قیمت طلا امروز




 سایت آوش / ۱۴۰۵/۰۵/۰۶

دفاع از جنگ، برائت از گرانی

یکی از ویژگی‌های منازعات سیاسی در ایران، تقسیم نامتوازن مسئولیت‌هاست. همان جریان‌هایی که سال‌ها از ادبیات تقابل، مقاومت بدون هزینه و بی‌اعتمادی به مذاکره دفاع کرده‌اند، امروز با انتشار اینفوگرافی‌ها و آمارهای اقتصادی، تمام بار گرانی، تورم و آشفتگی بازار را متوجه دولت مسعود پزشکیان می‌کنند
 دفاع از جنگ، برائت از گرانی

مردم سالاری

روزنامه مردم سالاری در گزارشی نوشت:

بر فرض که آمار منتشر شده از سوی تندروها را مبنا قرار دهیم، باز هم نخستین نتیجه‌ای که از آن می‌توان گرفت، نه صرفاً نقد عملکرد دولت، بلکه اعتراف به واقعیتی است که سال‌ها انکار می‌شد. جنگ، تنش و نااطمینانی سیاسی، هزینه اقتصادی سنگینی بر کشور تحمیل می‌کند.

تازه‌ترین نمونه این رویکرد، اینفوگرافی جنجالی رجانیوز علیه دولت مسعود پزشکیان است؛ اینفوگرافی‌ای که قصد دارد همه فراز و فرودهای اقتصاد را به حساب دولت بنویسد، اما ناخواسته پرسشی مهم‌تر را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ اگر جنگ و تنش هیچ نقشی در اقتصاد ندارد، پس چرا با کاهش ریسک‌های امنیتی، همان شاخص‌هایی که رجانیوز منتشر کرده تغییر مسیر می دهند؟

 

جدال تازه با یک اینفوگرافی

ماجرا از انتشار تصویری در رجانیوز آغاز شد. رسانه‌ای که سال‌هاست یکی از مهم‌ترین تریبون‌های جریان تندرو به شمار می‌رود. این رسانه با انتشار اینفوگرافی تحت عنوان پزشکیان را سانسور نکنید! از قیمت ارز، سکه، مسکن، تورم و برخی شاخص‌های اقتصادی، تلاش کرده است عملکرد دولت پزشکیان را زیر سؤال ببرد و این پیام را القا کند که مشکلات اقتصادی، نتیجه مستقیم سیاست‌های دولت است.

در نگاه نخست، چنین نقدی شاید طبیعی به نظر برسد. هر دولتی در برابر وضعیت اقتصادی کشور مسئولیت دارد و رسانه‌ها نیز حق دارند عملکرد آن را نقد کنند. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که همین روایت، بسیاری از عوامل اثرگذار بر اقتصاد را حذف می‌کند؛ عواملی که در یک سال گذشته، بیش از هر زمان دیگری بر بازار ایران سایه انداخته‌اند.

اما همین روایت، ناخواسته پرسش مهم‌تری را پیش می‌کشد؛ اگر با اوج گرفتن جنگ و تنش‌های امنیتی، بازار ارز، طلا و کالاها دچار جهش می‌شود، آیا می‌توان نقش جنگ و ریسک سیاسی را در اقتصاد نادیده گرفت؟

اقتصاد ایران در خلأ اداره نمی‌شود. کشوری که ماه‌ها درگیر تهدید نظامی، جنگ، نگرانی از گسترش درگیری، اختلال در تجارت خارجی و افزایش ریسک‌های امنیتی بوده، طبیعتاً واکنش بازارهایش نیز صرفاً محصول تصمیم‌های وزارت اقتصاد یا بانک مرکزی نیست. نرخ ارز، بازار سرمایه، قیمت طلا و حتی بازار مسکن، پیش از آنکه به تصمیم‌های روزمره دولت واکنش نشان دهند، به انتظارات سیاسی و امنیتی پاسخ می‌دهند.

با این حال، در روایت رجانیوز، گویی همه این متغیرها از صفحه اقتصاد حذف شده‌اند و تنها بازیگر باقی‌مانده، دولت است.

 

پاسخی که یک تناقض را آشکار کرد

واکنش علی‌اصغر شفیعیان، مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور، دقیقاً بر همین نقطه دست گذاشت. او نوشت اگر این اینفوگرافی را بپذیریم و کاهش برخی قیمت‌ها یا بهبود بعضی شاخص‌ها را به رسمیت بشناسیم، نتیجه منطقی آن این است که جنگ و تنش، هزینه اقتصادی دارد و هر زمان ریسک درگیری کاهش پیدا کند، بازار نیز واکنش مثبت نشان می‌دهد.

این پاسخ، فارغ از موافقت یا مخالفت با دولت، یک تناقض مهم را آشکار کرد؛ جریانی که تا دیروز هرگونه سخن گفتن از هزینه‌های اقتصادی جنگ، تحریم یا تنش را نوعی سیاه‌نمایی تلقی می‌کرد، امروز برای نقد دولت، همان شاخص‌هایی را منتشر می‌کند که نشان می‌دهند امنیت و ثبات سیاسی تا چه اندازه بر اقتصاد اثرگذار است.

به بیان دیگر، اگر افزایش نرخ ارز در دوره تنش‌های نظامی، نشانه ضعف دولت است، کاهش همان نرخ پس از فروکش کردن بحران نیز نمی‌تواند بی‌ارتباط با کاهش ریسک‌های امنیتی باشد. نمی‌توان تنها بخشی از واقعیت را انتخاب کرد و بخش دیگر را نادیده گرفت.

 

اقتصاد فقط در پاستور مدیریت نمی‌شود

مشکل اینجاست که بخشی از جریان سیاسی، اقتصاد را تنها زمانی به دولت نسبت می‌دهد که نتیجه آن افزایش قیمت‌ها باشد. اما هنگامی که سخن از عوامل ساختاری، تحریم، محدودیت‌های بین‌المللی، نااطمینانی ناشی از درگیری نظامی یا تصمیم‌های کلان فرادولتی به میان می‌آید، ناگهان دولت تنها بازیگر میدان معرفی نمی‌شود.

در حالی که بسیاری از اقتصاددانان معتقدند بازار ارز، سرمایه و کالا در ایران به شدت نسبت به ریسک‌های سیاسی و امنیتی حساس است، تقلیل همه تحولات اقتصادی به عملکرد چند ماهه یک دولت، بیش از آنکه تحلیل اقتصادی باشد، نوعی روایت سیاسی است.

 

اقتصاد، میدان رقابت سیاسی

یکی از مشکلات اصلی اینجاست که اقتصاد در ایران، بیش از آنکه موضوع تحلیل باشد، به میدان رقابت سیاسی تبدیل شده است. هر جناح سیاسی، زمانی که دولت همسو بر سر کار باشد، سهم عوامل بیرونی را پررنگ می‌کند و هنگامی که رقیب در قدرت است، همان عوامل را از روایت خود حذف می‌کند.

نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری نوعی اقتصاد گزینشی است؛ اقتصادی که در آن، آمار نه برای فهم واقعیت، بلکه برای پیروزی در منازعه سیاسی انتخاب می‌شود.

در چنین فضایی، جامعه نیز به تدریج اعتماد خود را به روایت‌های رسمی از دست می‌دهد. زیرا مردم در زندگی روزمره خود، هم اثر سیاست‌های اقتصادی دولت را لمس می‌کنند و هم اثر جنگ، تحریم، نااطمینانی و تنش‌های سیاسی را. حذف هر یک از این عوامل، تصویری ناقص از واقعیت می‌سازد.

 

هزینه تصمیم ­ها برای جامعه

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که هزینه تصمیم‌های کلان را چه کسی پرداخت می‌کند؟ پاسخ روشن است، مردم. افزایش قیمت کالاهای اساسی، کاهش ارزش پول ملی، کوچک شدن سفره خانوارها و دشوارتر شدن تأمین مسکن، هزینه‌هایی است که مستقیماً بر دوش جامعه قرار می‌گیرد. از همین رو، اگر قرار است درباره مسئولیت سخن گفته شود، این مسئولیت نیز باید به همان اندازه که متوجه دولت است، متوجه همه تصمیم‌ها و سیاست‌هایی باشد که به افزایش نااطمینانی و فشار بر اقتصاد انجامیده‌اند.

آنچه این روزها بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، نبود مسئولیت‌پذیری در فضای سیاسی است. هر جریان سیاسی موفقیت‌ها را به نام خود ثبت می‌کند و ناکامی‌ها را به گردن رقیب می‌اندازد. در چنین فضایی، آمار اقتصادی دیگر ابزار تحلیل نیست؛ به ابزاری برای رقابت سیاسی تبدیل می‌شود.

اگر جنگ، تحریم، تنش‌های منطقه‌ای و ریسک‌های امنیتی در افزایش نرخ ارز و تورم بی‌اثر بوده‌اند، پس چگونه همان جریان‌ها امروز این شاخص‌ها را به‌عنوان سند ناکارآمدی دولت منتشر می‌کنند؟ و اگر این عوامل اثرگذار بوده‌اند، چرا سهم آنها در روایت رسمی نادیده گرفته می‌شود؟

جامعه امروز بیش از هر چیز به صداقت سیاسی نیاز دارد. نمی‌توان از یک‌سو سیاست‌هایی را تأیید کرد که هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی به کشور تحمیل می‌کنند و از سوی دیگر، تمام پیامدهای آن را به حساب دولتی نوشت که تنها یکی از بازیگران ساختار حکمرانی است. نقد عملکرد دولت، حق رسانه‌ها و بخشی از نظارت عمومی است؛ اما این نقد زمانی معتبر خواهد بود که همه عوامل اثرگذار دیده شوند، نه آنکه بخشی از واقعیت حذف و بخش دیگر برجسته شود.

اقتصاد ایران سال‌هاست بهای تحریم، تنش، بی‌ثباتی و تصمیم‌های پرهزینه را می‌پردازد. تا زمانی که همه جریان‌های سیاسی سهم خود را در این وضعیت نپذیرند، جنگ روایت‌ها ادامه خواهد داشت؛ اما هزینه واقعی این جدال، همچنان از جیب مردم پرداخت می‌شود.

 



۱۳ ساعت قبل / سایت آوش

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینه‌های دیگری می‌روند

صفحه اصلی شبکه بی‌بی‌سی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتاب‌دهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانع‌تراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایش‌های نظامی با این کشور خبر داد.»

این دو تیتر بازتاب‌دهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانه‌ای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.

اورشلیم‌پست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یک‌ونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون به‌شدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.

آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان می‌دهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند.

حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمی‌گردد

تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی می‌تواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی ببینند. گزارش‌ها چه می‌گویند؟

روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیس‌جمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپس‌گیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایش‌های مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریایی‌های هسته‌ای شده است.»

این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سه‌شنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامه‌ریزی‌شده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاست‌جمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدت‌هاست دنبال می‌کنند.»

لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکم‌تر می‌کند و تقویت توانمندی‌های خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش می‌دهد.»

این اظهارات نشان می‌دهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه می‌تواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.

روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمی‌گردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود می‌داند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمی‌گردد.

آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی

یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتی‌های جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.

ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرن‌ها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بین‌المللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرن‌سازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در سال‌های بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصه‌ای بود که پیش از آن قدرت‌های استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.

ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرن‌سازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعه‌طلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.

این تصمیم ژاپن پس از سال‌ها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت می‌کرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال می‌کرد.

پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.

پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگ‌های کره و ویتنام انجامید؛ جنگ‌هایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمی‌دانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت.

سفر سرنوشت‌ساز به چین

یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسه‌تونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.

این دوره، دوران تنش‌زدایی و دیپلماسی سه‌جانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بین‌المللی پیدا می‌کرد.

چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته می‌شود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانه‌تر عمل می‌کند. چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی می‌توانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟

سردرگمی در سیاست‌های آسیایی آمریکا

آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلاف‌های خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیت‌های دریایی خود به خاورمیانه است.

دولت‌های متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا می‌دانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.

برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم می‌دانند. حتی برخی استدلال می‌کنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینه‌های جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.

سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی می‌توانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز می‌تواند یکی از همین نقاط عطف باشد.


۱۴ ساعت قبل / سایت روزنو

۲ مقام آمریکا مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان شدند

انتخاب: دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.

گام جدید دونالد ترامپ برای فاصله گرفتن از تشدید نظامی در ایران، همزمان با این اتفاق رخ داده که مقام‌های آمریکایی معتقدند مذاکرات ایران و عمان، که تا همین اواخر یکی از معدود مسیرهای ثمربخش برای مذاکره به نظر می‌رسید، در روزهای اخیر متوقف شده است.

یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به سمافور گفته‌اند که دولت آمریکا معتقد است مذاکرات ایران و عمان چند هفته پیش عملاً شکست خورده است.

این مذاکرات برای ترامپ آزاردهنده شده بود، زیرا این احتمال را ایجاد کرده بود که ایران و عمان درباره نوعی سازوکار دریافت عوارض از تردد در تنگه هرمز به توافق برسند.

سفارت عمان به درخواست سمافور برای اظهار نظر درباره ارزیابی دولت آمریکا از وضعیت مذاکرات پاسخ نداده است.

با این حال، ترامپ فعلاً در اظهارات علنی خود تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. او وضعیت مربوط به ایران را «خیلی خوب» توصیف کرده و همچنان امیدوار است فشار اقتصادی بتواند تهران را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؛ این در حالی است که خودش مذاکرات آتی را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.

ترامپ در پست دیشب خود در شبکه تروث سوشال، ایران را به «جنگ اقتصادی» تهدید کرد و گفت آمریکا علیه هر کشوری که با تهران تجارت کند، مجازات‌های اقتصادی اعمال خواهد کرد.

 




 کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس

مارگارت کوالی در مراسم افتتاحیه فیلم «ستاره‌های سگ» در لندن، با پوششی تمام‌چنل روی فرش قرمز حاضر شد و کفش‌های جنجالی و وایرال این برند را به پا داشت؛ کفش‌هایی که به دلیل طراحی خاصشان، ظاهری شبیه راه رفتن با پای برهنه ایجاد می‌کنند.

 پیام فرماندهان ارتش و سپاه به سرپرست وزیر دفاع
۲۳ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

پیام فرماندهان ارتش و سپاه به سرپرست وزیر دفاع

سرلشکر حاتمی در پیامی به مناسبت روز صنعت دفاعی به سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح تاکید کرد: ملتی که به دست توانای فرزندان خود سپر دفاعی می‌سازد،...

 رئیس مجلس و هیأت پارلمانی همراه وارد تهران شدند
۱ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

رئیس مجلس و هیأت پارلمانی همراه وارد تهران شدند

محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و هیات پارلمانی همراه پس از سفر سه روزه به عراق وارد تهران شدند.

 «لباس شخصی» و بازخوانی یک پرونده خاموش
۸ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

«لباس شخصی» و بازخوانی یک پرونده خاموش

سینمای سیاسی ایران همواره در مواجهه با تاریخ معاصر، مسیری دشوار و پرچالش را پیموده است، مسیری میان روایت هنری، مسئولیت تاریخی و حساسیت‌های سیاسی. «لباس شخصی»...

 شوک به تراکتور؛ بیرانوند از مهرماه سرباز می‌شود
۱۴ دقیقه قبل / سایت رکنا

شوک به تراکتور؛ بیرانوند از مهرماه سرباز می‌شود

رکنا ورزشی: وضعیت خدمت سربازی علیرضا بیرانوند وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ معاون سازمان نظام وظیفه عمومی اعلام کرده این دروازه بان ملی پوش از مهرماه ۱۴۰۵ مشمول خدمت خواهد شد؛ اتفاقی که می‌تواند ادامه حضور او در تراکتور را با چالش جدی مواجه کند.

 چرا اروپایی‌ها پول نقد در خانه نگه می‌دارند؟
۳۴ دقیقه قبل / سایت تابناک

چرا اروپایی‌ها پول نقد در خانه نگه می‌دارند؟

گاردین: نگرانی مردم اروپا از وقوع جنگ و حملات سایبری آنها را به نگهداری بیشتر پول نقد متمایل کرده است