
محمود سهبرادران در گفت و گو با ایسنا، اظهارکرد: در کشورهای توسعهیافته، زمین فوتبال یک «سرمایه اجتماعی» است، اما در بسیاری از الگوهای فعلی ایران، متاسفانه زمین فوتبال به یک «کالای تجاری کوتاهمدت» تبدیل شده است.
تضاد در مدلهای مدیریتی
او با اشاره به این شکاف عملکردی، گفت: در مدلهای موفق جهانی (اروپا و ژاپن)، شهرداری یا دولت با «یارانهدهی» و «نظارت بر کیفیت»، اجازه نمیدهد هزینه اجاره زمین مانع توسعه ورزش پایه شود. اما در مدل رایج در ایران، هدف شهرداریها و وزارت ورزش وجوانان «تأمین سلامت عمومی» به «درآمدزایی از داراییهای ثابت» تغییر کرده است.
این کارشناس مدیریت اماکن ورزشی افزود: وقتی زمین به پیمانکار واگذار میشود، پیمانکار برای پوشش هزینههای «مزایده» (که غالباً با قیمتهای غیرواقعی برنده میشود)، مجبور است فشار مالی را بر مدارس فوتبال (مشتریان نهایی) وارد کند. این زنجیره باعث میشود که «اجارهبها» به جای صرف شدن برای نگهداری چمن، صرف پرداخت سود پیمانکار و جبران هزینه اجاره سنگین به شهرداری یا وزارت ورزش وجوانان و یا هر نهاد مرتبط در این زمینه شود.
چرخه معیوب «پیمانکار-محور» و افول نگهداری
او عنوان کرد: در کشورهای توسعهیافته، قرارداد پیمانکار بر اساس «شاخص عملکرد» است؛ مثلا کیفیت چمن چقدر است؟ چند ساعت در اختیار کودکان بوده؟ اما در ایران قراردادها عمدتاً «مالی-محور» هستند.
سهبرادران با اشاره به رفتار پیمانکار در این بخش، ادامه داد: چون انگیزه پیمانکار فقط «حداکثر کردن درآمد در کوتاه مدت» است، سرمایهگذاری برای نگهداری اصولی مانند سیستم زهکشی، کوددهی علمی، آبیاری برای او هزینه اضافی محسوب میشود.
او همچنین درباره استهلاک سریع زمین (چمن مصنوعیهای سوخته یا زمینهای چمن طبیعی تبدیلشده به خاک و گل)، گفت: این دقیقا نقطه مقابل «پایداری زیرساخت» در اروپا است.
مدارس فوتبال؛ از «مدرسه» تا «محل درآمدزایی»
این کارشناس ورزش همچنین بیان کرد: وقتی هزینه اجاره هر سانس زمین برای یک مدرسه فوتبال پایه بسیار بالاست، مدیر مدرسه فوتبال دو راه بیشتر ندارد؛ افزایش شهریه که باعث ریزش کودکان مستعد از خانوادههای کمدرآمد میشود (عدالت …













