
به گزارش ایسنا، ساخت فصل جدید برای سریالهای قدیمی، یکی از سیاستهایی است که در سالهای اخیر در صداوسیما مورد توجه قرار گرفته و مدیران تلویزیون بارها از احیای مجموعههای خاطرهانگیز و ادامه دادن آثاری گفتهاند که همچنان ظرفیت قصهگویی دارند.
اصل این ایده میتواند تصمیمی منطقی برای تلویزیون باشد؛ چراکه این آثار پیش از این مخاطب خود را پیدا کردهاند و بسیاری از بینندگان با شخصیتها و فضای آنها خاطره دارند. با این حال، مخاطراتی نیز آن را تهدید میکند. بسیاری معتقدند احیای یک سریال قدیمی صرفا به معنای استفاده دوباره از نام و عنوان آن نیست و بازگرداندن یک اثر محبوب پس از دو یا سه دهه، به خصوص در شرایطی که بخش زیادی از عوامل و بازیگران آن تغییر کردهاند، میتواند پرریسک باشد.
در حالی در سالهای اخیر دو نمونه از این بازگشتها به پخش رسیده که هیچکدام نتوانستند موفقیت نسخه اصلی را تکرار کنند و حتی در مواردی، انتقادهایی درباره آسیب دیدن خاطره نسخه قدیمی مطرح شد.
بازگشت «روزگار جوانی» نگرفت
یکی از نخستین تجربههای تلویزیون در بازگرداندن یک سریال قدیمی، «روزگار جوانی» بود که اواخر دهه ۷۰ و در دو فصل به کارگردانی شاپور قریب و اصغر توسلی ساخته شد. فصل نخست این اثر را اصغر فرهادی نوشته بود.
قصه «روزگار جوانی» درباره پنج دانشجو بود که چهار نفرشان شهرستانی و خانهای را با یکدیگر اجاره کرده بودند. تفاوت شخصیتها و برخورد آنها با مسائل مختلف، محور اصلی داستانهای سریال را شکل میداد. کیهان ملکی، امین حیایی، نصرالله رادش، بهزاد خداویسی و مهدی صبایی، بازیگران اصلی دو فصل نخست بودند که «روزگار جوانی» را به یکی از سریالهای محبوب تلویزیون در آن دوره تبدیل کردند.
حدود دو دهه بعد، تلویزیون تصمیم گرفت این عنوان را احیا کند. فصل سوم «روزگار جوانی» در سال ۱۴۰۰ ساخته و پخش شد، اما جز بیوک میرزایی که از نسخههای قبلی در آن حضور داشت، هیچکدام از پنج بازیگر جوان اصلی فصل جدید، نتوانستند با این سریال به شهرت و محبوبیت قابل توجهی برسند. فصل سوم در نهایت شکست سختی خورد و نتوانست سایهای از موفقیت نسخه اصلی را تکرار کند؛ تا جایی که فاصله کیفی و جذابیت آن با دو فصل نخست، به عنوان نمونه واضحی از دشواری احیای سریالهای …












