
صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود؛ رویدادی که با شکلگیری مطالبه قانون و محدود شدن قدرت مطلقه، فصل تازهای را در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور گشود. مشروطه تنها یک تغییر در ساختار سیاسی نبود، بلکه مفاهیمی مانند قانونخواهی، مجلس، مشارکت سیاسی و مسئولیت حکومت در برابر جامعه را وارد ادبیات عمومی ایران کرد.
با گذشت بیش از یک قرن، مشروطه همچنان یکی از مهمترین مقاطع تاریخ معاصر ایران برای شناخت مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور است؛ نهضتی که با دستاوردها و ناکامیهای خود، پرسشهای مهمی درباره نسبت جامعه با قدرت، قانون و حاکمیت به جا گذاشت و همچنان موضوع بحث و بازخوانی تاریخی است.
مشروطه، تلاش تاریخی برای پایان دادن به استبداد و حاکمیت قانون بود
عزیز جوانپور، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اهداف و ویژگیهای نهضت مشروطه اظهار کرد: مطالبه اصلی مردم در جریان مشروطه، مقابله با استبداد و بیقانونی و دستیابی به حاکمیت قانون بود. در این دوره، مسئله قانونگذاری اهمیت ویژهای پیدا کرد و نهضت مشروطه را میتوان یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی ایران در مسیر محدود کردن استبداد و ایجاد حاکمیت قانون دانست. با این حال، این نهضت بیشتر بر اصلاحات سیاسی متمرکز بود و در حوزه ساختار اجتماعی و مسائل مختلف جامعه ورود گستردهای نداشت و مطالبات دینی و مذهبی نیز محور اصلی آن محسوب نمیشد.
وی افزود: نهضت مشروطه در شهرهای بزرگ و مهم کشور بیشتر دیده میشد و حضور مردم عادی در آن گسترده نبود. از سوی دیگر، اختلاف میان روحانیون، مذهبیون و روشنفکران از جمله مسائل مهمی بود که بر روند مشروطه تأثیر گذاشت و موجب شد جریانهای مختلف نتوانند در همه مراحل، همگرایی و وحدت لازم را داشته باشند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز اضافه کرد: همچنین غربزدگی و نفوذ استعمار از آسیبهای جدی مشروطه بود و دخالت قدرتهای خارجی در روند این نهضت، مسیر آن را تحت تأثیر قرار داد؛ بهگونهای که انگلیس خود را حامی مشروطهخواهان معرفی میکرد و تلاش داشت جریان مشروطه را به سمت منافع خود سوق دهد.
وی با تأکید بر اهمیت تاریخی نهضت مشروطه خاطرنشان …












