به محض اینکه متوجه شدم شرایط نگه داری پرچم در بولوار احمدآباد فراهم است تصمیم گرفتم به خاله سندس خبر بدهم. تماس گرفتم دانمارک و گفتم: جریان پرچم را میدانید؟ خاله آن قدر از همه اخبار آگاه بود که مشتاقانه پرسید از کجا میدانستی که نیت نگه داشتن این پرچم را در مشهد دارم؟ حتی میدانست در کدام شهرهای ایران شبیه این پرچم هست و ویدئوی پیرمرد بیرجندی را دیده بود و وقتی شنید که در این مدت کوتاهی که برای تشییع رهبر شهید به ایران میآید میتواند این تجربه را به یادگار از این سفر داشته باشد خوشحال شد.
برای زنی مثل خاله سندس که در ناآرامیهای لبنان هم خودش را رسانده بود برای تشییع سیدحسن نصرا... حضور در تشییع رهبر شهید از نان شب واجبتر بود. از چندوقت قبل که تاریخ تشییع در ابهام بود دعا میکرد کاش تاریخ بعد از دهه اول محرم باشد که بتواند در آن مدت در حسینیه شان در دانمارک غذا بپزد و کمک کند؛ و حالا برای او تاریخ تشییع در بهترین زمان خودش اتفاق افتاده بود. با این همه به سختی ویزا و بلیت سفر را هماهنگ کرد که به همراه دختر و نوه اش در تشییع شرکت کند. …













