
سمانه آقاپور در گفتوگو با ایسنا، به مهمترین ویژگی روانی افرادی که قصد پذیرش فرزند از بهزیستی دارند پرداخت و گفت: پذیرش فرزندخوانده فراتر از یک تصمیم عاطفی است، این امر یک «سفر روانشناختی» است. هیچ تکویژگی خاصی به تنهایی تضمینکننده موفقیت نیست، بلکه ترکیبی از ظرفیتهای روانی در کنار ثبات ساختار خانواده است که این مسیر را هموار میکند.
وی با اشاره به چهارمحور برای کسانی که قصد فرزندخواندگی از بهزیستی را دارند، گفت: بلوغ و خودآگاهی فردی یعنی والدین باید به مرحلهای از خودشناسی رسیده باشند که بدانند چرا قصد پذیرش فرزند دارند؟ اگر این تصمیم برای پرکردن خلأهای عاطفی شخصی، درمان افسردگی یا ترمیم یک رابطه زناشویی آسیب دیده باشد، فرزندخوانده در جایگاه نامناسبی قرار میگیرد. تابآوری و انعطافپذیری یکی دیگر از این محورهاست؛ از آنجایی که فرزندخواندگی با چالشهای خاص (مانند دلبستگی، مواجهه با گذشته کودک یا بحرانهای هویتی در نوجوانی) همراه است، والدین باید ظرفیت «تحمل ابهام» و تابآوری بالایی داشته باشند؛ یعنی توانایی مدیریت شرایط بحرانی و حفظ پیوند عاطفی با کودک.
چهار رکن شکلگیری دلبستگی ایمن با فرزندخوانده
آقاپور با بیان اینکه شکلگیری دلبستگی میان کودک و والدین مستلزم الزاماتی است، تصریح کرد: شکلگیری دلبستگی در فرزندخواندگی، فرآیند «بازسازی اعتماد» است، دلبستگی به معنای ایجاد «پناهگاه امن» برای کودکی است که با پیشینهای از ناامنی آمده تا به جهان پیرامونش اعتماد کند. برای رسیدن به این سطح، چهار رکن بنیادین نیاز داریم:
نخست، «حساسیت و پاسخدهی هماهنگ» که مهم ترین رکن است. دلبستگی زمانی شکل میگیرد که مراقب سیگنالهای کودک (کلامی یا زبان بدن) را بهدرستی رمزگشایی کرده و متناسب با نیاز لحظهای او پاسخ دهد. در فرزندخواندگی، این حساسیت باید دوچندان باشد؛ چون رفتارهای کودک (مانند پرخاشگری یا انزوا) ممکن است «فریادهای پنهان برای کمک» باشند. والدین باید بهجای «واکنش اصلاحی»، «پاسخ همدلانه» بدهند.
دوم، «ایجاد پیشبینی پذیری» از طریق ساختار و روتین برای کودکی که از محیطی ناپایدار آمده، ضروری است؛ چرا که «نامعلوم بودن» برای او یعنی «تهدید». روتینهای روزمره (ساعت مشخص غذا، خواب و بازی) فقط نظم زمانی ساده نیستند، بلکه ابزاری برای …













