
به گزارش ایسنا، به نقل از زومیت، درهای در جنوب خلیج سانفرانسیسکو، پرهیاهو، جنجالی و همیشه سرشار از اتفاق. جایی که پشت هر پنجرهی شیشهای، رؤیایی است که یا به میلیاردها دلار میرسد یا بیصدا دفن میشود. سرزمینی که قانون خودش را ترویج میکند: «شکست بخور، ولی زود. بساز، ولی با جاهطلبی و اگر همهچیز از دست رفت، دوباره شروع کن.»
امروز سیلیکونولی بیش از هرچیز تداعیکنندهی مفهومی خاص است: ماشینی که با سوخت اشتیاق کار میکند، با مهندسی وسواسگونه ساخته شده است و با نوآوری، ریسکپذیری و تحول دیجیتال دائماً خود را بازتعریف میکند.
به همین دلیل سایر کشورها نیز با الهام از بزرگترین قطب تکنولوژی جهان، مراکز توسعه و استارتاپی خود را «سیلیکونولیهای بعدی» مینامند: مانند استکهلم سوئد، بنگلور هند، شنژن چین، لیسبون پرتغال یا کمپیناس برزیل.
اما افسانهی این دره، داستان قدرتی است که از دانشگاهها عبور کرد، به پنتاگون رسید، از گاراژها سر بر آورد و دنیای فناوری را از نو نوشت.
سیلیکون ولی چگونه شکل گرفت؟
پیش از آنکه منطقهی جنوب سانفرانسیسکو نامش با «نوآوری»، «استارتاپ» و «سهام و سرمایه» گره بخورد، درهای بود پر از درختان آلو، بادام و هلو. درهی سانتا کلارا، با بوی شکوفههایش شناخته میشد، نه با صدای سرورها و مردم محلی آن را درهی دلانگیز (Valley of Heart’s Delight) مینامیدند؛ چون با هر نسیم، بوی زندگی در هوا میپیچید.
اما پشت این آرامش، نخستین جرقههای یک طوفان فناورانه شعلهور شده بود؛ طوفانی که از دل جنگ، جاهطلبی و کمی هم نافرمانی پدید آمد.
ریشههای نظامی و اولین شرکت فناوری
در طول دههی ۱۹۳۰ مرکز تحقیقاتی نیروی دریایی ایالات متحده به منطقهی سانیویل انتقال یافت، جایی که بعداً به پایگاه هوایی مافت فیلد (Moffett Field) تبدیل شد. این پایگاه، ابتدا برای کشتیهای هوایی طراحی شده بود، اما چیزی نگذشت که یکی از مراکز مهم آزمایشهای راداری و هوایی ارتش را در خود جای داد: مکانی که مهندسی، جاسوسی و جنگ الکترونیکی به هم رسیدند.
سال ۱۹۳۹، دو دانشجوی ترمن به نامهای ویلیام هیولت و دیوید پکارد با سرمایهی ناچیز ۵۳۸ دلاری و آرزوهای …








