او که تا به حال آثاری همچون «از فصل شکار»، «شور عاشقی»، «کربلا جغرافیای یک تاریخ»، «حرف مردم»، «حبیب»، «حس تماس»، «آیههای زمینی»، «مسافر باران» و «خانهای روی تپه» را ساخته است، از نقش سهضلعیِ «مخاطب، سینماگر و مدیر فرهنگی» در ساخت فیلمهای دینی و لذتهای پژوهش میدانی در مورد واقعه کربلا گفت و به نقد فضای موجود پرداخت و در نهایت، تأکید کرد که هر سینماگر باید «جهان خودش را» داشته باشد.
در ادامه گفتوگوی ایسنا با داریوش یاری را که در استودیو این خبرگزاری انجام شده است، ببینید و بخوانید:
ایسنا: سینمای ایران در حوزه سینمای مذهبی یا دینی، کارهای زیادی داشته است اما تعداد کارهایی که در ذهن مردم ماندگار باشد کم است. مثلاً فیلم «محمد رسولالله» هنوز در ذهن مخاطبان ایرانی و جهانی شاخص است، ولی ما کاری در این سطح نداریم. مشکل را در چه میبینید؟
داریوش یاری: وقتی شما این سؤال را مطرح میکنید، دلیلش این است که دوست دارید از این فیلمها تولید شود، حداقل به اندازهای که بشود به آنها رجوع کرد و مثال زد و در این ایام نمایش داد و جلسات نقد و بررسی برگزار کرد.
این نیاز درونی شما این سؤال را به وجود آورده است. اگر این نیاز درونی در هنرمند و فیلمساز هم ایجاد شود، او همتی خواهد کرد که برود در حوزه مفاهیم دینی، عاشورایی و قرآنی فیلم بسازد. وقتی این احساس نیاز در مدیر هم ایجاد شد، او استقبال میکند و میگوید مردم نیاز دارند، فیلمساز هم همت کرده، من هم به عنوان کارفرمای فرهنگی وظیفه حمایت را دارم.
این دقیقاً مثل سه ضلع تعزیه است: تماشاگر، شبیهخوان (تعزیهخوان) و مکان اجرا (تعزیه). این سه باید با هم باشند تا تعزیه اتفاق بیفتد. در سینمای دینی هم سه ضلع داریم: طلب مخاطب، همت سینماگر و حمایت کارفرمای فرهنگی. تا این سه رکن با هم جمع نشوند، اثر دینی خلق نمیشود. اگر الان این اتفاق نمیافتد، باید هر سه ضلع را بررسی کرد؛ نه اینکه بگوییم سینماگر دلش نمیخواهد، یا مدیر حمایت نمیکند، یا مخاطب دوست ندارد. پاسخ من مشخص است: این سه ضلع درست کار نمیکنند و باید ریشهیابی جامعهشناختی و روانشناختی شود که چرا مخاطب طلب ندارد؟ چرا سینماگر نمیآید؟ چرا مدیر جلو نمیآید؟.
یادمان باشد فیلمهای خیلی خوبی مثل «سفیر» و «روز واقعه» ساخته شدهاند. «سفیر» یکی از پرفروشترین فیلمهای سینمای ایران بود و در ایام محرم، مردم استقبال کردند. پس اگر در آن مقطع تاریخی چنین فیلمهایی ساخته شده، برای این بوده که آن سه ضلع کامل بودهاند.
ایسنا: الان در چه وضعیتی هستیم؟ آیا هر سه ضلع (مخاطب، سینماگر و مدیر) با هم همراهند؟
یاری: صادقانه بگویم، الان هر سه ضلع میلنگند. مخاطب شاید به خاطر نسل جدید و عدم همراهی ما، مدیران به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی و سینماگران به خاطر نبود حمایت. اما من مدیرانی را با چشم خود دیدهام که برای حمایت از یک فیلم عاشورایی، سینه سپر کردند و من شرمنده شدم. در مقابل، برخی سینماگران خود را اسیر سلیقه مخاطب میکنند؛ مثلاً میگویند مردم فیلم کمدی دوست دارند، پس ما هم کمدی میسازیم. این اشتباه است. سینماگر نباید مثل مردم فکر کند، باید دنیای شخصی خود را به اشتراک بگذارد.
من فیلم «روز واقعه» را برای اولین بار در سینمای تهیهکنندگان (آن موقع سینما صحرا بود) دیدم. تهیهکنندگان سینمای ایران آنجا بودند. در همان اکران ، نصفی از تماشاگران سالن را ترک کردند. یا خاطرم هست یک داستانی را زندهیاد خسرو سینایی تعریف میکرد از اکران فیلم «یک اتفاق ساده» ساخته سهراب شهید ثالث. ایشان میگفت فیلم وقتی تمام شد و چراغها را روشن کردند، فقط من در سالن بودم و شهید ثالث. آن زندهیاد تعریف میکرد شهید ثالث از این صحنه شوک شده بود.









