جهان در آستانه یک دگرگونی عمیق در مفهوم امنیت قرار گرفته است. اگر در قرن بیستم، قدرت کشورها با شمار لشکرها، حجم زرادخانه ها و گستره سرزمین های تحت کنترل سنجیده می شد، امروز معیار اصلی قدرت، توانایی اثرگذاری بر تصمیم دشمن است. جنگ های معاصر بیش از آنکه برای اشغال سرزمین باشند، برای اشغال ذهن، تغییر محاسبات و مهندسی اراده سیاسی طراحی می شوند. به همین دلیل می توان گفت جهان از عصر تصرف سرزمین وارد عصر تصرف تصمیم شده است. نمونه های معاصر این تحول فراوانند. ایالات متحده پس از تجربه پرهزینه عراق و افغانستان دریافت که اشغال نظامی، لزوما به تحقق اهداف سیاسی نمی انجامد. از آن پس، راهبرد این کشور بیش از پیش بر فشار اقتصادی، عملیات سایبری، جنگ شناختی، تحریم های هوشمند، ائتلاف سازی و مدیریت ادراک دولت ها و افکار عمومی استوار شد. در سوی دیگر، چین نیز بدون ورود به جنگ های گسترده، با بهره گیری از قدرت …







