مقدمه: فریبِ واگذاری نقش یا دامِ کارکرد؟ طرح اخیر امریکایی مبنی بر برون سپاری امنیتی پرونده لبنان به دمشق، صرفا یک ایده زودگذر که در میان انبوه صحنه های منطقه ای رها شده باشد، نبود؛ بلکه تجلی یک مانور راهبردی بود که واشنگتن از طریق آن می کوشد کارکرد منطقه ای سوریه جدید را بازتعریف کند، و هزینه های کشمکش در مشرق را به گونه ای بازتوزیع نماید که بارِ اسراییل سب کتر شده، بدون آنکه ایالات متحده مجبور به مداخله مستقیم در بهای رویارویی شد. در این رویکرد، لبنان نه به مثابه یک موجودیت حاکم و مستقل با اولویت های خاص و الزامات ثبات درونی اش، بلکه به عنوان میدانی برای تسویه تقلیل می یابد که در آن مازاد قدرت با مازاد ناتوانی تلاقی می کند. از همین رو، تلاش امریکا به نظر می رسد که می کوشد معضل لبنان را از باری که هم پیمان و متحد اسراییلی را فرسایش می دهد، به برگ های معاوضاتی بدل کند که استحکام …









