بجز امید مرا جست وجوی با کس نیست
چگونه دست بدارم ز گفت وگوی امید
روانکرد امید مرا امید و هنوز
امیدهاست من خسته را به سوی امید
جهان ملک خاتون
1) هفته پیش من از بیمارستان بازگشتم و امروز کتابم هم نشینی با سرطان از چاپخانه در آمد، نگرانی های پزشکان و دوستان در بیمارستان به آن اندازه بود که وقتی روشن شد بیماری من زخم بزرگ معده است، بسیاری با خوشحالی گفتند: خدا را شکر . این شکر گزاری البته فقط واکنش به یک خبر پزشکی نبود؛ نشانه تمکین به زمانه ای بود که در آن آدمی از بیم خطرهای بزرگ تر، به زخم های کوچک تر رضایت می دهد. کتاب من هم فقط شرح یک بیماری نیست، بلکه روایتی از زیستن در سایه تهدید، هم صحبتی با درد، آموختن امید در دل هراس و بازشناختن معنای زندگی در لحظه هایی است که انسان با تن محدود خود با دنیایی نامحدود روبه رو می شود. اما درست همزمان با این تجربه شخصی و انتشار آن کتاب، …







