هوای تهران، امروز بوی خاک نم خورده را میدهد، بوی گلهای جانماز، دهان ترش است از گریه بسیار و تشنگی، مغز میجوشد از گرما، خیابانها دارند مرا قدم میزنند، فریاد میزنم و ضجهام آنگونه که انگار سالها در حفرههای ریهام چیزی پنهان کرده بودم.