
عرضه اولیه تابان فردا از نگاهی دیگر

دفاع از ارزشگذاری «آکو»
بورس24 : نماد «آکو» روز چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ در بورس تهران عرضه اولیه شد. در این عرضه، ۴۰۰ میلیون و ۸۰۰ هزار سهم، معادل ۴ درصد از سهام شرکت، در محدوده قیمتی ۲۹ هزار و ۲۰۶ تا ۳۲ هزار و ۹۳۴ ریال عرضه شد و در نهایت هر سهم «آکو» در سقف قیمت، یعنی ۳۲ هزار و ۹۳۴ ریال، کشف قیمت شد.
با این حال، ارزشگذاری این شرکت محل بحث تحلیلگران بازار سهام بود؛ برخی از آنها این عرضه اولیه را گران و فاقد بازده معقول دانسته و برخی دیگر آن را ارزنده ارزیابی کردهاند.
در خصوص مقایسه نسبت P/E شرکت آکو باتری ایرانیان با شرکتهای مشابه بورسی، نکات و ملاحظات زیر قابل توجه است:۱. تفاوت در ماهیت شرکتها از منظر رشد
شرکت آکو باتری ایرانیان، یک شرکت رشدی است و ارزش آن بر مبنای چشمانداز رشد سودآوری و جریانهای نقدی آتی برآورد شده است؛ در حالی که شرکتهای منتخب برای مقایسه، در دوره مورد بررسی رشد قابلتوجهی نداشتهاند.
یکی از این شرکتها حتی در سهماهه اخیر نسبت به دوره مشابه سال قبل با کاهش عملکرد مواجه شده و شرکت دیگر نیز رشد محدودی را تجربه کرده است. بنابراین، مقایسه مستقیم نسبت P/E این شرکتها بدون لحاظ تفاوت در نرخ رشد، میتواند گمراهکننده باشد.۲. تفاوت در انتظارات آتی
نسبت P/E صرفاً بازتابدهنده سود فعلی شرکت نیست، بلکه انتظارات بازار از رشد سودآوری آتی را نیز در خود منعکس میکند. ازاینرو، شرکتهایی که نرخ رشد بالاتری دارند، معمولاً میتوانند نسبت P/E بالاتری نسبت به شرکتهای با رشد پایین یا بدون رشد داشته باشند.
بنابراین، مقایسه شرکتهای رشدی با شرکتهای کمرشد یا فاقد رشد، نیازمند تعدیل بر اساس نرخ رشد و سایر عوامل بنیادی است.۳. تفاوت در زمان محاسبه P/E و تأثیر برگزاری مجمع
نسبت P/E شرکت آکو باتری ایرانیان پیش از برگزاری مجمع عمومی عادی سالانه محاسبه شده است، در حالی که P/E شرکتهای مقایسهای پس از برگزاری مجمع مورد استفاده قرار گرفته است.
با توجه به اینکه پس از برگزاری مجمع، سود نقدی مصوب از قیمت سهم کسر میشود، مقایسه P/E پیش از مجمع یک شرکت با P/E پس از مجمع شرکتهای دیگر، از نظر مبنای قیمتی نیز مقایسهای همسان و قابل اتکا نیست.۴. لزوم یکسانسازی مبنای مقایسه
برای مقایسه معتبر نسبت P/E، علاوه بر مشابهت محصولات، لازم است عواملی نظیر نرخ رشد سودآوری، چشمانداز آتی، ریسک، حاشیه سود، ساختار سرمایه و زمان محاسبه نسبت نیز مورد توجه قرار گیرد.
صرفاً مشابه بودن محصولات، بهتنهایی مبنای کافی برای انتخاب شرکتهای همگروه و مقایسه مستقیم نسبت P/E آنها نیست. بر این اساس، ارزیابی نسبت P/E «آکو» باید با در نظر گرفتن ماهیت رشدی شرکت، انتظارات آتی و یکسانسازی مبنای مقایسه با شرکتهای منتخب انجام شود.
بورس در مسیر عبور از ریسک
بازار سرمايه در چهار دهه اخير بارها با تحريم، تنشهاي منطقهاي، محدوديتهاي تجاري و شوكهاي ارزي مواجه بوده است؛ اما تجربه نشان ميدهد كه اقتصاد ايران، هرچند با هزينههاي قابل توجه، همواره مسيرهايي براي سازگاري با اين محدوديتها پيدا كرده است. در چنين شرايطي، واكنش بورس معمولا صرفا تابع اخبار روز نيست، بلكه مجموعهاي از متغيرهاي اقتصادي، انتظارات تورمي، سياستهاي ارزي، نرخ بهره و ارزيابي سرمايهگذاران از آينده سودآوري شركتهاست كه جهت بازار را تعيين ميكند.
در مقطع كنوني نيز طبيعي است كه افزايش ريسكهاي سيستماتيك، از جمله تحريمها و نااطمينانيهاي سياسي و اقتصادي، در قيمت سهام و رفتار معاملهگران بازتاب پيدا كند. با اين حال، يكي از ويژگيهاي مهم بورس آن است كه بازار غالبا بخشي از نگرانيها و سناريوهاي منفي را پيش از وقوع كامل رويدادها در قيمتها لحاظ ميكند؛ پديدهاي كه در ادبيات مالي از آن با عنوان «پيشخور شدن» ياد ميشود. بنابراين نميتوان هر خبر منفي را بهطور مستقيم معادل يك ريزش فراگير و پايدار در بازار سهام دانست.
شواهد رفتاري بازار نيز نشان ميدهد كه در ماههاي اخير، احتياط سرمايهگذاران نسبت به صنايع صادراتمحور افزايش يافته است. سهام شركتهاي بزرگ وابسته به صادرات، بهويژه در گروههايي مانند پتروشيمي، فلزات اساسي، معدنيها و برخي پالايشيها، تحت تاثير ابهام در مسير فروش خارجي، نقلوانتقال ارز، نرخ تسعير و ريسكهاي ناشي از محدوديتهاي تجاري، رشد چشمگيري را تجربه نكردهاند. در مقابل، بخشي از نقدينگي به سمت صنايع داخلي و شركتهاي ريالي حركت كرده است؛ شركتهايي كه فروش و بازار هدف آنها عمدتا در داخل كشور قرار دارد و بيش از هر چيز از تورم، اصلاح قيمتها و افزايش سطح عمومي درآمدها اثر ميپذيرند.
اين جابهجايي نقدينگي را ميتوان نشانهاي از تغيير پارادايم كوتاهمدت بازار دانست. در فضاي تورمي، صنايع داخلي كه امكان انتقال افزايش هزينهها به قيمت فروش را دارند، معمولا از ظرفيت بيشتري براي حفظ يا رشد سودآوري برخوردارند. گروههايي مانند غذايي، دارويي، سيمان، بخشي از صنعت بانكي، شركتهاي خدماتي و برخي صنايع مصرفي، در صورت اصلاح سياستهاي قيمتگذاري ميتوانند مورد توجه بيشتري قرار گيرند. البته اين روند به معناي حذف كامل ريسك از صنايع ريالي نيست، چراكه هزينههاي مالي، محدوديت انرژي، افت قدرت خريد خانوار و سياستهاي تنظيمگري همچنان ميتوانند بر عملكرد اين شركتها فشار وارد كنند.
در تحليل چشمانداز بورس، تمركز صرف بر تحريم يا تحولات سياسي كافي نيست. نرخ بهره، نرخ ارز، وضعيت بازارهاي موازي، نسبت قيمت به سود شركتها، ارزش جايگزيني داراييها، جريان نقدينگي و فاصله بازار سهام با ساير بازارها، همگي از متغيرهاي اثرگذار بر روند شاخصها هستند. رشد تورمي بازار نيز يكي از محركهاي اصلي محسوب ميشود؛ اما رشد پايدار زماني شكل ميگيرد كه افزايش قيمت سهام با بهبود واقعي سودآوري، اصلاح ساختارهاي اقتصادي و كاهش مداخلات غيرضروري همراه باشد.
در اين ميان، حركت تدريجي به سمت كاهش قيمتگذاري دستوري و اصلاح سازوكار ارز ترجيحي را ميتوان يكي از مهمترين متغيرهاي اثرگذار بر آينده شركتها دانست. قيمتگذاري دستوري در سالهاي گذشته حاشيه سود بسياري از بنگاهها را تحت فشار قرار داده و موجب شده بخشي از ارزش واقعي توليدكنندگان در صورتهاي مالي آنها نمايان نشود. هر اندازه سياستگذار به سمت شفافيت قيمتي، كاهش رانت و ايجاد امكان فروش محصولات بر مبناي واقعيتهاي اقتصادي حركت كند، ظرفيت رشد واقعي و نه صرفا تورمي بازار سرمايه افزايش مييابد. از سوي ديگر، نسبتهاي ارزندگي بازار همچنان مورد توجه تحليلگران است. نسبت قيمت به سود تحليلي بسياري از شركتها در سطوحي قرار دارد كه در مقايسه با تورم و نرخ ارز، قابل دفاع ارزيابي ميشود. ارزش دلاري بازار سرمايه نيز همچنان فاصله محسوسي با ظرفيتهاي بالقوه اقتصاد و داراييهاي شركتهاي بورسي دارد. اين موضوع به معناي نبود نوسان نيست، بلكه نشان ميدهد بازار براي رسيدن به تعادلهاي جديد، همچنان ظرفيت بازتنظيم و بازدهي دارد. در دورههاي افزايش هيجان، نقش نهادهاي حمايتي و صندوق تثبيت بازار سرمايه نيز پررنگتر ميشود. وظيفه اين نهادها ايجاد سود تضمين شده نيست، بلكه كاهش رفتارهاي هيجاني و جلوگيري از شكلگيري صفهاي فروش يا خريد غيرمنطقي است. بازار سهام ذاتا با نوسان همراه است و تلاش براي حذف كامل نوسان ميتواند به كاهش كارايي بازار منجر شود. در نهايت، مسير بورس در ماههاي آينده به تركيبي از مديريت اقتصادي، سياست ارزي، نرخ بهره، تصميمهاي تنظيمگري و كاهش ابهامهاي بيروني وابسته است. اگر اصلاحات اقتصادي با ثبات در سياستگذاري و شفافيت در تصميمات همراه شود، صنايع داخلي و ريالي ميتوانند همچنان موتور اصلي حركت بازار باشند. بورس هنوز با ريسكهايي جدي روبهرو است، اما ارزشگذاري بسياري از شركتها نشان ميدهد كه بازار، با وجود همه نگرانيها، از ظرفيت قابل توجهي براي بازگشت به تعادل و رشد برخوردار است.
برقیسازی اتوبوسها ادامه دارد
شهردار منطقه ۱۴ تهران از فعاليت حدود ۴۰ دستگاه اتوبوس در منطقه خبر داد و گفت: ۱۵ دستگاه از اين ناوگان برقي شده است.
به گزارش مهر، امير شهرابي، شهردار منطقه ۱۴ تهران، با اشاره به وضعيت ناوگان اتوبوسراني منطقه اظهار كرد: حدود ۴۰ دستگاه اتوبوس در منطقه ۱۴ فعاليت دارند كه تاكنون ۱۵ دستگاه از آنها برقي شدهاند.
او افزود: در سطح تهران برنامهاي براي برقيسازي ناوگان وجود دارد و مناطق بر اساس سهميهبندي، بهتدريج اتوبوسهاي جديد دريافت ميكنند؛ بنابراين سهم منطقه ۱۴ نيز با ورود اتوبوسهاي جديد افزايش خواهد يافت.
شهرابي با اشاره به خطوط اتوبوسراني منطقه ۱۴ گفت: در حال حاضر دو خط اصلي و چند خط عبوري در منطقه فعاليت دارند.
او ادامه داد: در برخي محلات به دليل شرايط معابر، خطوط اتوبوسراني به مينيبوس تبديل شدهاند، چراكه اتوبوسهاي بزرگ امكان تردد و گردش مناسب در بعضي كوچهها را ندارند.
شهردار منطقه ۱۴ همچنين توسعه مترو در محدوده جنوب شهر را از عوامل موثر بر تغيير الگوي جابهجايي مسافران دانست و گفت: با توسعه مترو، در برخي خطوط اتوبوسراني مسافران كمتري جابهجا ميشوند و اين موضوع باعث تغييراتي در الگوي حملونقل منطقه شده است.
شهرابي تاكيد كرد: با توجه به برنامه برقيسازي ناوگان در سطح شهر تهران، روند ورود اتوبوسهاي برقي به منطقه ۱۴ نيز به مرور ادامه خواهد داشت.

جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!

مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت ابطال شد

قیمت چای نسبت به ماههای اخیر نوسانی نداشته است

مجوز واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در 1405

مهمترین اخبار کدال تا امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ | از افزایش سرمایههای سنگین تا خبرهای مهم فارس، صبا و تاصیکو

