در سال های پایانی سلطنتِ قاجار، زمانی که مشروطه چون آتشی در دلِ ایرانیان زبانه کشیده بود و هر گوشه ای از این سرزمین، نجواهای آزادی خواهی را در خود داشت، نسیم شمال از دلِ محله های خاک نشسته قزوین برخاست. سید اشرف الدین گیلانی، با روزنامه ای به همین نام و اشعاری عامه پسند، صدای مردمی شد که در میانِ استبدادِ کهن و آرمان های نو، به دنبالِ راهی برای رهایی می گشتند. شعرِ او، آینه ای بود برابرِ چهره زخمی ایران؛ آینه ای که زخم های یک ملت را در خود بازتاب می داد و در عینِ حال، امید به فردایی بهتر را نیز در دلِ آن می دمید. نسیمِ شمال، خود را وقفِ بیانِ دردهای مردم و روشن کردنِ زوایای تاریک جامعه کرد؛ مردمی که در میانِ فقر و بی عدالتی و استبداد، هنوز به وعده مشروطه دل بسته بودند و امید داشتند که روزگاری، این سرزمین از چنگِ ظلم و آشوب، رهایی یابد.
سید اشرف الدین گیلانی قزوینی (۱۲۸۸-۱۳۵۲ قمری)، در مدرسه …







