
سرانجام پس از ۲۵ سال انتظار و رایزنیهای پیچیده بینالمللی، دژ استوار و تسخیرناپذیر الموت مهر تایید سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد یا یونسکو را دریافت کرد تا به عنوان یکی از برجستهترین شاهکارهای معماری و تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی قرار گیرد.
این خبر موجی از خوشحالی و غرور را در میان دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران زمین ایجاد کرد؛ الموت، دژ حسن صباح با آن معماری شگفت انگیز و صخرههای استوارش، حالا در کنار بزرگترین شاهکارهای بشری قرار گرفته است.
لحظه ثبت جهانی قلعههای الموت
ایران پیش از این نیز ۲۹ اثر ملموس فرهنگی، تاریخی و طبیعی را در این فهرست به ثبت رسانده بود و الموت سیامین گام ایران در این عرصه به شمار میرود. اما در پس این هیاهو و شادمانی، یک پرسش اساسی و ساختاری در کمین میراث فرهنگی ایران نشسته است؛ این ثبتهای متعدد و پیاپی در نهایت به کجا رسیدند؟ آیا قرار گرفتن در فهرست یونسکو باعث شد شرایط حافظتی این مکانها بهتر شود، یا واقعیتی تلخ در پس این برندهای جهانی پنهان شده است؟ با نگاهی به وضعیت آثاری چون محوطه باستانی هگمتانه یا بافتهای تاریخی رها شده، آشکار میشود که ثبت جهانی اگرچه یک برند معتبر و افتخاری ملی است، اما لزوما به معنای نجات اثر از چنگال بیتوجهی، فرسایش و تخریب نیست.
بررسی عمیق ساختار یونسکو و کارکرد کنوانسیونهای بینالمللی نشان میدهد که این سازمانها بیشتر از آن که پناهگاهی مالی یا سپر دفاعی مستحکمی در برابر آسیبها باشند، ابزارهایی برای کسب اعتبار هستند و بار اصلی حفاظت، همچنان بر دوش دولتهای میزبان سنگینی میکند.
در همین حال باید توجه داشت که اکنون ایران با سی اثر ثبت شده در یونسکو دهمین کشور جهان در ثبت آثار تاریخی خود است. لیست کشورهای دارای بیشترین میراث جهانی یونسکو اکنون به شرح زیر است: ۱ ایتالیا ≈ ۶۱ ۲ چین ≈ ۶۰ ۳ …












