
بعد از ۲۰ سال، معاونت علمی به جای شمارش دستاوردها، سراغ یک پرسش بنیادی رفته است: این همه شرکت دانشبنیان و نوآوری چه قابلیتی برای کشور ساختهاند؟ حسین افشین در نخستین سالهای دهه سوم فعالیت معاونت علمی با نقد مسیر طیشده گفت اگرچه در دورههای مختلف اقدامات مهمی در توسعه فناوری و حمایت از بازیگران اکوسیستم انجام شده، اما این اقدامات به دلیل نبود اتصال و پیوستگی، کمتر توانستهاند به قدرت فناورانه تبدیل شوند. از نگاه او، مساله امروز کشور دیگر تولید دانش یا افزایش تعداد شرکتها نیست؛ بلکه ساخت قابلیتهایی است که بتوانند یک فناوری را از مرحله ایده تا بازار و اثرگذاری ملی همراهی کنند.
به گزارش پیوست، حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری، برای توضیح این تغییر رویکرد، میان «فناوری»، «نوآوری» و «قابلیت» تفاوت قائل شد و گفت: تولید یک محصول مبتنی بر دانش، تنها آغاز مسیر فناوری است. به گفته او، زمانی میتوان از نوآوری سخن گفت که این محصول وارد زندگی مردم شود، ارزش اقتصادی یا اجتماعی ایجاد کند و در ادامه، زمانی به قابلیت تبدیل میشود که امکان تکرار، توسعه و مقیاسپذیری آن وجود داشته باشد. از نگاه معاون علمی رئیسجمهور، آنچه در نهایت برای کشور قدرت ایجاد میکند، نه تعداد فناوریهای تولیدشده، بلکه توانایی پایدار برای طراحی، توسعه، تولید، بهبود مستمر و ایجاد زنجیره ارزش پیرامون آنهاست.
بر همین اساس، معاون علمی رئیسجمهور پارادایم «قدرتبنیان» را بهعنوان چارچوب جدید سیاستگذاری علم و فناوری معرفی کرد؛ رویکردی که هدف آن عبور از حمایتهای پراکنده و حرکت به سمت ساخت زنجیرههایی است که میان دانش، فناوری، زیرساخت، بازار، استاندارد و حکمرانی ارتباط ایجاد میکنند. افشین معتقد است پراکندگی ظرفیتها، حتی با وجود منابع انسانی، شرکتهای دانشبنیان و زیرساختهای علمی گسترده، بهتنهایی نمیتواند قدرت فناورانه ایجاد کند؛ زیرا حلقههای این زنجیره هنوز به یکدیگر متصل نشدهاند.حلقه واسط میان قدرت و فناوری؛ قابلیت
افشین معتقد است میان فناوری و قدرت یک رابطه مستقیم وجود ندارد؛ زیرا صرف داشتن فناوری به معنای برخورداری از قدرت فناورانه نیست. به گفته او، فناوری زمانی میتواند به قدرت تبدیل شود که در قالب «قابلیت» شکل بگیرد؛ قابلیتی که مجموعهای از تواناییهای …











