هرگاه از کارزار سخن به میان می آید، معمولا نگاه ها به لحظه آغاز آن معطوف می شود؛ به زمانی که متنی منتشر می شود، امضاها جمع می شوند و مطالبه ای خطاب به نهادی عمومی یا مقامی مسوول طرح می شود. اما این فقط بخشی از داستان است. کارزار، نه از لحظه انتشار یک متن آغاز می شود و نه با اعلام نتیجه آن پایان می یابد. هر کارزار، پیش از خود تاریخی از کنش ها دارد و پس از خود نیز عرصه ای از کنش های تازه می گشاید.
در تجربه کنشگری اجتماعی و شهری، کمتر مساله ای را می توان یافت که مستقیما به کارزار منتهی شده باشد. معمولا پیش از آن، مساله ای دیده شده، داده هایی گردآوری شده، گفت وگوهایی شکل گرفته، نامه هایی نوشته شده، مذاکره ای صورت گرفته، رسانه ای درگیر شده، راهکارهایی آزموده شده و شبکه ای هر چند کوچک از دغدغه مندان شکل گرفته است. هنگامی که این مسیرها به تنهایی کفایت نمی کنند، کارزار به عنوان شکلی از کنش جمعی …







