
شیدا ابراهیمزاده در یادداشتی برای ایسنا نوشت:
فرض کنیم ساعت هشت صبح، یک خبرگزاری رسمی خبری را منتشر میکند. خبر چند منبع دارد، با مسئول مربوطه تماس گرفته شده، متن چند بار ویرایش شده و در نهایت با تیتر دقیق و ادبیاتی کاملا رسمی روی خروجی قرار گرفته است.
ساعت هشت و هفت دقیقه، فردی در یک کانال ناشناس مینویسد: فلان اتفاق افتاد. همین.
نه منبعی دارد، نه سابقه خبرنگاری، نه شماره تماس و نه حتی گاهی یک عکس قابل تشخیص. با این حال، تا ظهر همان روایت چندین برابر خبر رسمی دیده و بازنشر شده است.
طنز ماجرا اینجاست که اگر از مخاطب بپرسیم چرا به این خبر اعتماد کردی، احتمالا خودش هم پاسخ دقیقی ندارد. شاید بگوید چون حس کردم راست میگوید. همین جمله کوتاه، برای مطالعات رسانه بسیار مهم است زیرا مسئله اصلی در اینجا دیگر فقط خبر و اطلاعات نیست؛ مسئله، سازوکار تولید اعتماد است.
اعتماد به خبر، اعتماد به منبع نیست. در تصور کلاسیک از ارتباطات، مخاطب پیام را دریافت میکند، اعتبار منبع را میسنجد و سپس درباره درستی آن تصمیم میگیرد. اما در محیط رسانهای جدید، این فرایند بسیار پیچیدهتر شده است.
مخاطب امروز فقط با رسانه مواجه نیست؛ با شخصیت مواجه است. او ممکن است یک روزنامهنگار مستقل، یک پادکستر، یک تحلیلگر، یک کنشگر اجتماعی یا حتی یک فرد عادی را هر روز در صفحه تلفن همراه خود ببیند. به مرور زمان، از لحن او، شوخیهایش، واکنشهایش و حتی سبک زندگیاش تصویری در ذهن میسازد. در نتیجه، رابطه مخاطب با تولیدکننده محتوا دیگر صرفا رابطه فرستنده و گیرنده پیام نیست؛ نوعی رابطه اجتماعی و عاطفی نیز شکل میگیرد.
پژوهش سال ۲۰۲۵ مرکز پژوهشی پیو(Pew) نشان میدهد ۲۱ درصد بزرگسالان آمریکایی به طور منظم اخبار را از اینفلوئنسرهای خبری در شبکههای اجتماعی دریافت میکنند. این رقم در میان افراد ۱۸ تا ۲۹ ساله به ۳۸ درصد میرسد. مهمتر آنکه مخاطبان برای این منابع فقط سرعت را عامل انتخاب نمیدانند؛ ۴۹ درصد از کسانی که از اینفلوئنسرهای خبری استفاده میکنند، حس اصالت و واقعی بودن آنها را یکی از دلایل مهم خود عنوان کردهاند.
این یافته یک نکته …








