
محمدعلی حسننیا در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه پیمان مکه را باید در چارچوب بازدارندگی تدافعی ارزیابی کرد، نه یک پیمان تهاجمی تمامعیار، اظهار کرد: این پیمان، با تکیه بر اصل «دفاع جمعی»، بیشتر یک شبکه ایمنی است تا یک ترتیبات امنیتی الزامآور و این در انگیزه سه کشور امضاکننده این پیمان نیز دیده میشود. عربستان دیگر به امنیت پوششی آمریکا اکتفا نمیکند. با توجه به اینکه سعودیها، ایران را تهدیدی علیه خود میدانند، پیمان مکه برای ریاض، ابزاری برای ایجاد سهجبهه علیه تهران است.
وی با اشاره به اینکه دوام بلندمدت پیمان مکه به مدیریت اختلافات و تداوم تهدید خارجی بستگی دارد، اضافه کرد: جدا از عربستان، ترکیه پیمان را فرصتی برای خروج از انزوای دیپلماتیک و تقویت صنایع دفاعی خود از طریق همکاری با ریاض و اسلامآباد میبیند. پاکستان نیز به دنبال نفوذ ژئوپلیتیک عمیقتر در جهان عرب، جذب سرمایههای سعودی و مقابله با نفوذ فزاینده هند و اسرائیل در منطقه است. البته که هر سه قدرت، با وجود انگیزههای مشترک، دارای اختلافات ژئوپلیتیکی مانند رقابت آنکارا و ریاض بر سر رهبری جهان اسلام نیز هستند.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با اشاره به مهمترین چالشهای پیشروی این پیمان، اظهار کرد: یکی از آنها، ابهام در سازوکار اجراست. هنوز مشخص نیست «دفاع جمعی» دقیقاً چگونه عملیاتی میشود و این ابهام، پیمان را به یک بیانیه سیاسی نزدیکتر میکند تا یک تعهد نظامی قطعی. همچنین نبود سابقه عملی، بزرگترین چالش است و اولین مورد نقض امنیت، مثلاً حمله به تأسیسات نفتی عربستان، محک واقعی این پیمان خواهد بود.
حسننیا ادامه داد: از سوی دیگر، یکپارچهسازی توان نظامی سه کشور با وجود تواناییهای مکمل، نیازمند زمان و اراده سیاسی مستمر است که البته به نظرم این کارهای مستمر شامل ایران نمیشود. از سویی، با وجود تمام چالشها نباید از ارزش راهبردی پیمان غافل شد. در منطقهای با سابقه طولانی بدعهدیهای آمریکا از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۶، هرگونه تلاش برای معادلات امنیتی بومی، حتی با کاستیهای اجرایی، گامی رو به جلو محسوب میشود.
وی با اشاره به اینکه درها برای ورود کشورها به پیمان مکه باز است، مهمترین گزینه برای الحاق به این پیمان را مصر دانست و گفت: عضویت مصر بارها از سوی ترکیه مطرح شده است. …










