قیمت طلا امروز




 سایت آوش / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

صدای پای جنگ از خزر می آید؟

دور از ذهن نیست که آمریکا پس از تجربه جنگ مستقیم با ایران، به این جمع‌بندی رسیده باشد که هزینه تقابل نظامی بسیار بالاست و از این پس راهبرد محاصره ژئوپلیتیکی سراسری را دنبال کند. در این سناریو، اوکراین، برخی بازیگران قفقاز، اسرائیل، فشارهای دریایی در خلیج فارس و تحریم‌های اقتصادی اجزای یک راهبرد واحد خواهند بود، هرچند موفقیت آن قطعی نیست.
 صدای پای جنگ از خزر می آید؟

حمله اوکراین به یک شناور تجاری ایرانی در دریای خزر، را باید  اتفاقی بسیار مهم در صحنه تحولات راهبردی منطقه به شمار آورد. اهمیت این اتفاق فقط در آن نیست که برای نخستین بار از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، کی‌یف مسئولیت حمله به یک شناور ایرانی را پذیرفته است؛ بلکه اهمیت اصلی در آن است که یکی از باثبات‌ترین حوزه‌های امنیتی اوراسیا اکنون در معرض سرریز مستقیم جنگ قرار گرفته است.

دریای خزر طی سه دهه گذشته، برخلاف دریای سیاه، دریای مدیترانه یا خلیج فارس، از معدود مناطق پیرامونی ایران بوده که توانسته از رقابت‌های سخت قدرت‌های جهانی فاصله بگیرد. توافقات کشورهای ساحلی، محدود بودن حضور بازیگران فرامنطقه‌ای و اشتراک منافع اقتصادی، خزر را به منطقه‌ای نسبتاً امن تبدیل کرده بود. اکنون اما این وضعیت در حال تغییر است.

اگر مسئولیت حمله همان‌گونه که اوکراین اعلام کرده، قطعی باشد، باید آن را فراتر از یک عملیات نظامی محدود تحلیل کرد. این اقدام، در واقع انتقال جغرافیای جنگ از جبهه‌های سنتی اوکراین به یکی از حساس‌ترین مناطق پیرامونی روسیه و ایران است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از خسارت یک شناور داشته باشد.

نخستین پیام این حمله، تغییر قواعد بازدارندگی است. تا پیش از این، دریای خزر عملاً خارج از میدان درگیری مستقیم جنگ روسیه و اوکراین قرار داشت. اکنون این مرز شکسته شده است. شکستن چنین مرزی معمولاً آسان‌تر از بازگرداندن آن به وضعیت پیشین است. تجربه جنگ‌ها نشان می‌دهد هنگامی که یک بازیگر موفق می‌شود دامنه جغرافیایی درگیری را گسترش دهد، بازگشت به محدودیت‌های سابق بسیار دشوار خواهد بود.

دومین نکته، تغییر تدریجی ماهیت جنگ اوکراین است. این جنگ دیگر صرفاً نبردی میان مسکو و کی‌یف نیست. طی ماه‌های اخیر، دامنه عملیات‌ها از دریای سیاه تا عمق خاک روسیه، از زیرساخت‌های انرژی تا مسیرهای لجستیکی گسترش یافته است. اکنون نیز حمله به شناوری که اوکراین مدعی است در زنجیره پشتیبانی روسیه نقش داشته، نشان می‌دهد کی‌یف در تلاش است هر حلقه‌ای را که به توان راهبردی مسکو متصل می‌شود، حتی خارج از میدان اصلی نبرد، به هدف مشروع تبدیل کند؛ ادعایی که ایران آن را رد کرده و تأکید دارد شناور هدف، یک کشتی تجاری بوده است.

اما شاید مهم‌ترین لایه این تحول، همزمانی آن با درگیری های ایران و آمریکا باشد. این حادثه دقیقاً در شرایطی رخ می‌دهد که غرب آسیا نیز در یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود قرار دارد. در چنین فضایی، طرح همزمان ادعاهای زلنسکی درباره همکاری اطلاعاتی ایران و روسیه، این تصور را تقویت می‌کند که برخی بازیگران در تلاش‌اند دو پرونده امنیتی مستقل را به یکدیگر گره بزنند؛ جنگ اوکراین از یک سو و بحران ایران و آمریکا از سوی دیگر.

چنین پیوندی، اگر تثبیت شود، معادلات امنیتی را وارد مرحله‌ای کاملاً جدید خواهد کرد. در این صورت، هر تحول در خلیج فارس می‌تواند بر جنگ اوکراین اثر بگذارد و هر تحول در جبهه اوکراین نیز پیامدهایی مستقیم برای امنیت ایران و حتی بازار انرژی داشته باشد. این همان چیزی است که در ادبیات راهبردی از آن با عنوان «همپوشانی جبهه‌های بحران» یاد می‌شود؛ وضعیتی که مدیریت بحران را به مراتب دشوارتر می‌کند.

در این میان، نباید از نقش کریدورهای ترانزیتی غافل شد. دریای خزر حلقه‌ای کلیدی در کریدور بین‌المللی شمال–جنوب است؛ مسیری که برای ایران، روسیه و حتی هند اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی فزاینده‌ای یافته است. ناامن شدن این پهنه آبی، فقط امنیت یک شناور یا یک کشور را تهدید نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند بر آینده یکی از مهم‌ترین مسیرهای جایگزین تجارت جهانی نیز اثر بگذارد.

از سوی دیگر، این رخداد آزمونی مهم برای کشورهای ساحلی خزر نیز محسوب می‌شود. اگر اصل «امنیت مشترک دریای خزر» تضعیف شود، زمینه برای ورود تدریجی رقابت‌های نظامی و امنیتی به این منطقه فراهم خواهد شد؛ اتفاقی که هیچ‌یک از کشورهای ساحلی از آن سود نخواهند برد.

از منظر دیپلماتیک نیز، واکنش تهران نشان داد که جمهوری اسلامی تلاش دارد این پرونده را صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه با اوکراین نگه ندارد، بلکه آن را به سطح نهادهای بین‌المللی و اتحادیه اروپا منتقل کند. این رویکرد بیانگر آن است که ایران، این حادثه را نه یک رخداد تاکتیکی، بلکه نشانه تغییری در محیط امنیتی پیرامون خود ارزیابی می‌کند.

شاید هنوز برای نتیجه‌گیری قطعی درباره اهداف نهایی این اقدام زود باشد؛ اما یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: دریای خزر دیگر آن منطقه دور از جنگ نیست که تا دیروز تصور می‌شد.

اگر روند کنونی ادامه یابد، خزر ممکن است از یک پهنه همکاری اقتصادی و امنیتی، به حلقه جدیدی از رقابت‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شود؛ تغییری که نه تنها ایران و روسیه، بلکه کل معادلات امنیتی اوراسیا را وارد مرحله‌ای تازه خواهد کرد و چه بسا اعلام آغاز یک جغرافیای جدید برای جنگ است باشد.

در تحلیل این حادثه، البته نباید تنها به رابطه مستقیم ایران، روسیه و اوکراین اکتفا کرد. از منظر تحلیل راهبردی، نمی‌توان این پرسش را نادیده گرفت که بیشترین منفعت از گسترش جغرافیای فشار علیه ایران نصیب چه بازیگرانی می‌شود؟

این سؤال زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که حادثه دریای خزر را در کنار تحولات چند ماه اخیر قرار دهیم. ایران همزمان در جنوب، در خلیج فارس و تنگه هرمز، با شدیدترین سطح تقابل خود با آمریکا و اسرائیل روبه‌رو بوده است. در چنین شرایطی، باز شدن یک کانون تنش جدید در شمال ایران، حتی اگر توسط بازیگری دیگر انجام شده باشد، عملاً همان نتیجه‌ای را تولید می‌کند که در ادبیات نظامی از آن با عنوان «چندجبهه‌ای کردن محیط تهدید» یاد می‌شود.

در سال‌های اخیر، یکی از اصول ثابت راهبردهای نظامی غرب و به‌ویژه اسرائیل، جلوگیری از تمرکز توان عملیاتی رقیب بوده است. هرچه یک کشور ناچار شود منابع اطلاعاتی، نظامی و دیپلماتیک خود را میان چند جبهه تقسیم کند، هزینه مدیریت بحران برای آن افزایش می‌یابد. از این منظر، کشیده شدن ناامنی به دریای خزر ــ صرف‌نظر از اینکه مجری مستقیم آن چه کشوری باشد ــ می‌تواند در راستای همین منطق قابل تحلیل باشد.

نکته مهم‌تر آنکه حمله به یک شناور ایرانی تنها یک اقدام تاکتیکی نیست؛ بلکه پیام سیاسی روشنی نیز دارد. این پیام آن است که هیچ حوزه پیرامونی ایران نباید از دامنه فشارهای ژئوپلیتیکی مصون بماند. اگر خلیج فارس در جنوب و مرزهای غربی در سال‌های گذشته کانون فشار بوده‌اند، اکنون این احتمال وجود دارد که دریای خزر نیز به تدریج وارد همین معادله شود.

از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر بارها تلاش کرده است جغرافیای رویارویی با ایران را از مرزهای سنتی فراتر ببرد؛ از عملیات‌های دریایی گرفته تا اقدامات اطلاعاتی و سایبری. به همین دلیل، هرچند نسبت دادن مستقیم حادثه خزر به تل‌آویو یا واشنگتن بدون شواهد معتبر، تحلیلی شتاب‌زده خواهد بود، اما نادیده گرفتن همپوشانی این رخداد با راهبرد کلان فشار چندلایه علیه ایران نیز ساده‌انگاری است.

اگر این فرضیه درست باشد، هدف صرفاً آسیب زدن به یک شناور یا حتی مختل کردن یک مسیر تجاری نیست؛ هدف، تغییر نقشه ذهنی امنیت ایران است. یعنی تهران احساس کند دیگر تنها در جنوب با تهدید روبه‌رو نیست، بلکه از شمال نیز باید خود را برای یک محیط امنیتی جدید آماده کند.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین پیام این حادثه، نه خسارت واردشده به یک کشتی، بلکه تلاش برای شکستن تصور امنیت نسبی دریای خزر باشد؛ منطقه‌ای که تاکنون یکی از معدود حوزه‌های کم‌تنش پیرامون ایران محسوب می‌شد.

دور از ذهن نیست که آمریکا پس از تجربه جنگ مستقیم با ایران، به این جمع‌بندی رسیده باشد که هزینه تقابل مستقیم بسیار بالاست و از این پس به جای رویارویی مستقیم، به سمت محاصره ژئوپلیتیکی ایران حرکت کند. در این صورت، اوکراین در شمال، اسرائیل در غرب، برخی بازیگران در قفقاز، فشارهای دریایی در جنوب و تحریم‌های اقتصادی، اجزای یک راهبرد واحد خواهند بود؛ راهبردی که هدف آن نه فتح سرزمین، بلکه فرسایش مداوم قدرت ایران از طریق گشودن جبهه‌های متعدد و پراکنده است.

نورنیوز



۱۱ ساعت قبل / سایت آوش

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینه‌های دیگری می‌روند

صفحه اصلی شبکه بی‌بی‌سی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتاب‌دهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانع‌تراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایش‌های نظامی با این کشور خبر داد.»

این دو تیتر بازتاب‌دهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانه‌ای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.

اورشلیم‌پست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یک‌ونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون به‌شدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.

آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان می‌دهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند.

حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمی‌گردد

تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی می‌تواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی ببینند. گزارش‌ها چه می‌گویند؟

روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیس‌جمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپس‌گیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایش‌های مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریایی‌های هسته‌ای شده است.»

این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سه‌شنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامه‌ریزی‌شده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاست‌جمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدت‌هاست دنبال می‌کنند.»

لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکم‌تر می‌کند و تقویت توانمندی‌های خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش می‌دهد.»

این اظهارات نشان می‌دهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه می‌تواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.

روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمی‌گردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود می‌داند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمی‌گردد.

آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی

یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتی‌های جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.

ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرن‌ها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بین‌المللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرن‌سازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در سال‌های بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصه‌ای بود که پیش از آن قدرت‌های استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.

ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرن‌سازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعه‌طلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.

این تصمیم ژاپن پس از سال‌ها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت می‌کرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال می‌کرد.

پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.

پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگ‌های کره و ویتنام انجامید؛ جنگ‌هایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمی‌دانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت.

سفر سرنوشت‌ساز به چین

یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسه‌تونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.

این دوره، دوران تنش‌زدایی و دیپلماسی سه‌جانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بین‌المللی پیدا می‌کرد.

چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته می‌شود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانه‌تر عمل می‌کند. چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی می‌توانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟

سردرگمی در سیاست‌های آسیایی آمریکا

آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلاف‌های خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیت‌های دریایی خود به خاورمیانه است.

دولت‌های متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا می‌دانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.

برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم می‌دانند. حتی برخی استدلال می‌کنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینه‌های جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.

سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی می‌توانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز می‌تواند یکی از همین نقاط عطف باشد.


۱۵ ساعت قبل / سایت کولاک

پیام رمزآلود برای کشورهای منطقه | در جنگ فیل‌ها، سبزه پامال می‌شود! - مجله اینترنتی کولاک

در حالی که تحرکات نظامی آمریکا در منطقه به تیتر یک رسانه‌های غربی تبدیل شده است، یک استراتژیست ارشد چینی با استفاده از یک ضرب‌المثل باستانی، آب پاکی را روی دست کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی ریخت

دریافت

10 MB

پیوند کوتاه کپی شد!




 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۳۳ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.

 جابه‌جایی‌های غول‌آسا | آغاز لیگ جذاب
۳۳ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

جابه‌جایی‌های غول‌آسا | آغاز لیگ جذاب

همه‌چیز از فصل جدید سری‌آ؛ کدام تیم‌ها شانس قهرمانی‌اند و کدام کاندیدای سقوط؟

 آمادگی سوریه برای پیوستن به پیمان مکه
۳۱ دقیقه قبل / سایت تابناک

آمادگی سوریه برای پیوستن به پیمان مکه

وزیر امور خارجه دولت انتقالی سوریه تاکید کرد: «دمشق در حال بررسی امکان پیوستن به پیمان مکه برای دفاع مشترک است و تصمیم خود را درباره این اقدام در زمان دیگری...

 تصآویری از اشیایی که هر روز می بینیم اما نمی شناسیم!
۲۲ دقیقه قبل / سایت عصرایران

تصآویری از اشیایی که هر روز می بینیم اما نمی شناسیم!

بزرگنمایی میکروسکوپی ثابت می کند که اشیای آشنای روزمره بسیار پیچیده تر از آن چیزی هستند که تصورش را می کنیم.

 راز انفجارهای کیهانی با اندازه‌گیری‌های هسته‌ای فاش شد
۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

راز انفجارهای کیهانی با اندازه‌گیری‌های هسته‌ای فاش شد

پژوهشگران با اندازه‌گیری دقیق واکنش‌های هسته‌ای در اَبَرنواَخترها و انفجارهای پرتو ایکس، گامی بلند به سوی درک مرگ ستارگان و منشأ عناصر شیمیایی برداشته‌اند.

 اقدامات احتیاطی ناشناخته نیروهای آمریکایی در اربیل؛ بسته شدن ناگهانی همه درهای پایگاه هوایی حریر
۱۶ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اقدامات احتیاطی ناشناخته نیروهای آمریکایی در اربیل؛ بسته شدن ناگهانی همه درهای پایگاه هوایی حریر

منابع آگاه روز جمعه فاش کردند که همه دروازه‌های پایگاه هوایی حریر در نزدیکی اربیل به دلایل نامعلومی بعدازظهر امروز به طور ناگهانی بسته شدند.