قیمت طلا امروز




 سایت آوش / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

موازنه قدرت در کاخ سفید چگونه تغییر می کند؟

اختلاف‌ نظرهای مطرح‌شده در میان چهره‌های ارشد دولت آمریکا درباره نحوه مواجهه با ایران، در هفته‌های اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شده است
 موازنه قدرت در کاخ سفید چگونه تغییر می کند؟

ایران

روزنامه ایران گفتگوئی را با دکتر مصطفی زهرانی منتشر کرده است:

اختلاف‌ نظرهای مطرح‌شده در میان چهره‌های ارشد دولت آمریکا درباره نحوه مواجهه با ایران، در هفته‌های اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شده است. هرچند کاخ سفید وجود هرگونه شکاف میان مقام‌های ارشد خود را رد می‌کند، اما تفاوت مواضع برخی اعضای دولت، از جمله جی‌دی ونس و مارکو روبیو، معاون رئیس جمهوری و وزیر امور خارجه این پرسش را مطرح کرده است که سیاست واشنگتن در قبال تهران تا چه اندازه تحت تأثیر این اختلاف دیدگاه‌ها قرار دارد. مصطفی زهرانی، رئیس اسبق مرکز مطالعات وزارت امور خارجه و دیپلمات پیشین ایران در نیویورک در گفت‌وگو با «ایران»، با تأکید بر شخص‌محور بودن سیاست خارجی آمریکا در دوره دونالد ترامپ، معتقد است تصمیم نهایی در واشنگتن بیش از هر چیز به شخص رئیس‌جمهوری وابسته است و در صورت وجود اراده سیاسی در تهران، همچنان می‌توان تنش‌ها را از مسیر دیپلماسی مدیریت کرد.

گزارش‌هایی درباره اختلاف‌نظر میان برخی از مقامات دولت آمریکا از جمله جی‌دی ونس و مارکو روبیو، درباره نحوه مواجهه با ایران و در مخالفت با جنگ و  دفاع از آن منتشر شده است. اختلافاتی که در ساحت رسمی سیاست آمریکا نمایان شده است. این اختلافات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در نظام سیاسی آمریکا، رئیس‌جمهوری در نهایت مدل و چارچوب سیاست خارجی را تعیین می‌کند. در دوره آقای ترامپ نیز تقریباً همان الگویی را شاهد هستیم که تا حدی یادآور شیوه مدیریت رونالد ریگان در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب اسلامی ایران است.

 در این مدل، نقش نهادها در سیاست‌گذاری خارجی نسبت به گذشته کمرنگ‌تر شده و شخص رئیس‌جمهوری نقش محوری را ایفا می‌کند. در واقع، ترامپ در سیاست داخلی و خارجی بیش از هر چیز بر مبنای دیدگاه‌ها و تصمیمات شخصی خود عمل می‌کند. اختلاف‌نظر میان اعضای دولت یا زیرمجموعه او ممکن است وجود داشته باشد؛ این اختلافات می‌تواند واقعی باشد یا در برخی موارد صرفاً جنبه تاکتیکی داشته باشد. با این حال، در نهایت تصمیم‌گیرنده اصلی شخص رئیس‌جمهوری است. 

تصمیم‌های او نیز علاوه بر چارچوب کلی فکری‌اش، تا حد زیادی متأثر از ارزیابی‌ها و برداشت‌های شخصی او از هر موضوع در همان مقطع زمانی است. از این رو، من اختلافات مطرح‌شده در مجموعه دولت را بیشتر یک بحث ثانویه می‌دانم و معتقدم تصمیم نهایی در هر صورت از سوی شخص رئیس‌جمهوری  اتخاذ می‌شود.

هرچند کاخ سفید به‌صورت رسمی هرگونه اختلاف میان ونس و روبیو درباره جنگ با ایران و سیاست خارجی آمریکا را رد کرده است، اما آیا می‌توان گفت در درون حزب جمهوری‌خواه درباره آینده سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران اختلاف ‌نظرهایی وجود دارد؟ در صورت وجود چنین اختلافاتی، این شکاف‌ها چه پیامدهایی می‌تواند برای آینده سیاست خارجی آمریکا داشته باشد؟

حزب جمهوری‌خواه در مجموع چارچوب و برنامه مشخص خود را دارد، اما باید توجه داشت که جایگاه افراد در ساختار تصمیم‌گیری آمریکا یکسان نیست. برای مثال، برخی از مقام‌ها از جمله وزیر دفاع لزوماً نقش تعیین‌کننده‌ای در طراحی راهبرد کلان سیاست خارجی ندارند. اما درباره جی‌دی ونس، موضوع متفاوت است. او از چارچوب فکری منسجم و مشخصی برخوردار است و وقتی درباره مسائل راهبردی صحبت می‌کند، روشن است که بر مبنای یک نگاه منظم و استراتژیک سخن 

می‌گوید. به نظر من، چنین ویژگی‌ای را درباره برخی دیگر از چهره‌های دولت از جمله مارکو روبیو، کمتر می‌توان مشاهده کرد. البته این به آن معنا نیست که ونس جایگاه تعیین‌کننده‌ای در حزب جمهوری‌خواه دارد، بلکه در نهایت این رئیس‌جمهوری است که تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند.

همان‌طور که اشاره کردم، آقای ترامپ در رأس هرم تصمیم‌گیری قرار دارد و حتی اگر کوچک‌ترین مخالفتی با دیدگاه‌های او وجود داشته باشد، در نهایت نظر خود را اعمال خواهد کرد. از این رو، بیش از آنکه اختلاف میان ونس و روبیو اهمیت داشته باشد، باید به رابطه هر یک از این افراد با شخص ترامپ و میزان تأثیرگذاری آنها بر تصمیمات رئیس‌جمهوری توجه کرد.

اما بسیاری از تحلیل ها بر این گزاره مبتنی است که ساختار نقش تعیین‌کننده‌تری در تصمیم‌سازی و پیشبرد  سیاست خارجی آمریکا دارد و کارگزار  در این کشور نقش کمرنگ‌تری دارد. شما این مهم را در دوره ترامپ چطور می‌بینید؟

بله، برخی تحلیلگران معتقدند که نباید سیاست خارجی آمریکا را صرفاً بر اساس شخصیت رئیس‌جمهوری تحلیل کرد، بلکه باید آن را در چارچوب عوامل ساختاری مورد بررسی قرار داد. از نگاه این گروه، شرایط منطقه‌ای، تحولات میدانی، واقعیت‌های جنگ و الزامات ساختاری، بیش از افراد، مسیر سیاست خارجی آمریکا را تعیین می‌کنند.  بر این اساس، حتی آنچه ترامپ، روبیو یا ونس می‌گویند، در نهایت تابع این ساختارهاست و نباید سیاست خارجی آمریکا را کاملاً شخص‌محور تلقی کرد. با این حال، من با این نگاه موافق نیستم و معتقدم تجربه تاریخی نشان می‌دهد که شخصیت رئیس‌جمهوری آمریکا در تصمیمات کلان سیاست خارجی نقش بسیار مهمی دارد. برای مثال، اگر در انتخابات سال ۲۰۰۰ به جای جورج بوش پسر، ال گور به ریاست‌جمهوری رسیده بود، احتمالاً جنگ عراق به آن شکل رخ نمی‌داد، زیرا مبانی فکری این دو کاملاً متفاوت بود. همچنین اگر در سال ۲۰۱۵ فردی غیر از باراک اوباما در کاخ سفید حضور داشت، توافقی مانند برجام شکل نمی‌گرفت. یا اگر امروز نیز فردی غیر از دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا بود، به اعتقاد من جنگ علیه ایران نیز  رخ نمی‌داد. 

بنابراین، اگرچه واقعیت‌های میدانی و شرایط بین‌المللی اهمیت دارند، اما ذهنیت، نگرش و رویکرد رئیس‌جمهوری که در کاخ سفید مستقر است، در تعیین راهبرد کلان آمریکا نقش کلیدی ایفا می‌کند. برای نمونه، اگر فردی مانند اوباما امروز در قدرت بود، بعید بود اجازه دهد فردی مانند بنیامین نتانیاهو تا این اندازه بر تصمیمات واشنگتن اثرگذار باشد یا آمریکا را به سمت چنین جنگی سوق دهد.

اگر بخواهیم این موضوع را با گذشته مقایسه کنیم، نمونه قابل توجه آن دوره ریاست‌جمهوری رونالد ریگان

است. در همان مقطع، در حالی که سیاست رسمی آمریکا به‌شدت علیه ایران بود و وزیر خارجه این کشور در اروپا برای بسیج متحدان علیه ایران تلاش می‌کرد و وزیر دفاع نیز رویکرد نظامی را دنبال می‌کرد، ماجرای مک‌فارلین در پشت صحنه شکل گرفت؛ به‌گونه‌ای که حتی معاون رئیس‌جمهور وقت، جورج بوش پدر، نیز از آن بی‌اطلاع بود. در واقع، نوعی «دولت در دولت» شکل گرفته بود تا مسیر متفاوتی برای برقراری ارتباط با ایران دنبال شود. در آن زمان تصور بر این بود که می‌توان از طریق تعامل با جریان‌های میانه‌رو در ایران، زمینه عادی‌سازی روابط دو کشور را فراهم کرد. به نظر من، در دوره ترامپ نیز امکان شکل‌گیری الگوهای مشابه وجود دارد و نمی‌توان همه تحولات را صرفاً از دریچه مواضع رسمی و علنی دولت آمریکا  تحلیل کرد.

با توجه به نکته‌ای که اشاره کردید مبنی بر اینکه سیاست خارجی آمریکا در شرایط کنونی تا حد زیادی شخص‌محور شده و تصمیمات شخص ترامپ نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، آیا او اکنون اراده و آمادگی لازم را برای فراهم کردن زمینه کاهش تنش‌ها و حرکت به مسیری غیر از جنگ دارد؟ می‌تواند اجازه دهد شرایطی برای مدیریت اختلافات و پیشبرد مسیر دیپلماسی شکل بگیرد؟

به نظر من، این موضوع بیش از هر چیز به تصمیم ایران بستگی دارد. اما اگر در ایران اراده‌ای برای مدیریت صحیح دشمنی میان دو کشور وجود داشته باشد، به اعتقاد من آمادگی لازم در طرف مقابل نیز برای این موضوع وجود دارد.

البته مسیر این کار لزوماً دیپلماسی به معنای متعارف آن نیست. همان‌طور که اشاره کردم، در دوره ریاست‌جمهوری رونالد ریگان نیز شاهد چنین تجربه‌ای بودیم. در آن مقطع، مشاور امنیت ملی آمریکا کنار رفت، جریان‌های متفاوتی در داخل آمریکا و حتی خارج از این کشور شکل گرفتند و در نهایت پرونده‌ای مانند «معامله سلاح در برابر گروگان‌ها» رقم خورد که ابعاد آن بسیار فراتر از آن چیزی بود که در ظاهر کاخ سفید مشاهده می‌شد. نکته مهم دیگر این است که از نظر من، در فرهنگ سیاسی آمریکا زمانی که طرف مقابل در برابر فشارها عقب‌نشینی نکند و پاسخ متقابل بدهد، آمادگی بیشتری برای مذاکره و رسیدن به توافق ایجاد می‌شود. به اعتقاد من، جمهوری اسلامی در این مقطع به روشنی نشان داده است که در برابر فشارها حاضر به عقب‌نشینی یا امتیازدهی نیست و پاسخ متناسب به اقدامات طرف مقابل داده است. اگر در چنین شرایطی مدیریت درستی صورت گیرد، امکان انجام اقدامات مثبت و حرکت به سمت حل‌وفصل مسائل وجود خواهد داشت. البته تحقق چنین مسیری، نیازمند اجماع و انسجام در داخل کشور نیز هست. پیش نیاز اجماع داخلی هم توجه به این نکته اساسی است که انقلاب اسلامی، انقلاب کلام بود، نه انقلاب جنگ. آنچه امروز بیش از هر چیز از جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی شناخته می‌شود، قدرت معنایی و گفتمانی آن است.

این قدرت معنایی بر پایه گفت‌وگو، استدلال و دیپلماسی شکل گرفته است. بنابراین، اصل باید بر دیپلماسی باشد و جنگ گزینه ضروری تلقی شود؛ یعنی ابتدا از ظرفیت دیپلماسی استفاده کنیم و اگر دیپلماسی به نتیجه نرسید، آنگاه به گزینه‌های دیگر بیندیشیم.

 



۴ ساعت قبل / سایت آوش

بیانیه شدیداللحن حزب الله لبنان علیه تحرکات خصمانه وزارت خارجه و خزانه داری آمریکا

حزب الله لبنان بیانیه ای درباره بیانیه های وزارت خزانه داری و خارجه آمریکا علیه این حزب منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است: دیروز، دولت آمریکا از طریق وزارت خزانه‌داری و وزارت امور خارجه ادعا کرد که حزب‌الله تحت کنترل نیروی قدس است و از این ادعا به عنوان توجیهی برای قرار دادن مجدد آن در فهرست تحریم‌ها استفاده کرد. این تصمیم، در واقع، حلقه دیگری از زنجیره سیاست‌های مداوم دولت‌های آمریکا برای هدف قرار دادن مقاومت، جامعه آن، پایگاه حمایتی آن و متحدانش، محاصره و اعمال فشار سیاسی، مالی و نظامی بر آنهاست. هدف، حفاظت از امنیت دشمن اسرائیلی، تثبیت اشغالگری آن در جنوب لبنان و گشودن راه برای اسرائیل جهت اجرای پروژه‌ها و طمع ورزی های توسعه‌طلبانه‌اش در منطقه است.

حزب الله بیان کرد: این تصمیم وزارت خزانه‌داری آمریکا تایید می‌کند که دولت آمریکا که سابقه استفاده از تحریم‌ها به عنوان وسیله‌ای برای تحمیل هژمونی و اراده خود بر کشورها و مردم را دارد، همچنان با لبنان به عنوان قیم رفتار می‌کند. به جای اینکه دشمن اسرائیلی را مجبور به عقب‌نشینی از جنوب لبنان و توقف حملاتش، انفجار منازل، تخریب مزارع و کشتار شهروندان لبنانی کند، به محاصره مردم لبنان متوسل می‌شود و تلاش می‌کند تا لبنان را از تمام منابع قدرت خود محروم کند. با این کار به به دنبال ایجاد بی ثباتی داخلی در لبنان و منحرف کردن مسیر رویارویی با دشمن اسرائیلی به سمت دیگری است.

در بیانیه حزب الله آمده است: حزب‌الله برای تایید لبنانی بودن و مهین پرست بودنش به احدی نیاز ندارد، بلکه، فداکاری هزاران شهیدی که جان خود را برای لبنان و مردمش فدا کردند و سابقه طولانی مقاومت، مقابله با اشغالگران و دفاع از سرزمین و حاکمیت آن، گواه واقعی بر لبنانی بودن حزب الله است.

حزب الله بیان کرد: رابطه نزدیک و محکم و برادرانه ما با جمهوری اسلامی ایران، رابطه‌ای است که ما به آن می بالیم و به آن افتخار می‌کنیم، زیرا در کنار لبنان ایستاد، از آن حمایت کرد و به آن در آزادسازی سرزمینش و احیای حاکمیت و حقوقش کمک کرد. ایران در هر بحرانی در کنار لبنان ماند و از اولین کشورهایی بود که در بازسازی آنچه توسط تجاوز صهیونیستی در طول جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ ویران شده بود، مشارکت کرد.

در بیانیه حزب الله لبنان آمده است: دولت آمریکا هیچ صلاحیت اخلاقی یا قانونی برای دسته‌بندی دیگران یا اعطای گواهی میهن‌پرستی به آنها ندارد. سابقه خونین و جنایتکارانه آن، از ویتنام تا افغانستان و عراق، حمایت بی‌دریغ آن از نسل‌کشی در غزه، لاپوشانی جنایات دشمن اسرائیلی و ارتکاب کشتار و ویرانی در لبنان، یمن و سوریه، تجاوز آن به جمهوری اسلامی ایران، زیر پا گذاشتن همه قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی، بی‌توجهی آن به همه ارزش‌های انسانی و اخلاقی و تبدیل جهان به قانون جنگل که در آن قوی، ضعیف را طعمه خود می‌کند، همه و همه آن را در جایگاه مادر و منبع تروریسم در جهان قرار می‌دهد و هرگونه حقی را برای تعیین خود به عنوان حکم بر جهان و مردم آن سلب می‌کند.

حزب الله در پایان بیان کرد: همه این تحریم‌ها و طبقه‌بندی‌های ناعادلانه، ما را از پایبندی به گزینه مقاومت و حق لبنان و مردم لبنان برای دفاع از سرزمین، حاکمیت و منابع خود باز نخواهد داشت و این واقعیت را تغییر نخواهد داد که مقاومت بخش جدایی‌ناپذیری از تاریخ، حال و آینده لبنان بوده، هست و خواهد بود.

گفتنی است که وزارت خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه تحریم‌هایی را علیه شبکه‌ پول نقد حزب‌الله لبنان اعمال کرد که به ادعای این وزارتخانه، برای حزب‌الله پول نقد منتقل می‌کرد.

منبع: ایرنا 


۲ ساعت قبل / سایت برترینها

واکنش شقایق نوروزی به بمباران شبکه برق در جنگ اخیر

برترین‌ها: شقایق نوروزی، بازیگر سابق سینما و فعال ضد جنگ، در واکنش به انتشار گزارشی درباره اصابت بیش از ۲ هزار نقطه از شبکه برق ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه، با انتشار ویدیویی به تهدیدهای اخیر آمریکا علیه ایران واکنش نشان داد.

او در این ویدیو با اشاره به تهدیدهایی که این روزها از سوی آمریکا مطرح می‌شود، گفت: «چیزهایی که [آمریکا] همین الان داره با اونها ما رو تهدید می‌کنه، قبلاً انجام داده، ولی به نتیجه نرسیده.»

 


۳ ساعت قبل / سایت خبرفوری

اعتراض زنان کارمند به اجبار درخصوص پوشیدن دامن؛ یا شلوار بلند یا مینی ژوپ!/ عکس

اطلاعات در خبری دیگر از کمبود ۲۰ میلیون متر فضای سبز در پایتخت خبر داده و با چاپ عکسی در گوشه بالایی چپ روزنامه از دیدار شاه و فرح پهلوی از مجموعه ورزشی آریامهر خبر داده است.

تیتر دیگر روزنامه هم به اجرا شدن بیمه درمانی بازنشستگان از ماه آینده اختصاص دارد‌.

خانم های کارمند: یا شلوار یا مینی ژوپ! این خبر که در صفحه چهارم شماره امروز روزنامه چاپ‌ شده سوژه امروز " روزنامه گردی دیدبان تاریخ" ماست که ببینیم ماجرا از چه قرار است؛

موج شلوار پوشی بین خانم های کارمند دولت بالا گرفته است. بیشتر خانم های کارمند پوشیدن شلوار را بر دامن ترجیح می دهند‌‌‌. در این بین برخی از سازمان‌های دولتی نیز طی بخشنامه‌ای از خانم های کارمند خود خواسته اند که از دامن به جای شلوار استفاه کنند.

اولین بخشنامه را در این زمینه سازمان جلب سیاحان صادر کرده است. در این بخشنامه تاکید شده که کلیه زنان کارمند در اوقات اداری نباید از شلوار بلند استفاده کنند هر چند انگیزه این دستورالعمل معلوم نیست اما همین موضوع بحث جدیدی را بین خانم های کارمند برانگیخته است.

یکی از خانم های کارمند سازمان جلب سیاحان امروز به خبرنگار ما گفت که شعار خانم‌های کارمند این است؛ یا شلوار یا مینی ژوپ!

در تماسی که خبرنگاران ما با گروهی از خانمهای کارمند گرفته اند این نکته روشن شده که بیشتر خانمهای ۳۵ تا ۵۰ ساله از طرفداران سرسخت این بخشنامه اند‌. در حالیکه جوان‌ها - با برخورداری از اندام موزون - شلوار پوشیدن را ترجیح می دهند. این گروه نیز اظهارنظر می کنند یا شلوار یا مینی ژوپ!

نظیر این بخشنامه چند سال پیش در وزارت کشاورزی برای آقایان صادر شد‌‌‌‌. در این بخشنامه آمده بود که کارمندان مرد فقط در تابستان می توانند بدون کت و کراوات در محل کار خود حاضر شوند. اما برخی از سازمان‌های سختگیر موافقت نکردند که کارمندانشان بدون کت و کراوات در اداره حضور یابند. 




 حق امید‌ها را خرج بیرو‌ها نکنیم
۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

حق امید‌ها را خرج بیرو‌ها نکنیم

امید‌های فوتبال ایران به سادگی ناامید می‌شود اگر بهترین فرصت را صرفاً به بهانه کسب نتیجه تقدیم بزرگسالان کنیم

 تلاطم بورس در مرز حساس
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تلاطم بورس در مرز حساس

بورس تهران پس از رشد 60درصدی از ابتدای سال، اکنون در آستانه ورود شاخص کل به کانال ۶‌میلیون واحدی با احتیاط بیشتری حرکت می‌کند. نزدیک شدن به این مرز روانی، از یک‌سو میل برخی معامله‌گران به شناسایی سود را افزایش داده و از سوی دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان به تداوم روند صعودی امیدوارند. همین وضعیت، بازار را در نقطه‌ای مردد قرار داده است. با وجود چهارمین هفته متوالی مثبت بورس، دو سناریو برای مسیر پیش‌روی بازار سهام مطرح است. در سناریوی نخست، عطش خریداران می‌تواند عرضه‌های ایجادشده در بازار را جذب کند و تداوم حضور ارزش معاملات در سطوح بالا نیز می‌تواند به عبور شاخص از مرز ۶‌میلیون واحد و رسیدن به ارتفاعات بالاتر منجر شود. اما در سناریوی دیگر، رشدهای اخیر زمینه شناسایی سود را فراهم می‌کند و کاهش قدرت تقاضا می‌تواند شاخص را وارد فصل جدیدی از نوسان و استراحت کند. کارشناسان معتقدند، واکنش بورس …

 حد و مرز دولت
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

حد و مرز دولت

نظریه‌های اقتصادی، کالاهای عمومی را با دو خصوصیت «رقابت‌ناپذیری» و «استثناناپذیری» تعریف می‌کنند؛ اما در دنیای واقعی، مرز این تعریف با خدمات ضروریِ غیرعمومی کاملا بهم می‌خورد. وظایفی چون امنیت و دفاع مرزی تعریف مشخصی دارند؛ با این همه، بخش زیادی از مداخله‌های دولتی در حوزه‌های آموزش، درمان و زیرساخت اتفاق می‌افتند؛ بخش‌هایی که شاید با تعاریف کهنه‌ کالای عمومی منطبق نباشند، اما چون منافع همگانی (آثار خارجی مثبت) دارند، حضور دولت را توجیه می‌کنند.

 23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!
۱ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!

رونالدو برای 25امین فصل متوالی در دوران حرفه‌ای خود، گلزنی کرد

 منشا صدای شنیده شده در تهران مشخص شد
۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

منشا صدای شنیده شده در تهران مشخص شد

صدایی که در دقایق اخیر در برخی نقاط تهران شنیده شد مربوط به جشن آغاز امامت حضرت ولی‌عصر (عج) است و ارتباطی با فعالیت پدافند ندارد.

 محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند

آرمان امروز : وزیر بهداشت گفت: اکنون موضوع مهم، پساجنگ است. حرکت در مسیر گذشته همان نتایج گذشته را رقم می‌زند؛ باید تغییرات جدی صورت گیرد و آن اتفاقات افتاده جبران شود. اگر فردی مثل آقای خاتمی بیانیه می‌دهد و صحبت می‌کند، باید قدر آن را دانست و به آن توجه شود. این افراد سرمایه‌های [ ]