
به گزارش ایسنا، مهارتهای زندگی به مجموعهای از تواناییهای روانی، اجتماعی و بینفردی گفته میشود که به انسان کمک میکند آگاهانهتر تصمیم بگیرد، بهتر ارتباط برقرار کند، احساسات خود را بشناسد و در موقعیتهای دشوار واکنش مناسبتری نشان دهد. این مهارتها فقط به دانستن چند نکته نظری محدود نیستند، بلکه به رفتارهای عملی در زندگی روزانه مربوط میشوند، از حل مسئله و تفکر انتقادی گرفته تا خودآگاهی، مدیریت استرس و توانایی گفتوگو با دیگران. آموزش این مهارتها باعث میشود فرد بتواند دانش، نگرش و ارزشهای خود را به عمل تبدیل کند. به همین دلیل، بسیاری از متخصصان آموزش و تربیت بر این باورند که مدرسه نباید فقط محل انتقال اطلاعات درسی باشد، بلکه باید دانشآموزان را برای زندگی واقعی نیز آماده کند.
اهمیت این موضوع در دوره نوجوانی یعنی دورهای که فرد با تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی گسترده روبهرو است بیشتر میشود. نوجوان در این سالها با مسئله هویت، تمایل به استقلال، فشار گروه همسالان، نیاز به پذیرفته شدن و تجربه احساسات شدید مواجه میشود. اگر در چنین دورهای آموزش لازم برای تصمیمگیری، کنترل هیجان، نه گفتن، شناخت خود و برقراری رابطه سالم وجود نداشته باشد، زمینه برای بروز مشکلات فردی و اجتماعی بیشتر میشود. از سوی دیگر، بسیاری از آسیبهای بزرگسالی ریشه در همین سالهای شکلگیری شخصیت دارند. به همین دلیل، توجه به مهارتهای زندگی در کتابهای درسی میتواند یکی از راههای مهم برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، تقویت سلامت روان و افزایش توان نوجوانان در رویارویی با دشواریهای زندگی باشد.
محمد فولادیوندا، دانشیار گروه جامعهشناسی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در همین چارچوب، پژوهشی درباره میزان توجه کتابهای درسی دوره اول متوسطه به آموزش مهارتهای زندگی انجام داده است. این بررسی، با تمرکز بر محتوای کتابهای مرتبط با تفکر، سبک زندگی و کار و فناوری، کوشیده است نشان دهد نظام آموزشی در پایههای هفتم تا نهم تا چه اندازه این مهارتها را در متن درسها، پرسشها و فعالیتهای آموزشی وارد کرده است. موضوع اصلی پژوهش، ارزیابی میزان و نوع حضور مهارتهایی است که نوجوانان برای زندگی فردی، اجتماعی و تحصیلی خود به آنها نیاز دارند.
پژوهش مورد اشاره با روش توصیفی، تحلیلی …










