاد پایگاه در آنجا مطابقت دارد. در یمن، نیروهای نیابتی دو کشور در ژانویه ۲۰۲۶ به رویارویی مسلحانه مستقیم وارد شدند – آشکارترین مدرک برای اینکه تاکنون دو متحد اسمی آمریکا، در جاهایی، عملاً با ابزارهای دیگر با یکدیگر در جنگ هستند.
این الگو به دیپلماسی انرژی نیز گسترش مییابد، جایی که یونان، اسرائیل، هند و امارات متحده عربی از کریدور اقتصادی هند – خاورمیانه – اروپا (IMEC) دولت بایدن و دولت اول ترامپ که در سال ۲۰۲۳ در نشست G20 در دهلی نو رونمایی شد، حمایت کردهاند. در همین حال، عربستان سعودی سال گذشته را صرف جلب نظر دمشق به عنوان گره ترجیحی مدیترانهای خود کرده و زیرساختها، از جمله شبکههای فیبر نوری، را از طریق سوریه به جای اسرائیل تغییر مسیر داده است. ترکیه و عربستان سعودی در ماه ژوئن یک توافق راهآهن از طریق سوریه و اردن امضا کردند، مسیری که آنکارا آن را برای کاهش نقش منطقهای اسرائیل توصیف کرده است. وزیر تجارت ترکیه آن را ضربهای به محور اسرائیل – هند – امارات متحده عربی خواند – محوری که شامل رقیب قدیمی آن، یونان، معمار کلیدی این کریدور میشود. امارات متحده عربی یک سرمایهگذار بزرگ در برنامه هستهای غیرنظامی هند است؛ عربستان سعودی از پاکستان حمایت میکند. به نظر میرسید توافق هستهای اخیر عربستان سعودی تلاشی برای کشاندن ایالات متحده به یک طرف در مقابل طرف دیگر باشد.
پیش از این، در ماه مه، امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، یک کارتل نفتی به رهبری عربستان سعودی که بخش قابل توجهی از عرضه جهانی نفت را مدیریت میکند، خارج شد. امارات متحده عربی این کار را برای رهایی از محدودیتهای تولید تحت هدایت عربستان سعودی انجام داد که ابوظبی معتقد است آرمانهای اقتصادی و سیاسی آن را محدود کرده است. اندکی پس از آن، در ماه ژوئیه، عربستان سعودی اعلام کرد که ۱۳ کشور به آنها در ایجاد یک اتحاد دفاعی دریایی برای تضمین آزادی دریانوردی در دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه باب المندب پیوستهاند. امارات متحده عربی در میان آنها نبود. یونان، اسرائیل و هند نیز با وجود اینکه همگی منافع دریایی قابل توجهی در آبهایی دارند که این اتحاد حول محور حفاظت از آنها سازماندهی شده است، در این اتحاد حضور نداشتند.
این شکافها بهویژه برای هند، که سیاست خارجی آن مدتهاست بر چندجانبهگرایی استوار است، چالشبرانگیز بوده است. در ۶ اوت، یک روز قبل از امضای مکه، نارندرا مودی، نخست وزیر هند با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تماس گرفت. بازخوانی های رسمی با استناد به مشارکت استراتژیک ویژه هند و اسرائیل و "تحولات در غرب آسیا" بود. آنچه روز بعد اتفاق افتاد گویاتر بود: رسانه های ترکیه و پاکستان گزارش دادند که هند فوراً به اسرائیل در مورد ترتیبات دفاعی متقابل برای مقابله با محور جدید نزدیک شده است. وزارت امور خارجه هند مذاکره درباره توافق جدید را تکذیب کرد و این گزارش ها را «اخبار جعلی» خواند. اما این فرض اساسی را انکار نکرد و در عوض گفت که دهلی نو توافق مکه را «از نزدیک دنبال میکند». دولتها معمولاً به شایعاتی که بیاهمیت میدانند، پاسخ رسمی نمیدهند.
پاکستان در داخل ائتلاف گسترده و عمیق قرار دارد. بنابراین، هند، هر چقدر هم که پوشش داده شود، بیشتر به سمت ائتلاف چابک شبکهای متمایل است. همانطور که دو گروه سست در نهادها رسمیت می یابند، فضا برای چند همسویی تنگ می شود. این پویایی است که مستحق درمان کاملتر خود در جای دیگر است، اما انکار و تأیید عجولانه خود دهلی نو نشان می دهد که قبلاً آن را احساس کرده است.
بعد چه میشود
ایالات متحده سه دهه بعد از عملیات طوفان صحرا، توان خود را صرف ساختن یک معماری امنیتی واقعی در خاورمیانه کرده است. حضور نظامی ایالات متحده، آموزش قابلیت همکاری و اطلاعات مشترک، شرکای خلیج فارس و اسرائیل را به چیزی شبیه به یک موضع دفاعی هماهنگ تبدیل کرده است که به راحتی از آن به عنوان "ناتوی خاورمیانه" یاد می شود. توافقنامه دفاع مشترک مکه یک سوال پریشانکننده را ایجاد می کند: آیا این معماری در حال تحقق است یا جایگزین شده است؟
از یک طرف بخوانید، این پروژه واشینگتن است که سرانجام به ثمر نشسته است. این توافق گام بعدی در قابلیت همکاری در سطح منطقه و یک تعهد واقعی دفاعی متقابل است. با این حال، از وجه دیگری نیز آن را بخوانید، این گزینه جانشینی آرام برای آن پروژه است. قابلیت همکاری آرمانی واقعی است، اما در اطراف ریاض، آنکارا، و اسلام آباد ساخته شده، و واشینگتن پس از وقوع آن به جایی این که از قبل طرف مشورت باشد از آن مطلع شده است. هنوز خیلی زود است که بدانیم کدام خوانش صحیح است. اما این فرض که اساس سه دهه سیاست آمریکا در حوزه خلیج فارس که واشنگتن در مرکز هر معماری ظاهر می شد، نادیده گرفته شده و در آن ظاهر نشده است، دیگر نمی تواند بدیهی تلقی شود.
قابلیت همکاری که واشنگتن مدت هاست از آن حمایت می کند، مستلزم اعتماد در میان شرکت کنندگان در ساخت آن است. زمانی که دو مورد از اساسیترین گرههای معماری – عربستان سعودی و امارات متحده عربی – بهطور همزمان پرداختهای بانکی یکدیگر را مسدود میکنند، طرفهای مقابل را در یمن مسلح میکنند و ائتلافهای رقیب ایجاد میکنند که به وضوح یکدیگر را حذف میکنند، حفظ این اعتماد دشوارتر است. واشنگتن با انتخاب بین دو ائتلاف روبهرو نیست. در حال کشف این واقعیت است که نزدیکترین شرکایاش از شروع به انتخاب چه گزینهای کرده اند.
در هفتههای آتی، توافقنامه دفاعی مشترک مکه بیشتر به عنوان داستانی درباره ایران، اسرائیل، بازدارندگی و فراتر رفتن از مرزهای یک عضو ناتو تحلیل میشود. اما چیزی بزرگتر نیز در حال بازی است. توافق مکه روشنترین مدرکی است که تاکنون نشان میدهد شکافی در قلب شبه جزیره عربستان در حال شکلگیری است که در حال تعمیق و شکلگیری است، در سیستمهای بانکی نفوذ میکند، شبهنظامیان نیابتی را شامل میشود و در ادامه دشمنیهای عمیق ژئوپلیتیکی را میشکافد. دو ائتلاف بر سر کریدورها، سرمایه، و اکنون که رسماً روی کاغذ به پیمانهای دفاعی متقابل متعهد هستند، رقابت میکنند. این مبارزه برای سهم رهبری در قرن بیست و یکم است.
ائتلاف گسترده و عمیق در حال ایجاد تعهد سخت تر و الزام آورتر است. ائتلاف چابک شبکهای، در حال حاضر، این کار را نکرده است. این که آیا این قدرت را منعکس می کند (سیگنالی مبنی بر اینکه کشورهای چابک برای حرکت با یکدیگر به معاهدات رسمی نیاز ندارند) یا افشای آن تنها با گسترش رقابت مشخص خواهد شد. اما دولت های درگیر منتظرند تا دریابند کدام نظریه قدرت به طور انتزاعی پیروز می شود. آنها شروع به ساختن پاسخ به زبان یک معاهده کرده اند.
منبع: شیکاگو کانسیل ان گلوبال افرز / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

فیلم/ آیین بزرگداشت چهلمین روز تدفین رهبر شهید انقلاب در حرم امام رضا(ع)

فوری/ ناو جورج واشنگتن به خاورمیانه رسید

نمیتوانند دختران جوان خود را کنترل کنند؛ پلیس برخورد کند | انتقاد تند سردار کارگر؛ نسبت دادن این وضعیت به رهبر شهید و رئیسجمهور دروغ است

در جلسه تأمین برق صنایع چه گذشت؟

رهبری پرخطای مصدق از عوامل اصلی شکلگیری کودتای 28 مرداد است - تسنیم

