
تابستان امسال، بازار خودروی ایران، یکی از پیچیدهترین، پرابهامترین و در عین حال دراماتیکترین برهههای تاریخی خود را تجربه میکند. بازاری که به کلاف سردرگم بحرانهای ساختاری، نوسانات ارزی، فشار جنگ و فروپاشی بیسابقه قدرت خرید مصرفکننده گرهخورده است. در شرایطی که سایه سنگین تنشهای منطقهای هزینههای تامین قطعات و لجستیک را به عرش رسانده و شریانهای اصلی تامین مواد اولیه از جمله صنایع مادر و فولادسازان بزرگ دولتی بر اثر آسیبهای جنگی دچار اخلال جدی شدهاند، تولیدات خودروسازان داخلی با جهش بیسابقه هزینههای تولید مواجه شده است.
اما این تمام فاجعه نیست. در آن سوی معادله، مشتریانی ایستادهاند که توان مالیشان زیر بار تورم افسارگسیخته له شده است. خروج کامل طبقه متوسط از بازار و نابودی امکان پسانداز، اجازه شکلگیری تقاضای واقعی را نمیدهد تا فعالان بازار رسما از تثبیت یک رکود تورمی عمیق سخن بگویند، شرایطی پارادوکسیکال که در آن قیمتها شتابان بالا میروند، اما نمایشگاهها خالی از خریدار واقعی است.
قیمت خودروهای ایرانی در تابستان امسال، گواهی تلخ بر این مدعاست؛ عبور قیمت خودروهای به اصطلاح اقتصادی و پایه مانند ساینا و کوییک از مرز ۱.۳ میلیارد تومان و پرواز خودروهای کارخانهای چون دنا، پژو ۲۰۷ اتوماتیک و تارا به کانالهای ۲.۵ تا ۲.۸ میلیارد تومانی، نشان میدهد که داشتن یک خودروی معمولی ساخت داخل، دیگر نه یک تصمیم اقتصادی، بلکه به آرزویی دستنیافتنی برای میلیونها خانواده ایرانی تبدیل شده است؛ آرزویی که حتی با وامهای سنگین و بازپرداختهای کمرشکن اقساطی نیز جامهعمل به خود نمیپوشد.
بحران واقعی اما هنوز در راه است. بخش عمدهای از خودروهای موجود در بازار با قطعات و مواد اولیهای تولید شدهاند که پیش از تشدید تنشها وارد خطوط تولید شده بودند. با اتمام این ذخایر و ورود قطعات جدید با فاکتورهای گرانتر، نرخهای فعلی تنها پیشدرآمدی از یک طوفان قیمتی بزرگتر در ماههای آینده خواهند بود.
فروپاشی ساختار تقاضا و شکست اصطلاحات کلاسیک اقتصادی
وقتی از ادبیات کلاسیک اقتصاد برای تحلیل وضعیت امروز جاده مخصوص استفاده میکنیم، خیلی زود به دیوار مسدود واژهها میخوریم. اصطلاح رکود تورمی اگرچه در متون درسی به معنای همزمانی …





