
کنایه دوپهلوی عراقچی به مارک روبیو

ایزدی ، وقتی جنگ را بازی کامپیوتری می بیند
روزنامه خراسان در مطلبی با تیتر " ایزدی ، وقتی جنگ را بازی کامپیوتری می بیند" نوشت: خطر این پیشنهاد آنجاست که فقط پرده نخست جنگ را میبیند: ما تأسیسات نفتی دیگران را میزنیم، اما طرف مقابل ظاهراً نه توان پاسخ دارد، نه اراده انتقام و نه هدفی در ایران.
پرسش حذفشده این است: اگر پس از آن، زیرساختهای نفت، گاز، پالایش و صادرات ایران هدف قرار گرفت، مرحله بعد چیست؟ چرخه «بزنیم ـ بزنند» کجا متوقف میشود و در پایان چه چیزی از اقتصاد منطقه و ایران باقی میماند؟ راهبردی که واکنش دشمن، آسیبپذیری خودی و نقطه پایان جنگ را محاسبه نکند، راهبرد نیست؛ خیالپردازی با جان و معیشت مردم است. ضمن آنکه شوک نفتی میتواند آمریکا را گرفتار تورم و رکود کند، اما ادعای فروپاشی اقتصادی کشوری با تولید عظیم انرژی، ذخایر راهبردی و ابزارهای متنوع مهار بحران، سندی ندارد.
البته این محاسبات نباید ایران را محافظهکار یا منفعل کند؛ گاهی پذیرش خطر ضروری است. اما میان خطر محاسبهشده و هیجانفروشی، همان فاصلهای وجود دارد که عقلانیت انقلابی را از سادهسازی کودکانه جنگ جدا میکند. تصمیم جسورانه، واکنش دشمن، آسیبپذیری خودی و مسیر کنترل بحران را نیز میبیند. شجاعت، حذف پیچیدگیهای واقعیت و ساده سازی مشکلات نیست؛ بهکارگیری دقیق قدرت در زمان و نقطه درست است.
خوشچشم؛ مینگذاری در خیالات
پیشنهاد مصطفی خوشچشم برای مینگذاری «خلیج فلوریدا» نمونهای کمنظیر از سادهسازی جنگ دریایی و تبدیل یک عملیات فوقپیچیده به گفتوگویی دورهمی است. ابتدا باید روشن شود منظور او دقیقاً کدام پهنه آبی است؛ زیرا خلیج فلوریدا نام متعارف یک منطقه راهبردی مشخص نیست. احتمالاً منظور او تنگه فلوریدا، خلیج مکزیک یا آبهای مجاور این ایالت بوده است. وقتی حتی جغرافیای عملیات بهدرستی تعریف نشده، چگونه میتوان برای مینگذاری آن نسخه صادر کرد؟
ادعای این که آمریکا درمجموع سه مینروب دارد نیز گمراهکننده است. سه شناوری که احتمالاً مبنای این عدد قرار گرفتهاند، ناوهای رزمی ساحلی «کانبرا»، «تالسا» و «سانتاباربارا» هستند که در سال ۲۰۲۵ با بسته مأموریتی مقابله با مین در بحرین مستقر شدند؛ نه تمام توان مینروبی آمریکا. از آن مهمتر، انتقال پنهانی حجم مؤثری از مین به سواحل آمریکا، عبور از شبکههای شناسایی و اجرای عملیات در هزاران کیلومتری ایران، خود مستلزم ورود به جنگی تمامعیار با پیامدهای نظامی، حقوقی و اقتصادی جهانی است. خوشچشم تمام این زنجیره را حذف می کند و مسئله را به «چند مین میریزیم و آمریکا مصیبت میکشد» تقلیل میدهد. این راهبرد نیست؛ سادهسازی یک جنگ تمامعیار و تقلیل واقعیت پیچیده میدان به چند گزاره هیجانانگیز تلویزیونی است.
خلاصه آن که این افراد با ارائه راهحلهایی که هرگز معیار سنجش، نقشه اجرا و مسئولیت شکست ندارند، تصمیمگیر واقعی را خائن یا ناتوان معرفی میکند. سادهسازان همیشه پیروزند؛ چون خودشان هیچگاه مسئول اجرای نسخههایشان نیستند. هزینه شعار را مردم، نیروهای مسلح و اقتصاد کشور میپردازند؛ اما صاحب شعار فردای شکست، فقط یک نسخه سادهتر و پرصداتر ارائه میکند
«جمهوری اسلامی» : جنگ اقتصادی را نمیتوان با روزمرگی اداره کرد | هزینه جنگ باید عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود
رویداد۲۴| روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی» به بررسی شرایط اقتصادی و سیاسی کشور در سایه فشارهای خارجی پرداخته و هشدار داده است که تداوم فشارهای اقتصادی، بدون اتخاذ تصمیمهای روشن و شجاعانه، میتواند سرمایه انسانی، اجتماعی و زیرساختهای کشور را فرسوده کند.
این روزنامه نوشته است که آمریکا دیگر پنهان نمیکند هدفش از فشار بر ایران، صرفاً تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست و از «جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی» سخن گفته میشود.
جمهوری اسلامی در ادامه تأکید کرده است که در چنین شرایطی، «آنچه بیش از هر چیز میتواند کشور را آسیبپذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بیتصمیمی در داخل است» و ایران به نقشهای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. جامعه به یک صدای معتبر نیاز دارد
این روزنامه با اشاره به شرایط جامعه نوشته است: «امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمیشود.»
جمهوری اسلامی با اشاره به دوران جنگ هشتساله، تجربه سخنرانیهای آیتالله هاشمی رفسنجانی را نمونهای از وجود یک صدای معتبر در شرایط بحرانی دانسته و نوشته است که مردم در آن دوران سخنان او را بهعنوان موضع نظام و امام تلقی میکردند.
این روزنامه افزوده است: «مردم امروز تشنه شنیدن هستند. تشنه دانستن اینکه کشور به کجا میرود و چه کسی مسئول عبور از این گردنه سخت است.» انتقاد از نحوه ارتباط با مردم
جمهوری اسلامی در بخش دیگری از این مطلب به عملکرد صداوسیما پرداخته و نوشته است که این سازمان طی هفتههای اخیر نشانههایی از تغییر مثبت داشته، اما مسئله اصلی همچنان در «برونداد» آن و نحوه ارتباط با جامعه دیده میشود.
این روزنامه تأکید کرده است که تغییر در ساختار و برنامهها، زمانی مؤثر خواهد بود که به تغییر در ارتباط با مردم منجر شود و افزوده است که بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه ملی همچنان برای مخاطبی محدود ساخته میشود؛ در حالی که بخش بزرگتری از جامعه نیازمند گفتوگو و دریافت تصویری روشن از آینده است.
روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به دشواری تصمیمهای پیشرو نوشته است: «ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است.»
این روزنامه معتقد است کشور نمیتواند همزمان تحت فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان منتظر روشن شدن همه شرایط بماند.
در ادامه این مطلب آمده است که اصلاحات اقتصادی باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود و اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصتها را از دست داد.
جمهوری اسلامی تأکید کرده است: «اگر قرار است مقاومت کنیم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه صرفاً پرداختکننده هزینههای آن.» پیشنهاد احیای تفاهمنامه اسلامآباد
این روزنامه در بخش دیگری از تحلیل خود، بر ضرورت اتخاذ یک تصمیم سیاسی بزرگ تأکید کرده و نوشته است: «نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد.»
جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده است که تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا از طریق یک ابتکار سیاسی جدید، مسیر دستیابی به توافقی معنادار باز شود.
این روزنامه همچنین میانجیگری عمان و دیگر کشورها را مفید دانسته، اما تأکید کرده است که این اقدامات بهتنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرند. هشدار درباره فرسایش آرام اقتصاد و جامعه
در ادامه این مطلب، خطر اصلی نه صرفاً حملات کوتاهمدت، بلکه فرسایشی شدن فشار اقتصادی عنوان شده است.
جمهوری اسلامی نوشته است: «خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند.»
این روزنامه در ادامه تأکید کرده است که در برابر فشارهای خارجی، کشور نیازمند برنامهای روشن برای عبور از بحران است و «بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.» اصلاح قیمتها و هزینهای که باید با مردم در میان گذاشته شود
روزنامه جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به محدودیت منابع دولت، کاهش درآمدهای نفتی و دشواری جذب سرمایه خارجی، انرژی و خدمات عمومی را از منابع مهم باقیمانده دانسته است.
این روزنامه درباره احتمال اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی نوشته است که چنین اقداماتی ممکن است برای افزایش تابآوری اقتصادی ضروری باشد، اما هزینه اجتماعی آن باید صادقانه با مردم در میان گذاشته شود.
در این مطلب آمده است: «هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، سفره مردم را کوچکتر میکند و میتواند اعتراض و نارضایتی به دنبال داشته باشد.»
جمهوری اسلامی همچنین کالابرگ و سیاستهای حمایتی را در کاهش بخشی از این فشار مؤثر دانسته، اما تأکید کرده است که این اقدامات بهتنهایی مسئله را حل نمیکنند. پاسخ اصلی سیاسی است
این روزنامه در ادامه، مسئله اصلی را فراتر از اقتصاد دانسته و نوشته است: «بنابراین مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است.»
جمهوری اسلامی تأکید کرده است که کشور در شرایط جنگی زمانی میتواند اداره شود که با مردم در شرایط عادی و صادقانه سخن گفته شود و مردم بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز قرار دارد، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
در بخش دیگری از این تحلیل، بر ضرورت مصلحتمحورتر شدن سیاست خارجی تأکید شده است.
این روزنامه نوشته است که تکیه صرف بر حق، بدون توجه به واقعیت صحنه بینالمللی، میتواند امکان مانور کشور را محدود کند و افزوده است: «هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.»
جمهوری اسلامی در جمعبندی این مطلب تأکید کرده است که مسئله اصلی صرفاً اقدامات آمریکا نیست، بلکه نحوه تصمیمگیری ایران در برابر این اقدامات است.
در بند پایانی مطلب آمده است: «مسئله امروز این نیست که آمریکا چه میکند. این است که ما برای آنچه آمریکا میکند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمیتوان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمیتوان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راههای دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر قرار است هزینهای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود.»
چرا ایران و امریکا توافق نمی کنند؟
روزنامه خراسان نوشت: البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشماندازی برای یک «توافق موفق مقطعی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بنبستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است. واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد. ترامپ راهکاری برای خروج از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمیبیند و پذیرش توافقی مانند تفاهمنامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود. در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد.
ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابع آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامیاش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است. در مجموع، وضعیت کنونی را باید بنبستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.
البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگیهای فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد. آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریمها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی میکنند که نقض غرض جنگ است. از همین رو، بعید به نظر میرسد آمریکا، اسرائیل و کشورهای غربی به سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند. بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنهای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.
آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی اش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفتهها و ماههای آتی نیز بسیار جدی است.
در مقابل نیز احتمال حملات پیشدستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.

ابوترابیفرد: توان دفاعی ایران توازن قوا را به نفع جبهه مقاومت تغییر داد

چگونه چین و روسیه مانع برنامههای ترامپ برای منزوی کردن ایران میشوند

پایداری کامل شبکه برق و آب در کنکور ۱۴۰۵ با همراهی مردم محقق شد/ تلاش شبانهروزی کارکنان وزارت نیرو برای استمرار جریان در شبکه

ربیعی، دستیار پزشکیان: مسئله بنزین تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست/ هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که پیشبینی و مدیریت آنها دشوار باشد

فوری/ ادعای ترامپ درباره بمباران ایران

