
وضعیت سد «خائیز» و «تنگ ارم» بوشهر

فرمانده کل سپاه: دشمنان هیچگاه از کینه توزی و توطئه علیه ایران دست برنمیدارند
متن پیام سرلشکر پاسدار احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
برادر ارجمند سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا
سرپرست محترم وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیات؛
فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» که تجلی بخش معجزه ایمان، اراده و شکوه خلاقیت و ابتکار نیروهای متخصص بومی و جوان صنعت دفاعی برای تولید توان دفاعی و تهاجمی و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در عصر تحریم های ظالمانه استکباری است، را به جنابعالی و تمامی مسئولان، مدیران، کارکنان مؤمن، مجاهد، انقلابی و افتخارآفرین آن وزارتخانه صمیمانه تبریک و تهنیت عرض مینمایم.
نگاه راهبردی به رخدادها و تحولات جاری منطقهای، به ویژه جنگهای تحمیلی دوم و سوم آمریکای کودک کش و رژیم سفاک صهیونیستی علیه ایران اسلامی، به روشنی گویای این حقیقت انکارناپذیر است که دشمنان هیچگاه از کینه توزی و توطئه علیه این ملت بزرگ دست برنمیدارند و صحنه نبرد، هر روز با اشکال جدیدی از تهاجم ترکیبی و نظامی و ارتکاب جنایات ضد بشری روبهرو است. در چنین مقطع حساس و سرنوشتسازی، ضرورت تداوم پرشتاب "راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی"، به عنوان تنها راهکار هوشمندانه و کارآمد برای عبور از گردنههای دشوار تاریخی و خنثیسازی دسیسههای امروز و فردای دشمن، بیش از پیش نمایان شده است.
خدای قادر متعال را شاکریم که در پرتو الطاف بیکرانهاش، نیروهای مسلح و حوزه صنعت دفاعی کشور به مدد مجاهدتهای تاریخساز فرزندان میهن اسلامی، سپر دفاعی مستحکمی در برابر تهدیدات دشمنان و بدخواهان ایران و ایرانی رقم زده است و در میدانی واقعی و تاریخ ساز از جمله جنگهای تحمیلی اخیر دست برتر خود را بر شیطان بزرگ و رژیم اهریمنی صهیونی و حامیان آنان غلبه داده است.
در میانه جنگ امریکایی صهیونی، اطمینان داریم، به فضل الهی و بر اساس آموزه قرآنی «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» و تمسک به هدایتهای فرمانده حکیم، شجاع و دوراندیش کل قوا، خلف صالح امام شهید انقلاب(قدسسره)، قدرتافزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی با پرچمداری وزارت دفاع و مجاهدتهای نیروهای مسلح بالندهتر از گذشته با هوشمندی، سرعت و درایت ادامه خواهد یافت تا انشاءالله در افق ترسیمشده، ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بیبدیل و تأثیرگذار در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.
در پایان، با گرامیداشت مقام شامخ شهدای والا مقام حوزه صنعت دفاعی کشور به ویژه شهیدان همیشه جاوید وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، شهیدان نصیرزاده، فخری زاده، فکوری، جبل عاملیان، مظفرنیا، کریمی، رضایی نژاد و سایر شهدای گرانقدر، از مجاهدتهای خالصانه شبانه روزی، خلاقیتهای بینظیر و تلاشهای خستگیناپذیر آن سردار عالیقدر و یکایک همکاران فهیم، متخصص، انقلابی و مصمم در بخشهای مختلف آن مجموعه راهبردی، متواضعانه از همه تلاش ها و پشتیبانی های صورت گرفته، قدردانی نموده و دوام توفیقات همگان در استمرار جهاد پرافتخار برای دفاع از کیان دین و میهن، تحت عنایات سرورمان حضرت مهدی (عج) و تبعیت از تدابیر،فرامین و رهنمودهای فرمانده معظم کل قوا حضرت آیتالله امام سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) را از درگاه پروردگار یکتا مسئلت کنم.»
کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!
فرارو: در یک بعدازظهر تاریخی به تاریخ ۱۵ ژوئن ۱۹۵۲ (۲۵ خرداد ۱۳۳۱)، مردی در راهپلههای تاریک و محقر هتلی کوچک در غرب لندن، در کمین زنی ایستاده بود؛ زنی که پیشتر بارها دست رد به سینه او و پیشنهاد ازدواجش زده بود.
این زن، مأموری بود که سالها از مرگبارترین و خطرناکترین مأموریتهای جنگ جهانی دوم و تعقیب و گریزهای گشتاپو جان سالم به در برده بود، اما حالا در چرخشی تراژیک و غیرمنتظره، سرنوشتش به آن راهپله کثیف و خاموش گره خورده بود. مرد کینهتوز که تاب تحمل پاسخ منفی را نداشت، در یک لحظه چاقویی بیرون کشید و با ضربهای مستقیم و کشنده به قلب زن، به زندگی پرفراز و نشیب او پایان داد.
کریستینا شِربِک (که بعدها با نام مستعار کریستین گرانویل نیز شناخته شد) همانجا روی پلهها غرق در خون جان باخت. شربک که از آتش مسلسلهای ارتش آلمان نازی، عبورهای مخفیانه از مرزهای اشغالشده اروپا و حتی شکنجهگاهها و اتاقهای بازجویی گشتاپو جان سالم به در برده بود، سرانجام سالها پس از اتمام جنگ، در زمان صلح تسلیم مرگ شد.
داستان پرفراز و نشیب زنی را میخوانیم که بارها تا آستانه مرگ پیش رفت، اما هر بار با زیرکی و شجاعت از چنگال آن گریخت. چرا کریستینا شربک مشهور شد؟
نام بسیاری از مأموران اطلاعاتی در تاریخ جنگ جهانی دوم ثبت شده است، اما کمتر کسی از جزئیات زندگی پیچیده و پرمخاطره کریستینا شربک آگاهی کامل دارد. او از نخستین زنان مأمور در «سرویس عملیات ویژه» بریتانیا (SOE) به شمار میرفت و در طول جنگ، مأموریتهایی را با موفقیت به سرانجام رساند که هنوز هم در زمره جسورانهترین و بینقصترین عملیاتهای این سازمان استخباراتی طبقهبندی میشوند.
سالهاست که در بسیاری از کتابها و رسانههای بریتانیایی از او با لقب «محبوبترین جاسوس چرچیل» یاد میشود. هرچند سند مستقیمی از زبان خود وینستون چرچیل وجود ندارد که عین این عبارت را گفته باشد. همچنین بسیاری معتقدند شخصیت «وسپر لیند» در رمان کازینو رویال اثر ایان فلمینگ نیز تا حدی از زندگی او الهام گرفته شده است.
البته اگر همه این داستانها را کنار بگذاریم هم، زندگی واقعی کریستینا شربک آنقدر پرماجراست که نیازی به اغراق ندارد.
کریستینا اول مه ۱۹۰۸ در ورشو به دنیا آمد. پدرش از خانوادهای اشرافی بود اما بخش زیادی از ثروتش را از دست داده بود و مادرش از خانوادهای ثروتمند میآمد.
کریستینا از همان سالهای نوجوانی از کلیشههای رایج دختران اشرافزاده فاصله میگرفت. اسبسواری، اسکی و کوهنوردی را به صورت جدی دنبال میکرد تا سالها بعد، در ماموریتهای مخفیاش میان کوهستانهای اروپای اشغالشده، به کارش بیاید. همین روحیه باعث شد با شروع جنگ جهانی دوم، به جای فرار از اروپا، تصمیم دیگری بگیرد. جنگ، همهچیز را تغییر داد
سپتامبر ۱۹۳۹، آلمان به لهستان حمله کرد. کریستینا آن زمان همراه همسرش در آفریقا بود اما خیلی زود خود را به بریتانیا رساند و برخلاف بسیاری از پناهندگان منتظر سرویس اطلاعاتی نماند، خودش سراغشان رفت؛ او لهستانی میدانست، کوهستانهای مرزی را میشناخت و میتوانست به سرزمینی که برای بسیاری از ماموران انگلیسی ناشناخته بود، وارد شود.
چند ماه بعد، با نام «کریستین گرانویل» (Christine Granville) به سرویس عملیات ویژه بریتانیا پیوست. سازمانی که ماموریتش خرابکاری، جاسوسی و حمایت از مقاومت در کشورهای اشغالشده بود. او از نخستین زنانی بود که به سرویس عملیات ویژه بریتانیا (SOE) پیوست و در عملیاتهای مخفی شرکت کرد. شربک همچنین از نخستین جاسوسانی بود که پس از آغاز جنگ، اطلاعات مهمی درباره تحرکات و آمادگی نظامی آلمان را از اروپای اشغالشده به لندن رساند.
نخستین ماموریتهای کریستینا بیشتر شبیه داستانهای ماجراجویانه بودند تا عملیات اطلاعاتی؛ شبها، در سکوت کوههای پوشیده از برف کارپات، روی اسکی از مرز عبور میکرد. میکروفیلمها را داخل دستکشهایش پنهان میکرد. میکروفیلم، پول و پیامهای محرمانه را بین لهستان اشغالشده و مجارستان جابهجا میکرد و اگر نور چراغ گشتیهای آلمانی روی برف میافتاد، ماموریت همانجا تمام میشد. زنی که گشتاپو را بازی داد
در یکی از همین ماموریتها، گشتاپو (پلیس مخفی دولت آلمان نازی) او و همکارش را در بوداپست بازداشت کرد. خطر این بار کاملا واقعی بود. اگر هویتش فاش میشد، نهتنها به عنوان جاسوس، بلکه به دلیل ریشه خانواده مادرش نیز محکوم به مرگ بود.
کریستینا تصمیم هوشمندانهای گرفت و آخرین شانسش را امتحان کرد چون میدانست اگر بازجویی ادامه پیدا کند، دیر یا زود هویتش فاش خواهد شد. او آنقدر زبانش را گاز گرفت که دهانش پر از خون شد و سپس وانمود کرد به سل پیشرفته مبتلاست. پزشک آلمانی، آثار زخم قدیمی روی ریهاش را با نشانههای بیماری اشتباه گرفت و ماموران، از ترس سرایت سل آزادش کردند.
این فقط یکی از چند باری بود که او با جسارت و خونسردی از موقعیتی فرار کرد که خیلیها زنده نمیماندند تا ماجرایش را تعریف کنند.
*مورگان پولانسکی در نقش کریستینا شِربِک در فیلم «پارتیزان» به کارگردانی جیمز مارکوند (۲۰۲۴).
چند سال بعد، ماموریتی در فرانسه اشغالشده به عهده گرفت که حتی بسیاری از همکارانش آن را غیرممکن میدانستند؛ سه مامور سرویس عملیات ویژه در معرض اعدام قرار داشتند. کریستینا بدون اسکورت و بدون سلاح وارد مقر گشتاپو شد. کریستینا به فرمانده آلمانی گفت نیروهای متفقین تا چند ساعت دیگر منطقه را تصرف میکنند و اگر زندانیان اعدام شوند، نام او در فهرست جنایتکاران جنگی ثبت خواهد شد. فرمانده آلمانی نمیدانست این حرف تا چه اندازه بلوف است اما ریسک نکرد.
در کنار این تهدید، با پرداخت رشوه نیز فرمانده آلمانی را برای آزاد کردن زندانیان تحت فشار گذاشت. نتیجه شگفتانگیز بود و هر سه زندانی آزاد شدند.
همکارانش بعدها گفتند که بزرگترین سلاحش این بود که دیگران را وادار به باور چیزی میکرد که به نفع خودش بود. او همچنین استاد تغییر قیافه بود. در صورت لزوم، لهجه، راه رفتن و رنگ موهایش را تغییر میداد. یک روز نقش کنتس فرانسوی و روز دیگر نقش پناهندهای فقیر را بازی میکرد. او میتوانست به راحتی به حلقههای دشمن نفوذ کند. مافوق کریستینا، سرهنگ کالین گابینز یک بار گفت که «تا به حال ندیده کسی با چنین ظرافتی با سرنوشت بازی کند.» افسانههایی در مدح یک جاسوس
شاید کمتر مامور اطلاعاتی به اندازه کریستینا شربک با داستان احاطه شده باشد. سالهاست که او را «محبوبترین جاسوس چرچیل» مینامند. این لقب در کتابها، مستندها و رسانههای بریتانیایی بارها تکرار شده اما مورخان تاکنون سند مستقیمی پیدا نکردهاند که نشان دهد خود چرچیل دقیقا چنین عبارتی را درباره کریستینا گفته باشد. با این حال، تردیدی وجود ندارد که گزارشها و اطلاعاتی که شربک از اروپای اشغالشده منتقل میکرد، تا بالاترین سطوح دولت بریتانیا میرسید و در میان فرماندهان اطلاعاتی، جایگاه ویژهای داشت.
افسانه مشهور دیگر، ارتباط کریستینا با دنیای جیمز باند است. بسیاری از پژوهشگران معتقدند شخصیت «وسپر لیند» در رمان کازینو رویال تا حدی از کریستینا شربک الهام گرفته شده که شباهتهایش با او باعث شده سالها این فرضیه در میان پژوهشگران و علاقهمندان جیمز باند تکرار شود؛ زنی چندزبانه، مرموز و جسور که در دنیای جاسوسی فعالیت میکند و سرنوشتی تلخ دارد.
با این حال، هیچ مدرک قطعی وجود ندارد که ایان فلمینگ این موضوع را تایید کرده باشد. معتبرترین زندگینامهنویس شربک نیز این فرضیه را محتمل اما اثباتنشده میداند. صلحی خطرناکتر از جنگ
به پاس خدمات کریستینا شربک، نشان امپراتوری بریتانیا (OBE) و مدال جورج (از جمله بالاترین افتخارات غیرنظامی بریتانیا) به او اعطا شد. او همچنین از دولت فرانسه نشان Croix de Guerre را دریافت کرد؛ برای فرانسویها، یک قهرمان بود. برای لهستانیها، یک اسطوره و برای خودش، فقط زنی بود که وظیفهاش انجام داده بود.
*لوح یادبود آبیرنگی که در سال ۲۰۲۰ توسط بنیاد میراث انگلستان در نشانی شماره ۱ خیابان لکسهام گاردنز، کنزینگتون، لندن نصب شد.
جنگ که تمام شد، شربک انتظار داشت زندگی تازهای را آغاز کند اما درست برعکس این اتفاق رخ داد. سرویس عملیات ویژه منحل شد، ماموریتها به اتمام رسید و زنی که سالها برای بریتانیا جانش را به خطر انداخته بود، ناگهان خود را بیکار و فراموششده دید. بازگشت به لهستانِ تحت حاکمیت کمونیستها نیز برایش ممکن نبود.
کریستینا حالا مجبور بود برای تامین هزینه زندگی، کارهایی انجام دهد که هیچ شباهتی به گذشتهاش نداشت. از فروشندگی گرفته تا مهمانداری کشتیهای مسافربری. بسیاری از مسافران هرگز نمیدانستند زنی که برایشان چای میآورد، تا چند سال قبل یکی از برجستهترین ماموران مخفی متفقین بوده.
روی یکی از همین کشتیها هم دنیس مالداونی به او علاقهمند شد. کریستینا این رابطه را نپذیرفت و چند بار صراحتا مخالفت خود را اعلام کرد ولی مرد دستبردار نبود. این علاقه به مرور وسواسگونه شد و سرانجام در آن بعدازظهر تابستانی سال ۱۹۵۲، به قتل کریستینا شربک انجامید. در مراسم خاکسپاری کریستینا که در گورستان سنت مری برگزار شد، تعداد انگشتشماری از مردم حضور داشتند.
*محل دفن کریستینا شربک در گورستان کاتولیک سنت مری در غرب لندن
قاتل اندکی بعد دستگیر و محاکمه شد و در دادگاه گفت نمیتوانسته رد شدن از سوی کریستینا را بپذیرد. تلخترین تناقض زندگی شربک همین جاست. زنی که از بازداشتگاههای گشتاپو، مرزهای مینگذاریشده و عملیاتهایی با احتمال مرگ بسیار بالا جان سالم به در برد، سرانجام در زمان صلح و به دست مردی که ادعای عشق داشت، کشته شد. میراث شربک
معتبرترین زندگینامه کریستینا شربک با عنوان The Spy Who Loved نوشته کلر مالی در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. کتابی که به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، کاملترین روایت مستند از زندگی اوست.
البته داستان شربک به کتابها محدود نماند. در سال ۲۰۲۴ فیلم سینمایی The Partisan به کارگردانی جیمز مارکواند ساخته شد و مورگان پولانسکی، بازیگر بریتانیایی نقش او را بر عهده گرفت. نخستین اثر سینمایی مهمی که زندگی شربک را بهعنوان محور اصلی روایت میکند.
حتی دنیای تئاتر و موسیقی هم از شربک بینصیب نمانده. در سال ۲۰۲۵، تئاتر موزیکالی با عنوان Vesper در لهستان روی صحنه رفت. نام این نمایش به همان فرضیه مشهور الهامبخش بودنش برای شخصیت «وسپر لیند» در مجموعه جیمز باند اشاره دارد.
داستان زندگی او همچنین موضوع مستندها، برنامههای رادیویی و پادکستهای متعددی از جمله برنامه Great Lives شبکه BBC Radio 4 و پادکست Noble Blood بوده است.
در لندن نیز سازمان English Heritage در سال ۲۰۲۰ با نصب یک لوح آبی بر ساختمان محل زندگی کریستینا، از او بهعنوان یکی از چهرههای تاثیرگذار تاریخ بریتانیا یاد کرد.
*کلر مالی در کنار مایکل مورپورگو؛ عموی مورپورگو از جمله افرادی بود که کریستینا شربک در جریان جنگ جهانی دوم جانش را نجات داد.
خودروسازان ایرانی و مونتاژکاران محصولات چینی ماشین بی کیفیت می سازند، فشار کمبود بنزین به مردم وارد می شود
روزنامه اطلاعات نوشت:به گفته او،در صورت تطبیق شاخصهای شدت مصرف انرژی ناوگان سبک ایران با استانداردهایی نظیر کشور ترکیه که از نظر جمعیت، جغرافیا و شاخصهای تنکیلومتر و نفرکیلومتر به ایران نزدیک است، امکان کاهش روزانه حدود ۸۵ میلیون لیتر از کل مصرف سوخت ناوگان سبک وجود دارد که نیمی از این شکاف (۵۰ درصد) ناشی از مصرف بالای خودروهای داخلی است.
صنعت خودرو دهه هاست که به تقاضاها وفشارها برای اصلاح مصرف سوخت خودروهای داخلی بی توجه بوده و این تقاضاها را به نوعی فانتزی وغیرضرور تصورمی کرده ؛ تصوری که به نظر می رسد کماکان پابرجاست. چرا که این صنعت با وجودی که مدیریت یکی از بزرگترین کارخانه هایش- ایران خودرو- به بخش خصوصی واگذار شده وهمین برنامه درباره سایپا هم وجوددارد، فقط رشد ۱۸۰درصدی قیمت محصولاتش محقق شده و تقریبا هیچ اقدام موثر و ملموسی برای کاهش مصرف سوخت تولیداتش انجام نداده است.
این موضوع وقتی بدتر می شود که بدانیم ورود خودروهای مونتاژی، گران ، بی کیفیت وپرمصرف چینی توسط برخی خودروسازان رانتی نیز به افزایش مصرف سوخت کشور دامن زده واین آش چنان شور شده که صدای ارکان ارشد دولت را هم درآورده است.
یعنی نه تنها صنعت داخلی خودرو به سوی کاهش مصرف سوخت حرکت نکرده بلکه برخی ذینفعان پرنفوذ این صنعت با مانع تراشی های گسترده بر سر واردات خودروهای کم مصرف وارزان برای اقشار متوسط، اوج سودجویی خود را با ورود خودروهای مونتاژی وپر مصرف چینی بروز داده اند که با توجه رشد لجام گسیخته مصرف بنزین، اکنون زمان تعیین تکلیف این معضلات فرا رسیده است.
بدین ترتیب در حالی که دولت فشاراصلی رشد مصرف بنزین را برگرده مردم گذاشته و میخواهد با ۲ محور کاهش یا مدیریت سهمیهها یا رشد قیمت، مصرف سوخت رو به افزایش شدید کشور را کنترل نماید -اقدامی که فشارهای تورمی و معیشتی مضاعفی برمردم تحمیل خواهد کرد- خودروسازان به عنوان مقصر اصلی این موضوع، همچنان در حاشیه امن خود نشسته و بدون پرداخت هیچ گونه هزینه یا بازخواستی، به بیان گلایه های معمول خود مانند ضرردهی وبدهکاری به قطعه سازان و بهانههای نخ نما وتکراری این چنینی مشغولند!
اما این سکوت و سایهنشینی باید پایان یابد و بر مسئولان است که این مقصر اصلی رشد مصرف بنزین را مورد بازخواست وحسابرسی جدی قراردهد تا تولید محصولات پرمصرف و تداوم مونتاژ خودروهای چینی را متوقف، دست آنها را از واردات خودرو که اصولا ربطی به فعالیت ذاتیشان که تولید است، ندارد، کوتاه و فعالیت ذینفعان و لابیکنندگان آنها در بدنه دولت وحاکمیت را خنثی نماید.
ممکن است برخی در مقام پاسخ به اینگونه نقدها، بحث حمایت از تولید ملی را پیش کشیده وبر تداوم وضعیت فعلی صنعت خودرو وحواله دادن تغییرات کاهش مصرف سوخت به آینده ای مبهم وطولانی مدت، تاکیدکنند؛کاری که همیشه در برابر منتقدان انجام دادهاند. اما بایدبه این گونه مدافعان مصلحتی گفت که روش فعلی تولید خودروهای بی کیفیت وپرمصرف وگران وقدیمی نه تنها حمایت از تولید ملی نیست بلکه عین تلف کردن منابع کشور وضایع کردن حقوق عمومی ومنافع مردم محسوب می شود.
صنعت خودرو دهه هاست که به بهانه حمایت از تولید ملی از انواع و اقسام حمایت ها ورانت های دولتی وحاکمیتی مانند بازار انحصاری از طریق ممنوعیت یا محدودیت شدید در واردات واقعی خودرو و مختل کردن رقابت پذیری، ارز زیر قیمت واقعی، تسهیلات بانکی متعدد،منابع ارزان انرژی،حمایت های سیاسی ومانند آن برخوردار شده و با به دست آوردن سودهای کلان وغیرواقعی از این محل، هرگونه انگیزه خود برای اصلاحات ؛ از جمله درباره کاهش مصرف سوخت را از دست داده است.
بااین حال، رشد شدید مصرف بنزین وسهم ۵۰ درصدی صنعت خودرو دراین موضوع که بنابر برخی برآوردها تا ۷۰ درصد هم می رسد، تغییر جدی در ریل گذاری قبلی صنعت خودرو را ضروری کرده وهمان گونه که کارشناسان هم می گویند، حتی رشد قیمت بنزین وکاستن از سهمیه های عمومی، صرفا راهکاری موقت برای کاهش مصرف بنزین است وکاهش پایدار، منوط به اصلاح صنعت خودرو وآزاد سازی واقعی واردات خودروهای کم مصرف خواهد بود.
درنهایت باید از دولت و حاکمیت خواست وقتی با دستکاری در نرخها و سهمیههای بنزین، مردم را که نقشی در این باره ندارند به هرنحو مجازات معیشتی میکنید، چرا متهم اصلی مجازات نمیشود؟
به عبارت صریحتر، صنعت خودرو و ذینفعان آن باید تحتفشار شدید و بیرحمانه برای تغییر فوری محصولاتشان قرار گیرند و هزینه دههها ناکارآمدیشان را بپردازند.
در این راستا، مدیران عامل شرکت های سازنده ومونتاژکار خودرو باید به سکوت سنگین خود پایان داده وبه طور علنی برنامه های فوری خود برای کاهش مصرف سوخت خودروهایشان را با قید جدول زمانی شفاف اعلام نمایند ،برای اجرای آن به مردم تعهد بدهند ومشخص شود اگر به این تعهد عمل نشد یا درراه اجرای آن بهانه گیری های معمول برای شانه خالی کردن از مسئولیت رخ داد، چه مجازات هایی در انتظار آنان است.
قطعا این اقدامات خودروسازان بهویژه در بازه زمانی کوتاه مدت سخت و دشواراست، اما وقتی آنها مقصر نیمی از رشد مصرف بنزین کشور هستند، عدالت حکم می کند که سهم خود رااز مشکل برداشته، همپای مردم فشار تحمل کرده وسرانجام به اصلاحات ضروری تن دهند. چرا که انتقال کل فشار قیمتی وسهمیه ای بنزین به مردم بیتقصیر و تحت فشار و سایه نشینی متهم اصلی، عین ناعدالتی وناصوابی است.

قیمت تیرآهن امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / تیرآهن مرداد را با عقبنشینی قیمت تمام میکند + جدول

تجارت ایران و ترکیه چگونه است؟

فرسایش غولهای دریایی آمریکا - مردم سالاری آنلاین

پیشبینی قیمت خودرو در ۴ سناریو؛ آیا الان بهترین زمان خرید خودرو است؟

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورکتایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

