بازیگران سریال «صد سال تنهایی»: اقتباس از رمان مارکز ترسناک بود
سایت عصرایران / ۳ ساعت قبل
فصل دوم سریال «صد سال تنهایی» با اقتباس از رمان معروف نوشته گابریل گارسیا مارکز به تازگی منتشر شده و قرار است قسمت پایانی این سریال نیز به صورت جداگانه در تا...
با نزدیک شدن به پخش قسمت پایانی سریال «صد سال تنهایی»، بازیگران این اقتباس تصویری از رمان معروف گابریل گارسیا مارکز، از چالشهای ایفای نقش در اثری گفتند که بسیاری آن را «غیرقابل ساخت» میدانستند. به گزارش ایسنا، فصل دوم سریال «صد سال تنهایی» با اقتباس از رمان معروف نوشته گابریل گارسیا مارکز به تازگی منتشر شده و قرار است قسمت پایانی این سریال نیز به صورت جداگانه در تاریخ ۲۶ آگوست (چهارم شهریور) منتشر شود.
بازیگران از جمله مارگاریتا روزا دی فرانسیسکو، ستاره کلمبیایی برای فصل دوم سریال «صد سال تنهایی» نتفلیکس به جمع بازیگران پیوستند و با نزدیک شدن به پخش پایانی این اقتباس حماسی، چند تن از بازیگران که در قسمت پایانی این مجموعه حضور دارند، به طور اختصاصی با ددلاین گفتوگو کردند.
دی فرانسیسکو که در آمریکای لاتین به خاطر نقشآفرینی در یک سریال طولانی شهرت دارد، در فصل دوم مجموعه صد سال تنهایی ایفای نقش کرده است. استفانیا پینیرس، امانوئل رسترپو و سباستین اوسوریو نیز در فصل دوم این سریال حضور دارند.
اقتباس نتفلیکس از رمان کلاسیک گابریل گارسیا مارکز به دو فصل تقسیم شده است. فصل دو شامل هشت قسمت است که در حال حاضر در حال پخش است و یک قسمت پایانی ویژه نیز به طور جداگانه منتشر خواهد شد.
دس فرانسیسکو که نقش فرناندا دل کارپیو را ایفا میکند، گفت: «بازی در چنین اثر مهم و مرتبطی که بسیاری از منتقدان آن را به طور قطع غیرقابل فیلمبرداری میدانستند، بسیار ترسناک است. کاری که باید انجام میدادیم این بود که خودمان را در اثر پیدا کنیم تا به آن وفادار باشیم و باید به نویسندگان سریال اعتماد میکردیم.»
سباستین اوسوریو که در سریال هایی از جمله «اشتیاق شاهینها» بازی کرده است، نقش آئورلیانو بابیلونیا را در سریال «صد سال تنهایی» ایفا میکند. او نیز معتقد است به دست آوردن نقش در اقتباس از چنین رمان مهمی هم هیجانانگیز و هم ترسناک است.
استفانیا پینیرس نیز که در این سریال اقتباسی نقش آمارانتا اورسولا را بازی میکند، گفت: «این شخصیتها کیفیتی تقریبا اساطیری پیدا میکنند. آنها در نوعی فضای نیمهخدایی قرار دارند که باید به عنوان یک شخصیت با آنها روبرو شوید. اعتماد به نویسندگان برای من بسیار مهم بود.»
او درباره لحظهای شگفتانگیز هنگام ورود به صحنه فیلمبرداری «صد سال تنهایی» به ددلاین گفت: «وارد شدم و همه بازیگرانی را دیدم که نقش خانواده بوئندیا را بازی میکردند و آنجا بودند زیرا قرار بود به عنوان ارواح ظاهر شوند... این یک لحظه سورئال بود.»
لورا مورا و کارلوس مورنو کارگردانی هفت قسمت از هشت قسمت فصل دوم را بر عهده داشتند و الکس گارسیا لوپز هم کارگردانی قسمت پایانی را بر عهده داشت.
رمان «صد سال تنهایی» نوشته گابریل گارسیا مارکز، داستانی است دربارهی خوزه و اورسولا که در برابر مخالفتهای والدینشان ازدواج کرده و روستایشان را ترک میکنند تا به جستجوی یک خانهی جدید بپردازند. آنها به همراه دوستان و ماجراجویان، سفرشان را به تأسیس یک آرمانشهر در کنار یک رودخانه از سنگهای پیشاتاریخی که ماکوندو نامگذاری میکنند، آغاز میکنند. چندین نسل از نسل بوئندیا، آیندهی این شهر افسانهای را شکل میدهند که از جنون، عشقهای غیرممکن، جنگ خونین و بیهوده و یک نفرین وحشتناک که آنها را به ۱۰۰ سال تنهایی محکوم میکند، رنج میبرد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر هیوا سیفیزاده به چهار سال زندان محکوم شد ؛ «کدام رفتار من مصداق تشویق به فساد و فحشا بوده؟» خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : اکران فیلم یوسف حاتمیکیا ؛ امیر جدیدی و هدی زینالعابدین روی پرده تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
سینما برگشت! از صفهای نیمهشب و سانسهای صبح زود «مرد عنکبوتی» تا گیشه ۴ میلیارد دلاری
خبرگزاری همشهریآنلاین / ۵ ساعت قبل
تابستان ۲۰۲۶ برای سینماداران آمریکایی فقط یک فصل موفق نبود؛ نشانهای بود از اینکه شاید سالنهای سینما بالاخره دارند از سایه سنگین همهگیری، اعتصابهای هالیوود و انفجار سرویسهای استریم بیرون میآیند.
همشهری آنلاین: درآمد گیشه آمریکای شمالی در تابستان امسال از مرز ۴ میلیارد دلار عبور کرده؛ اتفاقی که از زمان کرونا تنها برای دومین بار رخ میدهد. مهمتر از رقم فروش، اما چیزی است که در سالنها اتفاق افتاده: صفهای طولانی، سانسهای نیمهشب و صبح زود، تماشاگرانی با لباس شخصیتهای محبوبشان و فیلمهایی که دوباره به موضوع مشترک گفتوگوهای روزمره مردم تبدیل شدهاند.
به گزراش ورایتی، باب بگبی، مدیرعامل زنجیره B&B Theatres، بهتر از هر کس دیگری این تغییر را احساس کرده است. هنگام اکران «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً نو»، تقاضا آنقدر بالا بود که سینماها مجبور شدند سانسهایی در ساعتهای عجیب، حتی ۸ صبح و ۲:۳۰ بامداد، اضافه کنند. بگبی میگوید مدیران سینما مدام در حال اضافهکردن سانس بودند و تقریباً همه نمایشها به فروش میرسیدند. کارکنان خسته بودند، اما یک چیز برایشان لذتبخش بود: سالنها دوباره پر شده بودند. این صحنه برای بگبی یادآور روزهای طلایی «انتقامجویان: پایان بازی» در سال ۲۰۱۹ بود؛ فیلمی که با افتتاحیه ۳۵۷ میلیون دلاری، یکی از بزرگترین رکوردهای تاریخ گیشه را ثبت کرد. حالا «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً نو» حتی از آن هم عبور کرده و با افتتاحیه ۳۶۰ میلیون دلاری در آمریکای شمالی، رکورد تازهای به جا گذاشته است. فروش جهانی فیلم نیز از ۲ میلیارد دلار عبور کرده است. اما داستان بازگشت سینما فقط به مرد عنکبوتی محدود نمیشود. وقتی چند فیلم همزمان مردم را به سینما میکشند
یکی از مهمترین نشانههای سلامت گیشه این تابستان، تنوع فیلمهای موفق است. در گذشته ممکن بود یک بلاکباستر بزرگ تمام توجه بازار را به خود اختصاص دهد؛ اما تابستان ۲۰۲۶ شاهد چند فیلم بزرگ بوده که همزمان تماشاگر جذب کردهاند. «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان در کنار «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً نو» به یکی از موتورهای اصلی گیشه تبدیل شده است. این فیلم تاکنون حدود ۱.۲۹ میلیارد دلار در سراسر جهان فروش داشته و نسخههای IMAX آن سهم چشمگیری از این موفقیت داشتهاند. در کنار این دو، فیلمهایی مانند «داستان اسباببازی ۵»، «مایکل»، «پروژه هیل مری»، «فیلم سوپر ماریو کهکشانی»، «شیطان پرادا میپوشد ۲» و حتی پروژههایی در مقیاس متفاوت، نشان دادهاند که بازار دیگر صرفاً به یک یا دو فرنچایز متکی نیست.
گرگ هکمن، مدیر بازاریابی زنجیره Maya Cinemas، میگوید این وضعیت بیش از هر چیز یادآور سال ۲۰۱۹ است؛ زمانی که مردم برای چند فیلم مختلف همزمان هیجان داشتند. و شاید همین نکته مهمترین خبر برای صنعت سینما باشد: مردم دوباره درباره فیلمها حرف میزنند. این بازگشت پایدار خواهد بود؟
در سالهای پس از کرونا، یکی از بزرگترین مشکلات سینما فقط کاهش فروش نبود؛ بلکه از بین رفتن نوعی تجربه جمعی بود. پلتفرمهای استریم به مخاطب اجازه دادند فیلمها و سریالها را در خانه و در زمان دلخواه تماشا کند. اما سینما چیزی فراتر از تماشای یک فیلم است: صف، هیجان افتتاحیه، واکنش جمعی تماشاگران و احساس اینکه اگر فیلم را نبینید، از یک اتفاق فرهنگی جا ماندهاید. به نظر میرسد تابستان ۲۰۲۶ این حس را دوباره زنده کرده است. تماشاگران برای «مایکل» بعد از پایان فیلم در سالن میمانند و با موسیقی میرقصند. طرفداران «مرد عنکبوتی» با لباس شخصیت محبوبشان به سینما میروند. بعضی مخاطبان «اودیسه» را چند بار تماشا میکنند؛ حتی با وجود اینکه فیلم نزدیک به سه ساعت زمان دارد. این همان چیزی است که سینماداران مدتها منتظرش بودند: فیلمی که تماشای آن در خانه کافی نباشد.
اینجا نگرانی اصلی شروع میشود. صنعت سینما طی چند سال گذشته ضربههای متعددی خورده است؛ از همهگیری و رشد استریمینگ گرفته تا اعتصابهای هالیوود و کاهش تعداد تولیدات استودیویی. حالا ادغام احتمالی پارامونت و وارنر برادرز به نگرانی تازهای برای صاحبان سالنها تبدیل شده است. سینماداران از تجربه ادغام دیزنی و فاکس قرن بیستم در سال ۲۰۱۹ درس گرفتهاند؛ ادغامی که نگرانیهایی درباره کاهش تعداد فیلمهای اکرانشده ایجاد کرد. با این حال، دیوید الیسون، مدیرعامل Paramount Skydance، وعده داده است که ترکیب این دو مجموعه به کاهش تولید منجر نشود و دستکم ۳۰ فیلم در سال از سوی این مجموعه روانه بازار شود. برای سالنداران، این موضوع حیاتی است. آنها به فیلم نیاز دارند؛ نه فقط چند بلاکباستر بسیار بزرگ در سال. آزمون واقعی در پاییز
تابستان قدرتمند بوده، اما پاییز قرار نیست به همان اندازه روی چند فیلم عظیم تکیه کند. صاحبان سالنها میگویند در تقویم پاییزی خبری از تعداد زیادی فیلم چهارربعی و غولآسا نیست، اما یک مزیت وجود دارد: حجم و تنوع. تقریباً در هر آخر هفته تا هالووین، دستکم دو و گاهی پنج فیلم جدید در سراسر آمریکا اکران خواهند شد. از جمله فیلمهایی که توجهها را جلب کردهاند میتوان به کمدی جدید تام کروز با عنوان «حفار»، دنباله «جادوی عملی ۲» با نیکول کیدمن و ساندرا بولاک، ریبوت «رزیدنت اویل» به کارگردانی زک کرگر، اقتباس «وریتی» با بازی آن هاتاوی و داکوتا جانسون و تریلر بقا «قلب هیولا» با بازی برد پیت اشاره کرد. در کنار آنها، «مادر دیگر»، فیلم کمیکبوکی متفاوت «کلیفیس» از DC و نسخه جدید «استریت فایتر» نیز قرار دارند. یعنی شاید پاییز یک «مرد عنکبوتی» یا «انتقامجویان» در هر هفته نداشته باشد، اما مجموعهای از ژانرها و ایدههای متفاوت را پیش روی مخاطب میگذارد.
اگر پاییز نتواند تمام انرژی تابستان را حفظ کند، هالیوود برای فصل تعطیلات برگ برندههای بزرگی دارد. «فاکر-در-قانون»، پیشدرآمد «بازیهای گرسنگی» با عنوان «طلوع در درو کردن» و داستانی تازه درباره اسکروج با نام «اِبنزر» بخشی از برنامهاند. اما اتفاق بزرگتر در پایان سال رقم خواهد خورد: اکران تقریباً همزمان «انتقامجویان: روز رستاخیز» و «تلماسه: بخش سوم»، در کنار «جومانجی ۳». این ترکیب میتواند یکی از قدرتمندترین فصلهای کریسمس تاریخ گیشه را رقم بزند. حتی این احتمال وجود دارد که درآمد سالانه گیشه داخلی آمریکا برای نخستین بار از زمان همهگیری دوباره از ۱۰ میلیارد دلار عبور کند. سینما نمرده بود؛ فقط منتظر بود
شاید مهمترین نتیجه تابستان ۲۰۲۶ این باشد که بحث «مرگ سینما» بیش از حد زود مطرح شده بود. مخاطب هنوز حاضر است برای یک تجربه سینمایی بزرگ پول بدهد. حاضر است نیمهشب به سالن برود، چند ساعت در صف بایستد، فیلمی سهساعته را روی بزرگترین پرده ممکن ببیند و حتی برای بار دوم به سینما برگردد. مشکل، به نظر میرسد، کمتر از آنکه «بیعلاقهشدن مردم به سینما» باشد، به کمبود فیلمهایی مربوط است که تماشای آنها ارزش ترک خانه را داشته باشد. تابستان امسال تعدادی از این فیلمها از راه رسیدند و نتیجهاش را در گیشه دیدیم. حالا سؤال بزرگ این نیست که آیا سینما هنوز مخاطب دارد یا نه. سؤال این است: آیا هالیوود میتواند در پاییز و زمستان، به اندازه کافی فیلم بسازد که این مخاطب را در سالن نگه دارد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، شاید سال ۲۰۲۶ همان سالی باشد که صنعت سینما بالاخره بتواند با خیال راحت بگوید: دوران پساکرونا تمام شده است؛ سینما برگشته. کد خبر 1062094
دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا
خبرگزاری همشهریآنلاین / ۵ ساعت قبل
اگر دلون برای ملویل «شیک و رام» بود، ونتورا یک «صخره سرکش» بود که ملویل باید با تیشهزدنهای روانی و ایجاد اصطکاک، فرم دلخواهش را از دل آن تراش میداد.
همشهری آنلاین: سینما پر از داستانِ کارگردانان کمالگرا و بازیگران سرکش است، اما رابطه ژان پیر ملویل و لینو ونتورا بیشتر به یک دوئل روانی و نبرد دو اراده آهنین شباهت داشت تا یک همکاری هنری ساده. بر طبق شواهد و قرائن، در دو فیلم «نفس دوباره» و «ارتش سایهها»، میدانی از تحقیر، قهر، خشونت کلامی و تکنیکهای بیرحمانه کارگردانی بر پا بوده است. بدو لینو بدو!
همه چیز از فیلم «نفس دوباره» آغاز شد. لینو ونتورا، قهرمان سابق کشتی فرانسوی و بازیگری که نماد مردانگی، قدرت و صداقت سر صحنه بود، نقش «گو» را بازی میکرد؛ گانگستری خسته از زندان که باید برای فرار، خود را روی یک قطار باریِ در حال حرکت میانداخت.
ملویل برای اینکه ترس و خستگی واقعی را در چهره ونتورا شکار کند، بدون اطلاع او پنهانی از راننده لوکوموتیو خواست سرعت قطار را بیشتر کند! ونتورا با تمام وجود دوید و صحنهای درخشان و کاملاً طبیعی خلق شد. اما این شاهکار زمانی خراب شد که ملویلِ مغرور در مصاحبهای پرده از این کلک سینمایی برداشت. ونتورا که احساس میکرد غرور و شرافت حرفهایاش پایمال شده، به شدت برآشفت و در محافل خصوصی ملویل را تحقیر کرد و گفت: «اگر میخواست سریعتر بدوم، چرا مرد و مردانه توی رویم نگفت؟» حرف ونتورا یا حرف ملویل
با وجود این تنشها، وقتی پروژه عظیم «ارتش سایهها» مطرح شد، ونتورا باز هم قرارداد را امضا کرد. اما این بار ملویل با یک بازیگر خشمگین روبهرو بود. ونتورا که خلف وعده کرده بود و قبل از فیلم «دایره سرخ» با آلن دلون در «دسته سیسیلیها» همبازی شده بود، عمیقاً مورد خشم ملویل قرار داشت.
انفجار اصلی زمانی رخ داد که ونتورا اعلام کرد یکی از صحنههای فیلمنامه «ارتش سایهها» را بازی نمیکند چون آن را «فاجعه شخصی» میداند. ملویل ابتدا کوتاه آمد و صحنه را حذف کرد، اما وقتی شنید ونتورا در پشت صحنه پز داده که حرفش را به کرسی نشانده، جنون کمالگراییاش بیدار شد. ملویل تهیهکننده را احضار کرد و اولتیماتوم داد: «به او بگو این صحنه را خواهم ساخت. فردا ساعت ۸ صبح با ماموران دادگاه آنجا خواهم بود و اگر آقای ونتورا نباشد، پروژه را ترک میکنم!» ونتورا بازی کرد، اما از همان ثانیه، ارتباط مستقیم این دو برای همیشه قطع شد. ملویل تا پایان فیلمبرداری حتی یک کلمه مستقیماً با ونتورا صحبت نکرد! تمام دستورات از طریق دستیار منتقل میشد: «آقای ملویل میخواهند کمی سریعتر راه بروید...» «کفتار» و مرد تنها
ونتورا در محافل خصوصی ملویل را «کفتار» مینامید؛ فردی که برای رسیدن به فریم مورد نظرش حاضر بود از هر ترفند روانی سوءاستفاده کند. اما سوال اینجاست: چرا ملویل این قهر را کش داد؟ واقعیت این است که این فقط یک لجبازی ساده نبود، بلکه تکنیک کارگردانیِ بیرحمانه ملویل بود. ملویل میدانست که ونتورا بازیگری غریزی است و از ترفندهای آکادمیک تنفر دارد. او با ایجاد خشمی واقعی و کنترلشده در درون ونتورا و قطع رابطه با او توانست خردکنندهترین حس تنهایی و انزوا را در چهره شخصیت «فیلیپ گربر» بوجود آورد. به تعبیر سیمون سینیوره، بازیگر فیلم، این قهر برای فیلم فوقالعاده مفید بود، چون ونتورا واقعاً مردی تنها در پشت صحنه شده بود! دلون در برابر ونتورا
در مقایسه نحوه برخورد ملویل با دو ستاره بزرگش یعنی آلن دلون و لینو ونتورا میتوان گفت رابطه ملویل با آلن دلون (بهویژه در «سامورایی») بر پایه نوعی شیفتگی متقابل، احترام عمیق و رابطهای شبهپدرانه استوار بود. دلون در برابر ملویل نقش مریدی را داشت که نگاه فرمالیستی، وسواسهای دیداری و ریتم کارگردان را کاملاً درک میکرد. ملویل به دلون به مثابه مجسمهای نایاب نگاه میکرد و تمام فضاسازیها را برای درخششِ سرد و چهره فوتوژنیک او طراحی میکرد.
اما در مقابل، رابطه با ونتورا نبردِ نفوذ و قدرت بود. ونتورا بازیگری متکی بر اخلاق کاری، قدرت فیزیکی و حس صادقانه بود. از دید او، ملویل یک «دیکتاتور استودیویی» بود که قصد داشت ارادهاش را بر بازیگر تحمیل کند. اگر دلون برای ملویل «شیک و رام» بود، ونتورا یک «صخره سرکش» بود که ملویل باید با تیشهزدنهای روانی و ایجاد اصطکاک، فرم دلخواهش را از دل آن تراش میداد. شاهکاری به قیمت یک عمر سکوت
این نبرد سنگین روانی در نهایت به پایان رسید، اما پس از پایان ساخت «ارتش سایهها»، ونتورا دیگر هرگز تا پایان عمر حاضر نشد با ملویل صحبت کند یا حتی در خیابان با او روبهرو شود. با این حال، وقتی نسخه نهایی «ارتش سایهها» روی پرده رفت، ونتورا اعتراف کرد که ملویل شاهکاری بیبدلیل ساخته است. ملویل نیز بعدها اقرار کرد که اگرچه قطع رابطه با بازیگر سر صحنه از نظر انسانی آزاردهنده بوده، اما نتیجه هنری آن بینظیر بود. آنها همدیگر را تا حد جنون آزار دادند، اما حاصل این جنگ روانی، یکی از ماندگارترین چهرههای تنهایی انسانی در تاریخ سینمای جهان شد. کد خبر 1062077
نادر فلاح: انصاف نیست یک بازیگر در حد سیمرغ باشد، ولی کارش دیده نشود
سایت باشگاه خبرنگاران / ۶ ساعت قبل
بازیگر سریال «زیرخاکی» گفت: انصاف نیست یک بازیگر در حد سیمرغ باشد، ولی کارش دیده نشود، یا حتی برای دریافت سیمرغ نامزد هم نشود!
باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه خلیلی - نادر فلاح، بازیگر و کارگردان سینما، تئاتر و تلویزیون در گفتوگویی در واکنش به بیکاری برخی بازیگران بعد از دریافت جایزه سیمرغ گفت: سینما یکسری قواعد دارد. مثلاً وقتی کسی سیمرغ میگیرد، صحبت از دستمزد بالای او و کمکاریاش میشود. اما آن فرد بر این باور است که من در جایگاه سیمرغم و نمیتوانم از جایگاهم عقبنشینی کنم. بنابراین، باید جلوتر از مسیرم قدم بردارم.
فلاح ادامه داد: به همین دلیل، فرد میخواهد قدم بالاتری بردارد، ولی میبیند گاهاً پیشنهادات مطرح شده مقبول نیست. وقتی نقشها را رد میکند، میگویند فلان بازیگر قیافه میگیرد، یا دستمزدش تغییر کرده است. حامد بهداد بعد از دریافت سیمرغ سه سال بیکاری را تحمل کرد، تا نقش بهتری به او پیشنهاد شود. قطعاً سیمرغ در سرنوشت یک بازیگر موثر است. علاوهبر آن، انصاف نیست یک بازیگر در حد سیمرغ باشد، ولی کارش دیده نشود، یا حتی برای دریافت سیمرغ نامزد هم نشود!