
رمان میماند

توقف شبکه کتاب؛ ضعف مدیریت یا اهمالکاری وزارت ارشاد؟
خبر توقف فعالیت شبکه تلویزیونی کتاب، هرچند در میان انبوه اخبار پرسروصدای این روزها شاید کماهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانهای از یک بحران عمیقتر و ریشهدارتر دارد. بحرانی که سالهاست دامنگیر جایگاه کتاب در نظام رسانهای و فرهنگی کشور بوده است.
وبسایتی که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفتوگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکوت کرده و آخرین ردپای فعالیتش به ایام نمایشگاه کتاب در خرداد بازمیگردد.
در کشوری که آمار مطالعه در آن سالهاست نزولی گزارش میشود و ناشران و نویسندگان از رکود بازار نشر مینالند، وجود پلتفرمی که بتواند اخبار و محتوای این حوزه را بهصورت مستمر و حرفهای پوشش دهد، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت زیرساختی است.
رسانههای عمومی و پرمخاطب، به دلایل مختلف، فرصت و انگیزه کافی برای پرداختن عمیق به مسائل نشر و کتاب را ندارند و همین خلأ است که باید با رسانههای تخصصی پر شود. تعطیلی چنین پلتفرمی، به معنای از دست رفتن یکی از معدود کانالهای اطلاعرسانی تخصصی در این حوزه است؛ کانالی که شاید مخاطب انبوه نداشت، اما برای جامعه کوچک اما تأثیرگذار اهل کتاب و نشر، منبعی ضروری به شمار میرفت.
زاویه دوم، تناقض میان شعارهای مکرر درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی از یک سو، و بیمهری مدیریتی به نهادها و پلتفرمهایی که دقیقاً برای همین هدف شکل گرفتهاند.
تجربه برنامهای مانند کتابباز نیز نشان داد که حتی در دل تلویزیون، آن رسانهای که در رقابت با فضای مجازی بارها به حاشیه رانده شده، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای ترویج کتابخوانی وجود دارد.
اما وقتی از دل همین گفتمان کتابمحور، پلتفرمی مثل شبکه کتاب که بهطور مشخص برای این منظور طراحی شده بود، بیسروصدا تعطیل میشود، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا شعارهای مربوط به کتاب و کتابخوانی، پشتوانه عملی و بودجهای پایداری دارند یا صرفاً در حد سخن باقی میمانند.
این گزاره که ارزش چیپس و پفک در صدا و سیما همچنان بیش از کتاب است، هرچند تلخ و گزنده است، اما توصیفی دقیق از واقعیت موجود به دست میدهد.
کتاب در بسیاری از برنامههای تلویزیونی نه به عنوان محتوایی جدی و اثرگذار، بلکه به عنوان دکوری در پسزمینه یا جایزهای تشریفاتی در پایان مسابقات ظاهر میشود، چیزی شبیه به یک نماد فرهنگی تزئینی، نه یک اولویت واقعی.
در چنین فضایی و رقابت نابرابر تلویزیون با سایر رسانهها، شاید وجود یک شبکه تلویزیونی قدرتمند در حوزه کتاب میتوانست این پیشفرض را اصلاح کند اما ظاهرا مدیریت ضعیف و نبود برنامه راهبردی همین کورسوی امید را هم خاموش کرد.
زاویه چهارم و شاید مهمترین جنبه ماجرا، پیامدهای بلندمدت اینگونه تعطیلیهاست. وقتی یک نهاد رسانهای تخصصی، هرچند کوچک، بیسروصدا از کار میافتد، پیام ضمنی آن به جامعه فرهنگی این است که سرمایهگذاری در چنین حوزههایی، سرمایهگذاری پایداری نیست.
علاوه بر این، از دست رفتن آرشیو محتوایی چنین پلتفرمهایی، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه مستند حوزه نشر کشور نیز هست؛ حافظهای که بازسازی آن، در صورت نیاز آینده، هزینه و زمان بسیار بیشتری خواهد طلبید.
در نهایت، تعطیلی شبکه کتاب را نباید صرفاً به عنوان یک رویداد منفرد و اداری نگاه کرد، بلکه باید آن را نشانهای از یک الگوی تکرارشونده در مواجهه با نهادهای فرهنگی کوچک اما تأثیرگذار دانست.
نهادهایی که به دلیل نداشتن مخاطب انبوه یا حامی قدرتمند، بهسادگی در معرض حذف قرار میگیرند.
اگر قرار است شعار تقویت فرهنگ کتابخوانی، صرفاً شعار نماند، لازم است نهادهایی از این دست، نه فقط حفظ، بلکه تقویت و توسعه یابند، چرا که در غیاب چنین بسترهایی، گفتوگوی جدی درباره کتاب و نشر، هر روز بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر آلمان؛ ۱۴ هزار مرگ و میر ناشی از گرما نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : سیاهپوشی حرم رضوی در سوگ شهادت امام حسن عسکری تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
بابک زمانی؛ داستانهای نورولوژیست در فغان از جنگ
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشستهای بخارا و از جمله شبهای آن یا عصر یکشنبهها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام میدهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر میدهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:
ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشستهای «عصر یکشنبههای بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه داستانهای بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).
اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداختهام:
اول. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ما را ازکتاب بینیاز نمیکند. هیچکس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا میگویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا میگویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه میشوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بردارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.
به آقای غنینژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده میآورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا میگیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خواندهاند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیدهاند به این فضا روی آورده. دوستی هم میگفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام میپرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من میآید. شما ذوق میکنی؟!
با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاهچال ابتذال فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنینژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوقدان و شاعر و مورخ و نویسندهای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستادهای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصیسازی بانکها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟
دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس میکند. در حالی که پیشتر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگها از جنگ هشتساله و جنگ 12 روزه میگفتیم ولی تلویزیون پایداری حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار میبرد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.
فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمیکردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.
سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که میگویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشتههای پزشکی و نویسندگی میشود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانهشان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) میافتیم.
دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (کثیری از نورولوژیستهای امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بودهاند). تا جایی که مرجع نوروسونولوژی ایران شناخته میشود.
او در راهاندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلیها حق دارد.
چهارم. درهمۀ این سالها در کنار طبابت، بهطور جدی نویسندگی میکرده و به قول خودش قبل از طبابت، نویسنده بوده است. در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر میکنند او نه تنها میخوانده که مینوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندناند بسیار حرفهای و دقیق دنبال میکنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتابخوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازهای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخواندهام!)
پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقفاند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی مینوشتند.
دکتر بابک زمانی را هم با یادداشتهای مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامههای شرق، اعتماد و هممیهن و مجلههای بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده میشناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشتههای خود را به حوزۀ عمومی میآورد و بهصورت روزمره مینویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.
ششم . برخی مشاغل با طیفهای مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژههای متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوعتر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان میگذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.
هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخنرانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخنراناناند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را میدهد یا به سویههای بصری آن میپردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامهنگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.
هشتم. سرانجام این که کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعهای از داستانهای کوتاه و یک داستان نیمهبلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستانهای کوتاه او دربارۀ جنگ هشتساله است و داستان نیمهبلند او در بستر جنگ دوازدهروزه پارسال اتفاق افتاده است؛ روایتهایی که به گفتۀ خود او چارهای جز نوشتنشان نداشتهاست. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
ارجمند: رهبر شهید انقلاب جایگاهی ویژه در تاریخ ایران دارند
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، داریوش ارجمند عصر پنجشنبه در مراسم «امین ایران ۴» ویژه اربعین خاکسپاری رهبر شهید انقلاب که در تالار نور مشهد برگزار شد، با اشاره به نخستین آشنایی خود با نام رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: از سالهایی که در مشهد زندگی میکردم، برای نخستینبار نام آیتالله خامنهای را از زبان استاد خود شنیدم. او به ما گفت روحانی جوانی در مسجد کرامت مشهد حضور دارد و توصیه کرد برای شنیدن سخنانش به مسجد برویم.
بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون افزود: با علاقهای که به مباحث دینی و تاریخی داشتم، به مسجد کرامت رفتم و پای صحبتهای ایشان نشستم و همان زمان متوجه شدم با شخصیتی متفاوت و جامع مواجه هستم.
وی با تأکید بر اینکه شناخت شخصیت رهبر شهید انقلاب نیازمند فراتر رفتن از خاطرات شخصی است، گفت: خاطرهگویی خوب است، اما تحلیل این مرد بزرگ بسیار فراتر از خاطرات است. من تاریخ ایران و تاریخ اسلام را مطالعه کردهام و از استادان بزرگی بهره بردهام و در تمام این سالها شخصیتهای بزرگی را در تاریخ روحانیت ایران دیدهام و به همه آنها احترام میگذارم، اما شخصیتی بزرگتر و جامعتر از ایشان ندیدهام.
ارجمند ادامه داد: بسیاری از شخصیتهای تاریخی به نوعی تکساحتی بودهاند، اما آیت الله خامنهای شخصیتی گسترده و چندبعدی داشتند. اگر بخواهیم بپرسیم چه چیزی را نمیدانست، پاسخ به این پرسش دشوار است چراکه در حوزه ایران، سیاست، ادبیات، تاریخ، مذهب و مسائل جهان، شناخت و آگاهی گستردهای داشتند.
بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون اظهار کرد: به اعتقاد من، این شخصیت بزرگ حاصل سالها مجاهدت و تجربه تاریخی ملت ایران بود و توانست در یکی از مهمترین مقاطع تاریخ، نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
وی با اشاره به دیدار خود با رهبر شهید انقلاب پس از پخش سریال «امام علی (ع)» گفت: من نخستین بازیگری بودم که پس از سریال امام علی (ع) به بیت دعوت شدم و همراه یکی از دوستانم در این دیدار حضور پیدا کردم.
ارجمند با اشاره به ویژگیهای اخلاقی رهبر شهید انقلاب گفت: ایشان انسانی بسیار صادق بودند و رفتارشان برای من یادآور رفتار پیامبرگونه بود. اگر تعداد زیادی از افراد در حضورشان بودند، تا با همه سلام و احوالپرسی نمیکردند و از وضعیت کسانی که میشناختند نمیپرسیدند، جلسه را ترک نمیکردند. این رفتار نشان میداد که ارتباط ایشان با مردم و اطرافیان، ارتباطی عمیق و از روی توجه و محبت بود.
بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون با اشاره به حضور رهبر شهید انقلاب در دوران دفاع مقدس تصریح کرد: در تاریخ ایران، پادشاهان بسیاری آمدند و رفتند و روشنفکرانی نیز بودند که در مقاطع مختلف عملکردهای متفاوتی داشتند، اما ایشان تنها روحانیای بودند که لباس رزم و سربازی پوشیدند، به جبهه رفت، در کنار مردم ایستاد و جنگید و از حضور در میدان هراس نداشت.

ماجرای یافتههای جدید در «کاخ جهاننما» چیست؟

«کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن میرود

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز میشوند - تسنیم

غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینهساز کودتای 28 مرداد شد - تسنیم

