مقاله اخیر مایکل بکلی و هال برندز در فارین افرز با عنوان «هارتلند در برابر ریملند»، اگرچه در ابتدا بازگشتی به یک نظریه کلاسیک ژئوپلیتیک به نظر میرسد، اما بررسی تحلیلی پیشِ رو نشان میدهد که این مقاله در واقع روایتی راهبردی برای تعریف میدان اصلی رقابت قدرتها در نظم جهانی آینده و روشن شدن جایگاه ایران در نظم جدید جهانی است. در این برداشت، جهان بار دیگر حول این پرسش سازمان مییابد که چه کسی بر اوراسیا، مسیرهای انرژی، کریدورهای تجاری، تنگهها، بنادر، زنجیرههای فناوری و مناطق پیرامونی آن مسلط خواهد شد. به زبان ساده، هارتلند همان عمق خشکی اوراسیاست. جایی که چین، روسیه، آسیای مرکزی و پیوندهای زمینی قدرت شکل میگیرد. ریملند نیز کمربند پیرامونی اوراسیاست که از اروپا و مدیترانه تا خلیج فارس، اقیانوس هند، شرق آسیا و اقیانوس آرام را در بر میگیرد و آمریکا و متحدانش میکوشند از طریق دریا، پایگاهها، …