قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

تورم یا توهم؟!

آمارهای رسمی می‌گوید که قیمت کالاها و خدمات در ایران نسبت به تیرماه سال گذشته ۸۷ درصد افزایش یافته اما رئیس‌جمهور آمریکا اصرار دارد که این عدد را چهار برابر بزرگ‌تر نشان دهد.
 تورم یا توهم؟!

به گزارش ایسنا، تورم در اقتصاد ایران همچنان یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های سیاست‌گذاران، تولیدکنندگان و خانوارهاست؛ تورمی که حالا در محدوده ۸۰ درصد قرار دارد و شرایط معیشتی خانواده‌ها را تحت تاثیر قرار داده اما نسبتی با عدد عجیب و غریب ۳۵۰ درصدی اعلامی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا ندارد. البته او معمولا درباره نرخ تورم در ایران صحبت می‌کند و اعداد متفاوتی را به زبان می‌آورد.

اما مطابق گزارش مرکز آمار ایران نرخ تورم ماهانه، نقطه به نقطه و سالانه در تیرماه ۱۴۰۵ به ترتیب ۳.۱، ۸۷.۹ و ۶۶ درصد بوده است. بانک مرکزی نیز در گزارش تیرماه ۱۴۰۵ نرخ تورم کالاها و خدمات را ۳.۶، ۸۳.۹ و ۶۱.۴ درصد اعلام کرد. 

جعفر مهدی‌زاده ـ مدیرکل سیاست‌های اقتصادی بانک مرکزی ـ نیز در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ درباره تورم پنج درصدی قبل از جنگ و ۳۰۰ درصدی بعد از جنگ، گفت: «تورم پیش از جنگ ۴۶ درصد بوده و اکنون به ۶۱ درصد رسیده است.»

یکی از نکات کلیدی که ارتباط مستقیم با دغدغه‌های روزمره مردم دارد نرخ تورم خوراکی‌ها است که بر اساس گزارش مرکز آمار در محدوده ۱۲۸ درصد قرار دارد که از فشار قیمت‌ها بر اقتصاد خانوارها حکایت دارد.

سیاست پولی؛ نسخه بانک مرکزی برای مهار تورم

در کنار آمارهای تورمی، سیاست‌گذار پولی و بانکی برنامه‌هایی  را برای کاهش سرعت رشد قیمت کالاها و خدمات در دستور کار دارد. مسئولان بانک مرکزی، مهار تورم را در سال ۱۴۰۵ مهم‌ترین اولویت خود اعلام کرده و برای این هدف، چند ابزار اصلی را به‌کار گرفته است.

یکی از مهم‌ترین اقدامات، افزایش نسبت سپرده قانونی بانک‌ها بوده است؛ اقدامی که با هدف کاهش توان خلق اعتبار شبکه بانکی و کنترل رشد نقدینگی اجرا شده است. در کنار آن، محدودسازی رشد ترازنامه بانک‌ها و کنترل اضافه‌برداشت بانک‌ها از منابع بانک مرکزی نیز در دستور کار قرار گرفته تا از گسترش پایه پولی جلوگیری شود.

مسئولان بانک مرکزی می‌گویند که کنار سیاست انقباضی، تلاش دارند منابع بانکی را به سمت فعالیت‌های مولد هدایت کند تا فشار کاهش نقدینگی، به رکود عمیق در بخش تولید منجر نشود. در همین راستا، از تأمین مالی زنجیره‌ای به‌عنوان یکی از ابزارهای جایگزین برای تأمین نیاز بنگاه‌ها یاد شده است؛ ابزاری که قرار است نقدینگی را به تولید برساند، اما از مسیرهایی کم‌هزینه‌تر برای پایه پولی.

رئیس‌جمهور، افزایش هزینه حمل و نقل، کاهش درآمدهای نفتی و آسیب به کارخانجات در جریان جنگ ۴۰ روزه از جمله دلایل تشدید تورم دانسته است. به گفته مسعود پزشکیان «ما قبلا {کالاها را} با کشتی می‌آوردیم اما حالا از کلی مسیر عبور می‌کند تا به مقصد برسد و قیمت تمام شده بیشتر شده است. درآمدمان هم کم شده، نفت می‌توانستیم بفروشیم الان نمی‌توانیم. یک سری از کارخانه‌ها را هم خراب کردند و نمی‌توانیم مالیات بگیریم. باید پول هم بدهیم به آنها تا چرخشان بچرخد».

تورم در بخش مسکن و ساختمان؛ هشدار جدی برای هزینه‌های تولید

یکی از بخش‌هایی که به‌طور خاص با موضوع تورم گره خورده، بخش مسکن و ساختمان است. تازه‌ترین گزارش مرکز آمار درباره تغییر قیمت نهاده‌های ساختمانی در بهار ۱۴۰۵ می‌گوید که تورم نقطه به نقطه مصالح ساختمانی در تهران به ۱۰۶ درصد رسیده است. رشدی که می‌تواند به افزایش قیمت مسکن در بخش خرید و فروش و اجاره‌ها منجر شود.

مهار تورم مستلزم هماهنگی بین بخشی

در گفت‌وگوها و گزارش‌های منتشرشده یک جمع‌بندی مشترک دیده می‌شود؛ مهار تورم بدون هماهنگی سیاست پولی، مالی، ارزی و تجاری ممکن نیست. کارشناسان و مقام‌های اقتصادی در این روایت تأکید می‌کنند که اگرچه کنترل نقدینگی و انضباط بانکی ضروری است، اما این اقدامات به‌تنهایی کافی نخواهد بود؛ به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد با کسری بودجه، ناترازی بانکی، انتظارات تورمی و محدودیت‌های ارزی مواجه است.

اثر تورم بر معیشت؛ فشار مداوم بر سبد خانوار

تداوم نرخ‌های بالای تورم بار دیگر تصویر روشنی از فشار بر سبد مصرفی خانوارها ارائه می‌دهد. در چنین شرایطی، تورم فقط یک شاخص آماری نیست، بلکه به معنای کاهش قدرت خرید، کوچک‌تر شدن سفره خانوار، افزایش نااطمینانی در تصمیم‌های اقتصادی و تضعیف افق برنامه‌ریزی برای مردم و بنگاه‌هاست.

تورم در فاز تازه؛ سیاست‌های کلاسیک دیگر جواب نمی‌دهند

بهاالدین حسینی‌هاشمی کارشناس پولی و بانکی با اشاره به شرایط ویژه اقتصاد ایران و غلبه تورم ناشی از فشار هزینه بر تقاضا گفت: در شرایط فعلی، ابزارهای کلاسیک سیاست پولی به‌تنهایی توان مهار تورم را ندارند و عواملی مانند کاهش درآمدهای ارزی، افزایش هزینه حمل‌ونقل، انرژی و محدودیت‌های تجارت خارجی، نقش مهمی در تشدید فشارهای تورمی ایفا می‌کنند.

چرا تورم ۸۰ درصدی شد؟

محمد صادق‌الحسینی اقتصاددان نیز معتقد است تورم ماندگار است و تا پایان سال سه‌رقمی می‌شود؛ چراکه دو موتور ایجاد تورم «ارز ترجیحی و کسری بودجه دولت» و «عدم انجام اصلاحات انرژی» همچنان روشن هستند و تورم را از کانال ۳۰ - ۴۰ درصد به ۸۰ درصد رسانده‌اند. در این میان چشم‌انداز اقتصاد کشور از بین رفته و سبب هجوم به بازارهای دارایی می‌شود.

به دوره تثبیت موقت تورم رسیدیم

هم‌چنین حمیدرضا جیهانی، کارشناس اقتصادی با بیان این‌که کاهش نرخ ماهانه تورم از ۷.۴ به ۳.۶ درصد نمی‌تواند نشانه قطعی تغییر رژیم تورمی در اقتصاد ایران باشد، گفت: پس از یک جهش بزرگ مانند حذف ارز یا بحران‌های منطقه‌ای، بازار به یک دوره «تثبیت نسبی» می‌رسد که در آن، کشش قیمتی کاهش می‌یابد اما هنوز شواهدی مبنی بر فروکش کردن تورم ساختاری که سال‌هاست قدرت خرید خانوارها را هدف گرفته، نداریم.

به گفته وی، اگرچه کاهش نرخ ماهانه از ۷.۴ به ۳.۶ درصد، یک تغییر محسوس در نمودارهاست، اما نباید آن را نشانه قطعی برای تغییر رژیم تورمی در اقتصاد ایران دانست. نکته حائز اهمیت این است که تورم نقطه به نقطه در تیرماه همچنان در بازه ۸۷ تا ۹۰ درصد قرار دارد و تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده است.

جیهانی با بیان اینکه باید میان «تورم ماهانه» و «تورم ساختاری و پایدار» تمایز قائل شد، اظهار کرد که تورم ماهانه روند کاهشی نشان داده، اما تورم ۱۲ ماهه در تیرماه همچنان حدود ۶۱ تا ۶۴ درصد بوده است. از نظر فنی، ما هنوز شواهدی مبنی بر فروکش کردن تورم ساختاری که سال‌هاست قدرت خرید خانوارها را هدف قرار داده، نداریم. بنابراین، دورنمای اقتصادی که بانک مرکزی برای مردم ترسیم کرده، هنوز به شفافیت و اطمینان لازم نرسیده است.

انتهای پیام



۲۱ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

ترامپ: اگر برای جلوگیری از سلاح هسته‌ای ایران لازم بود، ۱۰۰ بار دیگر حمله می‌کردم| کنترل تنگه هرمز در اختیار ماست

رویداد۲۴| دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از آمریکایی‌ها خواست افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را تحمل کنند و درباره حمله به ایران گفت اگر برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای لازم می‌بود، ۱۰۰ بار دیگر نیز این کار را انجام می‌داد.

بخش‌هایی از ادعا‌های وی به شرح زیر است:

ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت و ما کنترل تنگه هرمز را در اختیار داریم.

اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، از آن استفاده می‌کرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود می‌کرد.

ایران هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارد، اما ظرفیت تولید آنها در مقایسه با پنج ماه قبل بسیار پایین است

ایرانی‌ها به کشور‌های تقریباً بی‌طرفی موشک شلیک کردند که هیچ‌کس نمی‌دانست تا چه اندازه در این درگیری دخیل هستند.

ایرانی‌ها همه را هدف قرار دادند و اگر بمب هسته‌ای داشتند، از آن علیه همه استفاده می‌کردند.

ایران به یک قدرت سلطه‌گر در خاورمیانه تبدیل شده که دیگران را مورد زورگویی قرار می‌دهد.


۴۵ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

ادعای ترامپ: اگر لازم بود ۱۰۰ بار دیگر نیز به ایران حمله می‌کردم / ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت؛ اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، از آن استفاده می‌کرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود می‌کرد

کد خبر: 787382 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۰۹:۳۳:۰۰ اعتمادآنلاین |

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از آمریکایی‌ها خواست افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را تحمل کنند و درباره حمله به ایران گفت اگر برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای لازم می‌بود، ۱۰۰ بار دیگر نیز این کار را انجام می‌داد. 

به گزارش «انتخاب»؛ بخشهایی از ادعاهای وی به شرح زیر است:

ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت و ما کنترل تنگه هرمز را در اختیار داریم.

اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، از آن استفاده می‌کرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود می‌کرد.

ایران هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارد، اما ظرفیت تولید آنها در مقایسه با پنج ماه قبل بسیار پایین است

ایرانی‌ها به کشورهای تقریباً بی‌طرفی موشک شلیک کردند که هیچ‌کس نمی‌دانست تا چه اندازه در این درگیری دخیل هستند.

ایرانی‌ها همه را هدف قرار دادند و اگر بمب هسته‌ای داشتند، از آن علیه همه استفاده می‌کردند.

ایران به یک قدرت سلطه‌گر در خاورمیانه تبدیل شده که دیگران را مورد زورگویی قرار می‌دهد.

  اخبار مرتبط سی‌ان‌ان: ترامپ به نمایندگان ارشد دولت خود دستور داده که گفت‌وگوهایشان با ایران را متوقف کنند/ کاخ… ترامپ: ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت؛ آمریکا به دنبال تمدید تفاهم با تهران نیست


۱ ساعت قبل / سایت برترینها

صلح، ثبات، آزادی؟ چه می‌خواهیم که حال‌مان بهتر شود؟

یلدا آذرپی در عصر ایران نوشت: حواست هست؟ مردادِ سوزانِ امسال هم دارد به آخر می‌رسد. آدم دلش می‌خواهد هرچه در این ماه‌ها گذشته را یک‌جا از ذهنش بتکاند و دور بریزد.برود بنشیند لب حوضِ لاجوردی، پهلوی گلدان‌های شمعدانی. عطر یاس و پیچ امین‌الدوله در هوا باشد و پاها را گذاشته باشد در آب و چند دقیقه... فقط چند دقیقه هیچ کاری نکند. کاش همه‌چیز را از یاد ببرد. نگاهش بیفتد به همان ترکیب‌های قدیمی، به دیوار کوتاه آجری، کاشی‌های کوچکِ فیروزه‌ای، امواج آرام، آسمان آبی، بوی خاکِ نم‌خورده، بوی بارانِ تازه، بوی برگ و گل و دلش غَنج برود از این همه زیبایی.

کاش آن گوشه درخت اناری باشد، کنار دیوار بوته‌های رز و نسترن بالا رفته باشند و سایۀ برگ‌ها افتاده باشد روی آجرهای قدیمی. حُسنِ یوسُف چرا نباشد و صدای آب چرا نیاید؟ کمی صدای پرنده و کمی خش‌خشِ برگ‌ و همه‌چیز همین‌جا باشد، نه جای دیگر. همین‌قدر نزدیک، همین‌قدر آشنا و بیاسایی برای خودت.

همه خسته‌ایم از وضعیتِ این روزها که البته چندی‌ست وخامت قبل را ندارد. جنگ و بن‌بستِ مذاکرات بر اقتصاد و زندگی روزمره سایه انداخته است و در این شرایط، حرف‌زدن از صلح، اقتصاد و امنیت به توصیه‌های ماورائی شبیه است.

ما خیلی خسته‌ایم و دیگر رؤیاهای بزرگ نداریم. معجزه و شق‌القمر نمی‌خواهیم. این روزها اگر از مردم بپرسید چه‌چیز حال تان را بهتر می‌کند، بعید است پاسخشان شباهتی به آرزوهای سال‌های دور داشته باشد.

احتمالاً دیگر نمی‌گویند خانۀ بزرگ‌تر مد نظرم است، ماشین گران‌تر می‌خواهم یا دوست دارم بروم سفر و چند روزی دور از هیاهو باشم. خواسته‌ها کوچک‌تر و بنیادی‌تر شده‌اند. می‌گویند دوست دارم جنگ تمام شود و قیمت‌ها ثبات پیدا کنند. می‌گویند کاش بتوانیم برای چند ماهِ بعدمان برنامه بریزیم و نگران آیندۀ فرزندمان نباشیم. می‌گویند کاش اینترنت قطع نشود. می‌گویند کاش گشت ارشاد برنگردد. می‌گویند کاش بتوانیم آزادانه حرف بزنیم و زندگی کنیم. کاش هر روزی که چشم باز می‌کنیم، خبر بد به گوشمان نرسد.

تغییر حالمان تا حد زیادی به همین‌ها خلاصه می‌شود، ولی همه بفهمی‌نفهمی بی‌اعصابیم و حتی اگر همۀ این‌ها هم از آسمان ببارند بعید می‌دانم بهتر شویم؛ چون از پا درآمده‌ایم. رنجِ روحی داریم. پر از اضطرابیم. خاطرۀ جنگ، تنش‌های انباشته، سوگ و مشکلاتِ پس از سانحه داریم. ما به راهکارهای عملی و حال‌خوب‌کُن نیاز داریم.

نمی‌شود به آدم‌هایی که نگرانِ ارزش پول، امنیت و آینده هستند، توصیه کرد دخیل ببندید، یوگا کنید، کمتر اخبار ببینید و نگاهتان به نیمۀ پر لیوان باشد. حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید که شهروندان از فردای خود دارند. در این شرایط چطور می‌توان از رنجِ جامعه کاست؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا مردم دوباره دلیلی برای آرامش داشته باشند؟

۱- شر جنگ را از سر مردم کم کنیم

هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند تا ابد در اضطرار و آماده‌باش به ‌سر ببرد. جنگ، گذشته از تهدیدِ موشک و انفجار، انبوه ترس‌ها و نگرانی‌هایی است که به خانه‌ها نفوذ می‌کند. جنگ یعنی احتمالِ حمله، تورمِ افسارگسیخته، کسب‌و‌کارِ هدررفته، نگرانی از آینده، مهاجرتِ اجباری، درمانِ رهاشده و ترس از بحران‌های انباشته. همۀ این‌ها ناشی از سیاست‌های کلان است که حالا به شکست مذاکرات، تفاهمِ شکننده و نامعلوم‌بودنِ سرنوشتِ آبراه جنوبی گره خورده است. پس یکی از اقداماتی که می‌تواند مستقیماً بر حالِ روحی و جسمیِ مردم اثر بگذارد، پایانِ جنگ است. مردم برخلاف خواستۀ نمایندگانِ چند درصدی و جناح تندرو به بزن‌بزن و «جنگ تا روز قیامت» نیازی ندارند. بهترین خبر این است که بشنویم جنگ تمام شده است.

۲- اقتصاد را از بندِ غافل‌گیریِ دائمی برهانیم

اقتصادِ بی‌ثبات بر همه‌چیز اثر می‌گذارد. بی‌ثباتی یعنی بر باد رفتنِ چشم‌انداز. وقتی ندانی با حقوقِ ماه آینده چه‌قدر قدرت خرید داری، ندانی اجارۀ سال بعدت چقدر است، ندانی قیمتِ کالاها در فاصلۀ دو خریدت چقدر تغییر می‌کند و ندانی حقوقی در کار است یا نه، زندگی به مدیریتِ بحرانِ روزمره تبدیل می‌شود.

گزارش‌ها از کوچک‌ترشدنِ سبد خرید خانوار و کاهشِ بنیۀ اقتصادی حکایت دارند و وخامت اوضاع به‎حدی است که برخی کالاهای اساسی و درمان‌های ضروری از اولویتِ مردم حذف شده‌اند. به همین دلیل بیش از وعدۀ ثروتمندشدنِ کشور، به ثبات نیاز داریم؛ ثبات ارز، ثبات قیمت‌ها، ثبات قوانین و ثبات سرمایه. بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی، وعدۀ یک‌شبه پولدارشدن و خروج از بحران‌های پیاپی نیست؛ این است که بدانیم پولی در جیب داریم که چند روز دیگر بی‌ارزش‌تر از امروز نیست.

۳- دوباره بتوانیم برای آینده برنامه‌ریزی کنیم

یکی از نشانه‌های خستگی اجتماعی، کوتاه‌شدنِ افقِ زندگی است. آدمی که زمانی برای پنج سالِ آینده برنامه می‌ریخت، حالا شاید نتواند برای چند روز آینده‌اش تصمیم بگیرد. جوانی که باید به ازدواج، تحصیل، اشتغال، خرید خانه یا بچه‌دارشدن بیندیشد، اول باید حساب کند آیا می‌تواند از پس هزینه‌های عادی زندگی برآید یا نه. دست‌ و پای جامعه بسته است و زمانی حالش بهتر می‌شود که آینده دوباره قابل تصور باشد.

۴- از تندروی خسته‌ایم؛ کمی عقلانیت بد نیست

جامعه فقط از جنگِ خارجی خسته نیست؛ از جنگِ دائمی در داخل هم خسته است؛ از اینکه هر اختلاف‌نظر به دشمنی تبدیل شود، هر منتقدی متهم باشد و هر عقب‌نشینی از موضع سیاسی، خیانت تلقی شود. مردم به سیاستمدارانی نیاز دارند که بلد باشند مسئله حل کنند، نه‌ اینکه مدام مسئلۀ نو بسازند. کشوری که همۀ انرژی‌اش را صرفِ تولید دشمن، زدوخورد با مخالف و تنشِ دائمی می‌کند، فرصت زیادی برای ساختنِ زندگی شهروندان ندارد. حالِ مردم زمانی بهتر می‌شود که سیاست از هیجان، درگیری و شعار فاصله بگیرد و به سمتِ عقلانیت، گفت‌و‌گو، اعتماد و مصالحه برود.

۵-آزادی و حق انتخابِ مردم را به رسمیت بشناسیم

آزادی در مباحث سیاسی چُنان بزرگ و انتزاعی است که معنای روزمره‌اش فراموش می‌شود، ولی در زندگی مردم، مفهوم ساده‌ای دارد. آزادی به این معناست که بتوانی خودت باشی، آن‌طور که می‌خواهی لباس بپوشی، موسیقی دلخواهت را گوش کنی، کتاب بخوانی، حرف بزنی، سفر بروی، شغل انتخاب کنی و سبک زندگیِ خودت را داشته باشی، بدون اینکه مدام نگران باشی انتخاب شخصی‌ات تو را با دردسر مواجه کند. جامعه‌ای که شهروندانش مدام مراقب رفتار و گفتارشان هستند، جامعۀ آرامی نیست. آزادی یکی از ارکانِ زندگی سالم است.

۶- امنیت را از معنای نظامی‌اش بزرگ‌تر ببینیم

امنیت فقط در این خلاصه نمی‌شود که موشک به خانه‌ات نخورد؛ یعنی مطمئن باشی قانون از تو حمایت می‌کند. یعنی شغلت فردا از بین نمی‌رود. یعنی اگر بیمار شدی، درمان از توانت خارج نیست. یعنی نگرانِ آیندۀ فرزندت نباشی. یعنی مجبور نیستی هر شب دربارۀ اتفاق‌های احتمالیِ فردا سناریو بسازی. یعنی احساس نکنی زندگی‌ات در معرضِ تصمیم‌های ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی است. یکی از مهم‌ترین نیازهای امروز مردم، ثبات و مصونیت در برابر بی‌ثباتی است.

۷- حفظ استقلال بدون انزوا

استقلال ارزشمند است، اما نباید منجر به انزوا شود. هر کشور مستقل باید بتواند از منافعش دفاع کند، همزمان توان مذاکره، تجارت و ارتباط با جهان داشته باشد و برای کاهش تنش بکوشد. نتیجۀ استقلال باید در زندگی مردم ملموس باشد. اقتصاد مستقل باید بتواند با جهان ارتباط برقرار کند و به فناوری و دانش تکیه کند. استقلال فقط وقتی ارزشمند است که به افزایش قدرت مردم منجر شود، ولی اگر معنایش تحمل دائمِ هزینه‌های اقتصادی و سیاسی باشد، طبیعی است که مردم دربارۀ نسبتِ وعده و نتیجه سؤال کنند.

۸- اینترنتِ سریع، ارزان و بدون فیلتر به مردم بدهیم

چرا اینترنتِ آزاد و باکیفیت به مردم نمی‌دهیم؟ در عصر کنونی، اینترنت همه‌چیز است؛ محل کار، دانشگاه، فروشگاه، رسانه و راه ارتباط با این و آن. قطع یا محدودکردنِ اینترنت یعنی سلیقه‌ای عمل‌کردن، یعنی ذی‌نفع‌بودن از انسدادِ تکنولوژی، یعنی قطعِ بخشی از زندگیِ واقعی. مردم باید بدانند در جهان چه می‌گذرد، باید بتوانند با اینترنت کار کنند، کسب‌و‌کارشان را اداره کنند، با دیگران ارتباط داشته باشند و به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. در جهانی که ارتباطات روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود، حس جدایی از جهان، اضطراب‌آور است.

۹- اعتماد را احیا کنیم

هیچ‌چیز به‌اندازۀ بی‌اعتمادی جامعه را به ستوه نمی‌آورد. اگر مردم به آمارها، وعده‌ها، سیاست‌ها و به آینده اعتماد نکنند، تصور می‌کنند واقعیت زندگی‌شان با آنچه در تریبون‌های رسمی گفته می‌شود تفاوت دارد. اگر بین مردم و حاکمیت فاصله بیفتد، سرمایۀ اجتماعی و اعتماد عمومی از بین می‌رود. اعتماد با شعار برنمی‌گردد. با صداقت و عملکردِ مسئولانه برمی‌گردد. جامعۀ بالغ لزوماً جامعه‌ای نیست که در آن همه‌چیز خوب باشد؛ جامعه‌ای است که بتواند دربارۀ همه‌چیز صادقانه حرف بزند.

۱۰- توان اقتصادی و حفظ کرامت اجتماعی مهم است

قدرت خرید فقط به پول خلاصه نمی‌شود. توان اقتصادی به افراد جامعه کرامت می‌بخشد. خیلی از خانواده‌ها در شرایط کنونی ناچارند از خوراک، پوشاک، درمان، تفریح و آموزش بگذرند، ولی شهروندِ باکرامت باید بتواند از پسِ هزینه‌های عادی زندگی برآید، بتواند برای تولد فرزندش هدیه بخرد، بتواند گاهی با نزدیکانش بیرون برود، بتواند سالی یک بار سفر کند، بتواند غذای موردعلاقه‌اش را بخورد، بتواند برای خانه‌اش چیزی بخرد. زندگی طبیعی یعنی همین. زندگی فقط زنده‌ماندن نیست. جامعه‌ای که شهروندانش مجبور باشند بین نیازهای اساسی‌شان یکی را انتخاب کنند، دیر یا زود دچار فرسودگی اجتماعی می‌شود. درنتیجه حال بدمان دلایل روشنی دارد و حال خوب با تحقق این اهداف به دست می‌آید.

کاش دیگر خبرها را لحظه‌به‌لحظه دنبال نکنیم، صدای آژیر و انفجار نشنویم، قیمتِ هر چیز را چک نکنیم، این‌قدرحساب و کتاب نکنیم. نپرسیم دلار چند شده. نپرسیم کی رفته و کی آمده.... دلم می‌خواهد عصر باشد؛ از آن عصرهای کشدار آخر تابستان که آفتاب دیگر بی‌رمق است و هوا نرم شده. لم بدهی روی تختِ چوبیِ کنار حوض، کتابی در دستت و استکان چای کنارت... نسیم خنکی از لابلای شاخه‌ها بوزد، صورتت را نوازش کند، مجالی بدهد به این حال، به این آسودن و بعد همۀ تلخی‌ها را با خودش ببرد. دلم می‌خواهد عصر باشد؛ عصرِ همان ایرانی که دلمان برایش تنگ شده است.

دلم می‌خواهد شهریور از راه برسد و خنکای پاییز را بیاورد. پنجره را باز کنم، سرگرم کار خودم باشم و صدای باران از حیاط بیاید. آن‌وقت شاید بتوان زیر لب آواز سر داد.. بتوان گفت ببار... بر کوه و دشت و هامون ببار... ببار و گَردِ این روزهای خسته را بشوی... ببار که این سرزمین تشنه است؛ تشنۀ باران، تشنۀ آرامش، تشنۀ روزهای بهتر. ببار به یاد همۀ آن‌هایی که دلشان همین عصر آرام را می‌خواست. بگذار تابستان با گرما و تلخی‌اش تمام شود... پاییز بیاید... باران ببارد... شاید از دل این همه خستگی، جوانه‌ای سبز شود.




 انتقاد کوفی عنان به عدم توجه آمریکا به امنیت در عراق
۴۶ دقیقه قبل / روزنامه شرق

انتقاد کوفی عنان به عدم توجه آمریکا به امنیت در عراق

مسئله انفجار دفتر سازمان ملل در عراق، هنوز مورد توجه رسانه‌ها و محافل سیاسی است. شورای امنیت [سازمان ملل]، در جلسه دیشب‌ آن را محکوم‌ کرده و خواستار ادامه حضور سازمان ملل در عراق و توجه بیشتر آمریکا به امینت‌ آنجا شد. [کوفی‌عنان]، دبیرکل سازمان از بی‌توجهی‌ آمریکا به امنیت در عراق و آن دفتر انتقاد کرده و گفته، آمریکا و انگلیس، به وظیفه خود عمل نکرده‌اند.

 پشت پرده تماس‌های پاکستان با ایران و آمریکا/ مذاکرات آغاز می‌شود؟
۱۷ ساعت قبل / سایت اکوایران

پشت پرده تماس‌های پاکستان با ایران و آمریکا/ مذاکرات آغاز می‌شود؟

از تلاش پاکستان برای حفظ کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن و بررسی راه‌های کاهش تنش و بازگشت دو طرف به میز مذاکره خبر داده است.

 ترامپ به دنبال نام‌گذاری ناو هواپیمابر آمریکا به نام خودش؟
۳۵ دقیقه قبل / سایت اکوایران

ترامپ به دنبال نام‌گذاری ناو هواپیمابر آمریکا به نام خودش؟

در دولت ترامپ بحث‌هایی داخلی درباره تغییر نام ناو کلاس «فورد» و احتمال نام‌گذاری آن به نام ترامپ مطرح شده است.

 مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟
۱۷ ساعت قبل / سایت روزنو

مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟

یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به وب‌سایت «سمافور» مدعی شدند که دولت آمریکا بر این باور است که گفت‌و‌گو‌های ایران و عمان هفته‌ها پیش به بن‌بست رسیده است.

 ادعای ونس: تنگه هرمز اصلی‌ترین اهرم فشار تهران است/ وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است/ در حالی که ما بر تهران فشار اقتصادی وارد می‌کنیم، آن‌ها نیز تلاش می‌کنند تا فشار مشابهی بر ما وارد کنند
۱۱ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ادعای ونس: تنگه هرمز اصلی‌ترین اهرم فشار تهران است/ وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است/ در حالی که ما بر تهران فشار اقتصادی وارد می‌کنیم، آن‌ها نیز تلاش می‌کنند تا فشار مشابهی بر ما وارد کنند

معاون رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شد که اکنون موثرترین ابزار آمریکا برای فشار بر ایران، «فشار اقتصادی» است.

 سخنگوی قوه قضائیه:جنایات آمریکا را در دیوان کیفری بین‌المللی پیگیریم
۱۳ دقیقه قبل / سایت تابناک

سخنگوی قوه قضائیه:جنایات آمریکا را در دیوان کیفری بین‌المللی پیگیریم

سخنگوی قوه قضائیه گفت: با مستندسازی دقیق، جنایات آمریکا را دیوان کیفری بین‌المللی پیگیری حقوقی می‌کنیم.