اهمیت این موضوع در دوره نوجوانی یعنی دورهای که فرد با تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی گسترده روبهرو است بیشتر میشود. نوجوان در این سالها با مسئله هویت، تمایل به استقلال، فشار گروه همسالان، نیاز به پذیرفته شدن و تجربه احساسات شدید مواجه میشود. اگر در چنین دورهای آموزش لازم برای تصمیمگیری، کنترل هیجان، نه گفتن، شناخت خود و برقراری رابطه سالم وجود نداشته باشد، زمینه برای بروز مشکلات فردی و اجتماعی بیشتر میشود. از سوی دیگر، بسیاری از آسیبهای بزرگسالی ریشه در همین سالهای شکلگیری شخصیت دارند. به همین دلیل، توجه به مهارتهای زندگی در کتابهای درسی میتواند یکی از راههای مهم برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، تقویت سلامت روان و افزایش توان نوجوانان در رویارویی با دشواریهای زندگی باشد.
محمد فولادیوندا، دانشیار گروه جامعهشناسی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در همین چارچوب، پژوهشی درباره میزان توجه کتابهای درسی دوره اول متوسطه به آموزش مهارتهای زندگی انجام داده است. این بررسی، با تمرکز بر محتوای کتابهای مرتبط با تفکر، سبک زندگی و کار و فناوری، کوشیده است نشان دهد نظام آموزشی در پایههای هفتم تا نهم تا چه اندازه این مهارتها را در متن درسها، پرسشها و فعالیتهای آموزشی وارد کرده است. موضوع اصلی پژوهش، ارزیابی میزان و نوع حضور مهارتهایی است که نوجوانان برای زندگی فردی، اجتماعی و تحصیلی خود به آنها نیاز دارند.
پژوهش مورد اشاره با روش توصیفی، تحلیلی و اسنادی انجام شده است. به زبان ساده، پژوهشگر به جای انجام آزمایش یا مصاحبه، متن کتابهای درسی را بهدقت بررسی کرده و محتوای آنها را از نظر توجه به مهارتهای زندگی دستهبندی کرده است. این بررسی شامل کتابهای دوره اول متوسطه، بهویژه کتابهای «تفکر و سبک زندگی» پایه هفتم، «تفکر و سبک زندگی» پایه هشتم و «کار و فناوری» پایه نهم بوده است. در این تحلیل، افزون بر ۱۰ مهارت شناختهشدهای که یونسکو مطرح کرده، سه مهارت دیگر یعنی مهارتهای زندگی موفق، مدیریت زمان و مطالعه و یادگیری نیز در نظر گرفته شدهاند. سپس موارد مرتبط با این مهارتها در متن کتابها، تمرینها، پرسشها و فعالیتها استخراج و کدگذاری شده تا مشخص شود هر کتاب به کدام مهارتها بیشتر یا کمتر پرداخته است.
نتایج این بررسی نشان دادند که میزان توجه کتابها به مهارتهای زندگی یکسان نیست. بیشترین توجه در کتاب «تفکر و سبک زندگی» پایه هفتم دیده شده و پس از آن کتاب «تفکر و سبک زندگی» پایه هشتم قرار دارد. در مقابل، کمترین توجه مربوط به کتاب «کار و فناوری» پایه نهم بوده است. بر اساس دادههای پژوهش، از کتاب تفکر و سبک زندگی هفتم ۱۵۲ مورد و از کتاب تفکر و سبک زندگی هشتم ۴۴۰ مورد کد استخراج شده، در حالی که این رقم برای کتاب کار و فناوری نهم ۱۱۰ مورد بوده است. همچنین برخی بخشهای کتابها بسیار پررنگتر از بخشهای دیگر به این موضوع پرداختهاند و برخی پودمانها در کتاب کار و فناوری سهم بسیار کمی در این زمینه داشتهاند.
یافتههای پژوهش همچنین نشان میدهند که در میان مهارتهای مختلف، بیشترین توجه به «حل مسئله» و «مقابله با هیجان» شده است. در مقابل، «همدلی» و «تصمیمگیری» از جمله مهارتهایی بودهاند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. پژوهشگر در مجموع ۱۳ مهارت اصلی را در محتوای این کتابها شناسایی کرده است، از جمله تصمیمگیری، حل مسئله، تفکر خلاق، تفکر نقادانه، ارتباط مؤثر، روابط بینفردی، خودآگاهی، همدلی، مقابله با هیجان، مقابله با تنش، مهارتهای زندگی موفق، مدیریت زمان و مهارت مطالعه و یادگیری. با این حال، همه این مهارتها به یک اندازه در کتابها حضور ندارند. برای نمونه، در کتاب هفتم همه ۱۳ مهارت دیده شده، اما در کتاب هشتم برخی مهارتها مانند خودآگاهی و مدیریت زمان کمرنگ یا مغفول بودهاند و در کتاب نهم نیز چندین مهارت مهم اساساً حضور اندکی داشتهاند.
اهمیت این یافتهها که در «فصلنامه مهارتآموزی» متعلق به سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور انعکاس یافتهاند، در آن است که نشان میدهند آموزش مهارتهای زندگی در مدرسه فقط یک موضوع حاشیهای نیست، بلکه با کیفیت زندگی آینده نوجوانان ارتباط مستقیم دارد. وقتی دانشآموز یاد بگیرد چگونه مسئلهای را تحلیل کند، احساسات خود را بشناسد، با فشار روانی کنار بیاید یا در رابطه با دیگران محترمانه و مؤثر رفتار کند، احتمال سازگاری بیشتر او با محیطهای مختلف بالا میرود. چنین آموزشی میتواند به افزایش اعتمادبهنفس، عزتنفس، مسئولیتپذیری، تفکر خلاق و نقادانه و حتی پیشگیری از روابط ناسالم اجتماعی، پرخاشگری و بزهکاری کمک کند. به بیان دیگر، این آموزشها فقط برای موفقیت در کلاس درس نیستند، بلکه برای زیستن در جامعه نیز ضروریاند.
از سوی دیگر، این بررسی علمی یادآوری میکند که برخی مهارتها نباید در برنامه درسی نادیده گرفته شوند. برای مثال، خودآگاهی به نوجوان کمک میکند نقاط قوت و ضعف، خواستهها و فشارهای روانی خود را بهتر بشناسد و همین موضوع پایهای برای روابط سالمتر با دیگران است.
مدیریت زمان نیز از مهارتهایی است که میتواند در برنامهریزی درسی، کاهش اتلاف وقت، هدفگذاری و رسیدن به موفقیت فردی نقش جدی داشته باشد. بنابراین، کمرنگ بودن این مهارتها در برخی کتابها میتواند زنگ هشداری برای بازنگری در محتوای آموزشی باشد. این پژوهش همچنین بر نقش معلمان، خانوادهها، مشاوران و استفاده از روشهای مشارکتی و منابع آموزشی متنوع برای تقویت عملی این مهارتها تأکید دارد.
انتهای پیام









