
آخرین خبر /حجت الاسلام و المسلمین مرویان حسینی
کانال مراسم حرم رضوی
🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

آخرین خبر /حجت الاسلام و المسلمین مرویان حسینی
کانال مراسم حرم رضوی
🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله
نشریه "فایننشیال تایمز" در بحبوحه تداوم فضای تنش میان ایران و آمریکا در گزارشی فاش کرده که اگر ترامپ تصمیم بگیرد به سمت تشدید مجدد جنگ افروزی علیه ایران حرکت کند، تهران نیز اقدامات تازه ای نظیر هدف قرار دادن پایگاه های نظامی آمریکا در اروپا و در کشورهایی نظیر بلغارستان و قبرس و البته ایجاد مشکل برای کابل های اینترنت در تنگه هرمز که روزانه میلیاردها دلار فعالیت مالی و بانکی و تجاری را تسهیل می کنند، در دستورکار قرار خواهد داد.
این گزارش فایننشیال تایمز با بازخوردهای گسترده ای رو به رو شده و بسیاری از صاحب نظران، در حال واکاوی پیامهای آن هستند. برخی به طور خاص به این مساله اشاره می کنند که ایران برخلاف آمریکا، دستی باز در تحمیل هزینه و خسارت به دشمنان خود دارد و کل کارت های خود را هنوز رو نکرده است. همین موضوع خود سطح تردیدها در کاخ سفید برای ماجراجویی جدید علیه کشورمان را به شدت بالا برده است. البته آنچه فایننشیال تایمز به آن اشاره کرده، تنها بخشی از واقعیت است و تهران اهرم های قدرت متنوعتر و گستردهتری در تحمیل خسارات جدی به دشمنانش در اختیار دارد.
در عین حال، راهبرد هوشمندانه ایران در نبرد با آمریکایی ها موجب شده تا آن ها در وهله نخست پایگاههای نظامی خود در مجاورت ایران را ویرانشده بیابند و اکنون می بینند که ایران برای پایگاه های آن ها در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود نیز برنامه دارد. این یعنی مبدا تجاوز به ایران در هر نقطه ای که باشد دیگر امن نیست و میزبانان دشمنان ملت ایران باید بهای این حرکت خود را بپردازند.
ورای همه این ها، دشمن پس از جنگ ۱۲ روزه مانور گسترده ای روی روایت پوسیده و غلط ضعیفشدن ایران انجام می داد. با این حال، چه در جنگ رمضان و چه اکنون، همه به این جمعبندی رسیده اند که این روایت چیزی بیش از یک بازی تبلیغاتی نیست. کما اینکه مقاله اخیر نشریه فایننشیال تایمز که در گزارش حاضر نیز به آن اشاره شد نمودی عینی از همین واقعیت را بازتاب می دهد.
دونالد ترامپ درباره حمله به ایران ادعاهای زیر را کرد:
- ما هیچ گزینه دیگری نداشتیم (و باید حمله می کردیم).
- من این کار را بارها و بارها، حتی ۱۰۰ بار، تکرار میکردم.
- آنها نباید سلاح هستهای داشته باشند.
- ایران به کشورهایی که تقریباً بیطرف هستند، مانند عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، کویت و بحرین، حمله کرده است.
- ما نیروی دریایی و هوایی ایران را تضعیف کردیم و به همین دلیل، بستن یک توافق با ایران کار آسانی نیست، زیرا ما رهبری ایران را تضعیف کردهایم.
_ایران به کشورهای "نیمه بی طرف" مانند عربستان سعودی، قطر، امارات، کویت و بحرین حمله کرد.
_بخشی از مشکل این است که بسیاری از رهبران ایران رفتهاند؛ معامله آسان نیست. هیچ کس نمی داند چه کسی ایران را رهبری می کند.
_ایران به یک قدرت سلطهگر در خاورمیانه تبدیل شده بود، که همه کشورها را مورد زورگویی قرار میداد؛ اما ایالات متحده دیگر نمیگذارد!
_ایران هنوز تعدادی پهپاد و موشک دارد. اما ظرفیت تولید آنها در مقایسه با پنج ماه قبل بسیار پایین است.
_اگر ایران سلاح هسته ای داشت از آن استفاده می کرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود می کرد.
جوان آنلاین: سینمای سیاسی ایران همواره در مواجهه با تاریخ معاصر، مسیری دشوار و پرچالش را پیموده است، مسیری میان روایت هنری، مسئولیت تاریخی و حساسیتهای سیاسی. «لباس شخصی» نخستین ساخته امیرعباس ربیعی، از جمله آثاری است که با ورود به یکی از پروندههای مهم سیاسی دهه شصت، میکوشد بخشی از حافظه تاریخی کشور را در قالب یک درام سینمایی بازخوانی کند. فیلمی که پس از هفت سال انتظار به پرده رسید و ثابت کرد برخی روایتها، حتی اگر دیر دیده شوند، همچنان قدرت تأثیرگذاری دارند.
نزدیک شدن به دورههای حساس تاریخ معاصر
سینمای ایران برای زنده نگه داشتن حافظه تاریخی خود، بیش از هر چیز به فیلمهایی نیاز دارد که جرئت نزدیک شدن به نقاط حساس تاریخ معاصر را داشته باشند. «لباس شخصی» از همین منظر فیلم مهمی است. اثری که به یکی از مقاطع پرالتهاب سال ۱۳۶۱ و ماجرای برخورد با حزب توده میپردازد و تلاش میکند بخشی از پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی آن دوران را در قالب یک روایت سینمایی بازآفرینی کند.
جایگاه سینمای سیاسی در ایران را باید فراتر از یک گونه محدود سینمایی دید؛ این سینما بخشی از حافظه تاریخی جامعه است و میتواند به سراغ بزنگاههایی برود که شناخت آنها برای فهم امروز ضروری است. سینمای سیاسی زمانی ماندگار میشود که از سطح شعار عبور کند و به جای ارائه پاسخهای آماده، مخاطب را با موقعیتهای پیچیده، انتخابهای دشوار و تضادهای انسانی روبهرو سازد. تجربه نشان داده است هرگاه این نوع سینما به زبان هنر وفادار مانده، توانسته آثاری اثرگذار خلق کند و هرگاه به بیانیهای تصویری تقلیل یافته، بخش مهمی از قدرت هنری و اقناعی خود را از دست داده است.
اگر بخواهیم «لباس شخصی» را در منظومه سینمای سیاسی ایران ارزیابی کنیم، باید آن را فراتر از بسیاری از آثاری دانست که در سالهای اخیر با عنوان «سینمای استراتژیک» معرفی شدهاند. استراتژیک بودن یک فیلم، فقط به انتخاب یک موضوع امنیتی یا تاریخی محدود نمیشود، بلکه در کیفیت روایت، قدرت اقناع، خلق موقعیتهای پیچیده و توانایی تبدیل یک پرونده سیاسی به یک درام سینمایی معنا پیدا میکند. «لباس شخصی» دقیقاً در همین نقطه از بسیاری از آثار مشابه پیشی میگیرد. فیلم نه در دام شعار میافتد و نه مخاطب را با انبوهی از اطلاعات تاریخی تنها میگذارد، بلکه با اتکا به فیلمنامهای منسجم، فضاسازی دقیق و کارگردانی حسابشده، روایتی خلق میکند که هم جذابیت دراماتیک دارد و هم مخاطب را به تأمل درباره یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران دعوت میکند.
انتخاب سوژهای جذاب
یکی از مهمترین ویژگیهای «لباس شخصی»، انتخاب موضوع آن است. سینمای سیاسی در ایران معمولاً با دشواریهای فراوانی همراه بوده است، زیرا فیلمساز باید هم به حساسیت موضوع توجه کند و هم استقلال سینمایی اثر را حفظ کند. ربیعی در این فیلم نشان میدهد که میتوان به سراغ یک موضوع سیاسی رفت، اما از دام شعارزدگی فاصله گرفت. فیلم به جای آنکه فقط موضع اعلام کند، موقعیت میسازد و مخاطب را وارد فضایی میکند که در آن کشف حقیقت، محور اصلی روایت است.
امیرعباس ربیعی نشان میدهد که شناخت دقیقی از زبان سینما و مختصات درام سیاسی دارد. او بهخوبی میداند که در چنین آثاری، تعلیق بیش از آنکه محصول تعقیب و گریز یا حادثهپردازی باشد، از دل اطلاعات، روابط و تصمیمهای شخصیتها شکل میگیرد. ربیعی با پرهیز از هیجانهای کاذب و اغراقهای فرمی، روایت را آرام، اما پیوسته پیش میبرد و اجازه میدهد مخاطب به تدریج وارد لایههای پنهان داستان شود. این میزان از تسلط بر ریتم، برای فیلمسازی که نخستین فیلم بلند خود را ساخته، اتفاقی معمولی نیست و از آیندهای امیدوارکننده در سینمای ایران خبر میدهد.
از مهمترین سرمایههای «لباس شخصی»، کیفیت بالای وجوه فنی آن است. طراحی صحنه، طراحی لباس و گریم، سهمی تعیینکننده در باورپذیری جهان فیلم دارند. بازسازی فضای سالهای ابتدایی دهه شصت، از ساختمانها و دکورها گرفته تا پوشش شخصیتها، خودروها و جزئیات صحنه، با دقت و وسواسی مثالزدنی انجام شده است. این عناصر برای نوستالژی یا بازسازی ظاهری تاریخ به کار نرفتهاند و در خدمت روایت قرار گرفتهاند و به مخاطب کمک میکنند بدون احساس تصنع، وارد جهان فیلم شود.
فیلمبرداری و قاببندیهای «لباس شخصی» نیز هماهنگ با فضای امنیتی و پرتنش فیلم طراحی شدهاند. دوربین کمتر به خودنمایی تمایل دارد و بیشتر در خدمت روایت است. رنگبندی کنترلشده، نورپردازی حسابشده و پرهیز از جلوهگریهای بیدلیل، سبب شده است تا مخاطب به جای آنکه مجذوب تکنیک شود، درگیر داستان و شخصیتها باقی بماند. این همان ویژگیای است که فیلم را از بسیاری آثار متأخر این حوزه متمایز میکند؛ آثاری که گاه تکنیک را جایگزین روایت کردهاند.
فاصله گرفتن از کلیشهها
بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط قوت فیلم هستند. بازیها عموماً کنترلشده، درونی و متناسب با جهان اثر است. شخصیتهای «لباس شخصی» کمتر احساسات خود را آشکار میکنند و بخش مهمی از تنش درام، از رفتارهای ظریف آنان شکل میگیرد. این انتخاب هوشمندانه، با فضای امنیتی داستان تناسب دارد و باعث شده شخصیتها از تیپهای کلیشهای فاصله بگیرند و به انسانهایی باورپذیر تبدیل شوند.
البته «لباس شخصی» نیز مانند هر اثر سینمایی، خالی از کاستی نیست. برخی شخصیتهای فرعی میتوانستند پرداخت عمیقتری داشته باشند و در چند مقطع، ریتم فیلم ظرفیت فشردهتر شدن را دارد. با این حال، این نقدها در برابر انسجام کلی اثر، تأثیر تعیینکنندهای بر کیفیت نهایی فیلم نمیگذارند. مهم آن است که ربیعی در نخستین تجربه خود، موفق شده اثری صاحبهویت و قابل دفاع خلق کند. فیلمی که هم استانداردهای فنی قابل قبولی دارد و هم از منظر روایت، جهانبینی و انتخاب سوژه، حرفی تازه برای گفتن دارد.
در دورانی که بسیاری از فیلمهای موسوم به سیاسی، یا در سطح بازسازی وقایع تاریخی متوقف میشوند یا به دام شعار و قضاوتهای شتابزده میافتند، «لباس شخصی» مسیری متفاوت را انتخاب کرده است. میتوان این فیلم را یکی از مهمترین تجربههای سینمای سیاسی در یک دهه گذشته نیز دانست. اثری که نشان میدهد پرداختن به تاریخ معاصر، اگر با پژوهش، شناخت سینما و جسارت در روایت همراه باشد، میتواند به خلق فیلمی بینجامد که هم ارزش هنری داشته باشد، هم حافظه تاریخی یک ملت را تقویت کند و هم افق تازهای پیش روی سینمای سیاسی ایران بگشاید.





