
به همین دلیل، اعلام یک رقم کلی برای هزینه کشت ۱۴۰۵ میتواند گمراهکننده باشد. عدد واقعی زمانی به دست میآید که سه گروه هزینه کنار هم قرار گیرند: هزینههایی که برای آمادهسازی خود زمین پرداخت میشوند، مخارجی که مستقیماً به محصول انتخابشده مربوطاند و هزینههایی که در طول فصل و متناسب با وضعیت مزرعه به وجود میآیند. بسیاری از برآوردها فقط قیمت بذر، کود و اجاره ماشینآلات را با هم جمع میکنند. درحالیکه آزمون خاک، حملونقل، تعمیر تجهیزات آبیاری، پایش مزرعه، نیروی انسانی و خریدهای تکمیلی نیز میتوانند فاصله محسوسی میان بودجه اولیه و هزینه واقعی ایجاد کنند. یک هکتار زمین، سه گروه هزینه متفاوت
برای اینکه محاسبه از ابتدا قابلفهم باشد، باید هزینهها را به سه بخش تقسیم کرد.
بخش نخست، هزینههای پایه آمادهسازی زمین است. آزمون خاک، شخم، دیسک، تسطیح، آمادهسازی بستر و بررسی سیستم آبیاری در این گروه قرار میگیرند. این هزینهها بیشتر به وضعیت خود زمین وابستهاند.
بخش دوم به محصول مربوط است. نوع و مقدار بذر، برنامه تغذیه و روش کاشت براساس محصول انتخابشده تغییر میکنند. برای مثال، دو محصول در یک زمین ممکن است به تراکم کاشت یا ترکیب تغذیهای متفاوتی نیاز داشته باشند.
بخش سوم، هزینههای مشروط یا پیشبینینشده است. پایش آفات و بیماریها، تعمیر ناگهانی تجهیزات، تغییر قیمت، حمل مجدد یا خرید تکمیلی در این گروه قرار میگیرند. ممکن است تمام این هزینهها اتفاق نیفتند، اما حذف کامل آنها از بودجه نیز برآورد را غیرواقعی میکند. پس هزینه هر هکتار از یک فرمول ساده اما چندبخشی به دست میآید:
هزینه نهایی هر هکتار = آمادهسازی زمین + بذر و تغذیه + کاشت و آبیاری + حملونقل + هزینههای احتمالی محاسبه را از محصول شروع کنیم یا از زمین؟
اولین قدم، بررسی زمین است؛ نه مراجعه مستقیم به فهرست قیمت نهادهها. تا زمانی که وضعیت خاک، محصول موردنظر، روش آبیاری و سابقه کشت مشخص نشده باشد، نمیتوان مقدار خرید را دقیق تعیین کرد.
فرض کنیم دو کشاورز هرکدام یک هکتار زمین دارند. زمین نخست از فصل گذشته آماده باقی مانده، سیستم آبیاری آن سالم است و نتیجه جدید آزمون خاک نیز در دسترس قرار دارد. زمین دوم به تسطیح، تعمیر …






