ایده های ساده و جذاب برای طراحی روی جوراب با نگین

مسجدی که جای جوانها را به صندلیها داد!

جوان آنلاین: وقتی دخترم نوزاد بود او را همراه خودم برای نماز به مسجد میبردم. بچههای کمی بزرگتر دورش جمع میشدند، با او بازی میکردند و از خندههای دخترم ذوقزده میشدند. صحنه، صحنهای زیبا بود. کودکی در آغوش مادر و چند کودک دیگر که با شوق دور او جمع شده بودند، اما در کنار این تصویر شیرین، یک نگرانی هم همیشه وجود داشت. بچهها باید مراقب نگاههای حاجخانمهای مسن میبودند تا مبادا صدای بازی و خندهشان آرامش نمازگزاران را برهم بزند. گاهی حضور کودک در مسجد، بیشتر به عنوان مزاحمت دیده میشد تا فرصتی برای تربیت. با این حال، آن روزها مسجد هنوز پر از جوان بود. جوانهایی که روی زمین نماز میخواندند، بدون صندلی و امکانات خاص، اما با شور و انرژی. مادرها فرزندانشان را همراه خود میآوردند و کودکان، حتی اگر چیزی از نماز و آداب مسجد نمیفهمیدند، کمکم با فضای مسجد، جمع مؤمنانه و سبک زندگی دینی آشنا میشدند.
سالها بعد، مسجدی دیگر
سالها گذشت تا اینکه چندی پیش دوباره به همان مسجد رفتم، اما این بار برای پیدا کردن جایی برای نماز، بهسختی توانستم خودم را میان صندلیها جا کنم. چیزی که بیشتر از کمبود جا توجهم را جلب کرد، نه صندلیها که غیبت جوانان و نوجوانان بود. مسجدی که روزی حضور جوان و نوجوان در آن پررنگ بود، حالا پر شده بود از صندلیهایی که برای نماز سالخوردگان چیده شده بود، اما خبری از نسلهایی که قرار است آینده مسجد و جامعه را بسازند، نبود. همین صحنه ساده، یک سؤال در ذهنم ساخت و اینکه آیا فقط باید از جوانانی که به مسجد نمیآیند گلایه کنیم یا باید از خودمان هم بپرسیم که مسجد را تا چه اندازه برای حضور نسل جدید آماده کردهایم؟
وقتی نبودن نسل جدید را فقط گردن خودش میاندازیم
مسئله فقط یک مسجد یا یک محله نیست. این صحنه میتواند نشانه یک مسئله بزرگتر در نسبت میان خانواده، مسجد و تربیت نسل آینده باشد. اگر قرار است مسجد در جامعه دینی فقط محل اقامه نماز نباشد و نقش تربیتی و اجتماعی خود را نیز ایفا کند باید بتواند خانواده را با خود همراه کند. کودکی که امروز همراه مادرش وارد مسجد میشود، ممکن است فردا نوجوان، جوان، مربی، خادم و فعال اجتماعی همان مسجد باشد، اما این اتفاق به خودی خود رخ نمیدهد. کودکی که نخستین تجربههایش از مسجد با تذکر، اخم، نگاههای سنگین و این احساس همراه باشد که «اینجا جای تو نیست»، ممکن است خیلی زود مسجد را از دایره تجربههای زندگیاش حذف کند. در مقابل، مسجدی که بتواند حضور کودک را به یک تجربه شیرین تبدیل کند، به او خاطرهای مثبت میدهد. خاطرهای که میتواند سالها بعد او را دوباره به مسجد برگرداند و حتی باعث شود فرزند خودش را نیز با خود همراه کند. اینجاست که مسئله مسجد، به مسئله سبک زندگی گره میخورد.
سبک زندگی دینی، در محیط زندگی شکل میگیرد
سبک زندگی دینی فقط با توصیه و آموزش شکل نمیگیرد. انسان باید ارزشها را در محیط زندگی خود تجربه کند. خانواده، مدرسه، محله، هیئت و مسجد، هر کدام بخشی از این زیست تربیتی را میسازند. اگر مسجد از زندگی خانواده حذف شود، یکی از مهمترین محیطهای تجربه اجتماعی دین نیز از دست میرود. کودکی که مسجد را فقط در قالب یک ساختمان و محل اقامه نماز میشناسد، با کودکی که در مسجد دوست پیدا کرده، بازی کرده، در برنامهای شرکت کرده، کنار خانوادهاش نشسته و بعدها مسئولیتی برعهده گرفته، تجربه یکسانی از مسجد ندارد. البته حفظ حرمت نماز، آرامش عبادت و نظم مسجد ضروری است. هیچکس نمیگوید مسجد باید به محل بینظمی تبدیل شود. مسئله، انتخاب میان نظم و حضور خانواده نیست، مسئله این است که میتوان برای هر دو راهحلی پیدا کرد.
تغییر از یک نگاه ساده شروع شود
میتوان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. میتوان برنامههای متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. میتوان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خانوادهها آموزش داد. میتوان مادران را به حضور در مسجد تشویق کرد و حتی در معماری، چیدمان و امکانات مسجد، نیازهای خانوادهها را دید. گاهی برای جذب نسل جدید، لازم نیست کار عجیب و پرهزینهای انجام دهیم. شاید اولین قدم این باشد که کودکی که وارد مسجد میشود، احساس نکند حضورش مزاحمت است. شاید لازم باشد به جای اینکه همیشه از کودک بخواهیم خودش را با مسجد تطبیق دهد، کمی هم از مسجد بخواهیم خودش را با نیازهای کودک و خانواده هماهنگ کند.
مسجد آینده، مسجد خانواده است
در نگاه آیندهنگرانه به جامعه اسلامی، جوان فقط مخاطب برنامههای فرهنگی نیست، صاحب آینده و یکی از سازندگان آن است. اگر قرار است نسل جدید در ساخت آینده جامعه نقشآفرین باشد، باید از کودکی فرصت حضور، تجربه و مشارکت پیدا کند. مسجد نیز اگر میخواهد در این آینده سهمی داشته باشد، نمیتواند فقط منتظر جوانی باشد که از قبل با مسجد پیوند خورده است. باید خودش زمینه این پیوند را از سالهای کودکی فراهم کند و باید از سالهای کودکی آغاز کرد. باید مادر را با کودک پذیرفت، کودک را با نوجوان پیوند داد، نوجوان را به میدان مسئولیت آورد و به جوان فرصت نقشآفرینی داد. در این نگاه، مسجد صرفاً یک ساختمان برای اقامه نماز نیست، یک محیط تربیتی و اجتماعی است. محیطی که میتواند خانوادهها را به هم پیوند دهد، سرمایه اجتماعی ایجاد کند، مسئولیتپذیری را تمرین دهد و نسل جدید را با معنای مشارکت و زندگی مؤمنانه آشنا کند.
شاید روزی دوباره به همان مسجد بروم و اینبار، پیش از آنکه صندلیهای پرشمار را ببینم، چشمم به نوجوانها و جوانهایی بیفتد که در کنار خانوادههایشان نشستهاند، کودکانی که دیگر لازم نیست از نگاه سنگین کسی بترسند و جوانهایی که مسجد را نه یک فضای متعلق به نسلهای گذشته، که بخشی از زندگی خودشان میدانند.
*فعال فرهنگی و پژوهشگر خانواده

ورد به مرحله «پساسوادی»؛ آیا گوشیهای هوشمند قاتل کتابخوانی هستند؟

زندگی زیر گنبدهای فیروزهای

همتی: بسیاری از همسایگان ما حتی جرات عکس و فیلم گرفتن با ایران را ندارند/ ویدئو

تغییر ساختار جنسیتی در کنکور سراسری

افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

گفتگوی رئیس جدید موساد با وزیر خارجه سوریه

اوراق درآمدی؛ ابزار جدید برای شهرداریها

