اگر زندگی یک فیلم باشد، هر انسانی سکانسی دارد که تمام گذشته اش را زیر سوال می برد. سکانسی که قهرمان داستان ناگهان در برابر انتخابی می ایستد که هیچ گاه تصورش را نمی کرد؛ انتخابی که نه با عقل، بلکه با قلب نوشته می شود. من امروز در همان سکانس ایستاده ام.
سال هاست که آرژانتین بخشی از خاطرات فوتبالی من است. از مارادونا تا مسی، هر دو برای من تنها فوتبالیست نبودند؛ شخصیت های ماندگار فیلمی بودند که نامش فوتبال است. بارها با گل هایشان از جا پریده ام، بارها شکست هایشان را با اندوه تماشا کرده ام و سال ها با افتخار گفته ام که آرژانتین، تیم محبوب من است.
اما هر فیلمی، پرده آخری دارد و گاهی پرده آخر، تمام داستان را دگرگون می کند. امروز من بیش از آنکه یک تماشاگر فوتبال باشم، یک ایرانی هستم.
بیش از 40 سال است که در امریکا زندگی می کنم. امنیت دارم، خانه دارم، خانواده ام کنار من هستند، اما …







